شوت شفافيت به دروازه فرابورس

۱۴۰۵/۰۵/۱۲ - ۰۰:۴۴:۴۱
کد خبر: ۳۹۷۷۵۶

سال‌هاست كه فوتبال ايران در دوگانه جذاب استقلال و پرسپوليس خلاصه شده است؛ تقابلي كه پيش‌ازاين صرفا روي چمن استاديوم آزادي و با هيجان سكوها سنجيده مي‌شد. اما از زمان ورود اين دو باشگاه بزرگ به بازار سرمايه و فرابورس، زمين‌بازي تغيير كرده است.

سالهاست كه فوتبال ايران در دوگانه جذاب استقلال و پرسپوليس خلاصه شده است؛ تقابلي كه پيشازاين صرفا روي چمن استاديوم آزادي و با هيجان سكوها سنجيده ميشد. اما از زمان ورود اين دو باشگاه بزرگ به بازار سرمايه و فرابورس، زمينبازي تغيير كرده است. امروز، نبرد واقعي نهفقط در مستطيل سبز، بلكه در راهروهاي تالار شيشهاي و روي خروجي سامانه شفافسازي اطلاعات ناشران، يعني كدال، جريان دارد.بر اساس گزارش تسنيم، انتشار گزارش فعاليت ماهانه باشگاه پرسپوليس در سامانه كدال، مربوط به نخستين ماه سال مالي جديد، بار ديگر پروژكتورهاي نظارتي بازار سرمايه را روي وضعيت مالي سرخابيها روشن كرد. اين گزارش نشان داد كه پرسپوليس در يك ماه بيش از ۲۲۴ ميليارد ريال درآمد شناسايي كرده است؛ رقمي كه سهم عمده آن از محل «مشاركت هواداران» تامين شده است.بااينحال، وراي اين ارقام، آنچه تعجب و انتقاد اهالي بازار سرمايه را برانگيخته، شكاف عميق انضباط مالي ميان دو رقيب سنتي است. درحالي كه سرخپوشان گامهايي در جهت گزارشدهي منظم برداشتهاند، آبيپوشان پايتخت با تاخيرهاي مكرر در انتشار اطلاعات، به نمادي از انفعال اطلاعاتي در بازار سرمايه تبديل شدهاند.

 

   كالبدشكافي درآمد ۲۲۴ ميلياردريالي  سرخها

بررسي جزييات گزارش ماهانه پرسپوليس نشان ميدهد كه اين باشگاه در ماه گذشته معادل ۲۲.۴ ميليارد تومان درآمد كسب كرده است. اگرچه اين عدد در نگاه اول براي يك باشگاه ورزشي در ايران قابلتوجه به نظر ميرسد، نگاهي عميقتر به تركيب درآمدها زنگ خطري جدي براي تحليلگران مالي به صدا درميآورد.

 

    سهم ناچيز درآمدهاي تجاري و برندينگ

بخش اعظم اين درآمدها حاصل كمكهاي مستقيم و غيرمستقيم هواداري، از جمله طرحهاي حمايتي اپراتورها و جذب كمكهاي خرد است. چنين ساختاري نشان ميدهد كه باشگاه هنوز نتوانسته از ظرفيت برند خود براي ايجاد جريانهاي درآمدي مستقل و پايدار بهطور كامل استفاده كند.در ساختار مالي باشگاههاي استاندارد جهان، حق پخش تلويزيوني و فروش بليت كه از آن با عنوان درآمد روز مسابقه يا Matchday Revenue ياد ميشود، از ستونهاي اصلي درآمدزايي هستند. در ايران، اما به دليل چالشهاي ساختاري ميان باشگاهها و صداوسيما و همچنين ضعف زيرساختهاي استاديومها، اين دو منبع درآمدي عملا نزديك به صفر يا بسيار ناچيز هستند.درآمد حاصل از فروشگاههاي رسمي، فروش البسه و بهرهبرداري از برند يا Merchandising هنوز سهم شايستهاي در كيك درآمدهاي پرسپوليس ندارد. اين در حالي است كه هواداران پرشمار دو باشگاه ميتوانند به پشتوانهاي مهم براي توسعه فروش محصولات رسمي و قراردادهاي تجاري تبديل شوند.تحليلگران معتقدند مدل درآمدي مبتني بر «مشاركت هوادار» بهتنهايي نميتواند پايداري جريان نقدي باشگاه را در بلندمدت تضمين كند. هوادار معمولا زماني مشاركت بيشتري دارد كه تيم در اوج نتايج ورزشي باشد؛ اما با افول عملكرد ورزشي، اين كانال درآمدي نيز ميتواند بهشدت منقبض شود.

