كارگران بدون حاشيه امن اقتصادي؛ از هزينه درمان تا شهريه مدرسه

كارگران در محاصره هزينه‌ها

۱۴۰۵/۰۷/۰۴ - ۰۲:۵۲:۵۴
کد خبر: ۴۰۴۶۲۵

 امنيت معيشتي براي يك خانواده فقط به اين معنا نيست كه اعضاي آن بتوانند هزينه غذاي روزانه و اجاره خانه را پرداخت كنند.

فقر آموزشي؛ هزينه‌اي كه خانواده‌هاي كارگري براي نسل بعد مي‌پردازند

گلي ماندگار|

 امنيت معيشتي براي يك خانواده فقط به اين معنا نيست كه اعضاي آن بتوانند هزينه غذاي روزانه و اجاره خانه را پرداخت كنند. امنيت معيشتي زماني شكل مي‌گيرد كه خانواده بتواند در كنار تأمين نيازهاي جاري، براي درمان، آموزش، مسكن، آينده فرزندان، حوادث پيش‌بيني‌نشده و دوران بازنشستگي نيز برنامه داشته باشد. در چنين تعريفي، مساله دستمزد تنها يك عدد در فيش حقوقي نيست؛ بلكه مستقيماً با كيفيت زندگي، فرصت‌هاي اجتماعي، سلامت خانواده و حتي آينده اقتصادي كشور ارتباط پيدا مي‌كند. سازمان بين‌المللي كار نيز در تعريف «دستمزد شايسته زندگي» تأكيد مي‌كند كه دستمزد بايد امكان برخورداري كارگر و خانواده او از يك استاندارد زندگي مناسب را فراهم كند و در تعيين آن، هزينه غذا، مسكن، درمان، آموزش و ساير نيازهاي اساسي خانواده مورد توجه قرار گيرد. اين نهاد همچنين هشدار داده است كه دستمزدهاي پايين مي‌تواند تقاضاي مصرفي، بهره‌وري و در نهايت رشد اقتصادي را تضعيف كند. در ايران، فاصله ميان درآمد و هزينه‌هاي ضروري، براي بسياري از خانواده‌هاي كارگري به معناي حذف تدريجي هزينه‌هايي است كه در ظاهر «غيرضروري» تلقي مي‌شوند، اما در واقع براي حفظ كيفيت زندگي ضروري هستند؛ از كلاس آموزشي و فعاليت‌هاي فرهنگي فرزندان گرفته تا مراجعه منظم پزشكي، خريد برخي مواد غذايي، تفريح، سفر و حتي پس‌انداز.

 

     وقتي حقوق فقط براي گذراندن ماه

كافي است

خانواده‌اي كه تمام درآمد خود را صرف هزينه‌هاي ثابت مي‌كند، عملاً حاشيه امن اقتصادي ندارد. يك بيماري، خرابي وسايل خانه، افزايش اجاره‌بها، بيكار شدن يكي از اعضاي خانواده يا يك هزينه آموزشي پيش‌بيني‌نشده مي‌تواند تعادل مالي چنين خانواده‌اي را برهم بزند. مساله مهم اين است كه فشار اقتصادي فقط به كاهش قدرت خريد محدود نمي‌شود. زماني كه خانواده دايماً در حال جابه‌جايي هزينه‌هاست، تصميم‌هاي اقتصادي نيز به سمت كوتاه‌مدت شدن حركت مي‌كند. يعني به جاي اينكه خانواده براي پنج يا ۱۰ سال آينده فرزندش برنامه‌ريزي كند، تلاش مي‌كند هزينه‌هاي همين ماه را مديريت كند. از نگاه جامعه‌شناختي، امنيت معيشتي را بايد مجموعه‌اي از امنيت‌هاي به‌هم‌پيوسته دانست؛ امنيت درآمدي، امنيت شغلي، امنيت مسكن، امنيت درماني، امنيت آموزشي و امكان برخورداري از اوقات فراغت. حذف هر كدام از اين بخش‌ها مي‌تواند به مرور احساس ناامني اقتصادي را در خانواده افزايش دهد.

 

