حسين حقگو در يادداشتي شرایط اقتصاد جنگ را تحلیل می کند

تصميم سخت!

۱۴۰۵/۰۶/۱۵ - ۲۲:۵۸:۲۸
کد خبر: ۴۰۲۰۹۲

پيشنهاد قطع كابل‌هاي اينترنتي كف خليج‌فارس و درياي عمان و آن را «گنج گرانبهاي ديگري» تصوير كردن كه بارها از «مسدود ماندن تنگه هرمز هولناك‌تر و خطرناك‌تر است» (كيهان-12/6) در حالي مطرح مي‌شود كه خبرگزاري اصولگراي بازنشر‌كننده اين توصيه، در همان روز خبر بازسازي خط ريلي بين ارمنستان با تركيه پس از 33 سال را منتشر كرده است.

نظام حكمراني ‌بايد تصميمي حساس و تاريخي درباره

 رابطه امنيت و منافع ملي با «توسعه اقتصادي» 

وجايگاه اقتصاد در نظم داخلي (تامين سلامت و كار 

و رفاه و رفع فقر و بي‌عدالتي در جامعه) 

و تعاملات بين‌المللي (قرار گرفتن در زنجيره‌هاي توليد 

و ارزش جهاني و بلوك‌بندي‌هاي قدرت) اتخاذ كند

1-پيشنهاد قطع كابل‌هاي اينترنتي كف خليج‌فارس و درياي عمان و آن را «گنج گرانبهاي ديگري» تصوير كردن كه بارها از «مسدود ماندن تنگه هرمز هولناك‌تر و خطرناك‌تر است» (كيهان-12/6) در حالي مطرح مي‌شود كه خبرگزاري اصولگراي بازنشر‌كننده اين توصيه، در همان روز خبر بازسازي خط ريلي بين ارمنستان با تركيه پس از 33 سال را منتشر كرده است. خبري كه طبق آن خط ريلي تاريخي گيومري- قارص كه مكمل كريدورهاي مياني و زنگزور است، تركيه را به ارمنستان وصل مي‌كند . (خبرگزاري فارس- 12/6/1405) تقريبا روزي نيست كه خبري از آغاز يا انجام مسير و كريدوري از خطوط ريلي و دريايي و جاده‌اي و هوايي و... در جهان و به خصوص در آسيا و خاورميانه و خليج‌فارس در رسانه‌ها منتشر نشود. در جهان امروز اين مسيرها و كريدورها نه صرفا محل داد و ستد كالا و محصوالات و حتي ديتا و... بلكه نقاط اتصال و پيوندهاي استراتژيك و راهبردي است. جهاني كه در حال كوچ كردن از رويكرد ژئوپليتيك به ژئواكونوميك است.تغيير پاراديمي كه مبنا و اساس آن نه تضاد و تهديد، بلكه همكاري و اعتماد و حضور در زنجيره ارزش جهاني است. 2- آخرين گزارش بانك مركزي از تورم‌هاي نقطه به نقطه 89 درصد و سالانه 69.9 درصدي در مرداد ماه خبر مي‌دهد و پيش‌بيني صندوق بين‌المللي پول از رشد اقتصادي كشورمان در سال جاري نيز حدود منفي 5.4 درصد است. رقم بيكاري در بهار امسال حدود 9.1 درصدي بوده است و در همين چند ماهه پس از جنگ 40 روزه حدود 450 هزار نفر بيكار شده‌اند (گزارش‌هاي غير رسمي حاكي از بين رفتن يك ميليون شغل و بيكاري مستقيم و غيرمستقيم دو ميليون نفر است- اعتماد- 5/2/1405) اين ارقام بسيار هشدار‌دهنده از سه مولفه تورم و رشد و اشتغال به عنوان سه پايه اصلي هر اقتصادي وقتي در كنار ابرچالش‌هاي محيط زيستي و شكاف‌ها و تضادهاي فرهنگي و اجتماعي و از همه مهم‌تر ابربحران احتمال جنگ دوباره و تشديد تحريم‌هاي جهاني و... قرار مي‌گيرد، ضرورت تغيير پارادايم و مبنا قرار دادن دانش و تجربه