تابآوري تهران در برابر سيلابهاي احتمالي چقدر است؟
سيلابهاي ۱۶ و ۱۷ شهريور ۱۴۰۵ در شهرهاي شمالي كشورمان نتيجه مستقيم و قطعي «سوپر النينو» نبود، بلكه بايد آن را حاصل برهم كنش يك رخداد فرين جوي -سينوپتيكي- با شرايط تغيير اقليم و آسيبپذيريهاي انساني دانست.
سيلابهاي ۱۶ و ۱۷ شهريور ۱۴۰۵ در شهرهاي شمالي كشورمان نتيجه مستقيم و قطعي «سوپر النينو» نبود، بلكه بايد آن را حاصل برهم كنش يك رخداد فرين جوي -سينوپتيكي- با شرايط تغيير اقليم و آسيبپذيريهاي انساني دانست. اين سيلابها در گيلان و مازندران عمدتا ناشي از يك سامانه بارشي ناپايدار و قوي بود كه از عصر ۱۶ شهريور وارد منطقه و با توده هواي سرد همراه شد.
اين سامانه در مدت كمتر از ۲۴ ساعت بارشهاي بيسابقهاي را موجب شد؛ در سلمانشهر ۲۲۴ ميليمتر يك روز باريد كه ركوردي براي منطقه محسوب ميشود . اين نوع بارشها در انتهاي تابستان در سواحل كاسپين، عمدتا محصول الگوهاي سينوپتيكي منطقه مانند عبور ناپايدار از تراز مياني جو است.
«سوپر النينو» پيشبيني شده براي پاييز و زمستان ۱۴۰۵ يك پديده در حال شكلگيري است كه اثرهاي آن عمدتا در ماههاي سردتر سال بروز ميكند . در زمان وقوع سيلاب شهريور ۱۴۰۵، اين پديده هنوز به اوج خود نرسيده است. احتمال شكلگيري يك النينوي قوي در ماههاي آينده، به عنوان يك سيگنال مهم براي احتمال بارشهاي بيشتر از نرمال در پاييز و زمستان ۱۴۰۵ در نظر گرفته ميشود. اگرچه محرك اصلي جوي بود، اما تغيير اقليم زمينه را براي وقوع چنين رخدادهاي فريني فراهم كرده است. گرمايش جهاني باعث ميشود جو توانايي نگهداري رطوبت بيشتري داشته باشد و در نتيجه بارشها به شكل رگباري و بسيار شديد تخليه شوند.
از طرف ديگر، مداخلات انساني و ضعف زيرساختها نقش كليدي در تبديل بارش شديد به سيلاب ويرانگر داشتند. آسفالت كردن سطوح، ساختوساز در حريم رودخانهها و انسداد مسيلها، نفوذپذيري زمين را كاهش داده و رواناب سطحي را چند برابر كرده است . چراي بيرويه و فشرده شدن خاك باعث شده آب باران فرصت نفوذ در زمين را نداشته باشد و سريعا به رواناب تبديل شود .
حجم رواناب ناشي از بارش ۲۲۴ ميليمتري، از ظرفيت هدايت آبهاي سطحي در بسياري از شهرها فراتر رفت و منجر به آبگرفتگي گسترده شده است. بروز همزمان خشكسالي و سيلابهاي ويرانگر، پديدهاي متناقضنما، اما قابل توضيح در چارچوب تغيير اقليم و مديريت نادرست سرزمين است.
آنچه در گيلان و مازندران رخ داد، ميتواند به دليل شرايط مشابه، در تهران نيز تكرار شود. ريشه اين رخدادها را بايد در دو دسته عوامل بههمپيوسته جستوجو كرد: عوامل اقليمي و عوامل انساني و زيرساختي. گرمايش جهاني باعث شده جو زمين توانايي نگهداري رطوبت بيشتري را داشته باشد. در نتيجه، وقتي شرايط براي بارش فراهم ميشود، اين رطوبت بهصورت بارشهاي رگباري و بسيار شديد تخليه ميشود.
