چرا مسير توافق ايران و امريكا متوقف شد؟

شصت روز پس از توافق اسلام‌آباد

۱۴۰۵/۰۵/۲۶ - ۲۳:۴۴:۱۴
کد خبر: ۳۹۹۵۷۱

شصت روز از توافقي كه در اسلام‌آباد ميان ايران و امريكا با ميانجيگري پاكستان شكل گرفت، گذشته است؛ توافقي كه در ابتدا اين تصور را ايجاد كرده بود كه دو طرف، دست‌كم براي يك دوره محدود، از مسير تقابل نظامي فاصله گرفته و وارد مرحله‌اي از مذاكره براي رسيدن به يك توافق جامع‌تر خواهند شد.

شصت روز از توافقي كه در اسلام‌آباد ميان ايران و امريكا با ميانجيگري پاكستان شكل گرفت، گذشته است؛ توافقي كه در ابتدا اين تصور را ايجاد كرده بود كه دو طرف، دست‌كم براي يك دوره محدود، از مسير تقابل نظامي فاصله گرفته و وارد مرحله‌اي از مذاكره براي رسيدن به يك توافق جامع‌تر خواهند شد. قرار بود اين فاصله زماني، فرصتي براي تثبيت آتش‌بس، كاهش فشارهاي اقتصادي، تعيين تكليف وضعيت تنگه هرمز و آغاز گفت‌وگو درباره مسائل اختلافي، از جمله موضوع هسته‌اي و تحريم‌ها باشد. با اين حال، تحولات هفته‌هاي بعد نشان داد كه فاصله ميان دو طرف بسيار بيشتر از آن چيزي است كه در زمان توافق اوليه تصور مي‌شد. 

در واقع، آنچه در اسلام‌آباد شكل گرفت را بيش از آنكه بتوان يك توافق نهايي ميان تهران و واشنگتن دانست، بايد يك چارچوب موقت براي خروج از وضعيت جنگي و ايجاد امكان ادامه ديپلماسي تلقي كرد. مساله اصلي اين بود كه حتي در همان مرحله نيز برخي از مهم‌ترين موضوعات مورد اختلاف، از جمله نحوه بازگشايي تنگه هرمز، برنامه هسته‌اي ايران، رفع تحريم‌ها و چگونگي تضمين‌هاي امنيتي، به‌طور كامل حل نشده بود. گزارش‌هاي مربوط به مذاكرات اسلام‌آباد نشان مي‌دهد كه دو طرف در موضوعاتي به يكديگر نزديك شدند، اما درباره تنگه هرمز و پرونده هسته‌اي اختلافات اساسي باقي ماند. 

با گذشت زمان، اين اختلافات نه‌تنها برطرف نشد، بلكه در برخي موارد به محور اصلي بحران تبديل شد. براي ايران، پايان محاصره اقتصادي و تغيير وضعيت تنگه هرمز بخشي از تعهدات متقابل در مسير كاهش تنش بود؛ در مقابل، واشنگتن بازگشايي مسير كشتيراني و تضمين دسترسي به تنگه را يكي از شروط اصلي براي پيشبرد روند توافق مي‌دانست. همين تفاوت در برداشت از ترتيب اقدامات، عملا يكي از موانع مهم در برابر ادامه مذاكرات شد.

اكنون، در حالي كه شصت روز از توافق اسلام‌آباد گذشته، نه‌تنها روند مورد انتظار براي دستيابي به توافق جامع‌تر شكل نگرفته، بلكه وضعيت تنگه هرمز همچنان يكي از مهم‌ترين نقاط اصطكاك ميان دو طرف است. تردد كشتي‌ها در اين مسير به‌شدت كاهش يافته و امريكا نيز در روزهاي اخير بر فشار اقتصادي و دريايي عليه ايران افزوده است. در مقابل، تهران همچنان بر نقش خود در تامين امنيت و كنترل عبور و مرور در تنگه تاكيد دارد و بازگشت به وضعيت عادي را به شرايط سياسي و اقتصادي گسترده‌تري گره زده است.  در چنين شرايطي، مساله تنها به اختلاف ميان تهران و واشنگتن محدود نمانده است. تنگه هرمز به يكي از مهم‌ترين اهرم‌هاي اقتصادي و ژئوپليتيكي ايران تبديل شده و هرگونه اختلال در عبور و مرور آن، مستقيما بازار جهاني نفت و اقتصاد كشورهاي منطقه را تحت تاثير قرار مي‌دهد. افزايش قيمت نفت در روزهاي اخير نيز نشان مي‌دهد كه بازارها همچنان نسبت به آينده اين بحران حساس هستند.  با اين حال، همزمان نشانه‌هايي از تلاش براي باز كردن مسيرهاي جايگزين ديپلماتيك نيز ديده مي‌شود. مذاكرات ايران و عمان براي رسيدن به سازوكاري درباره عبور و مرور در تنگه هرمز از جمله اين تلاش‌هاست؛ مسيري كه مي‌تواند دست‌كم بخشي از مساله كشتيراني را از چارچوب مستقيم تقابل ايران و امريكا خارج كند. بر اساس گزارش‌هاي تازه، تهران و مسقط به دنبال نهايي كردن سازوكاري براي عبور كشتي‌ها از دو مسير در نزديكي سواحل ايران و عمان هستند. 

