علي‌اكبر سيبويه، سفير پيشين ايران در عمان از تفاهم تهران و مسقط مي‌گويد

گشایش در معادله هرمز

۱۴۰۵/۰۶/۰۵ - ۰۰:۳۲:۵۰
کد خبر: ۴۰۰۸۷۲

 تفاهم تازه ايران و عمان درباره ترتيبات تردد دريايي در تنگه هرمز، در شرايطي مورد توجه قرار گرفته كه اين آبراه راهبردي به يكي از مهم‌ترين گره‌هاي امنيتي و اقتصادي منطقه تبديل شده است.

 امريكا و كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج‌فارس  نيز در جريان جزييات تفاهم ايران و عمان قرار گرفته‌اند  و نسبت به آن آگاهي دارند

زهرا سليماني|

 تفاهم تازه ايران و عمان درباره ترتيبات تردد دريايي در تنگه هرمز، در شرايطي مورد توجه قرار گرفته كه اين آبراه راهبردي به يكي از مهمترين گرههاي امنيتي و اقتصادي منطقه تبديل شده است. كاظم غريبآبادي، معاون حقوقي و بينالملل وزارت امور خارجه، از دستيابي دو كشور به درك مشترك درباره مسير حركت كشتيها خبر داده و از آن با تعبير «اتوبان دوطرفه» ياد كرده است. در همين خصوص علياكبر سيبويه، سفير پيشين ايران در عمان، مديركل روابط بينالملل دبيرخانه مجمع تشخيص و چهرهاي كه در پايان دوره مسووليتش در مسقط از سوي سلطان قابوس به پاس تلاش‌‌هايش در گسترش و پيگيري سطح روابط دوجانبه نشان درجه يك النعماني عمان به وي اهدا شد در گفتوگو با «تعادل» معتقد است بخش بزرگي از جزييات تفاهم تهران و مسقط نهايي شده، اما اجراي آن را به اجراي كامل تفاهم قبلي ميان ايران و امريكا مرتبط ميداند. او همچنين اين توافق را رويدادي مهم در روابط تاريخي دو كشور و زمينهساز ورود مناسبات تهران و مسقط به مرحلهاي تازه ارزيابي ميكند.

 

   درباره تحولات اخير در مناسبات ايران و عمان با محوريت تنگه هرمز، ارزيابي شما چيست؟ آقاي غريب‌‌آبادي اعلام كردهاند دو طرف درباره حركت كشتيها و سطح دسترسي به درك مشتركي رسيدهاند و از مسير تازه با تعبير «اتوبان دو طرفه» نام بردهاند. اين تحول چه معنايي دارد؟

خوشبختانه تلاشهاي مستقل و مشترك ايران و عمان در دو ماه گذشته، پس از نشستهاي فشرده و پيگير، به مرحله قابل توجهي رسيده است. بر اساس اطلاعاتي كه مطرح شده، ميتوان گفت نزديك به ۹۰ درصد تفاهمات درباره آبراه جديدي كه قرار است با همكاري ايران و عمان در تنگه هرمز شكل بگيرد، حل وفصل شده است. آنچه باقي مانده، بيشتر به مسائل حاشيهاي، جزييات اجرايي و تنظيم دقيق ساز وكارهاي توافق مربوط ميشود كه در دست بررسي است. طبيعي است چنين توافقي، با توجه به جايگاه تنگه هرمز و حساسيتهاي امنيتي، حقوقي و اقتصادي آن، نيازمند دقت فراوان است. اين آبراه فقط براي ايران و عمان اهميت ندارد؛ بخش بزرگي از تجارت و انتقال انرژي منطقه و جهان از آن عبور ميكند. بنابراين، هرگونه تغيير در مسيرهاي تردد، ضوابط كشتيراني يا ترتيبات كنترل و نظارت دريايي، بازتابي فراتر از روابط دوجانبه تهران و مسقط خواهد داشت.

