به ياد استاد توتونچيان

۱۴۰۵/۰۶/۲۲ - ۲۳:۴۸:۳۵
کد خبر: ۴۰۳۰۴۱

پروفسور ايرج توتونچيان، استاد دانشگاه الزهرا (س) را نخستين‌بار در كلاس اقتصاد خرد دوره كارشناسي ديدم؛ استادي بسيار محترم، آراسته و جدي كه اتاقش در طبقه دوم دانشكده اقتصاد، مملو از كتاب‌هاي اقتصادي بود. پس از ورود ايشان به كلاس، ديگر كسي اجازه ورود به كلاس را نداشت.

ارغوان فرزين معتمد

پروفسور ايرج توتونچيان، استاد دانشگاه الزهرا (س) را نخستين‌بار در كلاس اقتصاد خرد دوره كارشناسي ديدم؛ استادي بسيار محترم، آراسته و جدي كه اتاقش در طبقه دوم دانشكده اقتصاد، مملو از كتاب‌هاي اقتصادي بود. پس از ورود ايشان به كلاس، ديگر كسي اجازه ورود به كلاس را نداشت. اين اولين اصل منظم بودن در كلاس درس استاد بود. استاد از همان آغاز تدريس، با طرح پرسش‌هاي متعدد، ذهن دانشجويان را به چالش مي‌كشيدند.

براي مثال، هنگامي كه از اصول موضوعه اقتصاد سخن مي‌گفتند، اين پرسش را پيش روي ما قرار مي‌دادند كه آيا به ‌راستي «بيشتر، فارغ از آنكه كالايي مضر نباشد، هميشه بهتر است»؟ پرسشي كه به اصل «More is Better» اشاره داشت. نمونه‌هايي از اين دست در كلاس‌هاي استاد فراوان بود. شايد بتوانم بگويم مهم‌ترين درسي كه در آن مقطع از ايشان آموختم، بيش از آنكه نظريه‌هاي اقتصاد خرد باشد، شيوه تفكر و انديشيدن درباره اقتصاد و هر ديدگاه و نظريه‌اي بود؛ استاد به ما جسارت به پرسش كشيدن نظريه‌ها را مي‌دادند. از استاد آموختم كه مي‌توان پرسيد و براي طرح پرسشي درست، بايد بسيار مطالعه كرد و ابعاد گوناگون يك مساله را به ‌دقت بررسي و واكاوي كرد. همين شيوه تدريس و منش علمي استاد بود كه مرا شيفته ايشان كرد. از هر فرصتي براي آموختن از وي بهره مي‌گرفتم و گاه مدت‌ها پشت در كلاس مي‌ايستادم تا پس از پايان درس، بتوانم از محضر ايشان استفاده كنم.

سخنان ايشان درباره انفاق و امكان تحليل آن در چارچوب نظريه‌هاي اقتصادي- كه كتابي در اين خصوص نيز دارند- برايم بسيار جذاب بود، زيرا اين بحث را كاملا علمي مطرح مي‌كردند و براي من عجيب بود كه چرا بسياري از افراد بدون آنكه سخنان ايشان را بشنوند به محض آنكه مباحث اسلامي در دل مباحث اقتصادي توسط ايشان مطرح مي‌شد، ايشان را مورد نقد قرار مي‌دادند.

آنچه استاد در كتاب «بانكداري اسلامي و مقايسه آن با نظام سرمايه‌داري» مطرح كرده بود، بر اصول يا آكسيوم‌هايي استوار بود كه در قرآن به عنوان مباني زيست سالم مورد تاكيد قرار گرفته‌اند. اين جنبه از كار پروفسور توتونچيان براي من بسيار جذاب و به گمانم، متفاوت از ديدگاه‌هايي بود كه معمولا از صاحب‌نظران حوزه اقتصاد و بانكداري اسلامي مي‌شنيديم.

دريافت من از ديدگاه‌هاي استاد اين بود كه نظريه ايشان بر اصولي بنيادي استوار است كه آرمان آن، دستيابي به زندگي عادلانه است؛ اصولي كه ايشان با استناد به قرآن مطرح كرده بودند. همان‌طور كه اقتصاددانان غربي نيز نظريه‌هاي اقتصادي را بر پايه اصولي بنا نهاده‌اند كه از نظر آنان، با منطق و عقلانيت زندگي انساني سازگار است.

نكته مهم ديگر درباره استاد، تسلط كم‌نظير ايشان بر نظريه‌هاي مختلف اقتصادي بود. اين تسلط و مطالعات عميق، قدرت تحليل، مقايسه، تاييد يا نقد ديدگاه‌هاي اقتصادي را در ايشان به‌طور چشمگيري تقويت كرده بود. آنچنانكه در مسير علم‌آموزي، تفكر و توليد دانش در حوزه اقتصاد چنان پيش رفت كه كتاب ايشان با عنوان«Islamic Money and Banking  Integrating Money in Capital Theory » از سوي انتشارات «ويلي» منتشر شد و با استقبال متخصصان اقتصادي در خارج از كشور روبه‌رو شد. با اين ‌حال، در ايران از چنين ظرفيت علمي ارزشمندي به‌طور موثر استفاده نشد و به نظر مي‌رسد به دليل انتقادهاي ايشان از نظام بانكداري كشور، اقتصاد ايران از ديدگاه‌هاي چنين دانشمندي آن‌گونه كه بايد بهره نبرد. به گمانم طرح اقتصاد اسلامي و نقد نظام بانكداري ايران، به ‌خودي‌خود نمي‌تواند دليلي براي ناديده گرفتن ديدگاه‌هاي علمي استاد باشد. بسياري از صاحب‌نظران، از جمله دكتر توتونچيان، ممكن است در برخي مباني، روش‌ها يا نتايج نظري خود با نقدهاي جدي روبه‌رو شوند؛ اما نقد علمي نبايد به حذف صاحب‌نظر يا بي‌اعتنايي به دانش او بينجامد.

