بورس در نيمه دوم سال به كدام سو ميرود؟
بورس در نيمه دوم سال در حالي وارد مرحله تازهاي از معاملات شده است كه شاخص كل در نيمه نخست سال حدود ۹۳ درصد رشد كرده و شاخص هموزن نيز افزايش بيش از ۱۰۰ درصدي را به ثبت رسانده است؛ رشدي كه پس از يك دوره توقف معاملات در ابتداي سال و بازگشايي بازار در اواخر ارديبهشتماه رقم خورد و در ادامه، جريان نقدينگي و افزايش قيمت سهام بخش قابلتوجهي از نمادها را با خود همراه كرد.
بورس در نيمه دوم سال در حالي وارد مرحله تازهاي از معاملات شده است كه شاخص كل در نيمه نخست سال حدود ۹۳ درصد رشد كرده و شاخص هموزن نيز افزايش بيش از ۱۰۰ درصدي را به ثبت رسانده است؛ رشدي كه پس از يك دوره توقف معاملات در ابتداي سال و بازگشايي بازار در اواخر ارديبهشتماه رقم خورد و در ادامه، جريان نقدينگي و افزايش قيمت سهام بخش قابلتوجهي از نمادها را با خود همراه كرد.
بازار سرمايه در ماههاي ابتدايي سال شرايط متفاوتي را تجربه كرد. توقف معاملات در ابتداي سال موجب شد بورس براي مدتي از جريان عادي معاملات فاصله بگيرد، اما پس از بازگشايي در اواخر ارديبهشتماه، روند معاملات تغيير كرد و شاخصهاي بازار وارد مسير صعودي شدند. در ادامه، رشد قيمت سهام در بسياري از صنايع سرعت گرفت و شاخص كل توانست بخش قابلتوجهي از مسير صعودي خود را طي كند. در اين ميان، شاخص هموزن نيز عملكردي حتي بالاتر از شاخص كل به ثبت رساند. رشد بيش از ۱۰۰ درصدي اين نماگر نشان ميدهد حركت صعودي بازار صرفا محدود به چند سهم بزرگ و شاخصساز نبوده و بخش قابلتوجهي از نمادهاي كوچك و متوسط نيز در اين روند مشاركت داشتهاند.
جبران عقبماندگي بورس در برابر ساير بازارها
يكي از مهمترين محورهاي تحليل كارشناسان درباره رشد بازار سهام در ماههاي گذشته، موضوع عقبماندگي بورس نسبت به ساير بازارهاي دارايي است. بازار سرمايه در مقاطعي در مقايسه با بازارهايي مانند ارز و طلا، رشد كمتري را تجربه كرده بود و همين موضوع باعث شد بخشي از سرمايهگذاران، سهام را به عنوان بازاري با ظرفيت جبران اين فاصله مورد توجه قرار دهند. افزايش نرخ ارز، رشد قيمت برخي كالاها و بهبود ارزش فروش شركتهاي صادراتمحور از جمله عواملي بودند كه در اين دوره بر وضعيت شركتهاي بورسي اثر گذاشتند. بخش مهمي از شركتهاي بزرگ بازار سرمايه درآمدهاي صادراتي دارند و افزايش نرخ ارز ميتواند در صورت ثبات ساير متغيرهاي هزينهاي، ارزش ريالي درآمدهاي آنها را افزايش دهد. از سوي ديگر، افزايش قيمت كالاها در بازارهاي جهاني نيز براي شركتهاي كاموديتيمحور اهميت دارد. شركتهاي فعال در صنايع فلزي، معدني، پتروشيمي و پالايشي بهطور مستقيم يا غيرمستقيم از تغييرات قيمت جهاني محصولات خود تاثير ميپذيرند. بنابراين، تركيب افزايش نرخ ارز و تغيير قيمتهاي جهاني ميتواند در صورت فراهم بودن ساير شرايط، بر درآمد و سودآوري اين شركتها اثرگذار باشد. در كنار اين عوامل، ورود نقدينگي به بازار سهام نيز به رشد قيمتها كمك كرد. افزايش تقاضا در بخشهاي مختلف بازار موجب شد بسياري از نمادها با افزايش قيمت مواجه شوند و ارزش معاملات نيز در مقاطعي رشد كند.
