بورس در فاصله خبر و واقعيت

۱۴۰۵/۰۶/۰۴ - ۰۰:۴۰:۴۶
کد خبر: ۴۰۰۷۳۲

بازار سرمايه در هفته‌ها و ماه‌هاي اخير نشانه‌هايي از تغيير رفتار معامله‌گران را بروز داده است؛ تغييري كه مهم‌ترين نمود آن را مي‌توان در كاهش حساسيت بورس نسبت به اخبار مثبت و واكنش‌هاي محتاطانه‌تر سرمايه‌گذاران مشاهده كرد.

مريم محبي

بازار سرمايه در هفته‌ها و ماه‌هاي اخير نشانه‌هايي از تغيير رفتار معامله‌گران را بروز داده است؛ تغييري كه مهم‌ترين نمود آن را مي‌توان در كاهش حساسيت بورس نسبت به اخبار مثبت و واكنش‌هاي محتاطانه‌تر سرمايه‌گذاران مشاهده كرد. در شرايطي كه در گذشته انتشار يك خبر اميدواركننده مي‌توانست موجي از تقاضا و رشد قيمت‌ها را در بسياري از نمادها ايجاد كند، اكنون بخش بزرگي از فعالان بازار، پيش از هر واكنشي، به دنبال سنجش اثر واقعي خبر بر سودآوري شركت‌ها، نرخ ارز، هزينه‌هاي توليد، چشم‌انداز فروش و ريسك‌هاي اقتصادي هستند.

به نظر مي‌رسد فاصله ميان اخبار و واقعيت‌هاي عملياتي شركت‌ها بيشتر از گذشته شده است. بازار ديگر صرفا با تيترها حركت نمي‌كند و سرمايه‌گذاران، به‌ويژه فعالان حرفه‌اي، در پي آن هستند كه بدانند هر رويداد تا چه اندازه مي‌تواند بر جريان نقدينگي، حاشيه سود و ارزش‌گذاري بنگاه‌ها اثر بگذارد. اين رويكرد، اگرچه ممكن است در كوتاه‌مدت به كاهش هيجان و نوسان‌هاي محدودتر منجر شود، اما مي‌تواند نشانه‌اي از بالغ‌تر شدن رفتار بخشي از بازار نيز تلقي شود.

يكي از مهم‌ترين عوامل موثر بر اين احتياط، تداوم تورم و پيامدهاي آن براي شركت‌هاي بورسي است. تورم از يك ‌سو ارزش اسمي دارايي‌ها را افزايش مي‌دهد و در بلندمدت مي‌تواند قيمت زمين، ساختمان، تجهيزات و موجودي كالا را بالا ببرد؛ اما از سوي ديگر، در كوتاه‌مدت فشار مستقيمي بر هزينه‌هاي توليد وارد مي‌كند. رشد بهاي مواد اوليه، انرژي، حمل‌ونقل، دستمزد، هزينه‌هاي مالي و سرمايه در گردش، مي‌تواند حاشيه سود بسياري از شركت‌ها را تحت فشار قرار دهد؛ به‌ خصوص در صنايعي كه امكان انتقال سريع افزايش هزينه‌ها به قيمت فروش محصول وجود ندارد. در واقع، اثر تورم بر عملكرد عملياتي شركت‌ها معمولا سريع‌تر از اثر آن بر ارزش دارايي‌ها ظاهر مي‌شود. شركتي كه دارايي‌هاي ارزشمندي در اختيار دارد، ممكن است در بلندمدت از افزايش سطح عمومي قيمت‌ها منتفع شود، اما اگر همزمان نتواند هزينه‌هاي رو به رشد خود را كنترل كند يا قيمت محصولاتش را متناسب با تورم افزايش دهد، گزارش‌هاي فصلي آن مي‌تواند انتظارات سهامداران را تضعيف كند. از اين منظر، تحليل صورت‌هاي مالي، روند فروش، نرخ مواد اوليه، نسبت بدهي و توان شركت در تامين نقدينگي، اهميت بيشتري نسبت به گذشته يافته است. بر همين اساس، احتمال يك اصلاح كوتاه‌مدت در مسير رشد بورس، دور از انتظار نيست. اصلاح در بازار الزاما به معناي تغيير كامل روند نيست، بلكه مي‌تواند بخشي طبيعي از فرآيند تعديل قيمت‌ها، شناسايي سود و بازنگري در انتظارات باشد. زماني كه شاخص‌ها و قيمت سهام در مدت كوتاهي افزايش پيدا مي‌كنند، بازار نياز دارد تا ميان ارزش ذاتي شركت‌ها و قيمت‌هاي معاملاتي، تعادل تازه‌اي برقرار كند. اين اصلاح مي‌تواند فرصتي براي تفكيك سهام ارزنده از نمادهايي باشد كه رشد آنها بيشتر ناشي  از فضاي هيجاني بوده است.

