روايت يك بحران پنهان اما واقعي

خودكشي زير سايه سكوت آماري

۱۴۰۵/۰۶/۲۱ - ۰۱:۴۶:۴۷
کد خبر: ۴۰۲۷۷۲

خودكشي يكي از پيچيده‌ترين مسائل سلامت روان و در عين حال يكي از موضوعاتي است كه هنوز در بسياري از جوامع با سكوت، انگ اجتماعي و پنهان‌كاري همراه است.

در هيچ يك از كشورهاي دنيا آمار درست و دقيقي از ميزان خودكشي وجود ندارد

گلي ماندگار|

خودكشي يكي از پيچيدهترين مسائل سلامت روان و در عين حال يكي از موضوعاتي است كه هنوز در بسياري از جوامع با سكوت، انگ اجتماعي و پنهانكاري همراه است. پشت هر اقدام به خودكشي، مجموعهاي از عوامل رواني، اجتماعي، اقتصادي، خانوادگي و گاه جسمي قرار دارد و نميتوان آن را تنها به يك بيماري رواني يا يك اتفاق ناگوار نسبت داد. سازمان جهاني بهداشت نيز تأكيد ميكند كه عوامل مرتبط با خودكشي چندوجهي هستند و شرايط اجتماعي، فرهنگي، زيستي، روانشناختي و محيطي ميتوانند در شكلگيري رفتارهاي خودكشي نقش داشته باشند. نكته غمانگيز اين است كه در هيچ يك از كشورهاي دنيا آمار درست و دقيقي در مورد خودكشي وجود ندارد، حتي آمار سازمان جهاني بهداشت هم به 5 سال قبل بازميگردد. بر اساس تازهترين برآورد سازمان جهاني بهداشت، حدود ۷۲۷ هزار نفر در سال ۲۰۲۱ در جهان بر اثر خودكشي جان خود را از دست دادهاند. نرخ خام جهاني خودكشي در همان سال ۹.۲ مورد به ازاي هر ۱۰۰ هزار نفر جمعيت برآورد شده است. اين نرخ در مردان ۱۲.۴ و در زنان ۵.۹ مورد به ازاي هر ۱۰۰ هزار نفر بوده است.

 

     بالاترين نرخ خودكشي در جهان مربوط به كجاست؟

مقايسه كشورها نيز بايد با احتياط انجام شود، زيرا كيفيت ثبت اطلاعات در كشورها متفاوت است. با اين حال، در آخرين برآوردهاي جهاني سازمان جهاني بهداشت بر اساس دادههاي سال ۲۰۲۱، كشور«گويان»بالاترين نرخ خودكشي را دارد. (گويان يكي از چهار كشور غير اسپانيايي زبان و تنها كشور انگليسيزبان امريكاي جنوبي است. در جدول سازمان جهاني بهداشت، نرخ خام خودكشي گويان در سال ۲۰۲۱ حدود ۲۴.۸ مورد به ازاي هر ۱۰۰ هزار نفر و نرخ استاندارد شده سني آن ۲۶.۳ مورد گزارش شده است؛ نرخ مردان بسيار بالاتر از زنان بوده است.

 

    جوانان؛ يكي از مهمترين گروههاي در معرض خطر

خودكشي در تمام سنين رخ ميدهد و محدود به گروه خاصي نيست، اما در ميان جوانان اهميت ويژهاي دارد. سازمان جهاني بهداشت اعلام كرده است كه خودكشي در سال ۲۰۲۱ سومين علت مرگ افراد ۱۵ تا ۲۹ ساله در جهان بوده است.

 

     افسردگي تنها عامل نيست

يكي از تصورات رايج درباره خودكشي اين است كه فرد حتماً بايد مبتلا به يك اختلال رواني مشخص باشد. واقعيت پيچيدهتر است. افسردگي، اختلالات مصرف مواد و برخي ديگر از اختلالات رواني ميتوانند خطر خودكشي را افزايش دهند، اما سازمان جهاني بهداشت تأكيد ميكند كه بسياري از موارد خودكشي در شرايط يك بحران ناگهاني و در زماني رخ ميدهد كه فرد توانايي مقابله با فشارهاي زندگي را براي مدتي از دست داده است.

 

     فرد هميشه به دنبال مرگ نيست

مليحه فرهادي، روان درمانگر در توضيح چرايي شكلگيري افكار خودكشي به تعادل ميگويد: در بسياري از موارد، فردي كه درباره خودكشي فكر ميكند الزاماً به دنبال مرگ نيست؛ بلكه ميخواهد از يك وضعيت دردناك كه برايش غيرقابل تحمل شده، رهايي پيدا كند. وقتي فرد احساس ميكند هيچ راه ديگري براي تغيير شرايط وجود ندارد، افق ذهني او محدود ميشود و ممكن است فقط يك راه را ببيند.

