فراصندوق‌ها؛ حلقه تازه مديريت دارايي در بازار سرمايه

۱۴۰۵/۰۵/۳۱ - ۰۱:۱۷:۵۵
کد خبر: ۴۰۰۰۸۴

توسعه مستمر ابزارهاي مالي، افزايش تعداد صندوق‌هاي سرمايه‌گذاري و گسترش طبقات دارايي در بازار سرمايه ايران، يك نياز تازه را بيش از گذشته برجسته كرده است: مديريت هم‌زمان و حرفه‌اي سرمايه ميان گزينه‌هاي متعدد سرمايه‌گذاري. «صندوق در صندوق» يا فراصندوق، ابزاري است كه با سرمايه‌گذاري در واحدهاي صندوق‌هاي ديگر، تلاش مي‌كند به‌جاي تمركز بر يك بازار يا دارايي مشخص، پرتفويي متنوع از سهام، اوراق با درآمد ثابت، كالا و ساير ابزارهاي مالي را دراختيار سرمايه‌گذار قرار دهد.

توسعه مستمر ابزارهاي مالي، افزايش تعداد صندوقهاي سرمايهگذاري و گسترش طبقات دارايي در بازار سرمايه ايران، يك نياز تازه را بيش از گذشته برجسته كرده است: مديريت همزمان و حرفهاي سرمايه ميان گزينههاي متعدد سرمايهگذاري. «صندوق در صندوق» يا فراصندوق، ابزاري است كه با سرمايهگذاري در واحدهاي صندوقهاي ديگر، تلاش ميكند بهجاي تمركز بر يك بازار يا دارايي مشخص، پرتفويي متنوع از سهام، اوراق با درآمد ثابت، كالا و ساير ابزارهاي مالي را دراختيار سرمايهگذار قرار دهد.

در سالهاي اخير، بازار سرمايه ايران از نظر تنوع ابزارها و صندوقهاي فعال، مسير متفاوتي را نسبت به گذشته پيموده است. صندوقهاي سهامي، اهرمي، بخشي، مختلط، تضمين اصل سرمايه، كالايي، درآمد ثابت، املاك و مستغلات و انرژي، هر يك بخشي از انتخابهاي سرمايهگذاران را تشكيل ميدهند. اين تنوع از يكسو امكان انتخاب گستردهتري را فراهم كرده، اما از سوي ديگر، انتخاب ميان دهها و حتي صدها گزينه سرمايهگذاري را براي سرمايهگذاران، بهويژه سرمايهگذاران غيرحرفهاي، پيچيدهتر كرده است.در چنين شرايطي، فراصندوقها ميتوانند نقش يك مدير پرتفوي مبتني بر صندوقها را ايفا كنند؛ مديراني كه بهجاي خريد مستقيم سهام، اوراق يا كالا، با انتخاب مجموعهاي از صندوقهاي مختلف، تركيب دارايي سرمايهگذار را متناسب با شرايط بازار تنظيم ميكنند. بابك قاسمزاده، مدير سرمايهگذاري صندوق صنم توسعه ابزارهاي مالي و رشد شمار صندوقها را زمينه اصلي شكلگيري و گسترش اين نوع صندوقها ميداند.

 