با اين حال، بايد ميان نهايي شدن تفاهم دوجانبه ايران و عمان و زمان اجراي عملي آن تفكيك قائل شد. به نظر من، توافق دوجانبه با عمان تا زماني كه يادداشت تفاهم پيشين ميان ايران و امريكا كه با ميانجيگري پاكستان شكل گرفته بود، بهطور كامل اجرا نشود و امريكا به مفاد آن تن ندهد، وارد مرحله اجرايي نخواهد شد. بنابراين تفاهم ايران و عمان در جاي خود اهميت زيادي دارد، اما اجراي آن در عمل با تحولات بزرگتر منطقهاي و روند اجراي توافقهاي پيشين پيوند خورده است.

    برخي تحليل‌‌ها تفاهم ايران و عمان را شاه‌‌كليد اجراي تفاهم قبلي و 14مادهاي ايران و امريكا ميدانند. آيا ميتوان گفت توافق تهران و مسقط، موانع اجرايي تفاهم پيشين را كاهش ميدهد؟

تفاهم قبلي ميان ايران و امريكا، بر اساس آنچه مطرح شده، داراي ۱۴ ماده است و يكي از مهمترين بخشهاي آن به مساله باز شدن تنگه هرمز مربوط ميشود. از اين منظر، طبيعي است كه تفاهم ايران و عمان بر سر مسيرهاي دريايي، در اجراي بخشي از آن توافق موثر باشد. اما بايد تاكيد كرد توافقي كه اكنون ميان ايران و عمان در حال نهايي شدن است، ماهيتي دوجانبه دارد و نبايد آن را با توافق گستردهتر ايران و امريكا يكي دانست. ايران و عمان به عنوان دو كشور ساحلي تنگه هرمز، نقشي تعيينكننده در تنظيم ترتيبات دريايي اين منطقه دارند. هر توافق پايدار در اين حوزه، به همكاري و درك مشترك تهران و مسقط نيازمند است. در عين حال، امريكا و كشورهاي عضو شوراي همكاري خليجفارس نيز بنا بر آنچه اعلام شده، در جريان جزييات تفاهم ايران و عمان قرار گرفتهاند و نسبت به آن آگاهي دارند. اما اجراي نهايي اين ترتيبات، به انجام كامل تعهدات مرتبط با تفاهم پيشين وابسته است. از جمله موضوعاتي كه در اين چارچوب اهميت دارد، خروج نيروهاي اسراييلي از جنوب لبنان و پايان دادن به محاصره دريايي ايران عنوان شده است. بنابراين نميتوان تنها با تمركز بر يك بند يا يك مسير دريايي، درباره اجراي كامل تفاهم سخن گفت. هر توافقي زماني پايدار خواهد بود كه همه طرفها به مجموعه تعهدات خود عمل كنند.

    در زمان مذاكرات ايران و عمان، اخبار ضدونقيضي منتشر شد. در حالي كه برخي مقامهاي امريكايي از گفتوگوهاي تهران و مسقط استقبال كردند، دونالد ترامپ نيز در مقاطعي مواضع تند و تهديدآميزي گرفت؛ از جمله اينكه اگر توافق با خواستههاي واشنگتن هماهنگ نباشد، آن را نميپذيرد. اين فضا را چگونه ارزيابي ميكنيد؟

به نظر من، بخشي از اين مواضع را بايد در چارچوب ادبيات سياسي و رسانهاي ترامپ تحليل كرد. او معمولا تلاش مي‌‌كند در مذاكرات و تحولات بينالمللي، از موضعي حداكثري و با زبان تهديد سخن بگويد. اين روش، پيش از آنكه الزاما نشاندهنده تصميم عملي باشد، بخشي از شيوه فشار آفريني و امتيازگيري در گفتوگوهاست. بحث تهديد عمان نيز از نظر من، بيش از آنكه يك گزينه عملي باشد، در همين چارچوب قرار ميگيرد. عمان كشوري است كه در معادلات منطقهاي نقش خاصي دارد و همواره تلاش كرده روابط متوازن خود را با بازيگران مختلف حفظ كند. اين كشور در دورههاي گوناگون، نقش ميانجيگرانه ايفا كرده و براي كاهش تنش ميان ايران و غرب نيز كانال مهمي بوده است. از همين رو، هرگونه اقدام نظامي عليه عمان، خود ميتواند دامنه بحران را به شكل غيرقابل كنترلي گسترش دهد. ترامپ در كنار اين مواضع، از تشديد فشارهاي اقتصادي و تحريمها نيز سخن گفته است. واقعيت اين است كه ايران در سالهاي گذشته با گستردهترين تحريمها روبهرو بوده و اقتصاد كشور فشارهاي سنگيني را تحمل كرده است.

