زير پاي تهران چه مي‌گذرد؟

قصه ۲۹۸ گود رهاشده

۱۴۰۵/۰۶/۱۴ - ۰۱:۱۴:۱۴
کد خبر: ۴۰۱۸۵۱

بر اساس آمار اعلام‌شده از سوي رييس سازمان پيشگيري و مديريت بحران شهر تهران، ۲۹۸ گود رهاشده از ادوار گذشته در پايتخت شناسايي شده كه تاكنون ۱۲۴ مورد آن ايمن‌سازي شده است. در نگاه نخست، ايمن‌سازي ۱۲۴ گود مي‌تواند نشانه پيشرفت تلقي شود؛ اما وقتي اين عدد در كنار ۱۷۴ گود باقي‌مانده قرار مي‌گيرد، تصوير متفاوتي شكل مي‌گيرد: بيش از نيمي از فهرست همچنان نيازمند تعيين تكليف است.

بر اساس آمار اعلامشده از سوي رييس سازمان پيشگيري و مديريت بحران شهر تهران، ۲۹۸ گود رهاشده از ادوار گذشته در پايتخت شناسايي شده كه تاكنون ۱۲۴ مورد آن ايمنسازي شده است. در نگاه نخست، ايمنسازي ۱۲۴ گود ميتواند نشانه پيشرفت تلقي شود؛ اما وقتي اين عدد در كنار ۱۷۴ گود باقيمانده قرار ميگيرد، تصوير متفاوتي شكل ميگيرد: بيش از نيمي از فهرست همچنان نيازمند تعيين تكليف است.مساله مهمتر اين است كه اين ۱۷۴ گود را نميتوان صرفاً يك «عدد باقيمانده» دانست. پشت هر عدد، يك موقعيت شهري، يك سازه نگهبان، يك قطعه زمين، چندين ساختمان مجاور و مجموعهاي از شهروندان قرار دارند كه ممكن است در معرض پيامدهاي يك تصميمگيري طولانيمدت قرار گرفته باشند.

 

  آيا ۴۰ درصد يعني موفقيت؟

به گزارش مهر، از مجموع ۲۹۸ گود شناساييشده، ۱۲۴ مورد ايمن شدهاند؛ يعني حدود ۴۱.۶ درصد. در مقابل، ۵۸.۴ درصد همچنان در وضعيت تعيين تكليف قرار دارند.

اين مقايسه ساده، نخستين نكته انتقادي را آشكار ميكند. در ادبيات مديريتي، تمركز بر تعداد اقدامات انجامشده ميتواند تصوير مثبتي از عملكرد ايجاد كند؛ اما در مديريت ريسك، صرفاً تعداد اقدامات انجامشده معيار كافي نيست. آنچه اهميت دارد، ميزان كاهش خطر است.براي مثال، ايمنسازي يك گود كمعمق در منطقهاي كمتراكم را نميتوان الزاماً با ايمنسازي يك گود عميق در مجاورت چند ساختمان مسكوني مقايسه كرد. به همين دليل، گفتن اينكه «۱۲۴ گود ايمن شد» بدون ارايه اطلاعاتي درباره عمق، موقعيت، درجه خطر و مدت رهاشدگي اين گودها، تصويري ناقص از عملكرد مديريت شهري ارايه ميدهد.در واقع، پرسش اصلي نبايد فقط اين باشد كه چند گود ايمن شده است؟ بلكه بايد پرسيد: چه ميزان از ريسك موجود كاهش يافته است؟اين دو سوال تفاوتي اساسي دارند.

 

  گود رهاشده با پروژه نيمهتمام فرق دارد

يكي از خطاهاي رايج در نگاه به اين مساله، تقليل گود رهاشده به يك پروژه ساختماني متوقفشده است. در حالي كه از منظر مديريت شهري، تفاوت ميان «ساختمان نيمهتمام» و «گود رهاشده» بسيار جدي است.ساختمان نيمهتمام ممكن است سالها چهره نامناسبي به شهر بدهد، اما گود عميق ميتواند بر پايداري زمين و سازههاي اطراف اثر بگذارد. نشست زمين، تغيير وضعيت خاك، ورود آب، ضعف سازه نگهبان يا تغيير شرايط بارگذاري اطراف گود ميتواند شرايط را از يك وضعيت پايدار به يك وضعيت پرريسك تبديل كند.بنابراين زمان در مورد گودهاي رهاشده فقط يك متغير اقتصادي نيست؛ يك متغير ايمني است.هرچه مدت توقف طولانيتر باشد، ضرورت پايش نيز بيشتر ميشود. اينجاست كه آمارهاي قبلي مديريت بحران تهران اهميت پيدا ميكند؛ در يكي از گزارشهاي پيشين، از ميان ۲۵۲ گود، ۵۰ مورد عمقي بيش از ۱۵ متر داشتند، ۲۲ گود بيش از ۲۰ متر عمق داشتند و ۱۲۱ گود نيز بيش از ۳۰ ماه بدون فعاليت باقي مانده بودند.