    نابرابري از مدرسه شروع مي‌شود

فاطمه حسيني، جامعه شناس در اين باره به «تعادل» مي‌گويد: يكي از مهم‌ترين پيامدهاي ناامني معيشتي، تأثيري است كه بر آينده كودكان مي‌گذارد. خانواده‌هاي پردرآمد مي‌توانند براي فرزندان خود از مجموعه گسترده‌تري از خدمات آموزشي استفاده كنند؛ از مدارس و كلاس‌هاي آموزشي گرفته تا آموزش زبان، مهارت‌هاي تخصصي، ورزش، هنر، مشاوره تحصيلي و امكانات ديجيتال. او مي‌افزايد: در مقابل، بسياري از خانواده‌هاي كارگري ناچارند ميان اين هزينه‌ها و نيازهاي اساسي‌تر زندگي انتخاب كنند. نتيجه الزاماً به معناي «بي‌استعداد بودن» فرزند يك خانواده كم‌درآمد نيست، بلكه تفاوت در فرصت‌هايي است كه در اختيار او قرار مي‌گيرد. اين جامعه شناس تاكيد مي‌كند: نابرابري آموزشي زماني خطرناك‌تر مي‌شود كه از نسل والدين به نسل فرزندان منتقل شود. كودكي كه به دليل محدوديت مالي از آموزش باكيفيت، كلاس زبان، آموزش مهارت‌هاي ديجيتال يا امكانات فرهنگي محروم مي‌شود، ممكن است در سال‌هاي بعد براي ورود به دانشگاه، بازار كار يا مشاغل تخصصي با رقيباني مواجه شود كه از سال‌ها قبل فرصت‌هاي بيشتري در اختيار داشته‌اند.  او هشدار مي‌دهد: در واقع، فقر آموزشي مي‌تواند به فقر اقتصادي آينده تبديل شود. اين چرخه اگر در مقياس گسترده اتفاق بيفتد، فقط مشكل يك خانواده نيست؛ بلكه به مساله‌اي اجتماعي تبديل مي‌شود.

 

    تبعيضي كه ممكن است در ظاهر ديده نشود

حسيني در توضيح اين موضوع مي‌گويد: نابرابري آموزشي هميشه با تفاوت آشكار ميان مدرسه دولتي و غيردولتي ديده نمي‌شود. گاهي تفاوت از امكاناتي آغاز مي‌شود كه خارج از مدرسه در اختيار دانش‌آموز قرار مي‌گيرد. او مي‌افزايد: يك دانش‌آموز ممكن است در خانه اتاق و ميز مطالعه مناسب، رايانه شخصي، اينترنت پرسرعت، كتاب‌هاي كمك‌آموزشي، كلاس زبان، معلم خصوصي و امكان شركت در دوره‌هاي مهارتي داشته باشد؛ در حالي كه دانش‌آموز ديگري ممكن است در همان سن، دغدغه تأمين هزينه‌هاي اوليه خانواده را تجربه كند. اين جامعه شناس هشدار مي‌دهد: اين تفاوت‌ها در ابتدا شايد كوچك به نظر برسند، اما در طول سال‌هاي تحصيل روي هم انباشته مي‌شوند. به همين دليل، جامعه‌شناس مي‌تواند نابرابري آموزشي را نه صرفاً به عنوان تفاوت در كيفيت آموزش، بلكه به عنوان تفاوت در «فرصت» تحليل كند.

 

    مادر؛ مدير اقتصادي خانواده  در شرايط بحران

در بسياري از خانواده‌ها، زماني كه درآمد با هزينه‌ها همخواني ندارد، مديريت بحران اقتصادي به شكل نامرئي بر دوش مادر خانواده قرار مي‌گيرد. اين مديريت فقط به خريد روزانه محدود نيست؛ مادر معمولاً بايد تصميم بگيرد كدام هزينه حذف شود، كدام خريد به تعويق بيفتد، كدام فرزند در چه كلاسي ثبت‌نام كند، براي درمان چه كسي زودتر اقدام شود و چه زماني خريد لباس يا لوازم ضروري انجام گيرد. به اين ترتيب، فشار اقتصادي مي‌تواند به يك بار ذهني دايمي تبديل شود. فاطمه حسيني در اين باره اظهار مي‌دارد: اين فشار زماني شديدتر مي‌شود كه مادر علاوه بر مديريت اقتصادي، مسوول بخش قابل توجهي از مراقبت از كودكان، سالمندان يا اعضاي بيمار خانواده نيز باشد. گزارش‌هاي سازمان بين‌المللي كار نيز نشان مي‌دهد زنان همچنان سهم بزرگي از كار بدون مزد و مراقبتي را برعهده دارند و اين مساله مي‌تواند نابرابري‌هاي اقتصادي و شغلي را تشديد كند. او تاكيد مي‌كند: در چنين شرايطي، مادر ممكن است براي كاهش هزينه‌هاي خانواده از نيازهاي شخصي خود بزند؛ مراجعه پزشكي را عقب بيندازد، درمان را ناقص كند، از تفريح و استراحت صرف‌نظر كند يا حتي هزينه‌هاي مربوط به تغذيه و سلامت خود را كاهش دهد.تداوم اين وضعيت مي‌تواند سلامت جسمي و رواني او را تحت فشار قرار دهد. نگراني دايمي درباره اجاره خانه، شهريه، درمان فرزند، بدهي‌ها و هزينه‌هاي روزمره، فرصت كافي براي استراحت ذهني باقي نمي‌گذارد. از همين رو، بررسي امنيت معيشتي بدون توجه به وضعيت زنان در خانواده، تصوير كاملي از مساله ارايه نمي‌دهد.