اين بارشهاي سيلآسا در بازههاي كوتاهمدت رخ ميدهند و فرصت نفوذ در خاك را ندارند. پس از دورههاي طولاني خشكسالي، خاك به شدت تشنه و فشرده ميشود و خاصيت نفوذپذيري خود را از دست ميدهد. به همين دليل، بارش شديد به جاي تغذيه سفرههاي زيرزميني، روي سطح زمين جاري شده و به سيلاب تبديل ميشود .
پوشش گياهي ضعيف نيز اين وضعيت را تشديد ميكند و به فرسايش خاك و ورود رسوبات به سدها ميانجامد . توسعه شهرها، آسفالت كردن سطوح، ساختوساز در مسير رودخانهها و باريك يا مسدود شدن مسير طبيعي جريان آب، همگي رواناب سطحي را به شدت افزايش ميدهند و آثار بارشهاي شديد را چند برابر ميكنند . در تهران نيز گسترش سطوح نفوذناپذير و فرسودگي شبكه زهكشي سنتي، ظرفيت مديريت رواناب را كاهش داده است.
عواملي مانند النينو ميتوانند احتمال بارشهاي بالاتر از نرمال و در نتيجه خطر سيلاب را در برخي مناطق ايران افزايش دهند، هرچند وقوع سيل را قطعي نميكنند .
راهبردها را ميتوان در سه سطح زيرساختي، مديريتي و برنامهريزي سرزميني دستهبندي كرد. تاكنون ۵۴۶ كيلومتر از برنامه ۷۵۰ كيلومتري شبكه انتقال و مديريت آبهاي سطحي تهران اجرا شده است.
تكميل اين شبكه و رفع گلوگاههاي بحراني مانند لايروبي و حذف موانع در مسير كانالها از اولويتهاي فوري است . الگوبرداري از تجارب جهاني مانند توكيو و كوالالامپور و طراحي شبكه تونلهاي عميق در محورهاي اصلي تهران ميتواند ظرفيت زهكشي را بهطور چشمگيري افزايش دهد و بين ۶۰ تا ۷۰ درصد معابر پرآبگير را از بحران خارج كند. توسعه زيرساختهاي سبز با اجراي راهكارهايي مانند باغهاي باراني، سطوح نفوذپذير، حوضچههاي ذخيره و بامهاي سبز ميتواند دبي اوج سيلاب را تا ۳۵ درصد كاهش دهد و زمان تمركز رواناب را افزايش دهد.
اين راهكارها فشار بر شبكههاي زيرساختي را كم ميكنند و كيفيت رواناب را بهبود ميبخشند . تهران به سامانه پيشبيني رواناب براي ۶۰ نقطه، پايش ظرفيت كانالها و سامانه پيشبيني هوا با دقت ۱ كيلومتر مجهز شده است .
تقويت اين سامانهها و اتصال آن به شبكه اطلاعرساني عمومي براي تخليه به موقع مناطق پرخطر ضروري است.
ستاد مديريت بحران استان تهران بايد تمهيدات لازم براي پيشگيري از سيلاب در بالادست حريم شهر آبخيزداري، سرعتگير سيلاب، لايروبي- را بهطور مستمر اجرا كند.
آبخيزداري و حفاظت از پوشش گياهي با اجراي عمليات آبخيزداري در حوضههاي بالادست مانند رودبار قصران، طالقان و لاريجان براي افزايش نفوذپذيري خاك و كاهش رواناب ضروري است . توقف ساختوساز در حريم رودخانهها الزامي است. آزادسازي مسيرهاي طبيعي جريان آب و جلوگيري از هرگونه ساختوساز در بستر و حريم مسيلها، از عوامل كليدي كاهش خسارات سيلاب است . اين راهبردها در صورت اجراي همزمان و منسجم ميتوانند تابآوري تهران را در برابر سيلابهاي احتمالي بهطور معناداري افزايش دهند.