او تاكيد ميكند: يكي از خطرناكترين وضعيتها زماني شكل ميگيرد كه فرد احساس كند «بار اضافي» براي ديگران است يا هيچكس او را درك نميكند. جملههايي مانند «ديگر نميتوانم»، «هيچ چيز درست نميشود»، «بود و نبود من فرقي ندارد» يا «كاش نبودم» نبايد هميشه به حساب حرفهاي لحظهاي گذاشته شوند. چنين جملههايي ميتوانند نشانه رنج رواني باشند و بايد جدي گرفته شوند.

اين روان درمانگر در ادامه اظهار ميدارد: واكنش اطرافيان اهميت زيادي دارد. سرزنش، تهديد، تحقير يا گفتن جملاتي مانند «خودت را لوس نكن» ميتواند فاصله فرد با خانواده و دوستان را بيشتر كند. در چنين شرايطي مهمترين كار اين است كه فرد تنها نماند، بدون قضاوت به او گوش داده شود و براي دريافت كمك حرفهاي همراهي شود.

     بحران معمولاً يكشبه ايجاد نميشود

حميدرضا احمدي، روانپزشك نيز با اشاره به اينكه در بسياري از موارد، افكار خودكشي حاصل يك عامل منفرد نيست، به تعادل ميگويد: ما معمولاً با يك زنجيره مواجه هستيم؛ ممكن است فرد از مدتها قبل احساس تنهايي داشته باشد، بعد با شكست يا فقدان مواجه شود، همزمان فشار مالي يا خانوادگي افزايش پيدا كند و در نهايت احساس كند ديگر توان ادامه دادن ندارد. بنابراين اگر فقط آخرين اتفاق را ببينيم، بخش بزرگي از داستان را از دست دادهايم.

او احساس نااميدي را يكي از مهمترين نشانههايي ميداند كه بايد جدي گرفته شود و ميافزايد: تفاوت بزرگي ميان ناراحتي و نااميدي وجود دارد. فرد ناراحت ممكن است بگويد شرايط سخت است، اما فرد نااميد ممكن است تصور كند هيچ آينده متفاوتي وجود ندارد. در درمان، كمك به فرد براي بازسازي همين تصوير از آينده اهميت زيادي دارد.

اين روانپزشك ادامه ميدهد: همچنين بر اهميت روابط اجتماعي تأكيد ميكند و ميگويد: «تنهايي صرفاً به معناي تنها زندگي كردن نيست. ممكن است فرد در ميان اعضاي خانواده باشد اما احساس كند كسي او را نميفهمد. احساس تعلق و داشتن حداقل يك رابطه امن ميتواند در زمان بحران بسيار مهم باشد.

 

     فشار اقتصادي و آينده مبهم

او در بخش ديگري از سخنان خود ميگويد: مسائل اقتصادي نيز ميتوانند به عنوان يكي از عوامل تشديدكننده بحران رواني عمل كنند. بيكاري، بدهي، از دست دادن شغل، ناتواني در تأمين نيازهاي خانواده و احساس شكست اقتصادي ميتوانند فشار رواني شديدي ايجاد كنند. البته نميتوان هر خودكشي را به وضعيت اقتصادي نسبت داد. در واقع، گاهي مهمتر از خود مشكل اقتصادي، احساسي است كه فرد نسبت به آينده پيدا ميكند؛ اينكه تصور كند هيچ راهي براي بهبود شرايط وجود ندارد.

 

     تنهايي، طردشدگي و فروپاشي روابط

دكتر احمدي ميافزايد: روابط انساني ميتوانند هم عامل محافظتكننده و هم عامل فشار باشند. جدايي عاطفي، طلاق، تعارض خانوادگي، از دست دادن يكي از نزديكان، خشونت خانگي يا طرد شدن از سوي گروه همسالان ممكن است فرد را وارد بحران كند. در نوجوانان و جوانان، احساس تعلق به خانواده، مدرسه، دانشگاه و گروه دوستان اهميت ويژهاي دارد. در بزرگسالان نيز روابط خانوادگي و اجتماعي ميتوانند نقش مهمي در كاهش يا افزايش احساس انزوا داشته باشند.

