سيريك نماد شكست امريكا در افكار عمومي بينالمللي
طي روزهاي اخير، فضاي تحولات منطقه و مناسبات بينالمللي با بروز كنشهاي تند نظامي و واكنشهاي راهبردي ديپلماتيك، در نقطهاي حساس قرار گرفته است.
طي روزهاي اخير، فضاي تحولات منطقه و مناسبات بينالمللي با بروز كنشهاي تند نظامي و واكنشهاي راهبردي ديپلماتيك، در نقطهاي حساس قرار گرفته است. حمله اخير به يك مراسم عروسي در سيريك و شهادت غيرنظاميان بيگناه ايراني، اگرچه در ظاهر از سوي ايالات متحده به عنوان يك اقدام نظامي تعريف شد، اما در بطن خود موجي از تقبيح جهاني و داخلي را عليه سياستهاي تهاجمي كاخ سفيد برانگيخته.
در چنين شرايطي كه تنشها ميان تهران و واشنگتن به اوج خود رسيده، بررسي رويكرد ايران نشان ميدهد كه دستگاه ديپلماسي كشور بهجاي انفعال، با اتخاذ رويكردي چندجانبه، در حال گذار از تهديد به فرصت است. حضور رييسجمهور در اجلاس سران سازمان همكاري شانگهاي در بيشكك و سفر رييس قوه قضاييه به هند، دو ضلع از مثلثي هستند كه در كنار توان دفاعي، پازل قدرت ايران را در برابر زيادهخواهيهاي امريكا تكميل ميكنند.
1) معتقدم رخدادهاي اخير در بيشكك، نه يك نشست ديپلماتيك معمولي، بلكه تبلور يك اجماع نانوشته عليه يكجانبهگرايي ايالات متحده بوده است. سخنراني رييسجمهور اسلامي ايران در اين اجلاس، فراتر از پروتكلهاي تشريفاتي، بستري براي محكوميت قاطع اقدامات مداخلهجويانه واشنگتن فراهم كرد. حمايت روسيه و ساير كشورهاي عضو از ايران نشان ميدهد كه تلاشهاي امريكا براي انزواي ايران نتيجه بخش نبوده و در ادامه هم نخواهد بود. نكته كليدي در اين تحليل، وزن اقتصادي سازمان همكاري شانگهاي است؛ مجموعهاي كه نيمي از گردش مالي جهان را در اختيار دارد و عضويت ايران در آن، عملاً راهبرد تحريمناپذيري را پيش روي كشور ميگذارد. وقتي اكثر سران كشورهاي عضو، با سياستهاي تحريمي امريكا مخالفت ميكنند، اين به معناي شكست حصارِ اقتصادي است كه واشنگتن سالها براي محدود كردن ايران طراحي كرده بود. در واقع، اين نشست به سكويي براي خنثيسازي تحريمها تبديل شد و يك پيروزي سياسي تمامعيار براي تهران رقم زد.
2) در تبيين بخش ديگري از اين پازل، به سفر رييس قوه قضاييه به هند نيز بايد اشاره كرد. به اعتقاد من اين سفر در شرايطي انجام شد كه هند روابطي گسترده و راهبردي با رژيم صهيونيستي دارد. اعزام هيات عاليرتبه قضايي و ديپلماتيك به دهلينو، تلاشي هوشمندانه براي بازتعريف نوع نگاه هند به تحولات خاورميانه و تبيين واقعيتهاي حقوقي و امنيتي ايران است. اين كنش ديپلماتيك نشان ميدهد كه ايران قصد دارد از تمامي ظرفيتهاي قوا براي مديريت بحران و كاهش شكافهاي بينالمللي استفاده كند. معتقدم تحركات ديپلماتيك اخير در سطح بسيار بالا، نه تنها تهديدات نظامي و اقتصادي امريكا را خنثي ميكند، بلكه پيامي روشن به ساير بازيگران بينالمللي است كه ايران در ميانه ميدان، قدرت مديريت چالشهاي خود را داراست.
3) در سوي ديگر اين تحليل، پرونده بحرانهاي منطقهاي و تهاجمات رژيم صهيونيستي در جنوب لبنان قرار دارد. همزماني اين تحركات با ماجراجوييهاي رژيم صهيونيستي در منطقه، باعث شده تا جبهه مقاومت با رويكردي منسجمتر به تقابل با تجاوزات برخيزد. فضاي سياسي كنوني كاملاً به نفع محور مقاومت تغيير كرده و تهاجمات نظامي، برخلاف محاسبات اوليه طراحان آن، نه تنها موجب تضعيف نشده، بلكه نوعي همگرايي در تقابل با اشغالگري ايجاد كرده است. در واقع، هر كنش تهاجمي رژيم صهيونيستي، به نوعي پيوند ميان اضلاع مقاومت را ناگسستنيتر كرده و فرصتهاي جديدي براي واكنش در اختيار تهران و متحدانش قرار داده است.
4) در نهايت، نگاهي به تحولات داخلي ايالات متحده نشان ميدهد كه سياستهاي تهاجمي دولت دونالد ترامپ، به ويژه در هدف قرار دادن مناطق مسكوني، حتي با انتقادات جدي در لايههاي نخبگاني خود امريكا مواجه شده است. گزارشهاي منتشر شده در رسانههايي چون سيانان، رويترز و ساير رسانهها نشاندهنده يك نگرش منفي در افكار عمومي جهان و حتي نخبگان امريكايي نسبت به حمله به غيرنظاميان است. اين مساله، جايگاه اخلاقي ايران را در نظام بينالملل ارتقا بخشيده و سياست تهاجمي كاخ سفيد را با شكست در ميدان «افكار عمومي» مواجه كرده است. مجموع اين تحولات نشان ميدهد كه برخلاف تصورِ افزايشِ تنشهاي يكسويه، ايران با اتكا به ظرفيتهاي چندجانبهگرايي و ديپلماسي فعال، در حال بازيابي جايگاه خود و تغيير موازنه به نفع منافع ملي و منطقهاي است. اين رويكرد ثابت ميكند كه ديپلماسي هوشمند، قدرتمندترين سلاح براي عبور از بنبستهاي سياسي است.