زمستان نزديك است؛ حاشيه اطمينان شبكه گاز چقدر است؟
آسيبهاي واردشده به بخشي از زيرساختهاي انرژي و افزايش همزمان مصرف گاز در بخش خانگي، نيروگاهي و صنعتي، زمستان امسال را به آزموني براي ميزان آمادگي و حاشيه اطمينان شبكه گاز تبديل كرده است.
آسيبهاي واردشده به بخشي از زيرساختهاي انرژي و افزايش همزمان مصرف گاز در بخش خانگي، نيروگاهي و صنعتي، زمستان امسال را به آزموني براي ميزان آمادگي و حاشيه اطمينان شبكه گاز تبديل كرده است. هنوز نخستين موج سرماي پاييزي از راه نرسيده، اما زمستان امسال از ماهها قبل به يكي از دغدغههاي اصلي سياستگذاران انرژي تبديل شده است؛ زمستاني كه به گفته اسماعيل سقاباصفهاني، رييس سازمان بهينهسازي و مديريت راهبردي انرژي، بهدليل آسيبهاي واردشده به بخشي از ظرفيتهاي انرژي كشور، ميتواند دورهاي سخت باشد. او پيشتر با اشاره به آثار جنگ بر زيرساختهاي انرژي، از دشوار بودن تأمين انرژي در تابستان و زمستان امسال سخن گفته بود. اين هشدار در شرايطي مطرح ميشود كه شبكه انرژي كشور پس از دو دوره دجنگ تحميلي ۱۲ روزه و ۴۰ روزه، علاوه بر ناترازيهاي پيشين، با مساله بازسازي و بازگرداندن بخشي از ظرفيتهاي آسيبديده نيز مواجه است. در حوزه گاز، اهميت اين موضوع دوچندان است؛ چراكه با كاهش دما، همزمان با افزايش مصرف خانگي و تجاري، تقاضاي نيروگاهها و صنايع نيز در سطح بالايي قرار ميگيرد و هرگونه كاهش در ظرفيت توليد يا اختلال در زيرساختهاي انتقال و فرآورش ميتواند حاشيه اطمينان شبكه را محدودتر كند. زمستان امسال آزموني براي يك حلقه منفرد از زنجيره انرژي نيست؛ بلكه آزموني براي تابآوري مجموعهاي از زيرساختهاست كه بايد همزمان پاسخگوي مصرف خانوار، نيروگاه، صنعت و ساير بخشهاي اقتصادي باشند.به اين ترتيب، پرسش درباره زمستان پيشرو ديگر صرفاً به اين محدود نميشود كه كشور چه ميزان گاز توليد ميكند يا چه مقدار سوخت براي نيروگاهها ذخيره شده است. مساله اصلي اين است كه شبكه انرژي، در شرايطي كه بخشي از ظرفيتهاي آن همچنان درگير آثار آسيبهاي گذشته است، در مواجهه با سرماي شديد و افزايش همزمان تقاضا تا چه اندازه توان حفظ تعادل ميان عرضه و مصرف را خواهد داشت؟ در ظاهر، بخشي از تمهيدات زمستاني از افزايش ذخاير سوخت مايع نيروگاهها تا برنامهريزي براي تأمين گاز و پايش مستمر توليد در حال انجام است؛ اما ناترازي گاز مسالهاي تكبعدي نيست. فشار بر شبكه گاز ميتواند به كاهش سوخترساني به نيروگاهها، افزايش مصرف نفتگاز، محدوديت فعاليت صنايع و در نهايت انتقال فشار از يك بخش انرژي به بخش ديگر منجر شود. از اين منظر، زمستان امسال آزموني براي يك حلقه منفرد از زنجيره انرژي نيست؛ بلكه آزموني براي تابآوري مجموعهاي از زيرساختهاست كه بايد همزمان پاسخگوي مصرف خانوار، نيروگاه، صنعت و ساير بخشهاي اقتصادي باشند. ناترازي گاز در ماههاي گرم سال نيز وجود دارد، اما با كاهش دما ابعاد آن آشكارتر ميشود. در تابستان، بخشي از ظرفيت گاز كشور امكان پاسخگويي همزمان به بخشهاي مختلف مصرف را فراهم ميكند؛ اما با ورود به فصل سرد، افزايش مصرف بخش خانگي و تجاري، اولويت تأمين اين بخش را افزايش ميدهد و در نتيجه نيروگاهها و صنايع ممكن است با محدوديت بيشتري مواجه شوند. تجربه سالهاي گذشته نشان داده است كه فشار زمستاني بر شبكه گاز، در نهايت ميتواند از يك مساله صرفاً گازي فراتر برود و به توليد برق، فعاليت صنايع و تأمين سوخت مايع نيز سرايت كند. در هفته سوم آبان سال گذشته، تنها مصرف بخش خانگي، تجاري و صنايع جز در يك روز به حدود ۴۰۱ ميليون مترمكعب رسيد و مجموع مصرف اين بخشها در يك هفته حدود ۲.