۳،۳ ميليون نفر در محدوده خطر
تهران با آلودگي هوا، اهواز با گردوغبار و سيستانوبلوچستان با بحران آب شناخته ميشوند؛ اما در اصفهان، بحران از جايي عميقتر آغاز شده است؛ از زير پاي شهر. اگر در بسياري از بحرانهاي شهري، بخشي از جمعيت يا محدودهاي مشخص در معرض خطر قرار ميگيرد، در اصفهان ماجرا متفاوت است.
تهران با آلودگي هوا، اهواز با گردوغبار و سيستانوبلوچستان با بحران آب شناخته ميشوند؛ اما در اصفهان، بحران از جايي عميقتر آغاز شده است؛ از زير پاي شهر. اگر در بسياري از بحرانهاي شهري، بخشي از جمعيت يا محدودهاي مشخص در معرض خطر قرار ميگيرد، در اصفهان ماجرا متفاوت است. به گفته رييس بخش زلزلهشناسي و خطرپذيري مركز تحقيقات راه، مسكن و شهرسازي، تمام محدوده كلانشهر اصفهان و جمعيتي بيش از ۳ ميليون و ۳۰۰ هزار نفر در زون فرونشست قرار گرفتهاند. بحراني كه ديگر محدود به زمينهاي كشاورزي و حاشيه شهر نيست و نشانههاي آن به خانههاي مسكوني، شبكههاي آب و فاضلاب و حتي ميراث تاريخي شهر رسيده است. علي بيتاللهي، درباره وضعيت فرونشست در اصفهان هشدار داد و گفت كه اين شهر علاوه بر مشكلات عمومي كشور در حوزه برداشت از منابع آب زيرزميني، با عوامل خاص و مضاعفي مواجه است؛ عواملي كه در كنار يكديگر، زمين اصفهان را به يكي از نگرانكنندهترين كانونهاي فرونشست كشور تبديل كردهاند.فرونشست زمين در اصفهان را نميتوان صرفاً نتيجه برداشت بيرويه از آبهاي زيرزميني دانست. اگرچه حفر چاهها و برداشت گسترده از منابع زيرزميني يكي از عوامل اصلي است، اما به گفته بيتاللهي، اصفهان يك مشكل اساسي ديگر هم دارد: قطع جريان دايمي زايندهرود. به گزارش ايلنا، رييس بخش زلزلهشناسي و خطرپذيري مركز تحقيقات راه، مسكن و شهرسازي توضيح ميدهد كه زايندهرود فقط يك رودخانه براي تأمين آب شرب، كشاورزي يا صنعت نيست؛ اين رودخانه در گذشته نقش مهمي در تغذيه آبخوان اصفهان داشته است. برآوردهاي مركز تحقيقات راه، مسكن و شهرسازي نشان ميدهد بيش از نيمي از حجم تغذيه آب زيرزميني دشت اصفهان از نفوذ آب زايندهرود تأمين ميشده است. به گفته او، زماني كه رودخانه جريان داشته، بخشي از آب در مسير خود نفوذ ميكرده و آبخوان منطقه را از جنوبغربي تا جنوبشرقي اصفهان تغذيه ميكرده است. اما با قطع يا كاهش جريان رودخانه، اين منبع طبيعي تغذيه آبخوان نيز عملاً از بين رفته است. بيتاللهي مجموعهاي از عوامل را در اين وضعيت موثر ميداند؛ از جمله انتقال آب از سد زايندهرود به مناطق ديگر، توسعه باغات در دامنههاي مشرف به حوزه آبريز سد، كشت محصولات آببر مانند برنج در مسير رودخانه و وجود دستكم ۵ هزار حلقه چاه در حاشيه ۵۰۰ متري اطراف زايندهرود. همه اين عوامل در كنار كاهش نزولات جوي، فشار مضاعفي بر منابع آبي زيرزميني وارد كردهاند.
