توليد زير سايه ناترازی
توليدكنندگان محصولات آرايشي و بهداشتي در ماههاي اخير با مجموعهاي از چالشهاي همزمان مواجه بودهاند؛ از محدوديتهاي انرژي و افزايش هزينههاي توليد گرفته تا دشواري تأمين مواد اوليه، رشد هزينه نيروي انساني و كاهش مقطعي تقاضا. با اين حال، برخي واحدهاي توليدي با پيشبيني شرايط، ذخيرهسازي مواد اوليه، مديريت توليد و توسعه بازارهاي صادراتي تلاش كردهاند از توقف خطوط توليد جلوگيري كنند.
تعادل |
توليدكنندگان محصولات آرايشي و بهداشتي در ماههاي اخير با مجموعهاي از چالشهاي همزمان مواجه بودهاند؛ از محدوديتهاي انرژي و افزايش هزينههاي توليد گرفته تا دشواري تأمين مواد اوليه، رشد هزينه نيروي انساني و كاهش مقطعي تقاضا. با اين حال، برخي واحدهاي توليدي با پيشبيني شرايط، ذخيرهسازي مواد اوليه، مديريت توليد و توسعه بازارهاي صادراتي تلاش كردهاند از توقف خطوط توليد جلوگيري كنند. در كنار محدوديتهاي انرژي، افزايش هزينههاي توليد نيز به يكي از چالشهاي اصلي واحدهاي صنعتي تبديل شده است. رشد هزينه نيروي انساني، افزايش قيمت مواد اوليه و ساير هزينههاي مرتبط با توليد، قيمت تمامشده محصولات را افزايش داده است.
توليد زير فشار برق، نقدينگي و مواد اوليه
محمد رضا اسحاقي توليدكننده محصولات آرايشي و بهداشتي در پاسخ به پرسش «تعادل» مبني بر اينكه هزينههاي توليد نسبت به سال گذشته چقدر تغيير كرده است، گفت: هزينههاي توليد نسبت به سال گذشته افزايش پيدا كرده و در چنين شرايطي، قيمت فروش محصولات نيز بايد متناسب با افزايش هزينه تمامشده اصلاح شود. اين توليدكننده افزايش هزينههاي توليد را نسبت به دوران پيش از جنگ 25 درصد عنوان كرد. با اين حال، افزايش قيمت محصولات تابع تصميم مستقل توليدكننده نيست و در چارچوب ضوابط و مصوبات مربوطه انجام ميشود. به گفته او، انجمنهاي مرتبط و وزارت صمت در اين زمينه نقش نظارتي دارند و سازمان تعزيرات نيز بر قيمتها و فرآيند افزايش قيمت نظارت ميكند. اسحاقي تأكيد كرد كه افزايش قيمت محصول را نبايد صرفا به معناي افزايش سود توليدكننده تلقي كرد، چرا كه بخش قابل توجهي از اين افزايش ناشي از رشد هزينه مواد اوليه، دستمزد و ساير نهادههاي توليد است.
مواد اوليه؛ توليد فعلا بدون توقف
تأمين مواد اوليه يكي ديگر از نگرانيهاي جدي صنايع آرايشي و بهداشتي است، بهخصوص در شرايطي كه ورود برخي مواد اوليه با دشواريهايي مواجه شده است. با اين حال، اين توليدكننده ميگويد واحد توليدي او در حال حاضر با مشكل جدي در تأمين مواد اوليه مواجه نيست و توليد به صورت كامل ادامه دارد. او توضيح داد: «توليد ما در حال حاضر به صورت كامل انجام ميگيرد و در بحث تأمين مواد اوليه فعلا مشكلي نداريم.» به گفته او، بخشي از اين وضعيت حاصل پيشبيني قبلي و ذخيرهسازي مواد اوليه است. توليدكننده با توجه به احتمال ايجاد اختلال در واردات، از قبل بخشي از مواد اوليه مورد نياز را تأمين و نگهداري كرده تا در صورت بروز مشكل، خطوط توليد متوقف نشوند. با اين حال، استمرار اين شرايط به حل مشكلات مربوط به ورود مواد اوليه بستگي دارد و هرگونه اختلال طولانيمدت در واردات ميتواند در نهايت به افزايش هزينه توليد و قيمت محصول منجر شود.
