پيشتازي خاموش بازار
در حال حاضر شاهد ثبت اعداد و سطوح جديد در بازار بورس هستيم؛ اما نكتهاي كه بيش از هر چيز به چشم ميآيد، توجه نسبتا كم عموم جامعه به اين بازار است.
در حال حاضر شاهد ثبت اعداد و سطوح جديد در بازار بورس هستيم؛ اما نكتهاي كه بيش از هر چيز به چشم ميآيد، توجه نسبتا كم عموم جامعه به اين بازار است. اين موضوع را ميتوان از دو منظر متفاوت بررسي كرد؛ از يكسو ميتواند نشانهاي مثبت براي تداوم روند فعلي بازار باشد و ازسوي ديگر، در صورت تداوم اين وضعيت و ورود ديرهنگام سرمايهگذاران، ميتواند زمينهساز تكرار برخي رفتارهاي گذشته شود.
از جنبه مثبت، كمتوجهي عمومي به بازار باعث شده است بخش قابلتوجهي از حركت اخير، بدون شكلگيري هیجانات گسترده و ورود سنگين سرمايهگذاران غيرحرفهاي انجام شود. در چنين شرايطي، افرادي كه فارغ از هيجانات مقطعي و با اتكا به تحليل، مديريت سرمايه و مديريت ريسك وارد بازار شدهاند، فرصت بيشتري براي بهرهبرداري از روند ايجادشده داشتهاند.
اين گروه از سرمايهگذاران، در صورت تداوم روند صعودي، ميتوانند بهتدريج بخشي از سود خود را شناسايي كنند و در مقاطع مكث يا اصلاح بازار، بخشي از سرمايه يا سود تحققيافته را از بازار خارج كنند. به بيان ديگر، تفاوت اصلي ميان سرمايهگذار آگاه و سرمايهگذار هيجاني، صرفا در زمان ورود نيست، بلكه در نحوه مديريت موقعيت پس از ورود نيز خود را نشان ميدهد.
اما روي ديگر ماجرا ميتواند متفاوت باشد. بازاري كه امروز كمتر موردتوجه رسانهها و فضاي عمومي جامعه قرار دارد، ممكن است در صورت ادامه رشد و ثبت اعداد جديد، بهتدريج توجه بيشتري را به خود جلب كند. در اين مرحله، احتمال دارد بخشي از افراد تنها با مشاهده اخبار كوتاه، افزايش شاخص يا انتشار مطالب و منطقههاي سيگنالمحور در فضاي مجازي، تصميم به ورود بگيرند.
تجربه دورههاي گذشته بازار نشان داده است كه اين گروه معمولا زماني وارد ميشوند كه بخش قابلتوجهي از موج صعودي قبلا شكل گرفته است. در واقع، سرمايهگذاراني كه در ابتداي حركت حضور نداشتهاند، ممكن است در مراحل پاياني يك موج جنبشي يا حتي در نزديكي نقاط چرخش بازار، تحتتاثير هيجان و عملكرد گذشته قيمت اقدام به خريد كنند.
در چنين شرايطي، بخشي از اين سرمايهها كه عمدتا ميتواند شامل پولهاي خرد و كدهاي حقيقي باشد، بهجاي آنكه در ابتداي يكروند وارد بازار شود، در مراحل پيشرفتهتر آن وارد ميشود؛ جايي كه نسبت ريسك به بازده ديگر الزاما مانند ابتداي حركت جذاب نيست.
به نظر ميرسد بازار بورس در دوره فعلي، در حال تجربه نوعي «پيشتازي خاموش» است؛ حركتي كه بدون هياهوي رسانهاي و بدون حضور گسترده عموم جامعه در حال شكلگيري است. اگر اين حركت را با ادبيات موجهاي جنبشي بررسي كنيم، ميتوان اين احتمال را مطرح كرد كه بازار همچنان در بخشي از موج اوليه صعودي قرار داشته باشد؛ موجي كه معمولا در مراحل ابتدايي خود با كمترين ميزان توجه عمومي شكل ميگيرد.
در چنين الگويي، ممكن است پس از تكميل اين مرحله، بازار وارد يك دوره اصلاح يا استراحت ميانمدت شود. نكته مهم اينجاست كه همين اصلاح ميتواند نقطهاي باشد كه بخشي از سرمايهگذاران تازهوارد، به دليل ورود ديرهنگام و نداشتن استراتژي مشخص، با فشار رواني بيشتري مواجه شوند.
در واقع، ممكن است همان زماني كه بازار براي سرمايهگذاراني كه از ابتداي حركت همراه آن بودهاند، تبديل به دوره شناسايي سود و مديريت موقعيت شود، براي گروهي كه در مراحل پاياني روند وارد شدهاند، به دوره نگراني و شناسايي زيان تبديل شود.
البته نبايد فراموش كرد كه بازارهاي مالي، بهويژه بورس، در كوتاهمدت ميتوانند تحتتاثير عوامل مختلف، غيرقابلپيشبيني به نظر برسند. اخبار سياسي و اقتصادي، تغييرات نرخ ارز، جريان نقدينگي، تصميمات سياستگذار و حتي رفتار معاملهگران ميتوانند در مقاطع مختلف مسير حركت بازار را تغيير دهند.
اما اگر افق زماني را از نوسانات كوتاهمدت فراتر ببريم، ميتوان مشاهده كرد كه بازار درنهايت تحتتاثير مجموعهاي از عوامل بنيادي، تكنيكال، نقدينگي و انتظارات سرمايهگذاران حركت ميكند.
بنابراين، سرمايهگذاري موفق الزاما به معناي پيشبيني دقيق آينده نيست؛ بلكه بيشتر به معناي واكنش صحيح به شرايط موجود، كنترل ريسك و داشتن برنامه براي سناريوهاي مختلف است.
تركيب تحليل تكنيكال و بنيادي با اصول ساده اما بسيار مهم مديريت سرمايه و ريسك، ميتواند به سرمايهگذار اجازه دهد در دورههاي مختلف بازار، چه در روندهاي صعودي و چه در دورههاي اصلاحي، تصميمات منطقيتري اتخاذ كند.
درنهايت، هدف صرفا اين نيست كه همگام با شاخص كل حركت كنيم. با انتخاب صحيح صنايع و شركتها، تشكيل يك سبد متناسب با ميزان ريسكپذيري و مديريت صحيح سرمايه، حتي ميتوان در دورههاي مناسب يك يا چند گام جلوتر از بازدهي عمومي بازار حركت كرد.
شايد مهمترين نكته در شرايط فعلي همين باشد: بازارها هميشه زماني كه همه درباره آنها صحبت ميكنند، بهترين فرصتهاي خود را ايجاد نميكنند؛ گاهي مهمترين بخش يكروند، همانجايي شكل ميگيرد كه هنوز توجه عمومي چنداني به آن وجود ندارد و شايد آنچه امروز در بورس شاهد آن هستيم، بيش از آنكه يك حركت پرهياهو باشد، آغاز يك «پيشتازي خاموش» باشد.