تحليل سناريوهاي سهگانه بازار سرمايه
اولين روز كاري هفته را در حالي پشت سر گذاشتيم كه بازار در روز چهارشنبه با تركيبي از دو عامل مثبت همراه شد؛ از يك سو اميدواري نسبي به از سرگيري مذاكرات مستقيم ايران و امريكا و از سوي ديگر رسيدن قيمتها به سطوح نرمال و جذاب پس از اصلاح اخير، باعث شد فضاي معاملات نسبت به روزهاي قبل كمي بهتر شود.
اولين روز كاري هفته را در حالي پشت سر گذاشتيم كه بازار در روز چهارشنبه با تركيبي از دو عامل مثبت همراه شد؛ از يك سو اميدواري نسبي به از سرگيري مذاكرات مستقيم ايران و امريكا و از سوي ديگر رسيدن قيمتها به سطوح نرمال و جذاب پس از اصلاح اخير، باعث شد فضاي معاملات نسبت به روزهاي قبل كمي بهتر شود. در برهه زماني فعلي وارد يك دوره ۴۰روزه بسيار حساس و پرتحول تا آبان ماه ميشويم كه در آن رويدادهاي سياسي (نشست سازمان ملل، مذاكرات، انتخابات امريكا و اسراييل) و رويدادهاي بنيادي و كدالي (گزارشهاي ماهانه و مياندورهاي شركتها، روند نرخ نيما) به موازات هم بازار را
تحت تاثير قرار ميدهند، وزن تحولات بنيادي و جريان نقدينگي در تعيين مسير بازار، سنگينتر از نوسانات سياسي كوتاهمدت است و توصيه ميكنم به جاي تمركز صرف بر اخبار سياسي، به گزارشها و ارزندگي شركتها توجه ويژهاي داشته باشيد .
نميتوان به بازار اين هفته نگاه خوشبينانه يا بدبينانه محض داشت . خريد در محدوده مثبت سهمهايي كه گزارشهاي خوبي داشتهاند، در صورت عدم افزايش تنشهاي سياسي، جذاب است و از سوي ديگر حتي توصيه به خريد در محدوده منفي و صف فروش نمادهايي كه گزارشهاي كمتر از انتظار دارند پر ريسك است.همواره در ادوار گذشته ثابت شده كه پادشاه چالشها براي بازار سرمايه، پاييز است!
ما در دورهاي قرار گرفتهايم كه به نظر يكي از پرچالشترين و پرخبرترين دورههاي امسال خواهد بود. پاييز امسال يكي از حساسترين و خاصترين فصلهاي اخير خواهد شد كه اتفاقات و رويدادهاي متفاوتي در آن رقم ميخورد.
بر كسي پوشيده نيست كه فعاليت در بازارهاي مالي هم منجر به سود است و هم زيان و اتفاقا وقتي بازار در چنين شرايطي قرار دارد ديگر نميتوانيم از نابرابر بودن جريان سود و زيان صحبت كرد. اما به هر حال معتقديم كفه ترازوي جريانات سياسي در اين ۴۰ روز كم از جريانات بنيادي نخواهد داشت.
به نظر اولين چرخه اتفاقات و رويدادهاي مهم در ۱۰ روز ابتداي مهر رخ خواهد داد كه حول دو محور سياسي و كدالي خواهد بود يعني تحولات حين و پس از مجمع سازمان ملل و همچنين مذاكرات راهكارهاي پيشنهادي و در سوي ديگر انتشار گزارشهاي ماهانه شهريور كه طي اين مدت ۱۰ روز منتشر خواهد شد.
۱۰ روز دوم مهر خيلي اتفاقات و رويداد خاصي را از بعد كدالي و اقتصادي شاهد نخواهيم بود، اما در ۱۰ روز پاياني مهر دوباره موجي از اتفاقات كدال و سياست آغاز خواهد شد.به شكلي كه انتشار گزارشهاي ميان دورهاي شركتها و همچنين حاشيههاي مذاكرات احتمالي قبل از انتخابات امريكا و اسراييل مهمترين بخشهاي اين موضوع هستند و در نهايت در ۱۰ روز ابتداي آبان كه آثار گزارشها روشن شده بازار احتمالا تن و جان خود را به دو انتخابات مهم امريكا و اسراييل ميسپارد و چشم به نتايج و تحولات آن خواهد داشت البته در ۱۰ روز ابتداي آبان رويداد سوم كدال هم رخ ميدهد و گزارشهاي ماهانه مهر منتشر خواهد شد.
