هزينه توليد برق ۳۰ درصد افزايش مييابد
گسترش هوش مصنوعي معمولا از ديدگاه تاثير آن بر نرمافزارهاي محل كار، جستوجوي اينترنتي و گوشيهاي هوشمند بررسي ميشود اما براي ميليونها امريكايي، يكي از محسوسترين پيامدهاي اين فناوري ممكن است در قالب هزينههاي معمول خانوار يعني قبض برق، نمايان شود.
گسترش هوش مصنوعي معمولا از ديدگاه تاثير آن بر نرمافزارهاي محل كار، جستوجوي اينترنتي و گوشيهاي هوشمند بررسي ميشود اما براي ميليونها امريكايي، يكي از محسوسترين پيامدهاي اين فناوري ممكن است در قالب هزينههاي معمول خانوار يعني قبض برق، نمايان شود.
به گزارش ايسنا، نتايج پژوهش بانك فدرال رزرو دالاس نشان داد، در حال حاضر قيمت عمدهفروشي برق در سراسر امريكا به دليل فعاليت مراكز داده حدود دو تا ۶ درصد بيشتر برآورد ميشود و اين تاثير در مناطق با تراكم بيشتر مراكز داده، شديدتر است.
پژوهشگران با بررسي سناريوي ميانمدت در بين چند سناريو درباره افزايش مصرف برق مرتبط با هوش مصنوعي تا ۲۰۲۸، برآورد كردند كه هزينه توليد برق ۲۰ تا ۳۰ درصد بيشتر از حالتي خواهد بود كه هيچ مركز داده جديدي به شبكه اضافه نشود.
با اين حال، افزايش هزينه توليد برق به معناي افزايش قبض برق خانوارها به همين ميزان نيست. نرخ برق مصرفي خانوار شامل هزينههاي انتقال، توزيع و ساير هزينهها علاوه بر قيمت عمدهفروشي برق است. پژوهشگران بانك فدرال رزرو دالاس اعلام كردند كه بخش انرژي، حدود نيمي از قيمت معمول برق مصرفي را تشكيل ميدهد. آنان همچنين تاكيد كردند افزايش هزينه عمدهفروشي برق بلافاصله به مصرفكنندگان منتقل نميشود.
گسترش بهكارگيري هوش مصنوعي به سختافزارهايي با مصرف بالاي انرژي وابسته است. آموزش و اجراي سامانههاي هوش مصنوعي به منابع رايانشي گستردهاي نياز دارد و براساس برآوردهاي گردآوري شده ازسوي پژوهشگران فدرال رزرو، بزرگترين مراكز داده ميتوانند به اندازه يك شهر كوچك برق مصرف كنند.
خانوارها ممكن است بهطور غيرمستقيم اين افزايش تقاضا را احساس كنند، زيرا هزينه ارتقاي شبكه برق ممكن است ميان تعداد بيشتري از مشتركان توزيع شود.
