شمشير دولبه صندوقهاي اهرمي
صندوقهاي اهرمي طي ماههاي اخير دوباره موردتوجه سرمايهگذاران بورسي قرارگرفته است؛ در اصل به واسطه رشدهاي پيدرپي شاخص اين ابزار بورسي نيز موردتوجه است.
صندوقهاي اهرمي طي ماههاي اخير دوباره موردتوجه سرمايهگذاران بورسي قرارگرفته است؛ در اصل به واسطه رشدهاي پيدرپي شاخص اين ابزار بورسي نيز موردتوجه است. اين صندوق به سرمايهگذاران خود كمك ميكند كه دورههاي صعود بازدهي بيشتري ايجاد كنند؛ اما بايد توجه داشت كه اين ريسك در زمان افت نيز افزايش خواهد يافت.
صندوقهاي اهرمي براي سرمايهگذاران كاربرد دارد كه پذيرش ريسك بالايي دارند. بازار سهام به خودي خود ريسكي است و سرمايهگذاري در آن ميتواند مختص افراد خاص باشد و در كنار آن استفاده از اين ابزار تنها مختص سرمايهگذاراني است كه قدرتپذيرش ريسك بالايي دارند و به دنبال استفاده از ظرفيت اهرم هستند و ميخواهند در روزهاي صعود بازار سود را چندبرابر كنند. در صندوقهاي اهرمي زماني كه قيمت سهام در حال افزايش است، رشد ارزش پرتفوي صندوق ميتواند اثر بيشتري بر بازدهي واحدهاي اهرمي بگذارد و همين مساله باعث ميشود اين صندوقها در دورههاي رونق بازار، توجه معاملهگران بيشتري را به خود جلب كنند. اما مساله دقيقاً از جايي آغاز ميشود كه سرمايهگذار، بازدهي بالاتر را بدون توجه به ريسك بالاتر آن دنبال كند. اهرم مالي بهخوديخود نه يك پديده مثبت است و نه منفي. اين ابزار زماني ميتواند براي سرمايهگذار مفيد باشد كه فرد نسبت ميان ريسك و بازده را بهدرستي بشناسد و بداند افزايش ظرفيت كسب بازدهي، همزمان به معناي افزايش حساسيت سرمايه به افت بازار نيز هست. در صندوقهاي اهرمي، اين موضوع اهميت بيشتري پيدا ميكند. سرمايهگذاري كه واحدهاي اهرمي را خريداري ميكند، عملاً در معرض نوسانات شديدتري قرار دارد. در نتيجه اگر بازار در مسير صعود قرار بگيرد، امكان ثبت بازدهي بالاتر فراهم ميشود، اما اگر روند بازار تغيير كند، اصلاح قيمت ميتواند براي واحدهاي اهرمي نيز شديدتر باشد. اين موضوع بهخصوص در شرايطي اهميت دارد كه يك دوره رشد سريع بازار باعث افزايش انتظارات سرمايهگذاران شود. در چنين شرايطي، ممكن است بخشي از معاملهگران بهجاي آنكه عملكرد صندوق، ساختار واحدها و ميزان ريسك را بررسي كنند، صرفاً بازدهي گذشته را مبناي تصميم خود قرار دهند. درحالي كه عملكرد گذشته يك صندوق نميتواند تضميني براي ادامه همان روند در آينده باشد.