جنگ، فروش را متوقف كرد اما خبري از سقوط بازار نيست
در بخش فروش نيز اگرچه شرايط اقتصادي و تحولات اخير بر بازار تأثير گذاشته، اما كاهش فروش در حدي نبوده كه بتوان از سقوط تقاضا سخن گفت. اين توليدكننده با اشاره به ماهيت فصلي بازار محصولات آرايشي و بهداشتي درپاسخ به پرسش «تعادل» درخصوص كاهش فروش در دوران جنگ و پس از آن نيز توضيح داد: فروش اين محصولات در طول سال روندي متفاوت دارد و با تغيير فصل، ميزان مصرف نيز تغيير ميكند. در تابستان و زمستان الگوي مصرف يكسان نيست و بنابراين بخشي از تغييرات فروش طبيعي است. او با اشاره به وضعيت فعلي فروش گفت: فروش شركت نسبت به شرايط معمول مقداري كاهش پيدا كرده، اما نه به اندازهاي كه بتوان گفت فروش به نصف يا يكسوم رسيده است. به گفته او، روند فروش همچنان در چارچوب الگوي معمول بازار قرار دارد و در حال حاضر نگراني جدي از بابت فروش وجود ندارد. با اين حال، شرايط بحراني اخير نشان داد كه بازار مصرف تا چه اندازه به فعاليت شبكه توزيع وابسته است. اين توليدكننده گفت در مقطعي كه شرايط جنگي ايجاد شد، عملا فروش متوقف شد؛ چرا كه بسياري از مغازهها فعاليت نداشتند و شركتهاي توزيع نيز امكان انجام فعاليت معمول خود را نداشتند. همين مساله باعث شد شركت نيز در آن مقطع تحت تأثير قرار گيرد. اما با بازگشت نسبي فعاليت اقتصادي، روند فروش دوباره آغاز شده است. او ميگويد در شرايط فعلي، خودروهاي حمل شركت به صورت روزانه بارگيري ميشوند و توليد و توزيع محصولات ادامه دارد. اين وضعيت نشان ميدهد حتي زماني كه ظرفيت توليد يك واحد صنعتي برقرار است، اختلال در حلقههاي پاييندستي زنجيره، يعني توزيع و فروش، ميتواند كل فرآيند توليد را تحت تأثير قرار دهد.
عراق، روسيه و آسياي ميانه
بازارهاي صادراتي
توسعه صادرات يكي از راهكارهاي اين شركت براي حفظ بازار و كاهش وابستگي به تقاضاي داخلي بوده است. به گفته اين توليدكننده، صادرات محصولات به كشور عراق در حال انجام است و روسيه نيز يكي از بازارهاي صادراتي شركت به شمار ميرود. همچنين بخشي از محصولات به كشورهاي آسياي ميانه و برخي كشورهاي عربي صادر ميشود. در شرايطي كه قدرت خريد داخلي با فشارهاي اقتصادي مواجه است، صادرات ميتواند نقش مهمي در حفظ ظرفيت توليد ايفا كند. البته استمرار صادرات نيز نيازمند ثبات در مقررات، حملونقل، تأمين مواد اوليه و سازوكارهاي مالي است.
نقدينگي؛ مشكل اصلي واحدهاي صنعتي
در سطح كلانتر، يكي از مهمترين مشكلاتي كه واحدهاي صنعتي با آن مواجه هستند، كمبود نقدينگي است. افزايش همزمان قيمت مواد اوليه، دستمزد، انرژي، حملونقل و ساير نهادههاي توليد باعث شده نياز واحدهاي صنعتي به سرمايه در گردش افزايش پيدا كند. در چنين شرايطي حتي واحدهايي كه بازار فروش مناسبي دارند، ممكن است به دليل كمبود نقدينگي نتوانند با ظرفيت كامل فعاليت كنند. براي مقابله با اين مشكل، طرحهايي مانند ايجاد «كلينيكهاي كسبوكار» در استانها دنبال شده است. در اين طرح، مشاوران متخصص وارد واحد توليدي ميشوند، وضعيت بنگاه را عارضهيابي ميكنند و پس از شناسايي مشكلات، پروژههاي بهبود تعريف ميكنند. حمايت از اين پروژهها نيز ميتواند متناسب با نياز هر واحد انجام شود؛ از كمك به تأمين مالي و فروش و بازاريابي گرفته تا افزايش بهرهوري خطوط توليد و كاهش ضايعات. اين مدل ميتواند به جاي ارايه تسهيلات عمومي و يكسان، حمايت را به سمت مشكلي هدايت كند كه واقعاً مانع فعاليت واحد توليدي شده است. از سوي ديگر، علي مهدي پور مديرعامل شركت شهركهاي صنعتي استان البرز نيز در جمع خبرنگاران با اشاره به آخرين وضعيت محدوديتهاي برق در واحدهاي صنعتي گفت: قطعي برق نسبت به «۱۹ هفته تقليل پيدا كرد» و در هفته گذشته به دليل افزايش گرماي هوا، شرايط اضطراري در حوزه برق ايجاد شد، اما از اين هفته انتظار ميرود محدوديتها دوباره به روال معمول بازگردد و خاموشيها در حدود يك روز در هفته اعمال شود. به گفته او، وضعيت برق در برخي شهركهاي صنعتي شهرستان اشتهارد به دليل وجود مزارع خورشيدي در اطراف اين شهركها با ساير مناطق صنعتي متفاوت بوده است.