 

    قانون بازار اوراق بهادار

برخي مديران ورزشي گمان ميكنند انتشار اطلاعات در كدال اقدامي اختياري يا ناشي از حسننيت مديريتي است. اين در حالي است كه استقلال و پرسپوليس پس از پذيرش در فرابورس، رسما عنوان «ناشر اوراق بهادار» را دارند.

بر اساس قانون بازار اوراق بهادار جمهوري اسلامي ايران، مصوب ۱۳۸۴ و دستورالعمل اجرايي افشاي اطلاعات شركتهاي ثبتشده نزد سازمان بورس؛ تمام ناشران موظفند اطلاعات بااهميت، شامل اطلاعات گروه «الف» و «ب»، صورتهاي مالي مياندورهاي و سالانه، گزارشهاي تفسيري مديريت و گزارشهاي فعاليت ماهانه را در زمانبنديهاي تعيينشده منتشر كنند.فلسفه اين قوانين، كاهش «عدم تقارن اطلاعاتي» يا Information Asymmetry است. در بازاري كه تقارن اطلاعاتي وجود نداشته باشد، رانت اطلاعاتي رشد ميكند و سهامداران خرد قرباني تصميمات پشت پرده سهامداران عمده و مديران اجرايي ميشوند.عدالت اطلاعاتي ايجاب ميكند كه اطلاعات مالي يك باشگاه، همزمان در اختيار تحليلگر حرفهاي و هوادار دارنده سهام خرد قرار گيرد. هيچيك از اين دو گروه نبايد براي دسترسي به اطلاعات اساسي، به روابط غيررسمي يا شايعات بازار وابسته باشند.

 

   پرسپوليس در مسير انضباط

مقايسه رفتار اطلاعاتي دو باشگاه در سامانه كدال طي ماههاي اخير، تفاوت فاحشي را نشان ميدهد كه شاخص پرسپوليس استقلال نظم در افشاي ماهانه نسبتا منظم نامنظم و همراه با تاخير شفافيت در بندهاي شرط متوسط ضعيف و مبهم پاسخگويي به شايعات سريعتر با تاخير زياد درحالي كه پرسپوليس با انتشار بهموقع گزارش تيرماه خود سيگنالي مثبت مبني بر تعهد به قوانين بازار سرمايه صادر كرده است، استقلال بارها به دليل عدم انتشار بهموقع صورتهاي مالي و گزارشهاي عملكردي با تذكر نهادهاي نظارتي و گلايه شديد فعالان بازار مواجه شده است.تاخيرهاي مكرر استقلال نهتنها ارزشگذاري دقيق سهام اين باشگاه را براي تحليلگران دشوار ميكند، بلكه ريسك نقدشوندگي و ريسك سيستماتيك نماد را نيز افزايش ميدهد. بورس جاي هيجانهاي كاذب فوتبالي نيست؛ بورس بازار ارقام، منطق رياضي و شفافيت است.وقتي شركتي در ارايه بديهيترين گزارشهاي دورهاي خود ناتوان است، چگونه ميتواند سرمايهگذاران نهادي و هلدينگهاي بزرگ مالي را براي تامين مالي پروژههاي خود متقاعد كند؟ تاخير در افشا، صرفا يك نقص اداري نيست؛ اين تاخير ميتواند مستقيما بر اعتماد سرمايهگذاران و كيفيت تصميمگيري آنان اثر بگذارد.