۷ ميليارد مترمكعب ثبت شد. در همان بازه، نيروگاهها حدود ۱.۳ ميليارد مترمكعب و صنايع عمده بيش از ۱.۱۸ ميليارد مترمكعب گاز مصرف كردند. اين ارقام نشان ميدهد كه در روزهاي سرد، مساله فقط افزايش مصرف خانوار نيست؛ چند گروه بزرگ مصرفكننده بهصورت همزمان براي دريافت گاز به شبكه متكي هستند و سياستگذار بايد ميان نيازهاي آنها تعادل برقرار كند. در چنين شرايطي، حتي تغيير در ظرفيت توليد يا انتقال گاز ميتواند اهميت بيشتري پيدا كند؛ زيرا فاصله ميان عرضه و تقاضا در روزهاي اوج مصرف، بسيار محدودتر از ماههاي گرم سال است. در طرف ديگر معادله، وضعيت توليد قرار دارد. زماني كه عرضه گاز از قبل با فاصلهاي نسبت به تقاضاي موجود مواجه است، هرگونه كاهش موقت يا افت در ظرفيت توليد ميتواند حاشيه اطمينان شبكه را كوچكتر كند. البته كاهش ظرفيت توليد به معناي آن نيست كه دقيقاً به همان ميزان از گاز قابل تحويل به مصرفكنندگان كاسته ميشود. وضعيت پالايش، فشار شبكه، ظرفيت انتقال، تعميرات و زمان بازگشت واحدهاي توليدي همگي در ميزان گاز قابل عرضه نقش دارند. با اين حال، همين موضوع اهميت پايداري توليد را در فصل سرد نشان ميدهد؛ در زمستان تنها مقدار اسمي توليد اهميت ندارد، بلكه تداوم و قابليت اتكاي اين ظرفيت نيز تعيينكننده است. يكي از مهمترين اقداماتي كه پيش از فصل سرد انجام شده، افزايش ذخاير سوخت مايع نيروگاههاست. بر اساس آخرين آمار اعلامشده در شهريور، ذخاير نفتگاز نيروگاهها به ۳.۲ ميليارد ليتر رسيده است. ميانگين مصرف روزانه نفتگاز نيروگاهي در نيمه نخست سال حدود ۷ تا ۸ ميليون ليتر اعلام شده؛ با اين حال، در فصل سرد و در شرايط محدوديت گاز، ميزان مصرف اين سوخت ميتواند افزايش پيدا كند. عدد ۳.۲ ميليارد ليتر در نگاه نخست قابل توجه است، اما براي ارزيابي ميزان آمادگي زمستاني نميتوان صرفاً حجم ذخيره را ملاك قرار داد. بايد مشخص باشد چه تعداد نيروگاه امكان استفاده از اين سوخت را دارند، ظرفيت انتقال و تخليه سوخت به اين نيروگاهها چقدر است و در صورت افزايش مصرف، اين ذخاير با چه سرعتي مصرف خواهند شد. از سوي ديگر، نفتگاز تنها در اختيار نيروگاهها نيست. صنايع، بخش حملونقل و كشاورزي نيز از مصرفكنندگان عمده اين فرآورده هستند و طبق آمار اعلامشده، مصرف غيرنيروگاهي نفتگاز حدود ۸۰ ميليون ليتر در روز است. بنابراين افزايش ذخاير نيروگاهي، اگرچه حاشيه اطميناني براي عبور از دورههاي محدوديت گاز ايجاد ميكند، به معناي حل مساله سوخت كشور نيست. خود زنجيره تأمين سوخت مايع نيز در شرايط افزايش تقاضا با محدوديتهايي در حوزه عرضه، انتقال و توزيع مواجه است. در واقع، سوخت مايع در اين معادله بيشتر نقش ضربهگير را دارد؛ يعني ميتواند بخشي از فشار واردشده به نيروگاهها در زمان كاهش گازرساني را جذب كند، اما جايگزين پايدار براي ظرفيت گازرساني نيست.