از سوي ديگر، پاكستان كه در شكل‌گيري روند اسلام‌آباد نقش ميانجي داشت، همچنان در تلاش است مسير گفت‌وگو ميان تهران و واشنگتن را حفظ كند. با اين حال، مساله مهم اين است كه پس از گذشت اين دوره، هنوز مشخص نيست دو طرف چگونه مي‌توانند از بن‌بست فعلي عبور كنند. تجربه شصت روز گذشته نشان داده است كه توافق بر سر توقف يا كاهش درگيري، به‌تنهايي براي ايجاد يك توافق پايدار كافي نيست و اختلاف بر سر ترتيب تعهدات، ضمانت اجراي توافق و ميزان امتيازاتي كه هر طرف بايد در مرحله نخست بدهد، مي‌تواند كل روند را متوقف كند.

در اين ميان، موضع ايران نيز بر اين مبنا استوار شده كه نمي‌توان انتظار داشت تهران پيش از دريافت امتيازات مشخص اقتصادي و امنيتي، همه اهرم‌هاي فشار خود را كنار بگذارد. در مقابل، دولت امريكا نيز حاضر نيست بدون دريافت تضمين‌هايي درباره مسائل مورد نظر خود، از فشار اقتصادي و دريايي عقب‌نشيني كند. همين تقابل باعث شده توافق اسلام‌آباد كه قرار بود نقطه شروع يك مسير تازه باشد، پس از دو ماه بيشتر به يك نقطه بلاتكليف در روابط دو كشور تبديل شود.

بقايي، سخنگوي وزارت امور خارجه درباره درستي يا نادرستي گزارش يكي از رسانه‌هاي امريكايي مبني بر اينكه امريكا براي اطمينان از اينكه تيم مذاكره‌كننده ايران و روند مذاكرات مورد حمايت نيروهاي مسلح و سپاه است، از طريق يك كانال غيررسمي در اقليم كردستان عراق با سپاه پاسداران در ارتباط بوده تا از مورد اعتماد بودن اين مذاكرات اطمينان حاصل كند و اينكه گفته شده نشست محرمانه‌اي نيز بين ايران و امريكا در اربيل برگزار شده است؟ با رد موضوع نشست محرمانه ميان ايران و امريكا گفت: اين خبر ساختگي است.وي در مورد وجود كانال ارتباطي از مسير اربيل نيز گفت: اين موضوع، از شگردهاي جنگ رواني و رسانه‌اي است و در راستاي القاي اختلاف بين اركان تصميم‌گيري در جمهوري اسلامي ايران مطرح مي‌شود و ترديد نكنيد كه اين موضوع از روي استيصال مطرح شده است. سخنگوي وزارت امور خارجه افزود: در اين شش ماه به خوبي نشان داده شد كه انسجام و همدلي بي‌سابقه‌اي بين بخش‌هاي ذي‌صلاح در جمهوري اسلامي ايران در ارتباط با موضوع صلح و جنگ وجود دارد.

بقايي تاكيد كرد: هيات مذاكره‌كننده مورد اعتماد كامل همه اركان نظام، از جمله بخش‌هاي دفاعي كشور است. از اين جهت خدا را شاكريم و قطعا هر تصميمي كه در رابطه با مذاكره انتخاب شود، با لحاظ ديدگاه‌ها و ملاحظات همه بخش‌هاي نظام صورت مي‌گيرد. در اين مدت ثابت شد كه تصميم‌گيري در جمهوري اسلامي ايران، نهادي است و نهادهاي ذي‌صلاح هستند كه با در نظر گرفتن همه موارد و جوانب، تصميم نهايي را مي‌گيرند.