ريسك بالاتر با صندوقهاي اهرمي
رضا محمدي، كارشناس بازار سرمايه درباره افزايش توجه معاملهگران به صندوقهاي اهرمي گفت: بخش مهمي از جذابيت صندوقهاي اهرمي به ساختار آنها بازميگردد. زماني كه بازار در مسير صعودي قرار دارد، استفاده از اهرم ميتواند باعث شود بازدهي واحدهاي اهرمي نسبت به سرمايهگذاري عادي در بازار سهام افزايش پيدا كند. همين موضوع در دورههاي صعودي باعث ميشود بخشي از نقدينگي به سمت اين صندوقها حركت كند. وي ادامه داد: البته نبايد فراموش كرد كه اهرم يك ابزار دوطرفه است. همان عاملي كه در زمان رشد بازار ميتواند بازدهي را افزايش دهد، در زمان اصلاح نيز ميتواند شدت زيان را بيشتر كند؛ بنابراين نميتوان صرفاً براساس بازدهي گذشته درباره جذابيت يك صندوق اهرمي تصميم گرفت. اين كارشناس درباره ريسك خريد واحدهاي اهرمي نيز اظهار كرد: يكي از مهمترين نكات، توجه به ميزان ريسكپذيري سرمايهگذار است. صندوق اهرمي براي فردي كه تحمل نوسانات شديد بازار را ندارد، ميتواند ابزار مناسبي نباشد. سرمايهگذار بايد قبل از ورود بداند كه ممكن است قيمت واحدهاي اهرمي در دورههاي اصلاحي با شدت بيشتري كاهش پيدا كند. وي در ادامه به اهميت بررسي NAV اشاره كرد و گفت: سرمايهگذاران نبايد تنها قيمت تابلو را مشاهده كنند. فاصله قيمت بازار با NAV يكي از متغيرهاي مهمي است كه بايد موردتوجه قرار گيرد. اگر قيمت يك واحد فاصله قابلتوجهي باارزش خالص داراييهاي صندوق داشته باشد، لازم است سرمايهگذار بداند كه چه عواملي باعث شكلگيري اين فاصله شده است. اين كارشناس بازار سرمايه درباره اينكه آيا رشد معاملات صندوقهاي اهرمي را ميتوان نشانه ورود نقدينگي جديد به بازار دانست، گفت: افزايش معاملات اين صندوقها بهتنهايي نميتواند چنين نتيجهاي را اثبات كند. بايد بررسي شود كه اين منابع از خارج بازار وارد شدهاند يا صرفاً جابهجايي سرمايه ميان ابزارهاي مختلف بازار اتفاق افتاده است. براي تحليل رفتار نقدينگي بايد مجموعهاي از متغيرها را در كنار يكديگر بررسي كرد. وي در پايان تأكيد كرد: صندوقهاي اهرمي ذاتاً ابزار نامناسبي نيستند، اما براي همه سرمايهگذاران نيز مناسب نيستند. هر فرد بايد پيش از سرمايهگذاري، ساختار صندوق، ميزان اهرم، وضعيت NAV، تركيب داراييها و سطح ريسكپذيري خود را بررسي كند. مهمترين اشتباه اين است كه سرمايهگذار فقط به بازدهي گذشته نگاه كند و ريسك ابزار را ناديده بگيرد. درنهايت، اهرم ميتواند بازدهي را افزايش دهد، اما همزمان نوسان و ريسك سرمايهگذاري را نيز بيشتر ميكند.
فاصله قيمت و NAV
يكي از مهمترين موضوعاتي كه در بررسي صندوقهاي قابلمعامله، بهويژه صندوقهاي اهرمي، بايد موردتوجه قرار گيرد، فاصله ميان قيمت بازار واحدها و ارزش خالص داراييهاي صندوق يا NAV است. قيمت واحد صندوق در بازار تحتتأثير عرضه و تقاضا شكل ميگيرد؛ بنابراين ممكن است قيمت بازار در مقاطعي بالاتر يا پايينتر از ارزش خالص داراييهاي صندوق قرار گيرد. اين فاصله زماني كه بيش از حد افزايش پيدا كند، ميتواند ريسك سرمايهگذاري را بالا ببرد؛ چراكه بخشي از قيمت واحد ممكن است ناشي از انتظارات و رفتار معاملهگران باشد، نه صرفاً ارزش داراييهاي پايه. براي سرمايهگذاري در صندوقهاي اهرمي، بنابراين صرفاً مشاهده بازدهي گذشته كافي نيست. سرمايهگذار بايد وضعيت NAV، فاصله قيمت باارزش واقعي داراييها، تركيب پرتفوي، وضعيت بازار سهام و سازوكار صندوق را نيز بررسي كند. در واقع، همانطور كه خريد يك سهم صرفاً براساس رشد قيمت آن منطقي نيست، خريد واحد يك صندوق اهرمي نيز تنها به دليل رشد قابلتوجه گذشته نميتواند مبناي كافي براي تصميمگيري باشد.
