پارادوكس تهران؛كمآبي بيشتر و مصرف كمتر
تهران، كلانشهري كه سالهاست با سايه سنگين «تنش آبي» دست و پنجه نرم ميكند، گويي در ميانه تابستان ۱۴۰۵، ورق را به نفع خود برگردانده است.
تهران، كلانشهري كه سالهاست با سايه سنگين «تنش آبي» دست و پنجه نرم ميكند، گويي در ميانه تابستان ۱۴۰۵، ورق را به نفع خود برگردانده است. انتشار آمارهاي اخير از وضعيت مصرف آب در پايتخت، بيش از آنكه صرفاً يك گزارش عملكرد ساده از شركت آب و فاضلاب باشد، نشاندهنده يك تغيير رفتارِ ساختاري و شايد آغاز يك «نهضت صرفهجويي» در بطن جامعهاي است كه پيش از اين به مصرف بيمحاباي منابع عادت كرده بود. اما سوال اينجاست: آيا اين كاهش چشمگير، يك موفقيت پايدار است يا تنها يك مسكنِ موقت براي زخمي عميق بر پيكر منابع آبي تهران؟
وقتي از اعداد سخن ميگوييم، ابعاد فاجعه يا پيروزي شفافتر ميشود. تقارن آمارهاي امسال با سال ۱۴۰۲، عمق اين تغيير را نشان ميدهد. كاهش سرانه مصرف از بيش از ۲۵۰ ليتر به ۱۸۰ ليتر در شبانهروز، براي شهري كه با چالش ۲۰۰ ميليون مترمكعب كسري مخزن سدها مواجه بوده، عددي كوچك نيست. اين كاهشِ بيش از ۲۸ درصدي در سرانه مصرف، همزمان با تداوم گرماي طاقتفرساي تابستان، نشان ميدهد كه «سواد آبي» شهروندان تهراني بالا رفته است.
حذف ۱ ميليارد و ۳۰۰ ميليون بطري نيمليتري از مصرف روزانه آب در مقايسه با سال ۱۴۰۳، يك جابهجايي بزرگ در زنجيره توزيع است. اين يعني سيستم مديريت شهري توانسته است با تركيب «اقناع عمومي» و «ابزارهاي فني» فشاري را كه بر سفرههاي زيرزميني و مخازن سدها وارد ميشد، به طرز معناداري كنترل كند.
يكي از جذابترين بخشهاي اين تغيير، جابهجايي سهم مشتركان در طبقهبنديهاي مصرفي است. كاهش ۱۰ درصدي سهم مشتركان پرمصرف و حركت جامعه به سمت «خوشمصرفي» (افزايش از ۳۷ به ۴۸ درصد) بيانگر موفقيت در بازطراحي مدل مصرف است. استفاده از تجهيزات كاهنده - كه بيش از ۳ ميليون قطعه از آن در منازل نصب شده - تنها يك اقدام مهندسي ساده نبوده؛ بلكه به معناي ورود «تكنولوژي بهرهوري» به خصوصيترين فضاي شهروندان است.
زماني كه يك خانوار كاهش ۲۰ تا ۵۰ درصدي را در حجم مصرف و به تبع آن در مبلغ قبض خود لمس ميكند، يعني «صرفهجويي» از يك شعار حكومتي به يك «منفعت اقتصادي» تبديل شده است. اين همان نقطه طلايي است كه مديريت منابع را از فضاي دستوري خارج كرده و به اقتصاد خانوار گره ميزند.
در كنار مديريت مصرف، رشد توليد پساب به ۱۱۰ ميليون مترمكعب، يك نقطه عطف براي پايداري تهران است. در دنياي امروز «بازچرخاني» آب ديگر يك انتخاب نيست، بلكه ضرورت بقاست. توليد پسابي معادل يكونيم برابر ظرفيت سد لتيان، يعني تهران در حال دستيابي به يك منبع آبِ پايدار و غيرمتكي به نزولات جوي است. اگر اين ۱۱۰ ميليون مترمكعب در چرخه صنعت و فضاي سبزِ تهران به درستي هدايت شود، ميتوان اميدوار بود كه فشارِ برداشت از آبِ شرب براي مصارف غيرشرب به حداقل برسد.
با اينهمه، نبايد در خوشبيني افراطي غرق شد. تهران همچنان با بيش از ۲۰۰ ميليون مترمكعب كسري مخزن نسبت به شرايط ايدهآل دست و پنجه نرم ميكند. اين كاهش سرانه تا ۱۸۰ ليتر، تازه آغازِ مسير است. هدفگذاري ۱۳۰ ليتر، آن چيزي است كه استانداردهاي جهاني و تابآوري اين كلانشهر ميطلبد.
واقعيت اين است كه حتي با تغيير رفتار مردم، تهران همچنان شهري «حساس» است. رشد جمعيت، فرسودگي شبكههاي توزيع و تغييرات اقليمي، سه متغيري هستند كه هرگونه توقف در نهضت صرفهجويي را به يك بحران تبديل خواهند كرد. پروژههاي زيرساختي به ارزش ۷ همت كه در دست اجراست، اگرچه ضروري است، اما بدون «پيوست فرهنگي» و تداوم همين حساسيت شهروندي، راه به جايي نخواهد برد.
آنچه در تهران رخ داده، يك آزمايشگاه كوچك براي كل كشور است. تهرانيها ثابت كردند كه اگر درآمدهاي عمومي حاصل از مديريتِ مصرف به زبانِ «اقتصاد خانوار» ترجمه شود، مردم بهترين همراهانِ دولت خواهند بود.
نقش رسانهها در اين ميان انكارناپذير بود. پيوندِ ميان «دانشِ فني آبفا» و «مسووليتِ اجتماعي رسانهها» توانست اعتمادي را خلق كند كه در روزهاي پرفشارِ سالهاي گذشته، حكمِ سوپاپ اطمينان را داشت. اين «اعتماد»، شكنندهترين و در عين حال قدرتمندترين دارايي مديريت شهري است.
كاهشِ مصرف آب در تهران يك دستاورد بزرگ است، اما نبايد به منزله «پايانِ ماموريت» تلقي شود. ما در حالِ يادگيري هنر «زيستن با منابع محدود» هستيم. مسير رسيدن به الگوي ۱۳۰ ليتري، مسيري است كه بايد با دقت، فناوري و شفافيت پيموده شود.
تهرانيها در مديريت مصرف آب نمره قبولي گرفتند، اما امتحان اصلي تهران «تداوم» است. بايد ديد در سالهاي پيش رو، آيا اين تغيير رفتار به يك «فرهنگ نهادينه» تبديل ميشود يا با اولينبارشهاي خوب، دوباره به سمتِ ولخرجيهاي آبي باز خواهيم گشت؟ پاسخ به اين سوال، آينده امنيت زيستي پايتخت را تعيين خواهد كرد. براي ما كه در صنعتِ پالايش و انرژي كار ميكنيم، اين تجربه «آب» درس بزرگي است: بهرهوري در هر بخشي، از آب تا انرژي، نه با دستور كه با همراهي آگاهانه مردم و اصلاحِ مدلهاي اقتصادي ممكن ميشود. تهران امروز، الگويي براي اين همافزايي است.