بشري و عقل سليم و دوري‌گزيني از احساسات و آرمان‌هاي دست نيافتني و خيالات واهي افول امريكا و غرب را امري حياتي مي‌كند. اين سخن چنانكه بارها از سوي منتقدان شعارهاي تندروانه ذكر شده است و آخرين و مهم‌ترين آنها سخنان رييس‌جمهور اسبق كشورمان است نه به معناي تسليم و عدم رعايت منافع و مصالح ملي در روابط با قدرت‌هاي جهاني، بلكه دقيقا در جهت تامين همين منافع و مصالح و حفظ تماميت ارضي ميهن‌مان است. رويكردي كه جز از طريق حمايت و رضايت اكثريت جامعه تامين نمي‌شود. (حسن روحاني- 13/6/1405) 3-تحقق چنين تحول اساسي و قرار گرفتن قطار توسعه روي ريل درست آن، نيازمند اتخاذ تصميمي سخت است. نظام حكمراني ‌بايد تصميمي حساس و تاريخي درباره رابطه امنيت و منافع ملي با «توسعه اقتصادي» وجايگاه اقتصاد در نظم داخلي (تامين سلامت و كار و رفاه و رفع فقر و بي‌عدالتي در جامعه) و تعاملات بين‌المللي (قرار گرفتن در زنجيره‌هاي توليد و ارزش جهاني و بلوك‌بندي‌هاي قدرت) اتخاذ كند.در پارادايم جديد «امنيت» در رابطه با «اقتصاد» معنا مي‌شود. چنانكه به گفته ميلان بابيچ، استاد اقتصاد سياسي، اقتصاد ديگر تنها بستري براي انباشت ثروت نيست و بلكه خود نوعي سلاح است و رقابت بر سر نيمه هادي‌ها يا زير ساخت‌هاي انرژي، نه فقط مساله‌اي تجاري، بلكه نبردي براي بقاي استراتژيك است؛ هر تراكنش مالي مي‌تواند كنشي دفاعي باشد و هر سرمايه‌گذاري خارجي پيشروي استراتژيك. در اين چارچوب قدرت دولت در تعامل با بازارها، نهادهاي خاصي چون صندوق‌هاي ثروت ملي و ديگر شرايط ساختاري معنا مي‌شود. در چارچوب ژئواكونومي منطق جنگ در بسياري از عرصه‌ها جاي خود را به منطق تجارت داده است و نرخ رشد و تسلط بر زنجيره‌هاي تامين، به اندازه تسليحات نظامي در تعيين سرنوشت ملت‌ها اهميت يافته است. (ژئواكونومي؛ كالبد‌شناسي نظم نوين جهاني - ميلان بابيچ) دكتر جواد صالحي‌اصفهاني، اقتصاددان برجسته كشورمان اخيرا در ميزگردي، گشايش در اقتصاد كشورمان را با توجه به مزيت‌هاي فراوان انساني، جغرافيايي، معدني و... به «جك اين دِ باكس» (Jack-in-the-box) تشبيه كردكه با برداشته شدن موانع مي‌تواند رشدي جادويي داشته باشد.چنانكه به قول ايشان پس از جنگ با عراق رخ داد و اندازه اقتصاد كشورمان كه در دوران جنگ به نصف تركيه سقوط كرده بود، هم اندازه اين كشور شد. روندي كه البته متاسفانه از سال 86 با تغيير پارادايم اقتصادي و سياسي كشور از توليد و توسعه و همكاري و تعامل با داخل و خارج به توزيع و حيف و ميل منابع و تضاد و دشمني با خودي و بيگانه دچار سقوطي وحشتناك شد . اكنون اما زمان تصميم است.تداوم خصم و دشمني يا گشودن درهاي صلح و آشتي.اميد كه درهاي «جك اين دِ باكس» را بگشاييم تا موجوداتي شادي‌آور و حيات‌بخش از آن خارج شوند و نه جعبه «پاندورا» و خروج هيولاهاي ترس‌آور پيام‌آور مرگ و نيستي!

بیمه ملت