پشت پردههاي ناترازي برق
يك صاحبنظر انرژي با اشاره به ريشههاي ناترازي برق گفت: درمان بيماري ناترازي برق ما فقط و فقط با سياستگذاري درست در حوزه اقتصاد انرژي حل ميشود كه فعلاً اقتصاد انرژي ما به نظرم متولي ندارد.
يك صاحبنظر انرژي با اشاره به ريشههاي ناترازي برق گفت: درمان بيماري ناترازي برق ما فقط و فقط با سياستگذاري درست در حوزه اقتصاد انرژي حل ميشود كه فعلاً اقتصاد انرژي ما به نظرم متولي ندارد.
به گزارش مهر، تداوم ناترازي برق در سالهاي اخير در حالي به يكي از چالشهاي اصلي اقتصاد و زيرساخت كشور تبديل شده است كه بخش قابل توجهي از ظرفيت نيروگاهي كشور طي دهههاي گذشته با سرمايهگذاري دولتي و خصوصي ايجاد شده، اما ضعف در مدل اقتصادي صنعت برق و نبود جذابيت كافي براي سرمايهگذاري، توسعه ظرفيت توليد را با محدوديت مواجه كرده است. مسعود ديرباز، از مديران باسابقه صنعت برق، با اشاره به ريشههاي ناترازي برق گفت: درمان بيماري ناترازي برق ما فقط و فقط با سياستگذاري درست در حوزه اقتصاد انرژي حل ميشود كه فعلاً اقتصاد انرژي ما به نظرم متولي ندارد. اين كارشناس باسابقه حوزه انرژي با بيان اينكه سرمايهگذار ميان سرمايهگذاري در نيروگاه و ساير فعاليتهاي اقتصادي مقايسه انجام ميدهد، اظهار كرد: وقتي سرمايهگذار ميبيند قيمت فروش برق نيروگاه در سالهاي اخير تغيير چنداني نكرده، جذابيت سرمايهگذاري از بين ميرود. سرمايهگذار به سمت توليد محصولات جذاب صادراتي مانند پتروشيمي و فولاد ميرود و در نهايت دولت ميماند با يك ناترازي انرژي. ديرباز در پاسخ به پرسشي درباره وضعيت نيروگاهها در شرايط جنگ و احتمال آسيب ديدن زيرساختهاي توليد برق، اظهار كرد: اهداف جنگي دشمن در وهله نخست نظامي و سپس متوجه ظرفيتهاي صادراتي كشور بوده است و زيرساخت توليد انرژي كه مستقيماً با مردم و مسائل اجتماعي درگير است، به شكل مستقيم و گسترده در تيررس قرار نگرفت. وي افزود: به عنوان مثال نيروگاه خليج فارس يكي از نزديكترين نيروگاهها به تنگه هرمز است و همين موقعيت جغرافيايي استرس بهرهبرداري را در شرايط جنگي به شكل قابل توجهي افزايش ميداد. اطراف نيروگاه نيز آسيبهاي زيادي ديد، اما خود نيروگاه از آسيب مستقيم مصون ماند. اين مدير باسابقه صنعت برق ادامه داد: در جريان جنگ و پس از آن، آسيب ديدن راههاي استان هرمزگان ميتوانست از نظر لجستيكي تأمين قطعات نيروگاه را با مخاطره و تأخير مواجه كند؛ موضوعي كه در صورت تداوم ميتوانست مستقيماً بر روند بهرهبرداري و توليد برق اثر بگذارد. وي گفت: با وجود اين شرايط، خوشبختانه تاكنون آسيبي به نيروگاه وارد نشده و توليد برق آن نيز با خدشهاي مواجه نشده است. ديرباز درباره علت تداوم ناترازي برق با وجود سرمايهگذاريهاي چند دهه اخير، اظهار كرد: در سالهاي گذشته سرمايهگذاري در صنعت برق هم از سوي بخش خصوصي و هم دولت انجام شده، اما مساله اصلي براي سرمايهگذار، بازدهي و جذابيت اقتصادي پس از سرمايهگذاري است. وي توضيح داد: سرمايهگذار بايد بداند بازگشت سرمايه او در يك پروژه چگونه