سالمندی؛ خردمندی و ظرف جان

۱۴۰۵/۰۷/۰۹ - ۰۲:۲۳:۲۰
کد خبر: ۴۰۵۳۶۸

جهان در حال سالمند شدن است. بر اساس گزارش سازمان جهانی بهداشت، تا سال ۲۰۳۰، یک نفر از هر شش نفر در جهان ۶۰ ساله یا بیشتر خواهد بود و جمعیت این گروه سنی به ۱،۴ میلیارد نفر خواهد رسید.

ارغوان فرزین‌معتمد

جهان در حال سالمند شدن است. بر اساس گزارش سازمان جهانی بهداشت، تا سال ۲۰۳۰، یک نفر از هر شش نفر در جهان ۶۰ ساله یا بیشتر خواهد بود و جمعیت این گروه سنی به ۱،۴ میلیارد نفر خواهد رسید. این تعداد تا سال ۲۰۵۰ به ۲،۱ میلیارد نفر افزایش می‌یابد. افزایش طول عمر، دستاوردی ارزشمند برای بشر است؛ دستاوردی که همزمان، ضرورت بازاندیشی در ساختار خدمات، مناسبات اجتماعی و سیاست‌های اقتصادی را پیش روی کشورها قرار می‌دهد. ایران نیز با شتاب در این مسیر حرکت می‌کند. صندوق جمعیت سازمان ملل متحد، ایران را دارای یکی از سریع‌ترین روندهای سالمندی جمعیت در منطقه معرفی می‌کند و پیش‌بینی کرده است که در سال ۲۰۵۰، تقریبا مقارن با سال ۱۴۲۹ خورشیدی، ۲۷،۹ درصد جمعیت کشور بیش از ۶۰ سال داشته باشند؛ یعنی نزدیک به 3نفر از هر 10 نفر. این تحول با محدود شدن فرصت جمعیتی کشور همراه است. البته زمان بسته‌ شدن پنجره جمعیتی به تعریف و مفروضات پیش‌بینی بستگی دارد؛ یک مطالعه دانشگاهی درباره ایران، تداوم نسبت وابستگی کمتر از ۵۰ درصد را تا میانه دهه ۲۰۴۰ میلادی برآورد کرده است. بنابراین افق ۱۴۳۰ را باید افق مواجهه با ساختاری بسیار سالمندتر دانست؛ فرصتی که برای آماده‌ شدن در برابر آن، از امروز باید اقدام کرد. در این چند روز، در جلسات متعددی به بهانه روز سالمندی شرکت کرده‌ام. آنچه در خلال این نشست‌ها ذهنم را مشغول کرده، چگونگی نگاه ما به سالمندی است. به گمان من، باید از دو دریچه به این دوره از زندگی نگریست: نخست، دریچه خود فرد؛ حال و احوال او با سالمندی، پذیرش آن و توانایی دوست ‌داشتن دوره‌ای که می‌تواند دوره خردمندی زندگی باشد. دوم، دریچه جامعه و دولت؛ اینکه چگونه می‌توانند خردمندانه به تقویت توان سالمند کمک کنند و امکان بهره‌گیری از خرد و تجربه او را فراهم آورند. در دریچه نخست، سالمندی نسبتی است که فرد با گذر زمان، تغییر توانایی‌هایش و معنای زندگی خود برقرار می‌کند. پذیرش این دوره، نیازمند آگاهی و آمادگی است؛ آمادگی برای شناخت محدودیت‌های تازه و کشف ظرفیت‌هایی که همچنان باقی مانده‌اند یا در طول سال‌ها پخته‌تر شده‌اند. تجربه، شناخت روابط انسانی، توان تأمل و داوری می‌توانند در این دوره به سرمایه‌ای ارزشمند تبدیل شوند. البته خردمندی حاصل خودکار افزایش سن نیست، اما سالمندی می‌تواند فرصتی برای به‌کارگیری آگاهی و تجربه انباشته زندگی باشد. در همین‌ جا با یک پارادوکس روبه‌رو می‌شویم: خردمندی در ظرف جانی قرار می‌گیرد که ممکن است به سبب عبور سال‌ها، فرسوده و کم‌توان شده باشد و امکان بروز آن خردمندی را محدود کند. فرد ممکن است بداند، بخواهد و بتواند راه نشان دهد، اما جسم او همراهی لازم را نداشته باشد. این، پارادوکس توان و ناتوانی است؛ همزمانی ظرفیت تجربه و آگاهی با محدودیت‌هایی که می‌توانند بیان و استفاده از آن ظرفیت را دشوار کنند. پرسش این است که چگونه می‌توان آگاهی را برای حفظ سلامت به کار گرفت و از ظرف جان مراقبت کرد تا روح خردمند فرصت حضور و اثرگذاری داشته باشد؟ بخشی از پاسخ، در آگاهی فرد و مراقبت او از خویش قرار دارد: شناخت نیازهای جسم و روان، فعالیت بدنی متناسب، تغذیه، پیگیری مراقبت‌های ضروری و حفظ ارتباط با دیگران. این آمادگی باید در طول زندگی شکل بگیرد. سازمان جهانی بهداشت نیز سالمندی سالم را بر محور حفظ توانایی عملکردی تعریف می‌کند؛ توانایی‌ای که به فرد امکان می‌دهد زندگی همراه با بهزیستی داشته باشد. اما سلامت ظرف جان را نمی‌توان تنها به مسوولیت فردی سپرد. آگاهی زمانی به مراقبت موثر تبدیل می‌شود که فرد به خدمات، درآمد کافی، محیط مناسب و حمایت اجتماعی دسترسی داشته باشد. سالمندی که هزینه درمان، رفت‌وآمد یا تامین نیازهای روزمره خود را ندارد، برای استفاده از آگاهی و تجربه‌اش نیز با موانع بیشتری روبه‌رو است. در اینجا دریچه دوم اهمیت می‌یابد: جامعه و دولت خردمند، شرایطی فراهم می‌کنند که سالمند بتواند توانایی‌های خود را حفظ کند، درباره زندگی‌اش تصمیم بگیرد و در جامعه حضور داشته باشد. وجه دیگر این مساله، مشارکت اجتماعی و احساس مفید بودن است. ظرف جان به رابطه، امید و معنا نیز نیاز دارد. اینکه سالمند احساس کند حضورش اهمیت دارد، سخنش شنیده می‌شود و هنوز می‌تواند در زندگی دیگران سهم داشته باشد، باید در مرکز نگاه ما به این دوره قرار گیرد. چنین مشارکتی می‌تواند در خانواده، محله، انجمن‌ها، فعالیت‌های فرهنگی، آموزش یا کار داوطلبانه شکل بگیرد. مشارکت اقتصادی نیز می‌تواند بخشی از این حضور باشد؛ به‌ویژه از جنس «شغل نرم»: کاری انعطاف‌پذیر، متناسب با توان و علاقه فرد و با فشار جسمی کمتر، مانند مشاوره، آموزش، راهنمایی نسل جوان و انتقال تجربه. این فرصت باید انتخاب سالمند باشد و با امنیت درآمدی و حمایت اجتماعی او همراه شود. همچنین کرامت و حق برخورداری از مراقبت برای سالمندی که توان یا تمایل به کار ندارد، به همان اندازه محفوظ است. با چنین نگاهی، می‌توان چند جهت‌گیری سیاستی را پیش روی کشور قرار داد. این پیشنهادها، با الهام از محورهای یادداشت‌های حاضر و تجربه‌های مستند جهانی، برای شرایط ایران صورت‌بندی شده‌اند. نخست، آمادگی برای سالمندی باید در سراسر زندگی تقویت شود. آموزش خودمراقبتی، سواد سلامت، آمادگی روانی برای بازنشستگی و برنامه‌ریزی مالی باید پیش از ورود به سالمندی در دسترس افراد قرار گیرد. صندوق جمعیت سازمان ملل متحد بر رویکرد چرخه زندگی و سرمایه‌گذاری در مراحل مختلف آن برای سالمندی سالم و فعال تاکید دارد. در این چارچوب، فرد باید بتواند برای دوره سالمندی خود نقش، رابطه و معنایی تازه تعریف کند. دوم، مراقبت یکپارچه در خانه و محله باید توسعه یابد. تجربه ژاپن در نظام مراقبت یکپارچه جامعه‌محور، اهمیت پیوند خدمات سلامت، مراقبت بلندمدت و حمایت اجتماعی را نشان می‌دهد. رویکرد مراقبت یکپارچه سالمندان سازمان جهانی بهداشت نیز بر خدمات هماهنگ و فردمحور تاکید دارد. پیشنهاد برای ایران، ایجاد مسیر مشخصی است که سالمند و خانواده او بتوانند از طریق آن به ارزیابی نیاز، مراقبت در منزل، توان‌بخشی و حمایت اجتماعی دسترسی پیدا کنند. سوم، شهر و روستا باید امکان حضور سالمند را فراهم کنند.