سخنگوي وزارت امور خارجه ايران در پاسخ به سوالي درخصوص نامه بحرين به سازمان ملل درخصوص توييت خود كه در آن از عبارت «حكومت نوپا كه بر بخشي از خاك ايران حكمراني مي‌كند» استفاده شده بود، با اشاره به اين مطلب كه «هفته گذشته، سالگرد ۲۳ مرداد ۱۳۵۰ بود و بايد ۲۴ و ۲۸ ارديبهشت سال ۱۳۴۹ را هم به خاطر داشت»، افزود: من در توييت خود اشاره به نام كشوري نكردم، اما اگر كشوري خود را مخاطب آن توييت فرض كرده، بحث آن جداست. من نمي‌خواهم وارد موضوع شوم، اما باز هم حرف خود را تكرار مي‌كنم كه ما به حاكميت ملي و تماميت سرزميني همه كشورهاي منطقه احترام مي‌گذاريم، حتي كشوري كه خود را مخاطب آن توييت فرض كرده است.

وي در خصوص سوالي درباره ميانجيگري اروپايي‌ها ميان ايران و امريكا و اخبار منتشر شده در اين زمينه گفت: پاكستان ميانجي اصلي ايران و امريكاست و قطر هم تلاش مي‌كند. اينكه برخي كشورهاي اروپايي در تماس‌هايي كه با ما دارند ديدگاه‌هايي مطرح كنند و آمادگي خود را براي به‌كار گرفتن مساعي جميله خود ابراز كنند، امري كاملا طبيعي است ولي به اين معنا نيست كه ما ميانجي جديدي در تحولات مرتبط با روابط ايران و امريكا داشته باشيم. اساسا مساله ما در ارتباط با امريكا، بحث ميانجي نيست، بلكه موضوع به نوع نگاه امريكا، اشتباهات محاسباتي‌ و اصرار بر روش‌ها و رويكردهايي كه صدها بار شكست آن تجربه شده بازمي‌گردد، اما هيات حاكمه امريكا كماكان اصرار دارد همان مسيرهاي تجربه‌شده را دوباره بيازمايد. قطعا نتيجه‌اي جز موارد قبلي عايدشان نخواهد شد.

 تحريم‌هاي امريكا هيچ تاثيري بر موضع ايران نخواهد داشت

سخنگوي وزارت امور خارجه ايران در پاسخ به سوالي درخصوص تحريم‌ها و شرارت‌هاي امريكا عليه ايران تاكيد كرد كه بدون ترديد، تحريم‌هاي امريكا هيچ تاثيري بر موضع ايران نخواهد داشت.

وي افزود: روندي كه امريكا از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ در پيش گرفته كه جز انباشت كينه و دشمني بين دو طرف اثر ديگري نداشته است. در ۵۰ سال گذشته امريكا خودش را در دام و چرخه باطل جنگ، تهديد، فشار و تحريم گرفتار كرده است. در دوره دموكرات‌ها مفهومي تحت عنوان «تحريم‌هاي فلج‌كننده» و در دوره‌اي كارزار «فشار حداكثري» اعمال شد. آنها آزارهايي به ما رساندند، خوي وحشي‌گري خود را اثبات كردند، داروي مردم ما را قطع كردند و هر شيوه‌اي را كه مي‌توانستند براي اعمال فشار عليه ايران آزمودند و در آخر متوسل به يك تجاوز نظامي غيرقانوني شدند كه تا الان پيامدهايش را مي‌پردازند. از اين به بعد هم با چنين روش‌هايي، روش‌هايي كه قبلا امتحان كرده‌اند و نتيجه نداده‌اند، قرار نيست نتيجه ديگري عايدشان شود.‌ حتما نه الان از مدت‌ها قبل، با توجه به ارزيابي‌هايي كه داشتيم مبني بر اينكه امريكا ممكن است به شيوه‌هاي مختلف شرارت‌هايش را عليه ايران ادامه دهد. پيش‌بيني‌هاي لازم انجام شده و قطعا جمهوري اسلامي ايران از همه ابزارها استفاده خواهد كرد تا هرگونه شرارت جديد را نيز ناكام بگذارد.