خواهد بود. به عنوان نمونه، وقتي فردي قصد سرمايهگذاري دارد، بايد بتواند مقايسه كند كه سرمايهگذاري در احداث نيروگاه براي او بهصرفهتر است يا خريد يك دارايي ديگر مانند شمش طلا. اين كارشناس حوزه انرژي افزود: وقتي قيمت فروش برق نيروگاه در سالهاي اخير رشد چنداني در مقابل رشد هزينههاي توليد برق نداشته است، طبيعتاً جذابيت سرمايهگذاري در اين صنعت از بين ميرود. ديرباز ادامه داد: در چنين شرايطي سرمايهگذار به سمت بخشهايي مانند پتروشيمي و فولاد ميرود؛ زيرا محصول اين صنايع قابليت صادرات دارد و سرمايهگذار ميتواند از محل صادرات بازدهي بيشتري كسب كند. وي با بيان اينكه بار توسعه صنعت برق بر دوش دولت است، گفت: در نهايت دولت با ناترازي انرژي مواجه ميشود؛ زيرا طي سالهاي گذشته سياست مشخص و جذابي براي اقتصاد صنعت برق ايجاد نشده است. وي با اشاره به فاصله ميان قيمت انرژي و ساير كالاها و خدمات در اقتصاد كشور گفت: در طول سالهاي گذشته قيمت همه كالاها و خدمات افزايش يافته، اما قيمت انرژي متناسب با اين تغييرات افزايش پيدا نكرده است. ديرباز افزود: طي يكي دو سال اخير افزايش پلكاني قيمت برق آغاز شده، اما بسياري از نيروگاههاي قديمي كشور، بهخصوص در بخش دولتي، زيانده هستند و نيروگاههاي جديد با راندمان بالاتر نيز در بسياري موارد صرفاً در نقطه سر به سر فعاليت ميكنند. وي تصريح كرد: در چنين شرايطي احداث نيروگاه جديد ديگر جذابيت گذشته را ندارد و سرمايهگذار بايد به دنبال حوزههاي ديگري از جمله توسعه، بهينهسازي و ارتقاي راندمان نيروگاههاي موجود باشد. اين مدير باسابقه صنعت برق با اشاره به ظرفيتهاي موجود در نيروگاههاي حرارتي گفت: نيروگاه سوخت مصرف ميكند و برق توليد ميكند، اما در همين فرآيند مقدار قابل توجهي حرارت نيز توليد ميشود كه بخشي از آن با دماي بسيار بالا وارد جو ميشود. وي ادامه داد: جذابيت سرمايهگذاري ميتواند در استفاده از همين حرارت تلفشده و تبديل آن به انرژي جديد باشد. بنابراين در كنار تمركز بر احداث نيروگاه جديد، بايد به سمت كنترل تلفات و افزايش راندمان حركت كرد.ديرباز درباره سياست توسعه نيروگاههاي تجديدپذير نيز اظهار كرد: سياستي كه براي احداث نيروگاههاي تجديدپذير و فروش آزاد برق توليدي آنها در نظر گرفته شده، سياست تشويقي مناسبي است، اما به تنهايي نميتواند مشكل ناترازي برق را حل كند. وي افزود: اين سياست مانند مسكني است كه براي مدت كوتاهي درد را كاهش ميدهد، اما برنامهريزي براي توسعه زيرساختهاي مورد نياز بايد همزمان انجام شود. اين كارشناس حوزه انرژي با اشاره به سهم انرژي خورشيدي در كشورهاي مختلف گفت: در كشورهاي توسعهيافتهاي مانند چين، امريكا، فرانسه، آلمان و ژاپن نيز سهم خورشيدي در سبد توليد انرژي متفاوت است و در برخي كشورها از حدود دو درصد آغاز ميشود و به حدود ۱۰ درصد ميرسد. وي تأكيد كرد: انرژي خورشيدي ميتواند يك مسكن براي ناترازي باشد، اما نميتواند به تنهايي بيماري را درمان كند. درمان اصلي ناترازي برق، سياستگذاري و اجراي صحيح در حوزه اقتصاد انرژي