 البته هر تحريم تازه ميتواند هزينههايي ايجاد كند و نبايد آثار آن را ناديده گرفت، اما اين ادعا كه با هر بسته تحريمي جديد ميتوان به هدفهاي حداكثري رسيد، با واقعيتهاي پيچيده منطقهاي و اقتصادي سازگار نيست. در اين ميان، موضع چين نيز مهم است. چين اعلام كرده در صورت هدفگرفتن شركتهاي چيني به دليل روابط تجاري با ايران، از منافع خود دفاع خواهد كرد. اين موضع نشان ميدهد اعمال تحريمهاي ثانويه عليه طرفهاي تجاري ايران، فقط مسالهاي ميان تهران و واشنگتن نيست و ميتواند به تنشهاي بزرگتر در سطح اقتصاد جهاني منجر شود. همچنين، ايران با شمار قابل توجهي از همسايگان خود روابط تجاري دارد و اين پيوندها به سادگي قابل حذف نيستند.

    تفاهم بر سر آبراه جديد در تنگه هرمز چه تاثيري بر روابط ايران و عمان خواهد داشت؟ آيا اين روابط وارد مرحله تازهاي ميشود؟

روابط ايران و عمان همواره ممتاز، راهبردي و رو به گسترش بوده است. دو كشور در طول سالهاي گذشته نشان دادهاند كه ميتوانند با وجود پيچيدگيهاي منطقه، روابطي مبتني بر گفتوگو، احترام متقابل و منافع مشترك داشته باشند. عمان براي ايران صرفا يك همسايه جنوبي نيست؛ اين كشور در بزنگاههاي حساس، نقشي مهم در ارتباطات منطقهاي و بينالمللي ايران ايفا كرده است. تفاهم بر سر آبراه جديد تنگه هرمز، اگر به مرحله نهايي و اجرايي برسد، رويدادي مهم و كمسابقه در تاريخ روابط دو كشور خواهد بود. موضوع فقط تعيين يك مسير دريايي نيست، بلكه ايجاد سازوكاري مشترك براي مديريت يكي از حساسترين آبراههاي جهان است. چنين همكارياي نيازمند اعتماد، هماهنگي مستمر و نگاه بلندمدت است.

به اعتقاد من، اين توافق ميتواند روابط تهران و مسقط را وارد مرحلهاي تازه كند. دو كشور پيش از اين نيز در حوزههاي سياسي، اقتصادي، امنيتي و ديپلماتيك ظرفيتهاي مشتركي داشتهاند، اما همكاري در زمينه ترتيبات دريايي تنگه هرمز ميتواند سطح اين روابط را از گذشته نيز بالاتر ببرد. اگر اين روند با موفقيت پيش برود، عمان بيش از پيش به يكي از بازيگران كليدي در كاهش تنشهاي منطقهاي و تسهيل گفتوگوها تبديل خواهد شد.

   در نهايت آيا ميتوان اين تفاهم را نشانهاي از كاهش تنش در منطقه دانست؟

تفاهم ايران و عمان به خودي خود يك نشانه مثبت است، زيرا بر گفتوگو، همكاري و تنظيم سازوكار مشترك تكيه دارد. با اين حال، كاهش پايدار تنش به عوامل ديگري نيز وابسته است؛ از جمله پايبندي همه طرفها به تعهدات، پرهيز از اقدامات تحريكآميز و حركت به سمت گفتوگويي كه امنيت و منافع همه كشورهاي منطقه را در نظر بگيرد. تنگه هرمز ميتواند به جاي ميدان تقابل، به عرصه همكاري تبديل شود، به شرط آنكه بازيگران خارجي و منطقهاي، واقعيتهاي حقوقي، امنيتي و جغرافيايي اين آبراه را بپذيرند. تفاهم تهران و مسقط ميتواند آغاز يك مسير باشد، اما نتيجه نهايي آن به اراده همه طرف‌‌هايي بستگي دارد كه در پرونده امنيت منطقه و كشتيراني در خليجفارس نقش دارند.

 

بیمه ملت