در ادامه مسير، متغيرهاي بيروني و فضاي عدم‌اطمينان نيز نقشي تعيين‌كننده خواهند داشت. هر تحول مثبتي كه بتواند چشم‌انداز فعاليت‌هاي اقتصادي، تجارت خارجي، دسترسي شركت‌ها به منابع مالي يا ثبات متغيرهاي كلان را روشن‌تر كند، مي‌تواند زمينه ادامه رشد بازار را فراهم آورد. با اين حال، بازار به تجربه آموخته است كه ميان اعلام خبر و تحقق آثار اقتصادي آن تفاوت وجود دارد، بنابراين واكنش پايدار تنها زماني شكل مي‌گيرد كه نشانه‌هاي عملياتي و قابل اتكا در عملكرد شركت‌ها ديده شود. در مقابل، افزايش ريسك‌هاي بيروني و تشديد نااطميناني مي‌تواند روند صعودي را متوقف كند يا دست‌كم باعث تغيير رفتار سرمايه‌گذاران در افق بلندمدت شود. در چنين وضعيتي، سرمايه‌گذاران معمولا به سمت نقدشوندگي بيشتر، سهام با پشتوانه سودآوري قوي‌تر و شركت‌هايي با دارايي‌هاي واقعي و قدرت قيمت‌گذاري بالاتر حركت مي‌كنند. صنايعي كه وابستگي بيشتري به واردات، تامين مالي سنگين يا قيمت‌گذاري دستوري دارند، ممكن است آسيب‌پذيري بيشتري در برابر چنين شرايطي داشته باشند. با‌توجه به اين مختصات، سرمايه‌گذاري در بورس را نمي‌توان نسخه‌اي واحد براي همه افراد دانست. بازار سهام امروز حرفه‌اي‌تر، پيچيده‌تر و حساس‌تر از گذشته است. ورود به بازار بدون آشنايي با تحليل بنيادي، مديريت ريسك، تنوع‌بخشي به سبد سرمايه‌گذاري و شناخت افق زماني، مي‌تواند زيان‌هاي قابل‌توجهي به همراه داشته باشد. سرمايه‌گذاراني كه توان بررسي صورت‌هاي مالي، ارزيابي ارزش ذاتي و پيگيري متغيرهاي اثرگذار بر صنايع را ندارند، در شرايط كنوني ريسك مضاعفي را مي‌پذيرند. بازار سرمايه بيش از همه براي افرادي مناسب است كه قدرت پذيرش نوسان، افق سرمايه‌گذاري بلندمدت و منابع مالي مازاد دارند؛ يعني افرادي كه براي تامين هزينه‌هاي جاري زندگي خود به درآمد روزانه يا كوتاه‌مدت بورس وابسته نيستند. در غير اين صورت، استفاده از روش‌هاي غيرمستقيم سرمايه‌گذاري، مانند صندوق‌هاي سرمايه‌گذاري متناسب با درجه ريسك‌پذيري، مي‌تواند انتخاب محتاطانه‌تري باشد. در نهايت، بورس در مقطع فعلي بيش از هر چيز نيازمند تحليل، صبر و پرهيز از تصميم‌گيري بر مبناي هيجان خبري است. مسير بازار ممكن است همچنان ظرفيت رشد داشته باشد، اما اين رشد به احتمال زياد فراگير، سريع و بدون نوسان نخواهد بود.

بیمه ملت