تقاضاي مراكز داده تنها عامل موثر بر قيمت برق نيست. تغييرات پيشبيني شده قيمت به سرعت ساخت نيروگاههاي جديد و همچنين توانايي شبكههاي انتقال براي رساندن برق به مناطق مورد نياز نيز بستگي دارد. پژوهشگران بانك فدرال رزرو دالاس سهم افزايش هزينه ناشي از رشد مصرف مراكز داده را از سهم مربوط به محدوديتهاي عرضه جدا نكردهاند.براساس نتايج اين تحليل، رشد يكسان مراكز داده در شرايطي كه ساخت پروژههاي جديد انرژي بادي و خورشيدي با سرعت كمتري انجام شود، هزينه بيشتري خواهد داشت. پژوهشگران همچنين دريافتند كه رفع موانع شبكه انتقال ميتواند بخشي از فشار وارد شده بر مناطقي را كاهش دهد كه با بيشترين افزايش تقاضا روبرو هستند.قانونگذاران و نهادهاي تنظيمكننده نيز به اين شرايط واكنش نشان ميدهند. دونالد ترامپ، رييسجمهور امريكا، از گسترش حضور اين كشور در حوزه هوش مصنوعي و همزمان از تعهد داوطلبانه براي جلوگيري از افزايش هزينه برق خانوارها در نتيجه فعاليت مراكز داده حمايت كرده است.ايالتهاي امريكا نيز رويكردهاي متفاوتي در پيش گرفتند. گِرگ ابوت، فرماندار جمهوريخواه تگزاس، تلاش كرده است از اتصال پروژههاي مراكز داده به شبكه اصلي برق اين ايالت تا زمان تكميل يك حسابرسي جامع جلوگيري كند. در پنسيلوانيا، جاش شاپيرو، فرماندار دموكرات، اقداماتي را براي افزايش نظارت بر توسعه مراكز داده در مقياس بزرگ انجام داده است. در نيويورك نيز كتي هوكول، فرماندار اين ايالت، توقف يكساله پروژههاي جديد مراكز داده در مقياس عظيم را در دستور كار قرار داده است.
با اين حال، همچنان اين پرسش مطرح است كه هزينه ساخت نيروگاههاي اضافي، پستهاي برق و خطوط انتقال مورد نياز براي گسترش هوش مصنوعي چگونه بايد ميان مصرفكنندگان و شركتهاي فعال در اين حوزه تقسيم شود.سايت تيسيدي گزارش كرد، هرچند هوش مصنوعي در ظاهر فناوري مجازي به نظر ميرسد اما اقتصاد اين فناوري بيش از پيش به شبكه برق فيزيكي وابسته شده است؛ شبكهاي كه خانوارها روزانه به آن متكي هستند.صنعت برق درحالي براي عبور پايدار از اوج مصرف تابستان ۱۴۰۶ آماده ميشود كه ناترازي برق از ۱۷ تا ۱۸ هزار مگاوات در سالهاي گذشته به كمتر از ۱۰ هزار مگاوات كاهش يافته و حالا اجراي ۱۴ مگاپروژه ۳ براي تقويت شبكه، مديريت مصرف و افزايش ظرفيت توليد در دستور كار قرار گرفته است.
ناترازي برق نتيجه يك عامل واحد نيست، بلكه مجموعهاي از عوامل ازجمله رشد سالانه مصرف برق، افزايش قابلتوجه استفاده از تجهيزات سرمايشي، سرمايهگذاري ناكافي براي توسعه نيروگاهها، فرسودگي بخشي از تأسيسات توليد و شبكه، كاهش توليد نيروگاههاي برقآبي به دليل خشكسالي و پايين بودن قيمت برق نسبت به هزينه واقعي توليد، در شكلگيري آن نقش دارند. از اين رو، عبور از اين چالش صرفاً با ساخت نيروگاههاي جديد امكانپذير نيست و همزمان بايد افزايش توليد و مديريت مصرف در دستور كار قرار گيرد. ناترازي درواقع حاصل فاصله ميان ميزان توليد و مصرف برق است و جبران اين فاصله به دو محور افزايش ظرفيت توليد و كاهش مصرف نياز دارد. در همين راستا، وزارت نيرو براي عبور از دوره اوج مصرف در ماههاي گرم سال، برنامه ۱۴ مگاپروژه را در دستور كار قرار داده كه چهار مگاپروژه آن در حوزه مسووليت شركتهاي توزيع نيروي برق تعريف شده است.اين چهار مگاپروژه شامل توليد در توزيع، مديريت مصرف، هوشمندسازي و كاهش تلفات است؛ برنامههايي كه طيف گستردهاي از اقدامات را از توسعه و ارتقاي زيرساختهاي شبكه تا اصلاح الگوي مصرف و افزايش بهرهوري انرژي در بر ميگيرد و با هدف كاهش فاصله ميان توليد و مصرف و افزايش تابآوري شبكه اجرا شدهاند.