 

  عمق گود؛ عددي كه نبايد پشت آمار كلان پنهان شود

عدد ۲۹۸ به تنهايي اطلاعات زيادي به شهروند نميدهد. ممكن است دو گود هر دو در اين فهرست قرار داشته باشند، اما از نظر خطرپذيري هيچ شباهتي به يكديگر نداشته باشند.يك گود عميق در كنار ساختمانهاي قديمي، معبر پرتردد و تأسيسات زيرزميني، طبيعتاً با يك گود كمعمق در زميني كمتراكم قابل مقايسه نيست.از همين رو، اگر مديريت شهري بخواهد تصوير دقيقتري از وضعيت ارايه كند، بهتر است فهرست گودها را بر اساس شاخصهايي مانند عمق، مدت رهاشدگي، فاصله از ساختمانهاي مجاور، نوع سازه نگهبان، وضعيت مالكيت، درجه خطر و وضعيت پايش منتشر كند.در چنين شرايطي، شهروند به جاي مواجه شدن با يك عدد كلي، ميتواند بفهمد كدام مناطق تهران با ريسك بالاتري روبرو هستند.اين موضوع از منظر شفافيت نيز اهميت دارد. وقتي گفته ميشود ۱۷۴ گود باقي مانده، پرسش طبيعي اين است كه اين گودها كجا هستند و وضعيت آنها چيست؟

 

  ايمنسازي با تعيين تكليف يكي نيست

يكي از مهمترين نكات در پرونده گودهاي رهاشده، تفاوت ميان رفع خطر و حل مساله است.ممكن است يك گود پر شود و خطر فوري آن برطرف شود؛ ممكن است سازه نگهبان تقويت شود؛ يا ممكن است پروژه دوباره فعال شود. هر سه اقدام ميتوانند از منظر ايمني نتيجه مثبت داشته باشند، اما هيچكدام الزاماً به معناي پايان مساله اقتصادي، حقوقي و شهري پروژه نيستند.اين تفاوت را ميتوان در نمونه گود سيروس مشاهده كرد؛ گودي كه از ديماه ۱۳۹۶ رها شده بود و در نهايت با پر شدن و حصاركشي، خطر آن براي مردم كاهش يافت.اما پرسش مهمتر اين است: آيا هدف، صرفاً حذف خطر از يك نقطه است يا تعيين تكليف زمين و پروژه نيز دنبال ميشود؟اگر گودي امروز پر شود اما چند سال بعد همان زمين دوباره وارد چرخه گودبرداري و توقف شود، مديريت شهري صرفاً يك مرحله از بحران را حل كرده است، نه مساله را.

 

  چرا مساله هنوز تكرار ميشود؟

شايد مهمترين مقايسه در اين پرونده، مقايسه تهران امروز با تهران چند سال قبل باشد.آمارها نشان ميدهد مساله گودهاي رهاشده از سالهاي گذشته وجود داشته است. در مقطعي صحبت از ۲۵۲ گود رهاشده بود و امروز رقم اعلامشده به ۲۹۸ مورد رسيده است.

اين ارقام لزوماً به معناي افزايش قطعي ۴۶ گود جديد نيستند، زيرا ممكن است شيوه شناسايي، تعريف گود رهاشده يا بهروزرساني فهرست تغيير كرده باشد؛ اما همين تفاوت، يك ضرورت مديريتي را نشان ميدهد: فهرست گودهاي پرخطر بايد به صورت مستمر و قابل رديابي بهروزرساني شود.اگر تعداد گودها تغيير ميكند، شهروند بايد بتواند بفهمد چند گود از فهرست خارج شده، چند گود جديد وارد شده و علت هر تغيير چه بوده است.در غير اين صورت، هر سال يك عدد جديد منتشر ميشود، بدون آنكه امكان سنجش دقيق عملكرد وجود داشته باشد.

