آيا زمان جهش بيتكوين فرا رسيده است؟
بازار ارزهاي ديجيتال اين روزها بار ديگر در نقطهاي حساس قرار گرفته است؛ جايي كه از يكسو بيتكوين پس از ماهها نوسان، در محدوده ۶۴ هزار دلار معامله ميشود و از سوي ديگر، برخي تحليلگران معتقدند تاريخ ممكن است دوباره تكرار شود.
بازار ارزهاي ديجيتال اين روزها بار ديگر در نقطهاي حساس قرار گرفته است؛ جايي كه از يكسو بيتكوين پس از ماهها نوسان، در محدوده ۶۴ هزار دلار معامله ميشود و از سوي ديگر، برخي تحليلگران معتقدند تاريخ ممكن است دوباره تكرار شود. بررسي رفتار قيمتي بزرگترين ارز ديجيتال جهان در سه چرخه گذشته نشان ميدهد انتخابات امريكا، بهويژه انتخابات مياندورهاي كنگره و رياستجمهوري، بارها با آغاز روندهاي صعودي قدرتمند همزمان بوده است. آيا اينبار نيز كاهش ابهامهاي سياسي ميتواند جرقه يك بازار گاوي تازه را بزند يا شرايط اقتصادي و بلوغ بازار، قواعد بازي را تغيير داده است؟
بازار ارزهاي ديجيتال طي سالهاي اخير بارها نشان داده كه تنها تحت تأثير عرضه و تقاضا يا تحليلهاي تكنيكال حركت نميكند. برخلاف تصور بسياري از معاملهگران، متغيرهاي كلان اقتصادي، سياستهاي پولي بانكهاي مركزي و حتي رخدادهاي سياسي ميتوانند مسير قيمتها را به شكل محسوسي تغيير دهند. اكنون نيز در شرايطي كه بيتكوين در محدوده ۶۴ هزار دلار نوسان ميكند و سرمايهگذاران با احتياط بيشتري معاملات خود را دنبال ميكنند، برخي تحليلگران معتقدند يكي از مهمترين محركهاي چرخه بعدي بازار، نه در نمودارها بلكه در تقويم سياسي امريكا نهفته است. اين ديدگاه بر پايه بررسي رفتار تاريخي بيتكوين در دورههاي انتخاباتي ايالات متحده شكل گرفته است؛ الگويي كه نشان ميدهد بازار ارزهاي ديجيتال در بسياري از موارد، پس از پايان دورههاي پرابهام سياسي وارد فاز صعودي شده و ركوردهاي تازهاي را ثبت كرده است. هرچند اين همبستگي به معناي وجود رابطه علت و معلولي نيست، اما تكرار آن در چند چرخه متوالي باعث شده بسياري از تحليلگران آن را جدي بگيرند. در سالهاي اخير، بازار رمزارزها نسبت به گذشته بلوغ بيشتري پيدا كرده است. ورود صندوقهاي سرمايهگذاري، شركتهاي بزرگ، بانكها و سرمايهگذاران نهادي موجب شده تصميمهاي كلان اقتصادي و سياسي بيش از گذشته بر رفتار معاملهگران اثر بگذارد. به همين دليل، ديگر نميتوان بيتكوين را بازاري مستقل از اقتصاد جهاني دانست؛ بلكه اين دارايي ديجيتال اكنون به يكي از اجزاي مهم بازارهاي مالي تبديل شده است.
الگوي تكرارشوندهاي كه توجه تحليلگران را جلب كرده است
جائو ودسون، بنيانگذار پلتفرم تحليلي Alphractal، با بررسي دادههاي تاريخي به الگويي جالب رسيده است. بر اساس تحليل او، بيتكوين معمولاً حدود يك سال پيش از انتخابات مياندورهاي كنگره امريكا وارد فاز نزولي ميشود و پس از پايان انتخابات، به تدريج روند صعودي خود را آغاز ميكند. مطالعه چرخههاي گذشته نشان ميدهد در برخي دورهها كف قيمتي تنها چند روز پيش از برگزاري انتخابات شكل گرفته و در برخي ديگر نيز بازار اندكي پس از پايان رأيگيري به پايينترين سطح خود رسيده است. به اعتقاد ودسون، نكته مهم نه زمان دقيق تشكيل كف، بلكه كاهش تدريجي نااطميناني سياسي است؛ عاملي كه ميتواند سرمايهگذاران را دوباره به سمت داراييهاي پرريسك سوق دهد. به گفته او، انتخابات رياستجمهوري امريكا نيز الگوي متفاوتي دارد. بررسي دادههاي چند چرخه گذشته نشان ميدهد بيتكوين معمولاً پس از مشخص شدن رييسجمهور جديد وارد يك رالي صعودي قابل توجه شده و در فاصلهاي نه چندان طولاني پس از مراسم تحليف، به سقفهاي مهم چرخهاي نزديك شده است.