چرا اهرميها جذاب شدند؟
رفتار بازار نشان داده است كه ابزارهاي اهرمي معمولاً در دورههاي صعودي توجه بيشتري را به خود جلب ميكنند. دليل اين موضوع روشن است؛ وقتي سرمايهگذار تصور ميكند روند صعودي بازار ادامه خواهد داشت، ابزارهايي كه امكان افزايش بازدهي را فراهم ميكنند، جذابتر ميشوند.
در چنين شرايطي، رشد قيمت واحدهاي اهرمي ميتواند خود به عاملي براي افزايش توجه معاملهگران تبديل شود. بخشي از سرمايهگذاران با مشاهده بازدهي اين صندوقها به دنبال ورود به آنها ميروند و افزايش تقاضا نيز ميتواند قيمت واحدها را تحتتأثير قرار دهد. اما همين فرايند در صورت تغيير روند بازار ميتواند معكوس شود. اگر انتظارات صعودي كاهش پيدا كند، سرمايهگذاران ممكن است به سرعت از موقعيتهاي پرريسك خارج شوند. در اين حالت، شدت واكنش قيمت واحدهاي اهرمي ميتواند بيشتر از ابزارهاي كمريسكتر باشد؛ بنابراين افزايش استقبال از صندوقهاي اهرمي را بايد در چارچوب شرايط كلي بازار تحليل كرد، نه به عنوان نشانهاي قطعي از ادامه روند صعودي. گاهي مطرح ميشود كه افزايش معاملات صندوقهاي اهرمي ميتواند نشانه ورود سرمايهگذاران حرفهاي و نقدينگي جديد به بازار باشد. اين برداشت در برخي مقاطع ممكن است بخشي از واقعيت را نشان دهد، اما نميتوان صرف افزايش معاملات يك ابزار را بهتنهايي نشانه ورود نقدينگي هوشمند دانست.
ريسك اصلي كجاست؟
مهمترين ريسك صندوقهاي اهرمي، خود اهرم نيست؛ بلكه عدم شناخت سرمايهگذار از ماهيت آن است. سرمايهگذاري كه واحد عادي يك صندوق را خريداري ميكند، معمولاً با سطح مشخصي از نوسان بازار مواجه است. اما دارنده واحد اهرمي، به دليل ساختار اين ابزار، نسبت به تغييرات ارزش داراييهاي صندوق حساستر است. اگر اين تفاوت براي سرمايهگذار روشن نباشد، ممكن است در زمان اصلاح بازار با افتي مواجه شود كه انتظار آن را نداشته است. ازسوي ديگر، رشد سريع قيمت واحدهاي اهرمي ميتواند باعث ايجاد نوعي خوشبيني در بازار شود. سرمايهگذار ممكن است تصور كند بازدهي گذشته بهراحتي قابلتكرار است؛ درحالي كه شرايط بازار، ارزشگذاري سهام و ميزان تقاضا دايماً تغيير ميكند. به همين دليل، صندوقهاي اهرمي براي سرمايهگذاري بدون شناخت و بررسي مناسب طراحي نشدهاند و نميتوان آنها را جايگزين ابزارهاي كمريسكتر براي تمام سرمايهگذاران دانست.
