بارش‌هاي شديد به معناي احياي منابع آب زيرزميني كشور نيست

ال‌نينو مي‌آيد، اما خشكسالي ايران نمي‌رود

۱۴۰۵/۰۶/۲۳ - ۰۰:۲۶:۱۶
کد خبر: ۴۰۳۰۷۷

 ايران در آستانه پاييزي قرار گرفته كه اين‌بار نام يك پديده اقليمي بيش از هميشه در پيش‌بيني‌هاي جوي شنيده مي‌شود؛ «ال‌نينو». چشم‌اندازهاي فصلي سازمان جهاني هواشناسي نشان مي‌دهد اين پديده كه از تابستان ۱۴۰۵ در اقيانوس آرام استوايي شكل گرفته، در ماه‌هاي پيش رو تقويت خواهد شد و احتمال تداوم آن تا زمستان ۱۴۰۵ و حتي فوريه ۲۰۲۷ بسيار بالاست.

چرا بارش بيشتر لزوماً به معناي پايان خشكسالي نيست؟

 

گلي ماندگار|

 ايران در آستانه پاييزي قرار گرفته كه اينبار نام يك پديده اقليمي بيش از هميشه در پيشبينيهاي جوي شنيده ميشود؛ «النينو». چشماندازهاي فصلي سازمان جهاني هواشناسي نشان ميدهد اين پديده كه از تابستان ۱۴۰۵ در اقيانوس آرام استوايي شكل گرفته، در ماههاي پيش رو تقويت خواهد شد و احتمال تداوم آن تا زمستان ۱۴۰۵ و حتي فوريه ۲۰۲۷ بسيار بالاست. آخرين گزارش سازمان جهاني هواشناسي در سوم سپتامبر، احتمال تداوم النينو تا فوريه ۲۰۲۷ را نزديك به ۱۰۰ درصد اعلام كرده است. اين خبر در شرايطي براي ايران اهميت پيدا ميكند كه كشور سالهاست با كاهش بارش، افزايش دما، افت ذخاير سدها، كاهش روانآبها و مهمتر از همه، كاهش مستمر ذخاير آب زيرزميني مواجه است. همين مساله باعث شده است هر چشماندازي از افزايش بارش، حتي اگر احتمالي باشد، با اميد فراوان دنبال شود. اما كارشناسان هشدار ميدهند كه نبايد ميان «النينو» و «پايان خشكسالي ايران» علامت مساوي گذاشت.

 

     النينو قطعي است، افزايش بارش ايران نه

سازمان جهاني هواشناسي در جديدترين گزارش خود اعلام كرده است كه النينو بهطور كامل مستقر شده و احتمال تداوم آن در پاييز و زمستان ۱۴۰۵ بسيار بالا است. بر اساس پيشبينيها، اين پديده حتي ميتواند بهشدت «بسيار قوي» برسد و در اواخر سال جاري ميلادي به اوج خود نزديك شود.

اما نكته كليدي در گزارش WMO اين است كه شدت يك النينو الزاماً شدت اثر آن را در يك كشور مشخص تعيين نميكند. موقعيت جغرافيايي، فصل، وضعيت اقيانوسهاي ديگر و ساير الگوهاي اقليمي ميتوانند اثر نهايي را تغيير دهند. WMO همچنين همزمان از شكلگيري فاز مثبت نوسان دوقطبي اقيانوس هند يا IOD خبر داده است؛ عاملي كه ميتواند اثر معمول النينو را در برخي مناطق تقويت، تضعيف يا تغيير دهد.