به اين تقويم نگاه كنيد هر هفته و هر ۱۰ روز با رويداد متفاوتي مواجهيم كه ميتواند بازار را دستخوش تغييرات متعددي كند در اين ۴۰ روز تحولات نرخ ارز دلار نيما رويدادهاي داخلي رفتار دولت با شركتها و موارد ديگر هم وجود دارد كه هر يك به نوبه خود در بازار اثرگذار خواهد بود.
پس به خوبي مشاهده ميكنيد كه ۴۰ روز خاص حساس و ويژهاي را داريم كه آرامش سياسي يك طرف ماجراست و تحولات كدالي طرف ديگر. اما در حال حاضر مهمترين رويداد پيش روي بازار جريان اصلاحي است كه صورت گرفته گزارشهايي كه در پيش است و تحولات سياسي كه ميبينيم به نظر رخدادهاي هفته بعد بازار را ميسازد و ميتواند نوسانات جدي را نصيب بازار كند.
آنچه در حال حاضر اهميت دارد، اين است كه حول دو موضوع صحبت كنيم؛ يك چه خواهد شد و ما در مواجهه با اين اتفاقات چه بايد بكنيم ولي قبل از اين يك نكته را بيان كنيم و آن هم اينكه به عقيده شخصي معتقديم تركيبي از تحولات و اتفاقات مختلف دست در دست هم باعث شد بازار در اين چند روز منتهي به تابستان با فشار فروش مواجه باشد. بازدهي بالا و عرضه حقوقيها چه دستوري و چه اختياري تركيب دو جرياني بود كه اصلاح را براي بازار رقم زد.
اما ادامه چه ميشود به اين موضوع معتقديم و باز هم تكرار ميكنيم كه اصلاح اتفاق خوبي براي بازار بود و ميتواند زمينهساز رويدادهاي بهتري براي روزهاي آتي شود به شرط اينكه به عنوان يك پيششرط مهم، ما در يك فضاي نسبي آرامش سياسي قرار داشته باشيم.
و در نهايت تحولات و اخبار بنيادي نظير آنچه در گزارشهاي كدال رخ ميدهد يا نرخ ارز نرخ نيما به بازار كمك كرده و كف فعلي را زده و برگشت نسبي را تجربه كند.به خصوص روي نيما با اين سرعت تاكيد جدي ميشود كه آثار ان در بازار مشهود خواهد بود .
به واقع اگر به گزارشها خوشبين باشيم بايد گفت كه خيلي زود احتمالا بازار از اين فرصت اصلاح استفاده كرده و دوباره در قيمتهاي بهتر جريان پول در بازار فعال خواهد شد. پس اهميت گزارشها و نقش آن در بازار اينجا مشخص ميشود و صد البته رد اين جريان بنيادي را به خوبي ميتوانيم در ردپاي مثبت و منفي برخي سهمها در بازار مشاهده كنيم مثلا به صنعت دارو نگاه كنيد اصلاحش انجام شد و حالا اخبار و اتفاقات ميتواند دوباره اين صنعت را با توجه بازار با رشد مواجه كند يا صنايع و شركتهاي ديگر.
اما نكته مهم اين است كه پس از آبان و انتخابات امريكا ممكن است سر و شكل و فرمت و سرعت تحولات متفاوت باشد يعني چه در سمت صلح آن و چه در سمت جنگ، اتفاقات متفاوتي را شاهد باشيم. اين موضوع در مورد رخدادهاي مذاكره هم صدق ميكند كماكان همان سه سناريو قبل برقرار است يعني رسيدن به يك توافق ولو اوليه طي اين مدت. دوم ادامه همين شرايط و ادامه سنگينتر فشارهاي اقتصادي و زد و خوردهاي بسيار محدود.
