فرار سرمايه از بورس به سمت بازارهاي بدون ريسك
اقتصاد كشور امروز در فضايي قرار گرفته كه نميتوان آن را صرفا با عبارات خوشبينانه يا بدبينانه توصيف كرد؛ واقعيت اين است كه بازارها در حال حاضر زير فشار دو عامل تعيينكننده قرار دارند، ريسكهاي ناشي از شرايط جنگي و افزايش بازدهي بازارهاي بدون ريسك. اين دو متغير، بيش از هر چيز ديگري، بر رفتار سرمايهگذاران و چشمانداز بازار سرمايه سايه انداختهاند.
اقتصاد كشور امروز در فضايي قرار گرفته كه نميتوان آن را صرفا با عبارات خوشبينانه يا بدبينانه توصيف كرد؛ واقعيت اين است كه بازارها در حال حاضر زير فشار دو عامل تعيينكننده قرار دارند، ريسكهاي ناشي از شرايط جنگي و افزايش بازدهي بازارهاي بدون ريسك. اين دو متغير، بيش از هر چيز ديگري، بر رفتار سرمايهگذاران و چشمانداز بازار سرمايه سايه انداختهاند. از يك سو، بحث جنگ ديگر صرفا يك حدس و گمان نيست. اقتصاد كشور در شرايطي فعاليت ميكند كه ريسكهاي ژئوپليتيك بهطور جدي بر تصميمگيري فعالان اقتصادي اثر گذاشته است. در چنين فضايي، نااطميناني افزايش پيدا ميكند، افق سرمايهگذاري كوتاهتر ميشود و تمايل سرمايهگذاران به پذيرش ريسك كاهش مييابد. طبيعي است كه در چنين شرايطي بازار سرمايه نميتواند از آثار اين فضاي پرتنش مصون بماند. اما در كنار اين موضوع، عامل مهمتري نيز وجود دارد كه شايد كمتر از جنگ درباره آن صحبت شود، اما اثر آن بر بازار سهام كاملا ملموس است، نرخ بهره بازارهاي بدون ريسك. افزايش نرخ بهره بانكي و رشد بازدهي اوراق و ساير ابزارهاي كمريسك، بهطور مستقيم جذابيت بازار سرمايه را كاهش ميدهد. اين مساله يك قاعده شناخته شده در همه بازارهاي مالي است؛ هر چه بازدهي بدون ريسك بالا برود، سرمايهگذار براي ورود به داراييهاي پرريسك مانند سهام، انتظار سود بيشتري خواهد داشت. به بيان ساده، اگر بازار سرمايه در يكسال آينده بتواند بازدهي ۳۰ درصدي بدهد، اما در مقابل، بازار بدون ريسك ۳۳ درصد سود تضمين شده ارايه كند، پذيرش ريسك سهام براي بسياري از سرمايهگذاران توجيه اقتصادي خود را از دست ميدهد. سرمايهگذار زماني ريسك را ميپذيرد كه در برابر آن، ريوارد يا پاداش بيشتري دريافت كند. اگر اين نسبت به هم بخورد، طبيعي است كه منابع از بازار سرمايه به سمت ابزارهاي بدون ريسك حركت كند. از همين رو، افزايش نرخ بهره نهتنها يك متغير پولي ساده نيست، بلكه يكي از مهمترين عوامل فشار بر ارزشگذاري سهام محسوب ميشود. نرخ بهره بالاتر بهطور مستقيم بر P/E بازار اثر ميگذارد و در نتيجه، انتظارات از سودآوري آتي شركتها را نيز تحتتاثير قرار ميدهد. وقتي نرخ تنزيل بالا ميرود، ارزش فعلي جريانهاي نقدي آينده كاهش مييابد و اين يعني كاهش جذابيت سهام، حتي اگر سودآوري شركتها در ظاهر
تغييري نكرده باشد.
در چنين شرايطي، بازار سرمايه با دو تهديد همزمان مواجه است؛ نخست، ريسكهاي سياسي و امنيتي كه بر فضاي عمومي اقتصاد و اعتماد سرمايهگذاران اثر ميگذارد و دوم، رقابت فشرده بازارهاي بدون ريسك كه سرمايه را از بورس دور ميكند. بنابراين اگر بخواهيم وضعيت فعلي بازار را واقعبينانه تحليل كنيم، بايد بپذيريم كه مساله تنها نوسان قيمتها يا ضعف نمادها نيست. آنچه امروز بر بازار سرمايه فشار وارد كرده، تركيبي از نااطميناني ژئوپليتيك و سياستهاي پولي انقباضي است. تا زماني كه اين دو متغير كنترل نشوند، بازگشت اعتماد به بازار سهام و شكلگيري روند پايدار رشد، كار آساني نخواهد بود.