در قالب ۱۴ مگاپروژه يك كه براي تابستان ۱۴۰۴ تدوين شد، اقداماتي همچون تعيين سقف مجاز و پايش لحظهاي مصرف برق در استانها، مديريت بار مصرفي ادارات بهويژه بارهاي سرمايشي، استفاده از ابزارهاي هوشمند براي كنترل مصرف مشتركان، شناسايي و برخورد با استفادهكنندگان غيرمجاز شبكه و قطع انشعاب مراكز غيرمجاز استخراج رمزارز، اصلاح روشنايي معابر شهري و بينراهي، احداث نيروگاه ازسوي صنايع انرژيبر، توسعه نيروگاههاي تجديدپذير و سامانههاي خورشيدي بامي، همچنين توسعه نيروگاههاي توليد پراكنده و ارتقاي نيروگاههاي موجود در دستور كار قرار گرفت. در بخش مديريت مصرف نيز ضمن تعيين سهميه و سقف بار مجاز استانها، اختيار سهميهبندي برق مصارف مختلف به استانداران واگذار شد. همچنين مشتركان پرمصرف به تأمين برق مازاد بر الگوي مصرف از محل منابع تجديدپذير يا خريد برق از تابلوي برق سبز مكلف شدند. در كنار اين اقدامات، اطلاعرساني و آگاهسازي مشتركان نيز با هدف كاهش بار مصرفي بخشهاي مختلف دنبال شد.
بخشي از اين برنامه نيز به بهينهسازي مصرف انرژي اختصاص داشت كه جايگزيني موتورهاي پربازده در كولرهاي آبي، تعويض كولرهاي فرسوده و جايگزيني لامپهاي كممصرف در روشنايي معابر ازجمله اقدامات پيشبينيشده در اين بخش بود.
براساس اعلام مسوولان، اجراي ۱۴ مگاپروژه يك با تكيه بر مديريت مصرف، بهينهسازي شبكه و جلوگيري از فعاليت مزارع استخراج رمزارز غيرمجاز، علاوه بر كمك به جلوگيري از خاموشيهاي گسترده، به كاهش رشد شدت مصرف برق و بهبود شاخصهاي پايداري شبكه سراسري منجر شد.
پس از اجراي اين برنامه، نسخه جديد آن با اتكا به دستاوردهاي تابستان ۱۴۰۴ و با افق تابستان ۱۴۰۵ طراحي شد. مسوولان بر اين باور بودند كه اجراي كامل «۱۴ مگاپروژه ۲» علاوه بر افزايش ظرفيت توليد و انتقال برق، ميتواند به كاهش شدت انرژي، ارتقاي بهرهوري، كاهش آلايندهها و ايجاد فرصتهاي جديد سرمايهگذاري براي بخش خصوصي و شركتهاي دانشبنيان منجر شود و عبور از تابستان ۱۴۰۵ را با سطح قابل قبولي از پايداري شبكه امكانپذير كند.
باوجود اقدامات انجامشده، شرايط امسال به دليل وقوع جنگ و آسيب واردشده به تعدادي از نيروگاهها پيچيدهتر شد و همزمان با افزايش مصرف برق در تابستان، از اواخر تيرماه خاموشيهاي برنامهريزيشده در برخي نقاط كشور آغاز شد. با اين حال، همراهي مشتركان در كنار اقدامات صنعت برق موجب شد مصرف برق امسال حدود سه درصد نسبت به سال گذشته كاهش يابد و امكان تأمين برق بيشتري براي صنايع فراهم شود. به گفته مسوولان، ناترازي برق كه در سالهاي گذشته به ۱۷ تا ۱۸ هزار مگاوات رسيده بود، امسال با مديريت مصرف و همكاري مردم به كمتر از ۱۰ هزار مگاوات كاهش يافته است.