سه محرک تازه برای تداوم مسیر بورس
در شرایطی که بازار سرمایه طی ماههای اخیر بارها تحت تاثیر اخبار و تحولات سیاسی قرار گرفته، به نظر میرسد وزن این متغیر در معاملات بورس به تدریج کاهش یافته است.
در شرایطی که بازار سرمایه طی ماههای اخیر بارها تحت تاثیر اخبار و تحولات سیاسی قرار گرفته، به نظر میرسد وزن این متغیر در معاملات بورس به تدریج کاهش یافته است. اگرچه همچنان نمیتوان ریسکهای سیاسی و اثر آنها بر رفتار سرمایهگذاران را نادیده گرفت، اما واکنش بازار به این دسته از اخبار نسبت به گذشته محدودتر شده و در مقابل، برخی متغیرهای اقتصادی و بنیادی بیش از گذشته مورد توجه فعالان بازار قرار گرفتهاند.در این میان، سه عامل را میتوان از مهمترین محرکهای فعلی بازار دانست؛ گزارشهای تولید و فروش ماهانه شرکتها، افزایش نرخ دلار و بازگشت تدریجی همبستگی میان بازار ارز و بازار سهام و در نهایت، انتشار گزارشهای ششماهه شرکتها که طی هفتههای آینده میتواند به یکی از مهمترین موضوعات مورد توجه بورس تبدیل شود. یکی از مهمترین اتفاقاتی که طی هفتههای اخیر توجه فعالان بازار سرمایه را به خود جلب کرده، انتشار گزارشهای تولید و فروش ماهانه شرکتهاست. بررسی این گزارشها نشان میدهد بخش قابل توجهی از شرکتها عملکرد مناسبی در بخش فروش داشتهاند و در برخی موارد نیز رشد قابل توجهی در درآمدهای عملیاتی مشاهده شده است.البته بخشی از رشد فروش شرکتها را باید ناشی از افزایش نرخ محصولات و خدمات دانست. بنابراین نمیتوان تمام رشد درآمد شرکتها را به معنای افزایش واقعی مقدار فروش یا رشد تقاضا تفسیر کرد. با این حال، فارغ از این موضوع، انتشار گزارشهای مناسب ماهانه از نظر روانی نیز اثر قابل توجهی بر بازار دارد و میتواند نگاه سرمایهگذاران نسبت به عملکرد شرکتها را بهبود ببخشد. در واقع، بازار سرمایه برای ادامه روند خود تنها به محرکهای خبری نیاز ندارد و زمانی که نشانههایی از بهبود عملکرد شرکتها در سامانه کدال منتشر میشود، توجه معاملهگران میتواند از فضای کوتاهمدت و هیجانی فاصله گرفته و به سمت متغیرهای بنیادی حرکت کند. دومین متغیر مهمی که در شرایط فعلی بر معاملات بازار سرمایه اثرگذار است، روند قیمت دلار است. طی سالهای گذشته بارها شاهد ارتباط میان بازار ارز و بازار سهام بودهایم؛ با این حال، از حوالی سال ۱۳۹۹ به بعد، این همبستگی تا حدی کاهش پیدا کرد و در مقاطعی مسیر حرکت دلار و بورس از یکدیگر فاصله گرفت؛اما به نظر میرسد طی ماههای اخیر بار دیگر این رابطه در حال تقویت شدن است. افزایش نرخ دلار، حتی در بازار توافقی، باعث شده انتظارات تورمی در اقتصاد همچنان در سطح بالایی قرار داشته باشد و همین موضوع میتواند بر ارزشگذاری شرکتهای بورسی و انتظارات سرمایهگذاران اثرگذار باشد.
در سالهای ابتدایی دهه ۹۰، بازار سهام در میان بخشی از سرمایهگذاران به عنوان نوعی «سپر تورمی» شناخته میشد. منطق این نگاه آن بود که با افزایش نرخ ارز و رشد سطح عمومی قیمتها، ارزش داراییها و درآمد اسمی شرکتها نیز میتواند افزایش پیدا کند و بازار سهام در بلندمدت خود را با شرایط تورمی تطبیق دهد. این رابطه اما در سالهای بعد با فراز و نشیبهای زیادی همراه شد و حتی در مقاطعی شاهد وضعیتی بودیم که افزایش قیمت دلار همزمان با افت بازار سهام اتفاق میافتاد. با این حال، از حدود پاییز سال گذشته نشانههایی از بازگشت این همبستگی مشاهده شد و به نظر میرسد بازار سهام بار دیگر در حال ایفای نقش خود به عنوان یکی از گزینههای مقابله با آثار تورم برای سرمایهگذاران است. البته این موضوع به معنای آن نیست که افزایش نرخ دلار الزاما و در همه شرایط به رشد بورس منجر میشود. اثرگذاری نرخ ارز بر بازار سرمایه به ساختار درآمدی شرکتها، هزینههای تولید، سیاستهای ارزی و شرایط کلی اقتصاد نیز وابسته است. با این حال، برای بخش قابل توجهی از شرکتهای صادراتمحور، افزایش نرخ ارز میتواند در محاسبات درآمدی و سودآوری اهمیت ویژهای داشته باشد. اما سومین عاملی که میتواند طی هفتههای آینده اهمیت بیشتری پیدا کند، انتشار گزارشهای ششماهه شرکتهاست. عملکرد مناسب بسیاری از شرکتها در گزارشهای تولید و فروش ماهانه این انتظار را ایجاد کرده که صورتهای مالی ششماهه نیز بتوانند تصویر قابل قبولی از وضعیت عملکرد شرکتها ارائه کنند.به همین دلیل، بخشی از معاملات فعلی بازار را میتوان نوعی پیشواز نسبت به فصل گزارشهای ششماهه دانست. سرمایهگذاران در حال بررسی این موضوع هستند که آیا رشد درآمدهای ماهانه توانسته خود را در سودآوری شرکتها نیز نشان دهد یا خیر؟ اگر گزارشهای شش ماهه مطابق انتظارات بازار منتشر شوند، میتوانند نقش مهمی در تقویت نگاه بنیادی سرمایهگذاران داشته باشند. در مقابل، فاصله قابل توجه میان انتظارات و عملکرد واقعی شرکتها میتواند بار دیگر توجه بازار را به سمت متغیرهای دیگری همچون نرخ ارز، سیاستهای اقتصادی و ریسکهای سیاسی سوق دهد. در کنار این سه محرک، نباید فراموش کرد که بورس همچنان با ریسکهای مختلفی مواجه است و افزایش قیمت سهام به صورت یکپارچه و بدون اصلاح نمیتواند انتظار واقعبینانهای برای بازار باشد. در هفتههای اخیر نیز بخشی از نمادها با اصلاح قیمتی مواجه شدهاند و این موضوع را میتوان بخشی از رفتار طبیعی بازار پس از رشد قیمتها دانست. در نهایت، به نظر میرسد بازار سرمایه در مقطع فعلی بیش از گذشته در حال حرکت به سمت متغیرهای بنیادی است. کاهش اثرگذاری اخبار جنگ و تحولات سیاسی در کنار توجه بیشتر به گزارشهای ماهانه، روند نرخ ارز و انتظار برای گزارشهای ششماهه، ترکیبی از عوامل را ایجاد کرده که میتواند فضای معاملات بورس را تحت تاثیر قرار دهد.