     چرا بارش بيشتر لزوماً به معناي  پايان خشكسالي نيست؟

فريبرز فروتن، كارشناس حوزه آب در اين باره به« تعادل» ميگويد: مشكل اصلي ايران فقط كمبود بارش يك يا دو ساله نيست. بخش مهمي از بحران آب كشور حاصل انباشت چند دهه كسري آبي است. وقتي بارش در يك سال افزايش پيدا ميكند، نخستين اثر آن ممكن است در رودخانهها، سدها، تالابها و پوشش گياهي ديده شود، اما براي احياي يك آبخوان فرسوده، ماجرا كاملاً متفاوت است . او ميافزايد: آبخوانها حاصل تعادل ميان تغذيه و برداشت هستند. اگر براي سالهاي طولاني ميزان برداشت از منابع زيرزميني بيشتر از ميزان تغذيه طبيعي باشد، ذخيره آب زيرزميني كاهش پيدا ميكند. بنابراين حتي يك سال پربارش نيز الزاماً نميتواند اين كسري انباشته را جبران كند. اين كارشناس حوزه آب ادامه ميدهد: از سوي ديگر، همه بارشها قابليت نفوذ يكساني ندارند. زماني كه بارندگي به صورت رگبارهاي شديد و كوتاهمدت اتفاق ميافتد، بخشي از آب به سرعت به روانآب تبديل ميشود و ممكن است وارد رودخانهها و مسيلها شود و حتي خسارت سيلابي ايجاد كند، بدون آنكه سهم قابل توجهي از آن به ذخاير زيرزميني برسد. او خاطرنشان ميكند: اين همان نقطهاي است كه تفاوت ميان «بارش» و «منابع آب» اهميت پيدا ميكند. ممكن است ميزان بارندگي يك فصل افزايش پيدا كند، اما اگر بخش قابل توجهي از آن به شكل بارشهاي حدي و سريع باشد، سهم آن در تغذيه پايدار سفرههاي زيرزميني محدود بماند.

 

   يك بارش شديد  ميتواند هم نعمت باشد و هم تهديد

اظهارات اخير سخنگوي صنعت آب كشور نيز نشان ميدهد سياستگذار آب، النينو را تنها از زاويه افزايش بارش دنبال نميكند. عيسي بزرگزاده با تأكيد بر احتمالي بودن اثر النينو بر بارش ايران، بر ضرورت آمادهسازي كشور براي سيلابهاي احتمالي تأكيد كرده است. فروتن با اشاره به اظهارات «بزرگ زاده» ميگويد: اين رويكرد اهميت زيادي دارد؛ زيرا در شرايط تغيير اقليم، مساله فقط «چقدر باران ميبارد» نيست، بلكه «چه زماني، با چه شدتي و در كجا ميبارد» نيز اهميت دارد. بارش آرام و پيوسته در يك حوضه آبريز ميتواند فرصت مناسبي براي نفوذ آب، تغذيه خاك، افزايش جريان پايه رودخانهها و تغذيه آبخوانها ايجاد كند. در مقابل، بارش بسيار شديد طي چند ساعت ممكن است بخش بزرگي از ظرفيت طبيعي و مصنوعي حوضه را تحت فشار قرار دهد. او ميافزايد: از همين رو، اقداماتي مانند لايروبي آبگذرها، پاكسازي مسيلها، آمادهسازي سدها، اصلاح مسيرهاي زهكشي و جلوگيري از ساختوساز در حريم رودخانهها، بخشي از مديريت بارشهاي احتمالي است.

 

     بارش يك ساله بدهي چندساله  آبخوانها را پاك  نميكند

فروتن در بخش ديگري از سخنانش اظهار ميدارد: به هر حال مهمترين خطا در مواجهه با النينو اين است كه افزايش احتمالي بارش را معادل پايان خشكسالي تلقي كنيم. بحران آب ايران پيش از آنكه فقط بحران كمبود بارش باشد، بحران عدم تعادل ميان منابع و مصارف است. به گفته اين كارشناس، حتي اگر يك سال بارندگي مناسبي در كشور اتفاق بيفتد، تا زماني كه برداشت از منابع زيرزميني، مصرف كشاورزي و الگوي بهرهبرداري از منابع آب اصلاح نشود، نميتوان از پايان خشكسالي سخن گفت. او توضيح ميدهد: آبخوانها مانند يك حساب بانكي هستند؛ اگر سالها بيشتر از ميزان ورودي از آنها برداشت شده باشد، واريز يك درآمد مناسب در يك مقطع كوتاه به معناي بازگشت حساب به وضعيت مطلوب نيست. اين كارشناس با اشاره به تفاوت ميان «بارش» و «تغذيه آبخوان» ميافزايد: بخشي از بارندگي اساساً فرصت نفوذ به زمين را پيدا نميكند و به روانآب تبديل ميشود. بنابراين سياست مديريت منابع آب بايد به جاي تمركز صرف بر ميزان بارندگي، بر نحوه توزيع، زمان وقوع، شدت بارش و امكان ذخيرهسازي و نفوذ آب نيز متمركز باشد.