سياست ارزي و قيمتگذاري در كانون توجه صنايع
يكي ديگر از متغيرهايي كه طي ماههاي گذشته مورد توجه فعالان بازار سرمايه قرار گرفت، تغييرات سياست ارزي و كاهش برخي محدوديتهاي قيمتگذاري بود. براي بخشي از شركتهاي بورسي، نحوه تعيين نرخ فروش محصولات و ميزان آزادي عمل شركتها در قيمتگذاري، تاثير مستقيمي بر درآمد و حاشيه سود دارد. افزايش نرخ فروش محصولات، چنانچه با رشد متناسب هزينههاي توليد همراه نباشد، ميتواند حاشيه سود شركتها را تقويت كند. به همين دليل، بازار سرمايه صرفا به افزايش مبلغ فروش شركتها توجه نميكند، بلكه كيفيت اين رشد و ميزان تبديل درآمد به سود نيز اهميت دارد. اين موضوع بهخصوص در شرايطي اهميت بيشتري پيدا ميكند كه شاخصهاي بازار پس از يك رشد قابلتوجه وارد نيمه دوم سال شدهاند. در چنين شرايطي، ديگر صرف افزايش قيمت سهام نميتواند مبناي كافي براي ادامه روند صعودي باشد و سرمايهگذاران بيش از گذشته به دنبال بررسي وضعيت واقعي شركتها خواهند بود
پايان دوره رشد يكپارچه؟
رشد بيش از ۹۰ درصدي شاخص كل در نيمه نخست سال و افزايش بيش از ۱۰۰ درصدي شاخص هموزن، اكنون يك پرسش مهم را پيش روي بازار قرار داده است؛ آيا بورس ميتواند در نيمه دوم سال نيز همين مسير را ادامه دهد؟ پاسخ به اين پرسش تا حد زيادي به عملكرد شركتها وابسته خواهد بود. زماني كه بازار در مدت كوتاهي رشد قابلتوجهي را تجربه ميكند، توجه فعالان بازار از كليت بورس به سمت عملكرد صنايع و شركتها تغيير ميكند. به بيان ديگر، در ابتداي يك روند صعودي ممكن است افزايش تقاضا بخش بزرگي از نمادهاي بازار را تحت تاثير قرار دهد، اما پس از رشد قابلتوجه قيمتها، تفاوت ميان شركتهاي سودساز و شركتهايي كه رشد قيمت آنها فاصله بيشتري با عملكرد عملياتي دارد، اهميت بيشتري پيدا ميكند. به همين دليل، نيمه دوم سال ميتواند دورهاي متفاوت براي بازار سرمايه باشد؛ دورهاي كه در آن گزارشهاي مالي، ميزان سودآوري و ارزشگذاري شركتها نقش پررنگتري در تصميمات سرمايهگذاران ايفا خواهد كرد.
گزارشهاي ششماهه
آزمون واقعي رشد بورس
در اين ميان، يكي از مهمترين رويدادهاي پيش روي بازار سرمايه، انتشار گزارشهاي ماهانه و صورتهاي مالي ششماهه شركتهاست. گزارشهايي كه ميتوانند تصوير روشنتري از وضعيت عملياتي شركتها در نيمه نخست سال ارايه دهند. اهميت اين گزارشها از آن جهت است كه ميتواند مشخص كند رشد قيمت سهام تا چه اندازه با بهبود درآمد و سودآوري شركتها همراه بوده است. اگر عملكرد عملياتي شركتها با انتظارات بازار هماهنگ باشد، انتشار گزارشهاي ششماهه ميتواند به تثبيت تقاضا در نمادهاي بنيادي كمك كند. در مقابل، اگر در برخي شركتها فاصله قابلتوجهي ميان رشد قيمت سهام و عملكرد واقعي مشاهده شود، احتمال افزايش عرضه در اين نمادها وجود خواهد داشت. در چنين شرايطي، بازار ممكن است به سمت تفكيك بيشتر صنايع و نمادها حركت كند و ديگر رشد يكپارچه بازار مانند ماههاي گذشته تكرار نشود. به همين دليل، گزارشهاي ششماهه را ميتوان يكي از مهمترين آزمونهاي بازار سهام در نيمه دوم سال دانست؛ آزموني كه مشخص ميكند بخش قابلتوجهي از رشد اخير بورس تا چه اندازه پشتوانه بنيادي دارد.