در نهايت سناريوي سوم كه تقابل تمام عيار و جنگ را نشان ميدهد شايد در ظاهر برخي اين روزها سناريو سوم را برجسته ميكنند و مدام خبر منفي ميزنند ولي در واقع شكل تحركات اين طور نيست و تحولات چيزي يا به اصطلاح تغييري را نشان نميدهد، اما آنچه مهم است، اين است كه ما هر چه جلوتر ميرويم و به مقطع آبان نزديكتر ميشويم، تكليف اين سناريوها نيز روشنتر شده و بازار از اين ابهام خارج ميشود .
اما نگراني اكثر فعالان اين است كه آيا اتفاقات سال ۹۹ تكرار خواهد شد؟!
با هزار و يك دليل و با هزار منطق ميتوان اثبات كرد كه اتفاقات سال ۹۹ قابليت تكرار براي ادوار جاري و آتي را نخواهد داشت، اما نميدانيم چرا برخي از ترس اين كابوس مدام در حال خودكشي كردن و بستن تحولات پيشگيرانه به ريش بازار هستند. برخي مشاوران نابلد و دور مانده از بازار هم كه يا بازدهي اخير را نگرفته يا خير سرشان تا گردن در صندوقهاي طلا غرق هستند هم مدام به بالادستيها اين هشدار را ميدهند كه ببينيد مراقب باشيد نكند سال ۹۹ تكرار شود.
برخيها اصلا ساختار بازار را نميشناسند، بازاري كه ۱۰ درصد پايينتر با انتشار گزارشها ميتواند پي به اي خود را اصلاح كند، چطور ميتواند ناگهان به اعداد عجيب و غريب سال ۹۹ برسد!
برخيها آنقدر كابوس ۹۹ را ديدهاند كه چشم خود را روي همه اعداد و ارقام بستهاند. اين موضوع يكي از مهمترين بحثهايي است كه اميدواريم نه ما كه همه كارشناسان يك بار در مورد آن مفصل صحبت كنند تا باعث شود بلكه ذهن سياستگذاران و كساني كه اين بازار را نميشناسند نسبت به اين موضوع كمي آرامتر شود.
اعتماد در بازار سرمايه يك شبه به وجود نميآيد، در يك فرآيند شكل ميگيرد؛ وقتي كساني با اين تلقين برخي كه نكند اتفاقات ۹۹ تكرار شود و اينكه تحولات بازار را نميشناسند، بازار فعلي را با سالهاي ۹۹ يا هر خطكش ديگري مقايسه ميكنند، تصميمات غيرعقلاني و غيرمنطقي هم ميگيرند. تصميماتي نظير آنچه شتاب عرضهها را بيشتر كنيم تا سرعت بازار كم شود، بارها و بارها هشدار داديم كه دخالتهاي اين مدلي در بازار سم مهلك است. شما فكر ميكنيد كه آدرس آوردن كلاه را ميدهيد بورسيها در يك كلاغ چهل كلاغ خود سر ميآورند و آن اعتمادي كه بايد ايجاد شود از بين خواهد رفت. البته بازاري كه ارزنده باشد از روي تمام اين مباني عبور خواهد كرد، اما ميخواهيم اين را بگوييم كه به جاي اين طرز فكر و اين تفكرات بهتر است مسير ديگري را در پيش بگيريد و آن هم استفاده از اين اعتماد و جريان نقدينگي در جهت مواردي است كه ميتواند به بهبود وضعيت اقتصاد و تنگناهاي مالي دولت كمك كند. همين حالا به چالش برق و گاز نگاه كنيد به كسري بودجه عدم فروش نفت، چرا نبايد از جريان پول ايجاد شده در جهت اين موارد و رفع برخي موانع استفاده كرد؟ چرا به جاي اينكه مدام فكر كنيد اتفاقات ۹۹ نكند تكرار شود به اين فكر كنيد كه چيزي متفاوتتر از ۹۹ را بسازيد، اعتماد اين پول را جلب كنيد، ابزارهاي مختلف تعريف كنيد. بيتعارف ميگوييم مغز خود را در اختيار برخي افرادي كه نسبت به روندهاي بازار ناآشنا و نادان هستند، قرار ندهيد. اين جريان پولي كه ميتواند در بازار سرمايه به شما كمك كند در هر بازار ديگري نقش مخربي خواهد داشت كه چندين برابر آن بايد هزينه كنيد تا جلوي آن را بگيريد .