  پاسخ به پيچيدگي انتخاب در بازاري متنوع

قاسمزاده با اشاره به روند رو به رشد بازار سرمايه ايران، معتقد است افزايش تعداد ابزارهاي سرمايهگذاري، بهطور طبيعي نياز به سازوكارهاي حرفهايتر براي انتخاب و تركيب آنها را افزايش ميدهد. به گفته او، همانطور كه صندوقهاي سهامي براي انتخاب پرتفويي بهينه از ميان صدها سهم بورسي و فرابورسي ايجاد شدند، فراصندوقها نيز ميتوانند از ميان صندوقهاي متعدد فعال در بازار، پرتفويي متنوع و بهينه تشكيل دهند.او در توضيح اين موضوع ميگويد: اكنون در بازار سرمايه بيش از ۲۰۰ صندوق سهامي با مدلها و ويژگيهاي متفاوت فعال هستند؛ صندوقهايي كه از صندوقهاي اهرمي و بخشي تا صندوقهاي بزرگ، مختلط و تضمين اصل سرمايه را دربر ميگيرند. علاوه بر اين، بيش از ۵۰ صندوق كالايي در حوزههايي نظير طلا، نقره و زعفران فعاليت ميكنند و شمار صندوقهاي سرمايهگذاري در اوراق با درآمد ثابت نيز از ۱۶۰ صندوق عبور كرده است.در كنار اين موارد، صندوقهاي املاك و مستغلات، انرژي و انواع ديگر صندوقهاي تخصصي نيز به بازار افزوده شدهاند. اين حجم از تنوع، اگرچه فرصتهاي تازهاي براي سرمايهگذاري ايجاد ميكند، اما ميتواند تصميمگيري را براي افرادي كه زمان، دانش يا ابزار كافي براي ارزيابي مداوم صندوقها ندارند دشوار كند. فلسفه فراصندوق در همين نقطه معنا پيدا ميكند. اين صندوقها ميتوانند با انتخاب چند صندوق از طبقات مختلف دارايي، ريسك تمركز را كاهش دهند و در عين حال، از ظرفيتهاي بازارهاي گوناگون بهره ببرند. تفاوت اصلي فراصندوق با بسياري از صندوقهاي ديگر نيز در همين قابليت نهفته است؛ صندوقي كه صرفاً روي سهام، اوراق يا يك كالاي مشخص متمركز نيست، بلكه ميتواند ميان طبقات مختلف دارايي جابهجا شود.به باور مدير سرمايهگذاري صندوق صنم، هر اندازه ابزارها و كلاسهاي دارايي در بازار سرمايه ايران افزايش يابد، نقش و ضرورت فراصندوقها نيز پررنگتر خواهد شد؛ چراكه تركيب حرفهاي اين ابزارها به يك تخصص مستقل در مديريت دارايي تبديل ميشود.

 

  سهم كوچك امروز، ظرفيت بزرگ فردا

با وجود مزيتهاي مطرحشده، فراصندوقها هنوز سهم بزرگي از بازار سرمايه ايران ندارند. قاسمزاده تصريح ميكند كه تعداد اين صندوقها در حال حاضر محدود است، ارزش معاملات بالايي ندارند و دارايي تحت مديريت آنها نيز در مقايسه با برخي ديگر از انواع صندوقها كوچك است. با اين حال، او آينده اين ابزار را وابسته به توسعه بازار و عملكرد مديران آن ميداند.بازار سرمايه ايران طي سالهاي اخير تغييرات مهمي را تجربه كرده است. براي نمونه، صندوقهاي اهرمي تا چند سال پيش در بازار حضور نداشتند يا صندوقهاي بخشي به گستردگي امروز فعال نبودند. بازار صندوقهاي كالايي نيز در گذشته محدودتر بود، اما اكنون بهتدريج به يكي از گزينههاي مورد توجه سرمايهگذاران براي پوشش ريسك و تنوعبخشي تبديل شده است.قاسمزاده بر اين باور است كه اگر مسير توسعه ابزارهاي مالي ادامه پيدا كند، در سالهاي آينده ظرفيتهاي تازهاي براي فعاليت فراصندوقها ايجاد خواهد شد. او احتمال ميدهد كه بازار سرمايه ايران در آينده بتواند به حوزهها و بازارهاي جديدتري نيز وارد شود؛ ازجمله امكان سرمايهگذاري در بازارهاي خارجي يا توسعه ابزارهاي مرتبط با داراييهاي نوين مانند رمزارزها؛ هرچند تحقق چنين موضوعاتي وابسته به فراهم شدن زيرساختها، مقررات و شرايط لازم است.در اين چارچوب، هر ابزار جديدي كه به بازار افزوده شود، در واقع يك گزينه تازه براي مديران فراصندوقها ايجاد ميكند. از نگاه او، فراصندوق زماني ميتواند كاركرد واقعي خود را نشان دهد كه امكان انتخاب و چرخش ميان گزينههاي متنوع وجود داشته باشد. به بيان ديگر، هرچه بازار از نظر ابزارهاي قابل سرمايهگذاري عميقتر و متنوعتر شود، مزيت مديريت فعال دارايي در فراصندوقها نيز بيشتر نمايان خواهد شد.مدير سرمايهگذاري صندوق صنم معتقد است اگر فراصندوقها بتوانند عملكرد قابل دفاعي در ايجاد بازده و جابهجايي بهموقع ميان داراييها داشته باشند، بهتدريج مخاطبان بيشتري را جذب خواهند كرد. او حتي اين احتمال را مطرح ميكند كه در افق بلندمدت، سهم فراصندوقها از ارزش كل صندوقهاي بازار سرمايه به حدود ۱۰درصد برسد؛ هدفي كه البته تحقق آن نيازمند رشد دارايي تحت مديريت، افزايش نقدشوندگي و جلب اعتماد سرمايهگذاران است.