شهري تماماً در محدوده خطر
يكي از مهمترين نكات هشدار بيتاللهي، گستره كمسابقه فرونشست در اصفهان است. او ميگويد: اصفهان تنها شهري است كه بهطور كامل در معرض فرونشست زمين قرار دارد. به گفته رييس بخش زلزلهشناسي و خطرپذيري مركز تحقيقات راه، مسكن و شهرسازي، اين وضعيت زماني نگرانكنندهتر ميشود كه جمعيت سكونتگاههاي اطراف و فراشهري نيز در نظر گرفته شود؛ جمعيتي كه مجموع آن به بيش از ۳ ميليون و ۳۰۰ هزار نفر ميرسد. در واقع، مساله فقط اين نيست كه زمين در بخشي از اصفهان نشست ميكند و شهروندان در نقطهاي ديگر با خيال راحت به زندگي ادامه ميدهند. طبق اين ارزيابي، تمام اين محدوده در زون فرونشست قرار گرفته است. بيتاللهي تأكيد ميكند: بايد تأكيد كنم كه تمام جمعيت ۳ ميليون و ۳۰۰ هزار نفري اين كلانشهر، يعني ۱۰۰ درصد جمعيت، علاوه بر محدوده شهر اصفهان و شهرهاي اقماري آن، مشمول محدوده فرونشست ميشوند. اين گستردگي، فرونشست را از يك مساله زمينشناسي به يك مساله جدي شهري و اجتماعي تبديل ميكند؛ زيرا هرچه دامنه فرونشست وسيعتر باشد، تعداد بيشتري از ساختمانها، خيابانها، تأسيسات زيربنايي و آثار تاريخي در معرض تغيير شكل زمين قرار ميگيرند.در سالهاي اخير، هر بار كه خبري از فروريزش خيابان يا ايجاد حفره در سطح شهر منتشر شده، معمولاً انگشت اتهام به سمت فرسودگي شبكههاي آب و فاضلاب رفته است. اما بيتاللهي معتقد است اين توضيح بهتنهايي كافي نيست. او ميپرسد اگر فرسودگي شبكه عامل اصلي است، چرا در اصفهان اين ميزان گسيختگي در شبكههاي آب و فاضلاب رخ ميدهد؟ به گفته رييس بخش زلزلهشناسي و خطرپذيري مركز تحقيقات راه، مسكن و شهرسازي، حتي قدمت لولههاي آب تهران از اصفهان بيشتر است؛ بنابراين نميتوان همه اتفاقات را صرفاً با فرسودگي شبكه توضيح داد. فرونشست گسترده زمين، شبكههاي زيرزميني را نيز با خود به پايين ميكشد. لولهها براي ميزان مشخصي از تغيير شكل طراحي شدهاند، اما وقتي تغيير شكل زمين از ظرفيت تحمل آنها فراتر رود، لولهها ترك ميخورند يا ميشكنند. در چنين شرايطي آب از محل شكستگي خارج ميشود، خاك اطراف را ميشويد و حفرهاي زير سطح زمين شكل ميگيرد؛ حفرهاي كه ممكن است در نهايت به فروريزش سطح خيابان منجر شود. از همين رو، به اعتقاد بيتاللهي، فرونشست ناحيهاي بزرگي كه درباره آن در سطح كشور و از جمله اصفهان صحبت ميكنيم، بيارتباط با فروريزشهاي متعدد در سطح شهر نيست. اگر فرونشست به ساختمانهاي جديد آسيب بزند، امكان مقاومسازي يا تخريب و نوسازي آنها وجود دارد؛ اما در اصفهان، بخش مهمي از آنچه در معرض خطر قرار گرفته، بناهايي هستند كه ارزش آنها با مترمربع و هزينه ساخت قابل اندازهگيري نيست. آثار تاريخي، بهويژه بناهايي كه با استانداردهاي مهندسي امروز ساخته نشدهاند، در برابر فرونشست آسيبپذيرتر هستند. مساله مهمتر اينكه بسياري از اين آثار اساساً امكان بازسازي و نوسازي به شيوه ساختمانهاي معمولي را ندارند. برآورد بيتاللهي از ابعاد اين تهديد نيز قابل توجه است: حدود ۲۸۵ مسجد، نزديك به ۲۸۰ مدرسه و در مجموع، بيش از ۳ هزار اثر تاريخي در محدوده فرونشست قرار دارند. او هشدار ميدهد كه برخي از اين آثار هماكنون با تركخوردگي، شكاف و شكستگي مواجه شدهاند. بنابراين، مساله فرونشست در اصفهان فقط داستان خانههايي نيست كه ترك برداشتهاند يا خيابانهايي كه فرو ميريزند؛ صحبت از تغيير تدريجي بستري است كه يكي از مهمترين مجموعههاي تاريخي ايران روي آن قرار گرفته است.
