پوست‌اندازي بازار سرمايه در برزخ ريسك‌هاي سياسي

۱۴۰۵/۰۵/۱۲ - ۰۰:۳۸:۰۶
کد خبر: ۳۹۷۷۵۳

بازار سرمايه در مقطع كنوني در يكي از پيچيده‌ترين و در عين حال غيرمتعارف‌ترين دوره‌هاي رفتاري خود قرار گرفته است.

حسنا هادي

بازار سرمايه در مقطع كنوني در يكي از پيچيده‌ترين و در عين حال غيرمتعارف‌ترين دوره‌هاي رفتاري خود قرار گرفته است. تركيب عواملي نظير عمق پايين بازار، محدوديت دامنه نوسان، سهم بالاي سرمايه‌گذاران حقيقي و وزن بالاي ريسك‌هاي سياسي موجب شده است كه فرآيند كشف قيمت بيش از آنكه متاثر از متغيرهاي بنيادين باشد، تحت تاثير جريان اخبار و انتظارات لحظه‌اي قرار گيرد. در چنين شرايطي، گاهي يك توييت يا موضع‌گيري چندخطي از سوي رييس‌جمهور امريكا قادر است ارزش انتظارات بازار را ظرف چند دقيقه دستخوش تغيير كند. سيگنال‌هاي مرتبط با كاهش تنش يا احتمال توافق، در نخستين ساعات معاملات به تشكيل ده‌ها هزار ميليارد تومان صف خريد منجر مي‌شود و در مقابل، اخبار مرتبط با افزايش احتمال درگيري نظامي، ابتدا بازار ارز و حتي رفتار مصرف‌كنندگان در پمپ ‌بنزين‌ها را تحت تاثير قرار مي‌دهد و سپس خود را در قالب صف‌هاي فروش سنگين در بورس نشان مي‌دهد. نمونه اخير اين رفتار نيز به‌ خوبي گوياي همين واقعيت است. طي ساعات پاياني شب، بسياري از رسانه‌هاي غربي از احتمال حمله نظامي سخن مي‌گفتند و انتظارات منفي به سرعت در بازارهاي موازي منعكس شد؛ اما تنها چند ساعت بعد، انتشار مواضعي مبني بر كاهش احتمال درگيري، جهت انتظارات را تغيير داد. بازار تتر اصلاح شد و در آغاز معاملات، بورس با پيش‌گشايشي در حدود ۲۵ هزار ميليارد تومان صف خريد، فعالان بازار را غافلگير كرد. اين نوسانات شديد، بيش از آنكه حاصل تغيير در ارزش ذاتي دارايي‌ها باشد، بازتاب تغييرات لحظه‌اي در «ادراك ريسك» سرمايه‌گذاران است. با اين حال به نظر مي‌رسد بازار سرمايه ايران نسبت به دوره‌هاي مشابه گذشته، به‌ويژه سال ۱۳۹۹، در حال تجربه نوعي بلوغ رفتاري است. پيش‌تر نيز اشاره كرده بودم كه با تداوم اين شرايط، بازار به تدريج نسبت به شوك‌هاي خبري دچار كاهش حساسيت خواهد شد؛ پديده‌اي خبرزدايي ناميده مي‌شود. به بيان ديگر، هر خبر سياسي ديگر قادر نخواهد بود همانند گذشته موجي فراگير از رفتارهاي هيجاني ايجاد كند و سرمايه‌گذاران به مرور، ميان «خبر» و اثر اقتصادي خبر تمايز قائل خواهند شد. تفاوت امروز بازار با سال ۱۳۹۹ نيز دقيقا در همين نقطه قابل مشاهده است. نخست آنكه بازار سرمايه از منظر ابزارهاي مالي توسعه قابل توجهي يافته است. صندوق‌هاي سرمايه‌گذاري، ابزارهاي مبتني بر طلا، صندوق‌هاي اهرمي، صندوق‌هاي بخشي، اوراق با درآمد ثابت و ساير ابزارهاي مديريت ريسك، امكان جابه‌جايي منطقي‌تر سرمايه را براي سرمايه‌گذاران فراهم كرده‌اند. دوم آنكه دسترسي به اطلاعات بنيادي شركت‌ها به مراتب ساده‌تر از گذشته شده است.