اين روانپزشك تاكيد ميكند: گاهي فرد به يك اتفاق كوچك واكنش بسيار شديد نشان ميدهد، اما علت واقعي واكنش در همان اتفاق خلاصه نميشود. اتفاق آخر ممكن است فقط آخرين حلقه زنجيرهاي از فشارهايي باشد كه مدتها ادامه داشته است.

 

     نقش بيماري و دردهاي مزمن

دكتر حميدرضا احمدي ضمن بيان اين مطلب كه بيماريهاي جسمي طولانيمدت و درد مزمن نيز ميتوانند بر سلامت روان اثر بگذارند، ادامه ميدهد: فردي كه براي مدت طولاني با درد، محدوديت حركتي، بيماري جدي يا كاهش استقلال فردي مواجه است، ممكن است احساس نااميدي يا بيپناهي پيدا كند. اين موضوع بهويژه زماني اهميت پيدا ميكند كه بيماري با انزواي اجتماعي، مشكلات اقتصادي يا اختلال خواب همراه شود.

 

     چه نشانههايي بايد جدي گرفته شود؟

كارشناسان سلامت روان توصيه ميكنند تغييرات ناگهاني در رفتار فرد، كنارهگيري شديد از ديگران، از دست دادن علاقه به فعاليتهاي معمول، صحبت مكرر درباره مرگ يا نبودن، ابراز نااميدي شديد، بخشيدن غيرعادي وسايل شخصي، خداحافظيهاي غيرمعمول و تغييرات شديد خلقي جدي گرفته شود.

البته هيچيك از اين نشانهها به تنهايي به معناي قطعي وجود خطر خودكشي نيست، اما مجموعه آنها ميتواند نشاندهنده نياز به توجه بيشتر باشد. در چنين شرايطي نبايد فرد را تنها گذاشت يا تصور كرد كه صحبت كردن درباره خودكشي حتماً ايده آن را در ذهن او ايجاد ميكند.

برعكس، گفتوگوي آرام و مستقيم، گوش دادن بدون قضاوت و كمك گرفتن از متخصص سلامت روان ميتواند فرصتي براي مداخله ايجاد كند.

 

     خودكشي قابل پيشگيري است

مهمترين پيام در مواجهه با خودكشي اين است كه افكار خودكشي لزوماً ثابت و دايمي نيستند. بحران رواني ميتواند تغيير كند و با حمايت مناسب، درمان و كاهش عوامل فشار، وضعيت فرد نيز ميتواند تغيير كند.

سازمان جهاني بهداشت نيز بر امكان پيشگيري از خودكشي تأكيد كرده و مجموعهاي از اقدامات را موثر ميداند؛ از شناسايي زودهنگام افراد در معرض خطر و پيگيري افرادي كه سابقه اقدام داشتهاند تا تقويت مهارتهاي اجتماعي و هيجاني و ايجاد دسترسي بهتر به خدمات سلامت روان. سابقه اقدام قبلي نيز از مهمترين عوامل خطر براي اقدام مجدد و خودكشي محسوب ميشود و بنابراين فردي كه چنين تجربهاي داشته است، به حمايت و پيگيري مستمر نياز دارد.

 

     آمار فقط يك عدد نيست

در نهايت، پشت هر عدد مربوط به خودكشي يك انسان، يك خانواده و يك شبكه از روابط اجتماعي قرار دارد. بنابراين حتي اگر آمار دقيق و كاملي از خودكشي در ايران در دسترس نباشد، نبود آمار دقيق نبايد به معناي كوچك بودن مساله تلقي شود.

برعكس، ضعف در ثبت اطلاعات خودكشي خود ميتواند نشانهاي باشد كه ضرورت ايجاد يك نظام دقيقتر براي ثبت خودكشي و اقدام به خودكشي را نشان ميدهد. سازمان جهاني بهداشت نيز ثبت بهموقع و منظم اطلاعات خودكشي را يكي از پايههاي اصلي سياستگذاري براي پيشگيري ميداند.

خودكشي را نميتوان فقط با نسخههاي فردي براي «قويتر بودن» يا «مثبت فكر كردن» حل كرد. پيشگيري از آن نيازمند مجموعهاي از اقدامات است؛ از دسترسي آسانتر به رواندرمانگر و روانپزشك گرفته تا كاهش انگ اجتماعي، حمايت از خانوادهها، شناسايي افراد در بحران، تقويت روابط اجتماعي، توجه به فشارهاي اقتصادي و ايجاد سازوكارهاي موثر براي ثبت و تحليل دادهها.

 

بیمه ملت