است. وي با اشاره به تفاوت مدل اقتصادي صنعت برق در كشورهاي مختلف اظهار كرد: مدل اقتصادي برق در كشورهاي مختلف متفاوت است و در برخي كشورها شركتهاي خصوصي نقش پررنگي در خريد و فروش برق دارند. ديرباز افزود: در برخي مدلها شركتهاي ارايهدهنده برق يا بروكرهاي انرژي، برق را از نيروگاههاي خصوصي خريداري و به مصرفكنندگان عرضه ميكنند. در اين مدل، مشترك ميتواند شركت عرضهكننده برق خود را انتخاب كند و متناسب با ميزان انرژي خريداريشده از آن استفاده كند. وي ادامه داد: براي مثال همانطور كه فرد ميتواند براي سوخت خودرو به جايگاههاي مختلف مراجعه كند، در برخي مدلهاي اقتصادي نيز مصرفكننده امكان انتخاب شركت عرضهكننده برق را دارد. ديرباز با تأكيد بر اينكه ناترازي برق بخشي از يك زنجيره بزرگتر در اقتصاد انرژي است، گفت: بيماري اقتصاد انرژي كشور به عدم سرمايهگذاري، نبود جذابيت اقتصادي و نبود يك نگاه يكپارچه به زنجيره انرژي بازميگردد. وي افزود: براي احداث نيروگاه حرارتي به سوخت فسيلي و گاز نياز است و مساله گاز نيز بدون سرمايهگذاري در صنعت نفت و زيرساختهاي انتقال و توليد قابل حل نيست. اين مدير باسابقه صنعت برق ادامه داد: وقتي در زمستان با ناترازي گاز مواجه هستيم، نيروگاه نميتواند با تمام ظرفيت كار و به اندازه كافي توليد داشته باشد و در تابستان نيز اگر برق كافي توليد نشود، نياز مصرفكنندگان تأمين نخواهد شد. بنابراين نميتوان مشكلات برق، گاز و نفت را جدا از يكديگر حل كرد. مديرعامل نيروگاه گازي خليج فارس با اشاره به ضرورت هماهنگي ميان دستگاههاي مختلف گفت: چرخ از قبل اختراع شده و لازم نيست دوباره آن را اختراع كنيم؛ بايد از تجربه مدلهاي موفق استفاده كنيم و همه بخشهاي مرتبط با انرژي در كنار يكديگر قرار بگيرند و يك همافزايي ايجاد كنند. ديرباز درباره نقش دولت در حل ناترازي برق اظهار كرد: اين مساله بايد از مسوولان ارشد كشور پرسيده شود كه براي حل اقتصاد انرژي و ايجاد جذابيت سرمايهگذاري چه برنامهاي دارند. وي افزود: من به عنوان بخشي از بدنه توليد برق، يك نيروگاه را مديريت ميكنم كه بايد اين كار را به نحو احسن انجام بدهم و حتي بيش از ظرفيت مورد انتظار از آن بهرهبرداري كنم؛ اما حل مشكلات كلان اقتصاد انرژي در اختيار مدير يك نيروگاه نيست. اين كارشناس حوزه انرژي تصريح كرد: بخش قابل توجهي از درآمد حاصل از توليد برق نيروگاهها از دولت طلبكار است و وقتي نيروگاهدار نتواند پول برق توليدشده را دريافت كند، طبيعي است در تأمين قطعات مورد نياز و تعميرات مورد انتظار دچار چالشهاي جدي خواهد گرديد و ممكن است اين برخورد و اين رژيم پرداخت بصورت مستقيم حيات نيروگاه را نشانه بگيرد. درنتيجه سرمايهگذار جديد نيز براي ورود به اين صنعت دچار ترديد شود. وي در پايان گفت: وقتي دولت به بخش خصوصي بدهكار است، نميتوان انتظار داشت سرمايهگذار جديد با اطمينان وارد صنعت برق شود و براي احداث نيروگاه سرمايهگذاري كند. مساله اصلي، ايجاد يك مدل اقتصادي پايدار و جذاب براي سرمايهگذاري در صنعت برق است.