نقش بازارگردان و نقدشوندگي
يكي ديگر از موضوعات مهم در صندوقهاي قابلمعامله، نقدشوندگي است. در شرايط عادي، وجود بازارگردان ميتواند به روانتر شدن معاملات و كاهش فاصله ميان قيمت خريدوفروش كمك كند. با اينحال، در دورههاي پرنوسان، فشار همزمان خريداران يا فروشندگان ميتواند شرايط متفاوتي ايجاد كند. در صندوقهاي اهرمي اين مساله اهميت بيشتري دارد؛ زيرا شدت نوسان ميتواند افزايش يابد و در صورت شكلگيري موج فروش، سرمايهگذار بايد علاوه بر وضعيت بازار سهام، شرايط معاملات خود صندوق را نيز درنظر بگيرد.
چه زماني اهرمي بخريم؟
جذابيت اين صندوقها تا حد زيادي به شرايط بازار سهام وابسته است. در يك بازار صعودي، ظرفيت اهرم ميتواند بازدهي سرمايهگذار را افزايش دهد؛ اما در بازار نزولي يا پرنوسان، همين ويژگي ميتواند ريسك زيان را بيشتر كند.
از اين منظر، انتخاب صندوق اهرمي بيشتر از آنكه صرفاً به دنبالكردن بازدهي گذشته وابسته باشد، به ميزان ريسكپذيري سرمايهگذار، افق سرمايهگذاري و شناخت او از سازوكار اين ابزار ارتباط دارد. سرمايهگذاري كه تحمل نوسان شديد ندارد، ممكن است در مواجهه با افت قيمت واحدهاي اهرمي تصميمهاي هيجاني بگيرد. در مقابل، سرمايهگذاري كه ماهيت ابزار را ميشناسد و ريسك آن را پذيرفته است، ميتواند تصميم خود را بر اساس افق زماني و استراتژي سرمايهگذاري تنظيم كند.
فرصت يا زنگ خطر؟
افزايش محبوبيت اين ابزار، همزمان ضرورت افزايش سواد مالي سرمايهگذاران را نيز بيشتر ميكند. هرچه بازدهي يك ابزار بالقوه بالاتر باشد، شناخت ريسكهاي آن اهميت بيشتري پيدا ميكند. در شرايط فعلي، پرسش اصلي اين نيست كه صندوقهاي اهرمي خوب هستند يا بد؛ بلكه مساله اصلي اين است كه سرمايهگذار با چه ميزان شناخت و براي چه هدفي وارد اين ابزار ميشود. تفاوت ميان سرمايهگذاري آگاهانه و رفتار هيجاني دقيقاً در همين نقطه مشخص ميشود. اگر بازار به روند صعودي خود ادامه دهد، صندوقهاي اهرمي همچنان ميتوانند در كانون توجه معاملهگران باقي بمانند. اما در صورت افزايش نوسان يا تغيير جهت بازار، ويژگي اهرمي آنها ميتواند شدت واكنش قيمت را افزايش دهد. به همين دليل، رشد اخير اين صندوقها را بايد همزمان از دو زاويه ديد: از يكسو افزايش تنوع ابزارهاي سرمايهگذاري و توسعه بازار، و ازسوي ديگر افزايش حساسيت سرمايهگذاران به ريسكهاي ناشي از اهرم. صندوق اهرمي نه ميانبري براي كسب سود قطعي است و نه ابزاري كه صرفاً بايد از آن پرهيز كرد. اين ابزار بخشي از بازار سرمايه است كه بازدهي و ريسك را همزمان بزرگتر ميكند؛ بنابراين هرچه سرمايهگذار پيش از ورود، شناخت دقيقتري از ساختار صندوق، وضعيت NAV، تركيب داراييها، شرايط بازار و ميزان تحمل ريسك خود داشته باشد، احتمال تصميمگيري هيجاني نيز كاهش پيدا ميكند. در بازاري كه سرمايهگذاران همواره به دنبال بازدهي بيشتر هستند، شايد مهمترين نكته درباره صندوقهاي اهرمي همين باشد، اهرم ميتواند سود را بزرگتر كند، اما ريسك را هم كوچكتر نميكند.