 

 مالكيت؛ حلقهاي كه مسووليت را پيچيده ميكند

يكي ديگر از نقاط ضعف ساختاري اين پرونده، مساله مالكيت است. بر اساس توضيحات مطرحشده، شهرداري براي گودهاي متعلق به خود هزينه ايمنسازي را پرداخت ميكند، اما در مورد گودهاي متعلق به ساير دستگاهها، روند ايمنسازي شكل متفاوتي دارد.اين وضعيت يك پرسش اساسي ايجاد ميكند: در شهري كه خطر يك گود متوجه همه شهروندان است، آيا مسووليت ايمني نيز بايد تابع مالكيت زمين باشد؟از نظر حقوقي ممكن است مسووليتها متفاوت باشند، اما از منظر ايمني شهري، خطر مالك نميشناسد. اگر گودي در كنار يك مدرسه، خيابان يا ساختمان مسكوني قرار گرفته باشد، ريزش احتمالي آن براي شهروند اهميتي ندارد كه زمين متعلق به شهرداري، دولت، نهاد عمومي يا بخش خصوصي بوده است.بنابراين لازم است ميان مسووليت پرداخت هزينه و مسووليت تضمين ايمني تفكيك قائل شد.شهرداري ممكن است نهايتاً هزينه را از مالك مطالبه كند، اما اين موضوع نبايد باعث تأخير در رفع خطر شود.

 

  مساله اصلي: ۱۷۴ گود با چه اولويتي؟

اكنون مهمترين بخش پرونده، ۱۷۴ گود باقيمانده است.اين گودها نبايد در يك صف ساده قرار بگيرند. مديريت ريسك اقتضا ميكند آنها بر اساس سطح خطر اولويتبندي شوند.براي مثال، گودي با عمق زياد، رهاشدگي طولاني، ساختمانهاي فرسوده در مجاورت، سازه نگهبان نامطمئن و قرارگيري در كنار معبر پرتردد بايد در اولويت بالاتري از گودي قرار گيرد كه شرايط پايدارتر دارد.بنابراين يك مدل مديريتي شفاف ميتواند گودها را حداقل به سه گروه تقسيم كند: گروه اول: خطر فوري؛ نيازمند اقدام سريع و رفع خطر.گروه دوم: خطر قابل كنترل؛ نيازمند پايش مستمر، تقويت سازه نگهبان و تعيين تكليف زمانبنديشده.گروه سوم: كمخطرتر اما بلاتكليف؛ نيازمند برنامه مشخص براي ادامه پروژه، تغيير كاربري يا تعيين تكليف مالكيتي.در چنين مدلي، موفقيت شهرداري نه با «تعداد گودهاي پرشده»، بلكه با كاهش تعداد گودهاي پرخطر سنجيده ميشود.

 

  عدد ۱۲۴ نبايد پايان گزارش باشد

۱۲۴ گود ايمنشده از ۲۹۸ گود، بدون ترديد يك اقدام قابل توجه است؛ اما اين عدد زماني معنا پيدا ميكند كه بدانيم اين ۱۲۴ مورد چگونه و با چه سطح خطري ايمن شدهاند و در مقابل، ۱۷۴ گود باقيمانده چه وضعيتي دارند.

مساله تهران ديگر صرفاً «وجود گودهاي رهاشده» نيست؛ مساله، نحوه مديريت يك فهرست بزرگ از ريسكهاي شهري است.اگر گودي پر شده، بايد مشخص باشد چرا پر شده است. اگر پروژه دوباره فعال شده، بايد معلوم باشد چه زماني به مرحله پايدار ميرسد. اگر مالك مسوول است، بايد سازوكار الزام او روشن باشد. و اگر گودي همچنان رها شده، شهروند بايد بداند چرا و تا چه زماني.

در نهايت، مقايسه ۱۲۴ گود ايمنشده با ۱۷۴ گود باقيمانده يك پيام روشن دارد: تهران هنوز از بحران گودهاي رهاشده عبور نكرده است.۴۱.۶ درصد پيشرفت، زماني ميتواند موفقيت تلقي شود كه روند تعيين تكليف ۵۸.۴ درصد باقيمانده نيز روشن، زمانبنديشده و قابل ارزيابي باشد.

در غير اين صورت، خطر اصلي فقط يك گود عميق در دل شهر نيست؛ خطر، تبديل شدن گودهاي رهاشده به يك مساله دايمي و عاديشده در مديريت شهري تهران است.

بیمه ملت