از ظرفیتسازی تئوریک تا واقعیتهای دیپلماتیک در شانگهای
عضویت رسمی ایران در سازمان همکاری شانگهای اگرچه به لحاظ نظری یک گام رو به جلو در دیپلماسی منطقهای کشور به شمار میرود و پتانسیلهای جدیدی را پیش روی تهران قرار میدهد، اما سنجش دستاوردهای عینی و ملموس آن در کوتاهمدت، نیازمند واقع بینی و تحلیل دقیق ساختار این سازمان و نسبت آن با چالشهای بینالمللی ایران است.
نوذر شفیعی
عضویت رسمی ایران در سازمان همکاری شانگهای اگرچه به لحاظ نظری یک گام رو به جلو در دیپلماسی منطقهای کشور به شمار میرود و پتانسیلهای جدیدی را پیش روی تهران قرار میدهد، اما سنجش دستاوردهای عینی و ملموس آن در کوتاهمدت، نیازمند واقع بینی و تحلیل دقیق ساختار این سازمان و نسبت آن با چالشهای بینالمللی ایران است. پیوندی که بیش از دستاوردهای فوری اقتصادی، در قالب فرصتهای بیبدیل سیاسی و رسانهای خودنمایی میکند.
شخصا اعتقاد دارم که در کل عضویت ایران در سازمان همکاری شانگهای بسیار سودمند بوده است. این سودمندی از آن جهت است که به لحاظ تئوریک، عضویت مذکور قدرت جدیدی را به ایران می بخشد که می توان آن را «قدرت نهایی» نامید، قدرتی که جایگاه استراتژیک کشور را در هندسه جدید قدرت جهانی ارتقا می دهد. با این حال، اگر بپرسیم آیا این عضویت تاکنون دستاورد عینی و ملموسی برای کشور داشته است یا خیر، پاسخ تا حدودی ضعیف و نیازمند تامل است. برای تبیین این پاسخ ضعیف، می توان به چند دلیل عمده اشاره کرد:
۱)نخستین دلیل آن است که اساساً سازمان همکاری شانگهای یک سازمان نوظهور در عرصه تشکیلاتی جهان محسوب می شود که هنوز نتوانسته است هویت و جایگاه کامل خود را در عرصه بین المللی به طور کامل پیدا و تثبیت کند.
۲) دومین مساله به ساختار تصمیم گیری در این سازمان بازمی گردد، تصمیم گیری در شانگهای بر اساس اجماع است و از آنجا که برخی از کشورهای عضو، جهت گیری سیاست خارجی چندان مثبتی نسبت به جمهوری اسلامی ایران ندارند، ممکن است در روند همکاری های عملیاتی و سازنده سازمان با تهران کارشکنی کنند.
۳)دلیل سوم به فرآیندهای بروکراتیک و قانونی درونسازمانی مربوط است؛ پیوستن به این مجموعه مستلزم طی شدن یک فرآیند طولانی و پیچیده اداری و حقوقی است که این مراحل هنوز به درستی و به طور کامل توسط ایران طی نشده است.
۴) نکته چهارم و بسیار حیاتی این است که ایران همواره با چالش های مختلف بینالمللی و منطقهای دست به گریبان است و سازمان همکاری شانگهای نیز اساساً حاضر نیست مسئولیت یا هزینه های ناشی از این چالش ها و تنش های سیاسی کشور عضو را به عهده بگیرد. در واقع، یکی از دلایل اصلی که فرآیند عضویت ایران در سازمان همکاری شانگهای تا این حد به درستی طول کشید و با تاخیر مواجه شد، همین هراس اعضا از سرایت چالش های ایران به بدنه سازمان بود. با توجه به این موانع ساختاری، در شرایط کنونی گزاره ای که می تواند برای کشور به عنوان دستاورد واقعی تلقی شود، حمایت سیاسی اعضا و بهره برداری رسانهای و تبلیغاتی ایران از این فضا است. در حاشیه اجلاسهای اخیر به وضوح مشاهده شد که دیدارهای دوجانبه متعددی میان مقامات عالی ایران و سران کشورهای عضو شکل گرفت. تهران در این دیدارها توانست مواضع، دیدگاه ها و دغدغه های امنیتی و اقتصادی خود را به طور مستقیم مطرح کند. این رویدادها فرصتی ارزشمند برای انعکاس صدای ایران در جهان است؛ به ویژه به عنوان کشوری که همواره هدف تهدیدها و تهاجم های گوناگون بوده است. به عبارت دیگر، در جریان این رایزنیهای دیپلماتیک، مقامات ایرانی میتوانند بر روایتهای بینالمللی که درباره علل بحرانها و جنگ های منطقهای وجود دارد، تاثیر بگذارند و روایت واقعی خود را ارائه دهند. بنابراین، عضویت در شانگهای حتی در همین سطح از تحرکات دیپلماتیک نیز برای کشور مثبت قلمداد می شود و می تواند آن تصویر انزوایی را که رسانههای غربی تلاش میکنند از ایران به جهان مخابره کنند، تضعیف کرده یا حداقل از اثرات منفی آن بکاهد.