مختصاتي از بازار ارز

۱۴۰۵/۰۶/۱۵ - ۲۳:۴۵:۳۶
کد خبر: ۴۰۲۱۱۲

نوسان‌هاي اخير بازار ارز بار ديگر اين پرسش را مطرح كرده كه ريشه اصلي تغييرات قيمت دلار در اقتصاد ايران چيست؛

مرتضي عزتي

نوسان‌هاي اخير بازار ارز بار ديگر اين پرسش را مطرح كرده كه ريشه اصلي تغييرات قيمت دلار در اقتصاد ايران چيست؛

آيا بازار تحت تاثير كمبود واقعي ارز و فشار تحريم‌ها حركت مي‌كند يا آنكه تصميمات سياستگذار همچنان مهم‌ترين عامل تعيين‌كننده مسير نرخ ارز است؟ پاسخ به اين پرسش براي تحليل آينده اقتصاد ايران اهميت زيادي دارد، زيرا بازار ارز نه‌تنها بر قيمت كالاها و خدمات، بلكه بر انتظارات تورمي و رفتار فعالان اقتصادي نيز اثر مستقيم مي‌گذارد.

واقعيت آن است كه ساختار بازار ارز ايران با بسياري از اقتصادهاي متعارف تفاوت دارد. بخش عمده منابع ارزي كشور از محل صادرات نفت، پتروشيمي و ساير بخش‌هايي تامين مي‌شود كه به‌طور مستقيم يا غيرمستقيم در اختيار دولت يا بنگاه‌هاي وابسته به دولت قرار دارند. به همين دليل، عرضه و تقاضاي ارز بيش از آنكه صرفا محصول نيروهاي بازار باشد، به تصميمات سياستگذار اقتصادي وابسته است و همين موضوع نقش دولت را در مديريت نرخ ارز پررنگ‌تر مي‌كند.

در چنين چارچوبي، تغييرات اخير نرخ ارز را نمي‌توان صرفا نتيجه متغيرهاي بازار دانست. آنچه در عمل بر بازار اثر مي‌گذارد، نحوه مديريت عرضه ارز، سياست‌هاي ارزي و تصميماتي است كه درباره تخصيص منابع ارزي اتخاذ مي‌شود. به همين دليل، نوسان‌هاي قيمت دلار بيش از آنكه از سازوكار خودكار بازار ناشي شود، بازتاب تصميمات و رويكردهاي سياستگذار است.

البته در كنار اين موضوع، ريسك‌هاي سياسي و امنيتي نيز در هفته‌هاي اخير مورد توجه تحليلگران قرار گرفته است. محاصره دريايي، تنش‌هاي منطقه‌اي و نگراني درباره محدود شدن جريان تجارت خارجي، فضايي از نااطميناني در بازار ايجاد كرده است؛ اما اين عوامل زماني مي‌توانند به بحران ارزي تبديل شوند كه منابع واقعي ارز كشور كاهش پيدا كرده باشد. اگر ذخاير ارزي و درآمدهاي صادراتي در سطح قابل قبول باقي بماند، اثر شوك‌هاي سياسي نيز محدودتر خواهد بود.

از سوي ديگر، آمارهاي رسمي نشان مي‌دهد تصوير بازار ارز پيچيده‌تر از تصور عمومي است.

هرچند صادرات برخي بخش‌هاي غيرنفتي كاهش يافته، اما درآمدهاي حاصل از صادرات نفت افت محسوسي نداشته و حتي به دليل افزايش قيمت جهاني نفت و وصول بخشي از مطالبات ارزي گذشته، منابع ارزي دولت در مقاطعي تقويت شده است. همزمان، كاهش واردات نيز باعث شده تقاضاي ارزي كشور نسبت به گذشته كمتر شود و در نتيجه، عرضه و تقاضا تا حد زيادي به موازات يكديگر كاهش يابد.

به بيان ديگر، مساله اصلي بازار ارز در شرايط فعلي بيش از آنكه كمبود مطلق منابع باشد، نحوه مديريت اين منابع است. اگر سياست ارزي بتواند با شفافيت بيشتري جريان عرضه ارز را مديريت كند و انتظارات فعالان اقتصادي را كاهش دهد، امكان كنترل نوسان‌ها نيز بيشتر خواهد شد. 

در مقابل، هرگونه بي‌ثباتي در تصميمات يا تغييرات ناگهاني در سياست‌هاي ارزي مي‌تواند فضاي نااطميناني را تشديد كند. در نهايت بازار ارز ايران همچنان بازاري سياست‌محور است؛ بازاري كه آينده آن بيش از هر چيز به كيفيت تصميم‌گيري اقتصادي وابسته است. در شرايطي كه فشارهاي خارجي ادامه دارد، حفظ ثبات ارزي نه صرفا با اتكا به ذخاير، بلكه با مديريت منسجم عرضه، ايجاد اطمينان در ميان فعالان اقتصادي و پرهيز از تصميمات غيرقابل پيش‌بيني امكان‌پذير خواهد بود.

بیمه ملت