آنچه اهميت دارد، تفكيك ميان نقد يك نظريه و ناديده گرفتن ظرفيت علمي نظريه‌پرداز است.

مي‌توان با بخشي از ديدگاه‌هاي استاد موافق نبود، درباره برخي استدلال‌هاي او بحث كرد و حتي آنها را نپذيرفت؛ اما همزمان، از تحليل‌ها، مطالعات و پيشنهادهاي او براي شناخت مسائل اقتصادي كشور و يافتن راه‌حل‌هاي مناسب بهره گرفت. آيا نظريه‌پردازي در جهان وجود داشته است كه نظرياتش با نقد مواجه نشده باشد؟ آيا جان مينارد كينز و فردريش هايك، دو اقتصاددان متعلق به دو مكتب و رويكرد متفاوت، باوجود برخورداري از طرفداران فراوان، منتقدان جدي يكديگر نبودند؟

آيا ميان آنان مباحثات جدي در نقد و رد ديدگاه‌هاي يكديگر شكل نگرفت؟ و آيا هنوز نيز ديدگاه‌هاي اين دو اقتصاددان از سوي صاحب‌نظران تاييد يا نقد نمي‌شود؟ و آيا از نظريات ايشان در مقاطع مختلف و براي حل مسائل اقتصادي استفاده نشده است؟ طبيعت علم با نقد و ابطال‌پذيري پيوند خورده است. نمي‌توان وارد عرصه علم شد، نظريه‌اي ارايه كرد و انتظار داشت كه آن نظريه مورد نقد و مباحثه قرار نگيرد. در تاريخ عقايد و نظريه‌هاي اقتصادي، تحليل‌ها همواره با نقدها همراه بوده‌اند.

آنچه اهميت دارد، اين است كه نقد، به ‌جاي آنكه مانعي براي بهره‌گيري از دانش باشد، به فرصتي براي سنجش، اصلاح و تكميل ديدگاه‌ها تبديل شود. همان‌گونه كه به نظريه‌هاي اقتصاددانان خارجي، باوجود اختلاف‌نظرها و نقدهاي فراوان، ارجاع مي‌دهيم و از آنها براي تحليل مسائل اقتصادي استفاده مي‌شود، شايسته است ديدگاه‌هاي انديشمندان ايراني نيز با وجود اختلاف‌نظرها، در حل مسائل كشور مورد بهره‌برداري قرار گيرد.

مروري بر تاريخ عقايد و ديدگاه‌هاي اقتصادي نيز نشان مي‌دهد كه باوجود نقدهايي كه اقتصاددانان به يكديگر داشته‌اند، بسياري از نظريه‌پردازان اقتصادي در دوره‌اي كه ديدگاه‌هاي خود را مطرح كرده‌اند، توانسته‌اند براي حل بخشي از چالش‌هاي اقتصادي پيشنهادهايي ارايه دهند؛ هرچند همان راه‌حل‌ها الزاما در دوره‌اي ديگر پاسخگو نبوده‌اند. بنابراين ارزش يك نظريه را نبايد صرفا با ميزان موافقت يا مخالفت با آن سنجيد، بلكه بايد ديد اين نظريه تا چه اندازه به فهم بهتر مساله، طرح پرسش‌هاي تازه و يافتن راه‌حل‌هاي عملي كمك مي‌كند. 

اي كاش ظرفيت بهره‌گيري از فرهيختگان در ايران افزايش يابد.‌اي كاش ارج نهادن به انسان‌هايي كه يك عمر به فعاليت علمي پرداخته‌اند و بهره‌گيري از دانش آنان، در فرهنگ سياستگذاري و برنامه‌ريزي ايران نهادينه شود. به ياد دارم كه بارها از استاد مي‌شنيدم كه آرزويش، به ‌كارگيري اين دانش براي حل مسائل كشور بود. اميدوارم حكمراني اقتصادي كشور از دانش توليد شده به دست استاد توتونچيان بهره‌مند شود. هر چند فقدان اين استاد بزرگ، دستيابي كامل به گنجينه دانش ايشان را دشوار مي‌سازد، آثار به‌جا مانده از او مي‌تواند به عنوان راهنماي عمل در سياستگذاري و برنامه‌ريزي اقتصادي و در حوزه‌هاي پولي و بانكي راهگشا باشد. روح استاد قرين رحمت پروردگار باد. براي خانواده محترم ايشان و تمامي دوستداران استاد، شكيبايي آرزو مي‌كنم.

بیمه ملت