امروز هر سرمايه‌گذار تنها با جست‌وجوي نام يك نماد مي‌تواند به گزارش‌هاي مالي، اطلاعيه‌هاي كدال، عملكرد ماهانه، صورت‌هاي مالي و تحليل‌هاي بنيادي دسترسي پيدا كند؛ موضوعي كه در بلندمدت وزن تحليل را نسبت به شايعات افزايش خواهد داد. البته در اين ميان، مسووليت ناشران بورسي نيز بيش از گذشته اهميت پيدا مي‌كند. در دوره‌هايي كه ريسك‌هاي ژئوپليتيك افزايش مي‌يابد، صرف ارائه گزارش‌هاي مالي كافي نيست، بلكه بازار نيازمند شفاف‌سازي راهبردي است. سرمايه‌گذار بايد بداند كه يك شركت علاوه بر شناسايي تهديدها، چه برنامه‌اي براي مديريت آنها دارد.
طبيعتا در بودجه‌ريزي شركت‌ها، اتخاذ سناريوي محتاطانه اقدامي حرفه‌اي و ضروري است؛ اما آنچه مي‌تواند به ثبات انتظارات بازار كمك كند، تشريح راهكارهاي عملياتي شركت براي مقابله با ريسك‌هاست. اگر محدوديت صادرات وجود دارد، بازار بايد بداند مسيرهاي جايگزين چيست؛ اگر زنجيره تامين با چالش روبه‌رو است، شركت بايد توضيح بدهد چگونه استمرار توليد را حفظ خواهد كرد و اگر محدوديت‌هاي مالي يا لجستيكي ايجاد شده است، لازم است راهكارهاي جايگزين به اطلاع سهامداران برسد. اتفاقا يكي از مزيت‌هاي اقتصاد ايران طي سال‌هاي گذشته، تجربه قابل توجه بنگاه‌ها در سازگاري با محدوديت‌هاي بين‌المللي و حفظ جريان عمليات بوده است. اين موضوع نبايد صرفا در سطح مديران باقي بماند، بلكه بايد از طريق گزارش‌هاي رسمي به بازار نيز منتقل شود. نمونه‌اي از اين رويكرد را مي‌توان در گزارش مجمع شركت ملي صنايع مس ايران مشاهده كرد. مديريت شركت به ‌صراحت اعلام كرد كه به‌‌رغم شرايط موجود، اختلال معناداري در روند صادرات ايجاد نشده و شركت با استفاده از مسيرهاي جايگزين، فروش محصولات خود را ادامه داده است؛ ضمن آنكه به بخشي از سازوكارهاي عملياتي مورد استفاده نيز اشاره شد. چنين سطحي از شفافيت، به مراتب بيش از ده‌ها اظهارنظر غيررسمي، به كاهش نااطميناني بازار كمك مي‌كند. زماني كه سهامدار از برنامه عملياتي شركت براي مديريت ريسك آگاه باشد، ديگر تصميم سرمايه‌گذاري خود را صرفا بر مبناي آخرين خبر منتشر شده در شبكه‌هاي اجتماعي اتخاذ نخواهد كرد، بلكه گزارش‌هاي رسمي شركت به مرجع اصلي تصميم‌گيري او تبديل مي‌شود. اين همان مسيري است كه مي‌تواند كيفيت تصميم‌گيري در بازار سرمايه را به شكل محسوسي ارتقا دهد. از سوي ديگر، رفتار اخير بازار نشان مي‌دهد كه جريان نقدينگي ديگر صرفا به سمت صنايع بزرگ حركت نمي‌كند. در هفته‌هاي اخير، صنايع كوچك‌تري همچون غذايي، دارويي و قندي نيز به واسطه انتشار گزارش‌هاي مناسب، تقاضاي پايدار، حمايت‌هاي سياستگذار در حوزه قيمت‌گذاري و بهبود چشم‌انداز سودآوري، مورد توجه سرمايه‌گذاران قرار گرفته‌اند؛ به‌گونه‌اي كه حتي در روزهايي كه شاخص كل تحت فشار بوده، اين صنايع با ورود پول حقيقي و تشكيل صف‌هاي خريد، عملكردي متفاوت از كليت بازار به ثبت رسانده‌اند. اين موضوع نشان مي‌دهد كه وزن تحليل‌هاي بخشي و بررسي متغيرهاي اختصاصي صنايع، به تدريج در حال افزايش است. در نهايت، اگرچه ريسك جنگ همچنان يكي از مهم‌ترين متغيرهاي اثرگذار بر بازار سرمايه ايران محسوب مي‌شود، اما نكته مهم آن است كه ريسك با عدم قطعيت تفاوت دارد. بازار به مرور مي‌آموزد كه هر تهديد رسانه‌اي الزاما به يك رويداد اقتصادي تبديل نمي‌شود. تجربه ماه‌هاي اخير نيز نشان داده است كه فاصله ميان ادبيات سياسي و واقعيت‌هاي اجرايي، گاه تنها چند ساعت است؛ يك روز از حمله قريب‌الوقوع سخن گفته مي‌شود و روز بعد همان سناريو كنار گذاشته مي‌شود. بنابراين، مهم‌ترين تحول پيش روي بازار سرمايه نه حذف ريسك‌هاي سياسي، بلكه تغيير شيوه مواجهه سرمايه‌گذاران با اين ريسك‌هاست. هر چه تصميمات سرمايه‌گذاري بيشتر بر مبناي گزارش‌هاي رسمي شركت‌ها، تحليل جريان‌هاي نقدي، سودآوري و متغيرهاي بنيادي اتخاذ شود، اثر اخبار لحظه‌اي بر نوسانات بازار كاهش خواهد يافت. اين تغيير، در صورت تداوم مي‌تواند يكي از مهم‌ترين نشانه‌هاي بلوغ بازار سرمايه ايران در سال‌هاي آينده باشد.

بیمه ملت