وقتي فرونشست از زمين كشاورزي
به اتاق خانه ميرسد
شايد مهمترين بخش هشدارهاي اخير بيتاللهي، نه درباره دشتها و زمينهاي كشاورزي، بلكه درباره خانههاي مردم باشد. او با اشاره به بازديد خود از محلههاي شمال اصفهان ميگويد در يكي از محلهها، مشكل محدود به يك ساختمان نبوده و چندين ساختمان مسكوني بهشدت دچار تركخوردگي شدهاند. توصيف او از ابعاد تركها نگرانكننده است: تركها آنقدر بزرگ بودهاند كه از يك اتاق، طرف ديگر اتاق قابل مشاهده بوده است. اين ديگر يك نشانه ساده از فرسودگي ساختمان نيست. وقتي چند ساختمان در يك محله همزمان دچار تركهاي جدي ميشوند، احتمال اينكه مساله صرفاً به كيفيت ساخت يك بنا محدود باشد، كاهش مييابد و بايد عوامل محيطي و تغييرات زمين نيز بررسي شوند. بيتاللهي حتي از تخليه يك محله در اصفهان خبر ميدهد؛ نشانهاي كه نشان ميدهد فرونشست براي برخي ساكنان، از مرحله هشدار عبور كرده و به مساله ايمني روزمره تبديل شده است.
زلزلهاي كه ميتواند آسيبها را
چند برابر كند
فرونشست بهخوديخود ميتواند ساختمانها و زيرساختها را ضعيف كند، اما هشدار اصلي زماني جديتر ميشود كه اين پديده با يك خطر طبيعي ديگر تركيب شود. رييس بخش زلزلهشناسي و خطرپذيري مركز تحقيقات راه، مسكن و شهرسازي ميگويد ساختمانهايي كه در اثر فرونشست دچار ترك و آسيب شدهاند، بهتدريج ضعيف ميشوند. در چنين شرايطي، حتي يك زلزله بسيار كوچك نيز ميتواند پيامدهاي بسيار فاجعهباري داشته باشد .
اين همان نقطهاي است كه فرونشست از يك بحران آرام و تدريجي به يك تهديد بالقوه ناگهاني تبديل ميشود. زمين ممكن است سالها ميليمتر به ميليمتر پايين برود، اما ساختمان ضعيفشده ميتواند در برابر يك تكانه لرزهاي كه در شرايط عادي شايد خسارت محدودي ايجاد كند، رفتار كاملاً متفاوتي نشان دهد.
بحران اصفهان فقط بحران «آب» نيست
آنچه از مجموع هشدارهاي بيتاللهي ميتوان دريافت اين است كه فرونشست اصفهان را نميتوان با يك عامل واحد توضيح داد. برداشت بيرويه از آبهاي زيرزميني، كاهش بارندگي، كاهش يا قطع جريان زايندهرود، حفر هزاران حلقه چاه، توسعه كشاورزي آببر و فشار بر آبخوان، همه در يك زنجيره به هم متصل شدهاند. در يك سوي اين زنجيره، كاهش منابع آبي قرار دارد و در سوي ديگر، شهري با ميليونها نفر جمعيت، هزاران اثر تاريخي و شبكهاي گسترده از زيرساختهاي حياتي. به همين دليل، مساله اصفهان فقط اين نيست كه «زمين نشست ميكند». مساله اين است كه زمينِ يك كلانشهر در حال تغيير شكل است و همزمان انسان، ساختمان، ميراث تاريخي و زيرساخت نيز روي همان زمين قرار دارند. شايد تفاوت اصلي اصفهان با بسياري از بحرانهاي شهري همين باشد: آلودگي هوا را ميتوان ديد، گردوغبار را ميتوان احساس كرد و كمآبي را در كاهش سطح آب رودخانه ديد؛ اما فرونشست آرام و تدريجي رخ ميدهد و زماني كه آثار آن در ديوار خانه، شكستگي لوله، فروريزش خيابان يا ترك يك بناي تاريخي آشكار ميشود، ممكن است بخش مهمي از خسارت قبلاً اتفاق افتاده باشد. در چنين شرايطي، هشدار درباره اصفهان ديگر صرفاً هشدار درباره آينده نيست. تركهاي بزرگ ديوار خانهها، تخليه برخي ساختمانها و آسيب به آثار تاريخي نشان ميدهد بخشي از آيندهاي كه درباره آن هشدار داده ميشد، اكنون به زمان حال رسيده است.