 

  دسترسي آسانتر سرمايهگذار عادي به يك پرتفوي متنوع

يكي از مهمترين پرسشها درباره فراصندوقها به كاربرد آنها براي سرمايهگذاران عادي بازميگردد. فردي كه منابع محدودي دارد و نميتواند بهصورت همزمان عملكرد دهها صندوق سهامي، درآمد ثابت، طلا يا بخشي را رصد كند، چگونه ميتواند از فرصتهاي بازار بهرهمند شود؟

پاسخ قاسمزاده روشن است: مهمترين مزيت فراصندوقها براي سرمايهگذار عادي، دسترسي با خريد يك واحد سرمايهگذاري به مجموعهاي متنوع از صندوقهاست. در واقع، سرمايهگذار به جاي آنكه بهطور مستقيم ميان چندين صندوق تصميمگيري كند، انتخاب و تركيب آنها را به مدير حرفهاي فراصندوق واگذار ميكند.اين موضوع بهويژه براي افرادي اهميت دارد كه دانش تحليلي كافي يا زمان لازم براي پايش روزانه بازار ندارند. سرمايهگذار از طريق فراصندوق ميتواند بهطور غيرمستقيم در سبدي از داراييها مشاركت كند؛ سبدي كه ممكن است در مقاطعي وزن بيشتري به سهام بدهد و در دورهاي ديگر، بخشي از دارايي خود را به اوراق با درآمد ثابت يا صندوقهاي كالايي اختصاص دهد.اما كاركرد فراصندوقها تنها به سادهسازي سرمايهگذاري براي سرمايهگذاران خرد محدود نميشود. قاسمزاده معتقد است اين ابزار ميتواند به توسعه صندوقهاي كوچك اما توانمند بازار نيز كمك كند. در بازار صندوقها، نمونههايي وجود دارند كه با وجود عملكرد مطلوب در دورههاي مختلف، به دليل كوچك بودن اندازه دارايي تحت مديريت، نقدشوندگي پايين يا فاصله قيمت بازار با ارزش خالص داراييها، كمتر موردتوجه سرمايهگذاران قرار گرفتهاند.فراصندوقها ميتوانند با شناسايي اين صندوقها، از ظرفيت عملكردي آنها بهرهمند شوند. در اين وضعيت، يك رابطه برد-برد شكل ميگيرد: از يك طرف، فراصندوق با انتخاب صندوقهاي داراي عملكرد مناسب، امكان كسب بازدهي بهتر براي سرمايهگذاران خود را پيدا ميكند و از طرف ديگر، ورود سرمايه جديد ميتواند به رشد و افزايش عمق صندوقهاي كوچكتر كمك كند.

 

  نقش فراصندوقها  در افزايش عمق و نقدشوندگي

بعد ديگر فعاليت فراصندوقها به اثرگذاري آنها بر ساختار كلي بازار بازميگردد. ارزش معاملات صندوقها در سالهاي اخير افزايش محسوسي داشته و در برخي روزها حتي به محدوده ۲۵ تا ۳۰ درصد ارزش معاملات سهام نزديك شده است. اين روند نشان ميدهد صندوقها بهتدريج در حال تبديل شدن به يكي از بازيگران مهم جريان نقدينگي در بازار سرمايه هستند. از ديدگاه قاسمزاده، بزرگتر شدن فراصندوقها ميتواند به افزايش عمق بازار كمك كند. فراصندوقها به دليل ماهيت خود، ميتوانند بهصورت مستمر تركيب پرتفويشان را بررسي كنند و در واكنش به تغييرات بازار، ميان طبقات دارايي يا حتي ميان صندوقهاي فعال در يك طبقه جابهجا شوند.