نرخ سود و سياست پولي؛ ريسك مهم بازار
در سمت ديگر، بازار سهام با مجموعهاي از متغيرهاي محدودكننده نيز مواجه است. نرخ سود، سياستهاي پولي، نحوه تامين كسري بودجه و انتشار اوراق دولتي از جمله عواملي هستند كه ميتوانند بر جذابيت نسبي بازار سرمايه تاثير بگذارند. افزايش نرخ سود ميتواند بخشي از نقدينگي را به سمت ابزارهاي با درآمد ثابت هدايت كند و در مقابل، كاهش نرخ سود ميتواند جذابيت نسبي بازار سهام را افزايش دهد. از همين رو، روند سياستهاي پولي و تصميمات مربوط به نرخهاي سود در ماههاي آينده براي فعالان بازار اهميت زيادي خواهد داشت. همچنين نحوه تامين مالي دولت و حجم انتشار اوراق نيز ميتواند بر جريان نقدينگي در بازارهاي مختلف اثرگذار باشد. بنابراين، روند معاملات بورس در نيمه دوم سال تنها به عملكرد شركتها وابسته نيست و شرايط كلي اقتصاد نيز ميتواند مسير بازار را تحت تاثير قرار دهد.
ارز و قيمتهاي جهاني؛ دو متغير تعيينكننده
نرخ ارز نيز همچنان يكي از مهمترين متغيرهاي اثرگذار بر بورس تهران محسوب ميشود. براي شركتهاي صادراتمحور، افزايش نرخ ارز ميتواند موجب افزايش ارزش ريالي درآمدهاي صادراتي شود؛ البته اين اثر در صورتي پايدار خواهد بود كه ساير هزينههاي شركت با سرعتي بيشتر از درآمدها افزايش پيدا نكند. در مقابل، كاهش قيمت جهاني كالاها ميتواند بخشي از اثر مثبت رشد نرخ ارز را خنثي كند. به همين دليل، سرمايهگذاران در بررسي شركتهاي بزرگ بازار بايد همزمان وضعيت نرخ ارز و قيمتهاي جهاني را مورد توجه قرار دهند. نفت، فلزات اساسي و محصولات پتروشيمي از جمله كالاهايي هستند كه تغييرات قيمت آنها ميتواند مستقيمايا غيرمستقيم بر عملكرد بسياري از شركتهاي بزرگ بازار سرمايه اثر بگذارد.
بازگشت تقاضا در نخستين روز پاييز
در همين حال، نخستين روز پاييز نشانههايي از بازگشت تقاضا به بازار سهام را به نمايش گذاشت. شاخص كل بورس در اين روز ۱.۲۵ درصد افزايش يافت و همزمان ورود پول حقيقي نيز ثبت شد. با اين حال، هنوز نميتوان تنها بر اساس عملكرد يك روز معاملاتي درباره تغيير روند بازار قضاوت كرد. براي آنكه مشخص شود اين اتفاق نشانه آغاز يك روند جديد است يا واكنش طبيعي بازار به افت روزهاي قبل، بايد رفتار نقدينگي و ميزان تقاضا در معاملات روزهاي بعد نيز مورد بررسي قرار گيرد. تداوم ورود پول حقيقي، افزايش ارزش معاملات و بهبود تقاضا در طي چند جلسه معاملاتي ميتواند تصوير دقيقتري از وضعيت بازار ارايه كند؛ در حالي كه بازگشت سريع عرضهها ميتواند نشان دهد كه بازار همچنان با مقاومت فروشندگان مواجه است.
بورس در نيمه دوم سال زير ذرهبين سودآوري
اكنون بورس تهران وارد نيمه دوم سال شده است؛ بازاري كه در مقايسه با ابتداي سال، تغييرات قابلتوجهي را پشت سر گذاشته و شاخص كل و شاخص هموزن هر دو رشدهاي چشمگيري را تجربه كردهاند. اما ادامه اين مسير، بيش از گذشته به كيفيت سودآوري شركتها، وضعيت ارزشگذاري سهام و عملكرد واقعي صنايع وابسته خواهد بود. در شرايطي كه بخش قابلتوجهي از رشد قيمتها در نيمه نخست سال اتفاق افتاده است، ديگر نميتوان صرفا با استناد به جبران عقبماندگي تاريخي بازار سهام، مسير آينده بورس را ارزيابي كرد. از اين پس، گزارشهاي ششماهه شركتها، روند نرخ ارز، قيمت كالاهاي جهاني، نرخ سود، سياستهاي پولي و جريان ورود و خروج نقدينگي ميتوانند نقش پررنگتري در تعيين مسير شاخصها داشته باشند. به اين ترتيب، نيمه دوم سال را ميتوان دوره عبور بورس از مرحله «جبران عقبماندگي» به مرحله «آزمون بنيادي» دانست؛ جايي كه گزارشهاي مالي و عملكرد واقعي شركتها بايد پاسخ دهند كه رشد سنگين قيمتها تا چه اندازه با واقعيتهاي اقتصادي و سودآوري بنگاههاي بورسي همخواني دارد.