سخنگوي وزارت امور خارجه در پاسخ به سوالي در خصوص پايان مهلت ۶۰ روزه ذكرشده ذيل تفاهمنامه اسلام‌آباد و برنامه‌هاي ايران براي مواجهه با تهديدات امنيتي و همچنين مسيرهاي ديپلماتيك مدنظر جهت تقويت روابط با همسايگان با تاكيد بر اينكه «ما در متن تفاهم موضوعي تحت عنوان مهلت ۶۰ روزه نداريم»، گفت: بارها ثابت شده است كه جمهوري اسلامي ايران طرفي نيست كه تحت فشار، اولتيماتوم و مهلت زماني سياست‌هاي خود را تنظيم كند و ما بر اساس منافع ملي و ارزيابي‌هاي خود از آنچه تامين‌كننده و تضمين‌كننده منافع و امنيت ملي است، تصميم‌گيري مي‌كنيم. اين مقام وزارت امور خارجه افزود: آنچه در تفاهم اسلام‌آباد آمده بود كه در حال حاضر به دليل نقض‌هاي فاحش امريكا، وضعيت عدم اجراي آن كاملا روشن است، پيش‌بيني شده بود كه طي يك دوره زماني ۶۰ روزه درباره دو موضوع «رفع تحريم» و «موضوع هسته‌اي» گفت‌وگو شود و اگر طي اين ۶۰ روز به نتيجه نرسيديم، تمديد شود.

بقايي ادامه داد: اساسا مذاكره‌اي شروع نشد، به اين دليل كه امريكا تنها چند هفته پس از امضاي يادداشت تفاهم در ۲۸ خرداد، دست به نقض فاحش و گسترده متن آن زد و لذا كلا بحث ۶۰ روزه هم ديگر موضوعيت ندارد و ما متمركز بر اداره امور كشور هستيم و نيروهاي مسلح مان با چشماني باز و هوشياري كامل، مراقب هر تحركي هستند.

اين مقام وزارت امور خارجه درباره ارزيابي ايران از اظهارات ونس مبني بر اينكه «اولويت اول امريكا كاهش قيمت سوخت و سپس عدم دستيابي ايران به سلاح هسته‌اي است»، گفت: اين تغييرِ اولويت‌ها نشانه تداوم سردرگمي و اثبات اين واقعيت است كه اين جنگ تحميلي هيچ مبنا و دليلي جز ارضاي مطامع يك رژيم اشغالگر در منطقه نداشت. آغاز اين جنگ را مقابله با خطر قريب‌الوقوع هسته‌اي ايران اعلام كردند، اما اين ادعا از سوي پنتاگون رد شد. در مقطعي اشاره كردند به خطر بمب هسته‌اي اشاره كردند كه ۳۰ سال است درباره آن صحبت مي‌كنند كه يك دروغ بزرگ است. اگر بخواهيم از يك جنگي نام ببريم كه مبناي اصلي آن يك دروغ بزرگ بوده است، قطعا جنگ تحميلي امريكا و رژيم صهيونيستي عليه ايران است.

وي افزود: آنها خودشان را در يك باتلاقي گير انداخته‌اند و براي توجيه شكست‌هاي خود، هر بار مجبور مي‌شوند اهداف خود را تعريف يا اهداف جديدي را ارايه كنند. الان دغدغه آنها بازگشايي تنگه‌اي است كه قبل از نهم اسفند باز بود و تجاوز نظامي آنها باعث شد منطقه ما دچار ناامني شود و جهان از تبعات اين وضعيت آسيب ببيند. بهترين كار براي امريكا اين است كه نگذارند ديرتر شود و بيشتر در اين وضعيت هم خودشان را دچار مشكل كنند و هم دنيا را از دچارشدن به اين سوءمحاسبه پرتبعات و جنايت‌هايي كه مرتكب شدند، زودتر خلاص كنند. پذيرش اشتباه مي‌تواند مقدمه تصميم درست باشد، البته ما بعيد مي‌دانيم چنين شجاعتي در بين تصميم‌گيران امريكايي وجود داشته باشد.

اكنون پرسش اصلي اين نيست كه آيا امكان مذاكره دوباره وجود دارد يا نه؟ بلكه مساله مهم‌تر اين است كه چه تغييري در محاسبات دو طرف مي‌تواند آنها را دوباره به ميز مذاكره بازگرداند. ادامه فشار اقتصادي، تداوم وضعيت نامشخص تنگه هرمز و افزايش هزينه‌هاي سياسي و اقتصادي بحران براي همه طرف‌ها، در نهايت مي‌تواند انگيزه‌هايي براي بازگشت به ديپلماسي ايجاد كند. اما تا زماني كه تهران و واشنگتن درباره نقطه شروع اجراي تعهدات و ترتيب برداشتن گام‌ها به تفاهم نرسند، چشم‌انداز تبديل توافق اسلام‌آباد به يك توافق پايدار همچنان با ابهام جدي مواجه خواهد بود.

بیمه ملت