 

  حرفهايها چگونه جذب فراصندوق ميشوند؟

مخاطب اصلي فراصندوقها در گام نخست، سرمايهگذاران بلندمدتي هستند كه يا زمان كافي براي مديريت دارايي خود ندارند يا دانش و تجربه لازم براي تنظيم پرتفوي ميان كلاسهاي مختلف دارايي را دراختيار ندارند. اين دسته از سرمايهگذاران ميتوانند با واگذاري مديريت سرمايه به يك تيم تخصصي، از مزيت تنوعبخشي برخوردار شوند.با اين حال، سرمايهگذاران كوتاهمدت و نوسانگير نيز ميتوانند در شرايط مشخص از اين ابزار بهره ببرند. قاسمزاده حضور اين گروه از معاملهگران را براي بازار مفيد ميداند، زيرا افزايش تعداد بازيگران فعال به رشد ارزش معاملات و بهبود نقدشوندگي كمك ميكند.اما جذب سرمايهگذاران حرفهاي مسير متفاوتي دارد. اين گروه معمولاً دانش، زمان و توانايي بيشتري براي مديريت مستقيم داراييهاي خود دارند و صرف وجود يك ابزار جديد، براي آنها انگيزه كافي ايجاد نميكند. از نگاه مدير سرمايهگذاري صندوق صنم، سرمايهگذار حرفهاي زماني به فراصندوق توجه جدي نشان ميدهد كه عملكرد آن در بلندمدت، از نظر بازدهي و زمانبندي جابهجايي بين داراييها قابل دفاع باشد.

 

  پيشنياز ظهور ظرفيت واقعي فراصندوقها

ظرفيت اصلي فراصندوقها از دو مسير ميتواند در بازار سرمايه ايران آشكار شود. مسير نخست، عملكرد موفق در مديريت فعال ميان طبقات دارايي است. فراصندوقي كه بتواند در دورههاي رونق سهام، از ظرفيت اين بازار استفاده كند و در زمان افت يا ركود، منابع را به صندوقهاي درآمد ثابت يا داراييهاي كمريسكتري مانند طلا و نقره منتقل كند، شانس بيشتري براي جلب اعتماد سرمايهگذاران خواهد داشت.مسير دوم نيز به توسعه مستمر ابزارهاي سرمايهگذاري وابسته است. هرچه تعداد صندوقهاي تخصصي، بخشي، كالايي، انرژي و ساير ابزارهاي قابل معامله افزايش يابد، دست مديران فراصندوق براي طراحي پرتفويهاي متنوعتر بازتر ميشود. اين تنوع، هم جذابيت بيشتري براي سرمايهگذاران ايجاد ميكند و هم نهادهاي مالي را به راهاندازي فراصندوقهاي تازه ترغيب خواهد كرد.در مجموع، فراصندوقها را ميتوان حلقهاي ميان سرمايهگذار و اكوسيستم گسترده صندوقهاي بازار سرمايه دانست؛ حلقهاي كه در صورت عملكرد حرفهاي، شفافيت و توسعه ابزارهاي مالي، ميتواند هم انتخاب را براي سرمايهگذار سادهتر كند و هم به تعميق بازار، افزايش رقابت ميان صندوقها و هدايت بهتر نقدينگي كمك برساند. مسير رشد اين ابزار در ايران هنوز ابتدايي است، اما افزايش تنوع داراييها و تغيير تدريجي رفتار سرمايهگذاران، ميتواند فراصندوقها را به يكي از بازيگران مهم مديريت دارايي در سالهاي پيشرو تبديل كند.

 

بیمه ملت