    مساله فقط حقوق نيست

كوروش اسدي، كارشناس اقتصاد خانواده نيز درباره امنيت معيشتي در خانواده كارگري به«تعادل» مي‌گويد: مشكلات معيشتي خانوارهاي كارگري را نمي‌توان صرفاً با مقايسه رقم دستمزد و هزينه خوراك تحليل كرد. بودجه خانوار مجموعه‌اي از هزينه‌هاي به‌هم‌پيوسته است و افزايش قيمت در يك بخش، ساير بخش‌ها را نيز تحت تأثير قرار مي‌دهد. او مي‌افزايد: براي مثال، افزايش اجاره‌بها سهم بيشتري از درآمد را مصرف مي‌كند؛ خانواده براي جبران آن از تفريح، آموزش يا خريدهاي ضروري ديگر مي‌زند. اگر هزينه درمان بالا برود، ممكن است هزينه‌هاي آموزشي كاهش پيدا كند و اگر هزينه آموزش فرزندان افزايش يابد، امكان پس‌انداز يا تأمين هزينه‌هاي درماني كمتر مي‌شود. اسدي ادامه مي‌دهد: از اين منظر، خانواده كارگري در بسياري از موارد در حال «مديريت كمبود» است، نه مديريت سرمايه. يعني به جاي اينكه درآمد خود را براي ارتقاي كيفيت زندگي يا ايجاد دارايي به كار گيرد، دايماً تلاش مي‌كند كسري‌هاي ماهانه را جبران كند. اين كارشناس اقتصاد خانواده خاطرنشان مي‌كند: چنين شرايطي همچنين امكان پس‌انداز را كاهش مي‌دهد. خانواده‌اي كه پس‌انداز ندارد، در برابر شوك‌هاي اقتصادي آسيب‌پذيرتر است و براي جبران هزينه‌هاي ناگهاني ممكن است به قرض يا بدهي متوسل شود. در نتيجه، بدهي خود به عاملي تازه براي فشار اقتصادي در ماه‌هاي بعد تبديل مي‌شود.

 

     هزينه‌اي كه روي نسل بعد مي‌افتد

كوروش اسدي مي‌گويد: پيامد ناامني معيشتي فقط به وضعيت فعلي خانواده محدود نمي‌شود. اگر خانواده نتواند براي آموزش فرزندان، سلامت، تغذيه مناسب و مهارت‌آموزي آنها هزينه كند، بخشي از هزينه امروز به آينده منتقل مي‌شود. او مي‌افزايد: كاهش سرمايه‌گذاري خانوار در آموزش مي‌تواند فرصت دسترسي فرزندان به مشاغل تخصصي و پردرآمد را محدود كند. كاهش هزينه‌هاي سلامت نيز ممكن است به مشكلاتي منجر شود كه در سال‌هاي آينده هزينه بيشتري ايجاد كنند. در نتيجه، مساله امنيت معيشتي را بايد از زاويه «سرمايه انساني» نيز ديد.  جامعه‌اي كه بخش قابل توجهي از خانواده‌هاي شاغل آن توان كافي براي سرمايه‌گذاري روي آموزش و سلامت نسل بعد را ندارند، ممكن است در بلندمدت بخشي از ظرفيت انساني خود را از دست بدهد.

     ناامني معيشتي و رشد اقتصادي

بحث معيشت كارگران در نهايت به اقتصاد كلان نيز مي‌رسد. خانواده‌اي كه بخش عمده درآمد خود را صرف كالاها و خدمات ضروري مي‌كند، امكان مصرف كالاهاي باكيفيت‌تر، آموزش، تفريح، خدمات فرهنگي و ساير فعاليت‌هاي اقتصادي را كمتر دارد. سازمان بين‌المللي كار نيز تصريح كرده است كه دستمزدهاي پايين مي‌توانند قدرت تقاضاي مصرفي را كاهش داده و رشد اقتصادي را كند كنند. از سوي ديگر، دستمزد مناسب، در كنار بهره‌وري و سياست‌هاي اقتصادي، مي‌تواند به تقويت تقاضا و كاهش فقر و نابرابري كمك كند. از اين زاويه، دستمزد صرفاً هزينه‌اي براي كارفرما نيست؛ درآمد كارگر بخشي از قدرت خريد جامعه را تشكيل مي‌دهد. كارگري كه از امنيت اقتصادي بيشتري برخوردار است، امكان بيشتري براي مصرف، آموزش، درمان و برنامه‌ريزي آينده دارد. البته افزايش دستمزد به تنهايي پاسخ همه مشكلات نيست. تورم، بهره‌وري، وضعيت بنگاه‌ها، سياست‌هاي مالي و پولي، مسكن، نظام تأمين اجتماعي و كيفيت خدمات عمومي نيز در امنيت اقتصادي خانواده نقش دارند. سازمان بين‌المللي كار نيز تأكيد كرده است كه تعيين دستمزد مناسب بايد هم نيازهاي كارگران و خانواده‌هاي آنان و هم شرايط اقتصادي را در نظر بگيرد.

 

بیمه ملت