مناسب‌سازی مسکن، پیاده‌رو و حمل‌ونقل، دسترسی به فضاهای عمومی و خدمات قابل ‌فهم، بر استقلال فرد اثر می‌گذارند. در ایران اقداماتی در این زمینه آغاز شده است که باید گسترش یابد و فراگیر شود. چهارم، مشارکت اجتماعی و ارتباط بین‌نسلی باید به برنامه‌ای پایدار تبدیل شود. شهرداری‌ها، انجمن‌های علمی، نهادهای مدنی و مراکز فرهنگی می‌توانند فرصت‌هایی منظم برای فعالیت گروهی، یادگیری، روایت تجربه و همکاری سالمندان با نسل جوان ایجاد کنند. تجربه نوآوری‌های اجتماعی جامعه‌محور در ژاپن که سازمان جهانی بهداشت بررسی کرده است، نشان می‌دهد فعالیت‌های گروهی می‌توانند محلی برای پیوند سالمندان با اجتماع باشند. پیشنهاد برای کشورمان، طراحی این برنامه‌ها با مشارکت خود سالمندان و متناسب با علایق و نیازهای آنان است. پنجم، فرصت‌های کار نرم و انتقال تجربه باید سازمان یابد. مراکز منابع انسانی نقره‌ای در ژاپن، نمونه‌ای از فراهم‌ کردن کارهای سبک، موقت و کوتاه‌مدت در سطح محلی هستند. با الهام از این تجربه، می‌توان سازوکاری برای معرفی سالمندان علاقه‌مند به فرصت‌های مشاوره، آموزش، راهنمایی و خدمات محلی ایجاد کرد. دانشگاه‌ها، بنگاه‌ها، انجمن‌ها و نهادهای عمومی می‌توانند متقاضی این تجربه باشند؛ با شرایط کاری متناسب، دستمزد منصفانه و حفظ اختیار فرد. ششم، سیاست‌های سالمندی باید به تفاوت نیازها حساس باشند. مبارزه با سن‌گرایی، دسترسی عادلانه به خدمات و حمایت از سالمندان کم‌درآمد، تنها، دارای معلولیت و زنان سالمند باید در طراحی برنامه‌ها لحاظ شود. محورهای دهه سالمندی سالم سازمان ملل نیز بر مقابله با سن‌گرایی، محیط‌های توانمندساز، مراقبت یکپارچه و دسترسی به مراقبت بلندمدت تاکید دارند. در ایران، این جهت‌گیری‌ها باید به مسوولیت مشخص دستگاه‌ها، بودجه و شاخص‌های قابل ‌پیگیری برای کیفیت زندگی سالمندان تبدیل شوند.
هفتم، تمرکز بر اقتصاد نقره‌ای و افزایش ارزش افزوده اقتصادی از طریق ارایه خدمات متناسب با این گروه از جامعه اعم از خدمات مراقبت، سلامت، تفریح و...سالمندی، ما را با پرسشی درباره کیفیت زندگی فرد و خردمندی جامعه روبه‌رو می‌کند. فرد باید برای پذیرش این دوره و مراقبت از ظرف جان خود آماده شود؛ جامعه و دولت نیز باید امکان سلامت، حضور و اثرگذاری او را فراهم آورند. هر چه این دو مسوولیت بهتر به یکدیگر پیوند بخورند، فرصت بیشتری خواهیم داشت تا پارادوکس توان و ناتوانی را کاهش دهیم و به خرد انباشته زندگی مجال بروز بدهیم.

بیمه ملت