در حال حاضر شهرستان اشتهارد داراي سه شهرك صنعتي است و شهركهاي صنعتي كوثر و اميد البرز از جمله مناطقي هستند كه به دليل استفاده از ظرفيت انرژي خورشيدي، در تابستان با محدوديت كمتري در زمينه برق مواجه شدهاند. مهدي پور با اشاره به تجربه اشتهارد در استفاده از انرژي خورشيدي افزود: در اين شهركها خاموشي يك روز در هفته، عمدتا در ساعات بعدازظهر تا شب، اعمال شده و وجود مزارع خورشيدي در اطراف شهركهاي صنعتي باعث شده محدوديت برق نسبت به بسياري از شهركهاي صنعتي ديگر كمتر باشد. مديرعامل شركت شهركهاي صنعتي استان البرز، از برنامه ايجاد شهرك تخصصي انرژي خورشيدي در اطراف شهرك صنعتي اشتهارد خبر داد و گفت: اين پروژه در حال پيگيري است و اميدواريم طي سه سال آينده، اين طرح در محدودهاي حدود ۸۲۰ هكتار عملياتي شود.
بر اساس برنامهريزي انجامشده، هدفگذاري براي اين محدوده، ايجاد ظرفيت حدود ۵۰۰ مگاوات برق از طريق انرژي خورشيدي است؛ ظرفيتي كه در صورت تحقق ميتواند بخش قابل توجهي از نياز صنايع منطقه را پوشش دهد و وابستگي شهرك صنعتي اشتهارد به شبكه برق سراسري را كاهش دهد. به گفته او، توسعه انرژي خورشيدي يكي از موضوعاتي است كه در استان البرز به صورت جدي دنبال ميشود و با توجه به حضور سرمايهگذاران فعال در اين حوزه، تلاش ميشود صنعتگران نيز به سمت سرمايهگذاري در انرژيهاي تجديدپذير سوق داده شوند.
صنعت با زنجيرهاي از فشارها مواجه است
تجربه شهركهاي صنعتي اشتهارد نشان داده است كه استقرار مزارع خورشيدي در اطراف شهركهاي صنعتي ميتواند بخشي از ريسك خاموشي را كاهش دهد. در مقابل، ساير شهركهاي صنعتي كه از اين ظرفيت برخوردار نيستند، همچنان تابع برنامههاي خاموشي عمومي كشور هستند و در برخي موارد با دو روز خاموشي در هفته مواجه شدهاند. بنابراين اگر طرح ايجاد شهرك تخصصي انرژي خورشيدي در محدوده ۸۲۰ هكتاري اشتهارد و هدف توليد ۵۰۰ مگاوات برق طي سه سال آينده عملياتي شود، اين منطقه ميتواند به يكي از نمونههاي مهم پيوند صنعت و انرژي تجديدپذير تبديل شود. البته تحقق اين هدف به تأمين سرمايه، ايجاد زيرساختهاي لازم، اتصال به شبكه و استمرار حمايتهاي سياستي وابسته است. آنچه از وضعيت فعلي صنايع آرايشي و بهداشتي ميتوان دريافت، اين است كه مشكل توليدكننده تنها يك عامل مشخص نيست. ناترازي انرژي، افزايش هزينه نيروي انساني، رشد قيمت مواد اوليه، دشواري واردات، نياز روزافزون به نقدينگي و نوسانات بازار، مجموعهاي از فشارها را به صنعت وارد كردهاند. در چنين شرايطي، واحدهايي كه توانستهاند از قبل مواد اوليه ذخيره كنند، بازارهاي صادراتي خود را توسعه دهند و براي تأمين انرژي به سمت منابع تجديدپذير حركت كنند، انعطاف بيشتري در برابر شوكهاي اقتصادي دارند. با اين حال، مساله اصلي صنعت همچنان «قابليت پيشبيني» است. توليدكننده براي افزايش ظرفيت، توسعه بازار، استخدام نيروي انساني و سرمايهگذاري جديد، بيش از هر چيز به چشماندازي روشن از وضعيت انرژي، مواد اوليه، نقدينگي و قيمتگذاري نياز دارد. اگر اين پيشبينيپذيري ايجاد نشود، حتي واحدهاي داراي بازار، توان توليد و ظرفيت صادراتي نيز بخش قابل توجهي از توان خود را به جاي توسعه و سرمايهگذاري، صرف عبور از بحرانهاي روزمره خواهند كرد.