 

    خصوصيسازي نمايشي

يا تغيير پارادايم در اقتصاد فوتبال؟

انتقال مالكيت سرخابيها به بانكها و هلدينگهاي پتروشيمي، از جمله پتروشيمي خليجفارس براي استقلال و كنسرسيوم بانكها براي پرسپوليس، به عنوان نقطه عطفي تاريخي مطرح شد. اما پرسش اساسي اين است كه آيا تغيير مالكيت، تغيير در مدل حكمراني شركتي يا Corporate Governance را نيز به همراه داشته است؟

واقعيت اين است كه انتقال مالكيت بدون اصلاح ساختار مالي و اداري، ميتواند تنها به انتقال بدهيها از دفتري به دفتر ديگر منجر شود. سهامداران عمده جديد كه خود بنگاههاي بزرگ اقتصادي هستند، بايد استانداردهاي سختگيرانه حاكميت شركتي را در اين دو باشگاه پياده كنند. آيا اين دو باشگاه داراي كميتههاي حسابرسي مستقل و اثربخشي هستند كه تراكنشهاي مالي و قراردادهاي سنگين بازيكنان و كادر فني را رصد كنند؟

ساختار كنترل داخلي در اين دو باشگاه تا چه حد از استانداردهاي فرابورس تبعيت ميكند؟ آيا فرآيندهاي تصويب قراردادها، پرداختها و تعهدات مالي بهصورت مستند و قابل نظارت انجام ميشود؟

يكي از مبهمترين بخشهاي مالي سرخابيها، هزينههاي تيمداري و قراردادهاي كادر فني و بازيكنان است. اين اطلاعات معمولا بهصورت كلي در كدال افشا ميشود و جزييات لازم درباره مبلغ، تعهدات، زمانبندي پرداخت و آثار مالي قراردادها در دسترس عموم قرار نميگيرد.شفافيت واقعي زماني شكل ميگيرد كه سهامدار بتواند تصويري روشن از تعهدات مالي باشگاه، هزينههاي جاري و ريسكهاي ناشي از قراردادهاي بلندمدت به دست آورد.

 

    پيامدهاي بيانضباطي مالي

تعليق نماد در كمين است؟

براي ناشراني كه قوانين افشاي اطلاعات را ناديده ميگيرند، مقررات دستورالعمل پذيرش و افشا مجازاتهاي مشخصي در نظر گرفته است. فرابورس ايران ميتواند در صورت تكرار تاخيرها و استمرار ضعف در افشا: نماد معاملاتي ناشر را به حالت تعليق درآورد و ناشر را به كميته تخلفات سازمان بورس ارجاع دهد.

در صورت ادامه روند و اصلاحنشدن وضعيت، نسبت به لغو پذيرش نماد از بازار اقدام كند. وقوع هر يك از اين سناريوها براي باشگاهي مانند استقلال كه ميليونها هوادار و هزاران سهامدار خرد دارد، يك بحران اعتباري و اجتماعي بزرگ خواهد بود. مديران استقلال بايد درك كنند كه دوره مديريت سنتي و تكيه بر شعارهاي هواداري گذشته است. امروز آنان مسوول مديريت داراييهايي هستند كه به اعتماد عمومي و سرمايه سهامداران خرد گرهخورده است. حضور در بازار سرمايه، علاوه بر فرصت تامين مالي، تعهداتي روشن درباره پاسخگويي و انضباط اطلاعاتي ايجاد ميكند.

 

    شفافيت، پيشنياز اقتصاد فوتبال مدرن

صنعت فوتبال در جهان، صنعتي چندميليارددلاري با حاشيه سود بالا و مدلهاي درآمدي متنوع است. اما در ايران، فوتبال همچنان عمدتا بخشي هزينهبر و وابسته به بودجههاي دولتي، شبهدولتي يا كمكهاي هواداري است.گزارش فعاليت ماهانه پرسپوليس، اگرچه از نظر تركيب درآمدي ايدهآل نيست، يك پيام روشن دارد: «ما قوانين بازار سرمايه را به رسميت ميشناسيم.»اكنون توپ در زمين مديريت باشگاه استقلال است. اين باشگاه بايد به تاخيرهاي مكرر پايان دهد و نشان دهد كه شايستگي حضور در تالار شيشهاي و بهرهمندي از ظرفيتهاي بازار سرمايه را دارد.

شفافيت مالي براي سرخابيها يك امتياز يا گزينهاي اختياري نيست؛ اين شفافيت، وظيفهاي قانوني در قبال اعتماد عمومي و پول سهامداران است. در بازار سرمايه، هيچ امتيازي به نامها و رنگها داده نميشود؛ اينجا تنها زبان ارقام و قانون افشا خريدار دارد. سرخابيها يا بايد خود را با اين زبان استاندارد هماهنگ كنند يا براي هميشه از بازار مدرن تامين مالي فاصله بگيرند.

بیمه ملت