     مشكل بزرگتر  خشكسالي در كنار گرماي بيشتر

يك نگراني ديگر آن است كه افزايش احتمالي بارش الزاماً در شرايطي رخ نميدهد كه دماي كشور پايين باشد. WMO در چشماندازهاي خود براي ماههاي پيش رو، احتمال دماي بالاتر از نرمال را در بسياري از مناطق جهان بالا ارزيابي كرده است. افزايش دما يعني افزايش تبخير و تعرق. بنابراين حتي اگر ورودي آب افزايش پيدا كند، بخشي از اين آب ميتواند در اثر گرما از دست برود. در بخش كشاورزي نيز افزايش دما ميتواند نياز آبي محصولات را بالا ببرد. در چنين شرايطي، ممكن است كشور همزمان با بارندگي مناسب در بخشي از سال، همچنان با كسري منابع آب مواجه باشد.

 

     سدها هم با يك سال بارندگي  نجات پيدا نميكنند

افزايش بارش ميتواند وضعيت سدها را بهتر كند، اما اين به معناي حل بحران ذخاير آب كشور نيست. سدها به بارش و روانآب وابستهاند و در صورت افزايش ورودي، امكان ذخيره بخشي از آب فراهم ميشود. با اين حال، ظرفيت هر سد محدود است و زمان و شدت ورود آب اهميت زيادي دارد. اگر بارش شديد باشد، مديران سدها بايد همزمان ميان ذخيره آب و كنترل سيلاب تعادل برقرار كنند. بنابراين نميتوان هر بارش سنگيني را به معناي افزايش مستقيم ذخاير قابل استفاده كشور دانست.

 

    كشاورزي؛ جايي كه بارش ميتواند  نفس تازهاي ايجاد كند

با وجود همه اين محدوديتها، افزايش بارندگي بياهميت نيست. اگر بارشها در زمان و مكان مناسب رخ دهند، ميتوانند بخشي از فشار موجود بر منابع آبي را كاهش دهند. كشتهاي ديم، مراتع، تالابها، رودخانهها و برخي زيستبومها از افزايش بارندگي منتفع ميشوند. در بخش كشاورزي نيز افزايش منابع آب سطحي و بهبود رطوبت خاك ميتواند هزينه تأمين آب را كاهش دهد. همچنين اقداماتي مانند تغذيه مصنوعي آبخوانها، آبخيزداري، كنترل روانآب، احياي تالابها، اصلاح شبكههاي انتقال آب و كاهش برداشت از چاههاي بحراني ميتواند در تبديل بخشي از بارش به ذخيره پايدار نقش داشته باشد.

 

    پاييز باراني، پايان خشكسالي نيست

اكنون چشمها به پاييز ۱۴۰۵ دوخته شده است؛ فصلي كه ممكن است تحت تأثير النينوي قدرتمند، شاهد تغييراتي در الگوي بارش باشد. سازمان جهاني هواشناسي نيز با توجه به تقويت اين پديده، نسبت به افزايش احتمال رخدادهاي حدي آبوهوايي از جمله بارش شديد، سيلاب و خشكسالي در نقاط مختلف جهان هشدار داده است. اما براي ايران، مساله اصلي فراتر از ميزان بارش يك فصل است. اگر باران بيايد، كشور بايد آماده مهار سيلاب باشد؛ اگر بارش كم باشد، بايد براي تداوم خشكسالي آماده باشد و اگر بارش مناسب باشد، بايد بتواند آن را به منابع پايدار آب تبديل كند.بنابراين النينو ميتواند يك فرصت باشد، اما نسخه درمان بحران آب ايران نيست. بحران آب كشور نتيجه سالها ناترازي ميان منابع و مصارف، فشار بر آبخوانها، برداشت بيش از ظرفيت و تغييرات اقليمي است. هيچ پديده اقليمي نميتواند بهتنهايي اين ناترازي را برطرف كند. اگر پاييز و زمستان پيش رو پربارش باشد، بهترين سناريو اين نيست كه ايران صرفاً سالي پرباران را پشت سر بگذارد؛ بهترين سناريو آن است كه كشور بتواند از اينبارشها براي كاهش كسري آبخوانها، احياي تالابها، تقويت منابع سطحي، كاهش برداشت از منابع زيرزميني و افزايش تابآوري در برابر خشكساليهاي بعدي استفاده كند. درغير اين صورت، ممكن است چند ماه باران ببارد، سدها نفسي تازه كنند و رودخانهها جان بگيرند، اما با پايان فصل بارش، همان پرسش قديمي دوباره روي ميز باقي بماند: ايران براي خشكسالي بعدي چقدر آب ذخيره كرده است؟

 

بیمه ملت