آيا سياست واقعاً بر بيتكوين اثر ميگذارد؟
يافتههاي ودسون شباهت زيادي با گزارشهاي منتشرشده از سوي بخش تحقيقات بايننس دارد. بررسي چرخههاي گذشته نشان ميدهد بيتكوين در سالهاي برگزاري انتخابات مياندورهاي امريكا معمولاً اصلاحهاي نسبتاً عميقي را تجربه كرده، اما پس از عبور از فضاي مبهم سياسي، وارد فاز بازيابي شده است. بر اساس دادههاي اين مركز تحقيقاتي، بيتكوين از سال ۲۰۱۴ تاكنون در چرخههاي مرتبط با انتخابات مياندورهاي بهطور متوسط حدود ۵۶ درصد افت قيمت را تجربه كرده است؛ اما در فاصله يك سال پس از انتخابات، ميانگين بازدهي آن به حدود ۵۴ درصد رسيده است. اين آمار نشان ميدهد اگرچه دورههاي انتخاباتي معمولاً با افزايش نوسان و احتياط معاملهگران همراه هستند، اما پس از مشخص شدن وضعيت سياسي، بخشي از سرمايههايي كه در حاشيه بازار منتظر ماندهاند، دوباره وارد معاملات ميشوند. با اين حال، كارشناسان هشدار ميدهند كه اين الگو نبايد به عنوان يك قانون قطعي در نظر گرفته شود. بازار ارزهاي ديجيتال هنوز بازاري نوظهور است و هر چرخه آن تحت تأثير متغيرهاي متفاوتي قرار دارد. جنگهاي منطقهاي، نرخ بهره امريكا، تورم، سياستهاي فدرال رزرو، قوانين نظارتي و حتي ورود يا خروج سرمايه از صندوقهاي قابل معامله بيتكوين (ETF) ميتوانند اثراتي به مراتب بزرگتر از انتخابات بر قيمتها داشته باشند. در واقع، آنچه انتخابات را مهم ميكند، نه خود رأيگيري بلكه كاهش نااطميناني و مشخص شدن چشمانداز سياستهاي اقتصادي دولت آينده است؛ موضوعي كه معمولاً به افزايش اشتهاي سرمايهگذاران براي خريد داراييهاي پرريسك منجر ميشود.
آيا كف قيمتي بيتكوين ثبت شده است؟
يكي از مهمترين پرسشهايي كه اين روزها ذهن فعالان بازار را به خود مشغول كرده، اين است كه آيا بيتكوين از مرحله اصلاح عبور كرده و آماده ورود به يك بازار گاوي تازه است يا خير. پاسخ تحليلگران به اين پرسش، دستكم در شرايط فعلي، چندان قطعي نيست. جائو ودسون معتقد است صرف بازگشت قيمت از كفهاي اخير، به معناي پايان بازار نزولي نيست. از نگاه او، تغيير روند زماني تأييد ميشود كه مجموعهاي از نشانههاي بنيادي و رفتاري بهطور همزمان در بازار ديده شود؛ نشانههايي مانند كاهش اهرم معاملات، تسليم كامل معاملهگران كوتاهمدت، خروج سرمايههاي سفتهباز و در مقابل، ورود سرمايههاي تازه و بلندمدت. در واقع، بسياري از بازارهاي صعودي گذشته نيز پيش از آغاز حركت اصلي، چندين بار با رشدهاي مقطعي و اميدواركننده همراه بودند اما اين افزايش قيمت دوام چنداني نداشت و بازار دوباره وارد فاز اصلاح شد. به همين دليل، تحليلگران حرفهاي معمولاً تنها به نمودار قيمت اكتفا نميكنند و همزمان شاخصهاي درونزنجيرهاي (On-chain)، حجم معاملات، وضعيت قراردادهاي آتي و جريان ورود و خروج سرمايه را نيز زيرنظر ميگيرند. در هفتههاي اخير نيز بيتكوين اگرچه توانسته بخشي از افتهاي قبلي را جبران كند، اما هنوز نشانههاي قطعي آغاز يك روند صعودي بلندمدت در همه شاخصها ديده نميشود. به بيان ديگر، بازار در مرحلهاي قرار گرفته كه هر خبر اقتصادي يا سياسي ميتواند مسير آن را تغيير دهد.
آيا بازگشت به ۱۲۶ هزار دلار امكانپذير است؟
يكي از سناريوهاي مطرحشده از سوي برخي موسسات تحليلي، رسيدن دوباره بيتكوين به محدوده ۱۲۶ هزار دلار طي سه سال آينده است. اين پيشبيني بر پايه رشد مركب سالانه حدود ۲۵ درصد انجام شده است. اگر چنين سناريويي محقق شود، ارزش بازار بيتكوين ميتواند به حدود ۲.۵ تريليون دلار برسد؛ رقمي كه اين دارايي را در كنار بزرگترين شركتها و داراييهاي جهان قرار خواهد داد. البته رشد مركب سالانه ۲۵ درصد به اين معنا نيست كه قيمت بيتكوين هر سال دقيقاً همين ميزان افزايش پيدا ميكند. بازار رمزارزها همچنان با نوسانهاي شديد همراه خواهد بود و احتمال وقوع دورههاي اصلاح عميق نيز وجود دارد. اما اگر ميانگين رشد سالانه در اين محدوده حفظ شود، دستيابي دوباره به سقف تاريخي چندان دور از انتظار نخواهد بود. برخي سرمايهگذاران سرشناس حتي پيشبينيهاي بسيار خوشبينانهتري مطرح كردهاند و معتقدند قيمت بيتكوين در سالهاي آينده ميتواند از مرز يك ميليون دلار نيز عبور كند. با اين حال، بيشتر تحليلگران چنين سناريوهايي را در كوتاهمدت واقعبينانه نميدانند و معتقدند رشد تدريجي و پايدار با شرايط فعلي بازار سازگارتر است.
سرمايهگذاران بايد به چه نشانههايي توجه كنند؟
در شرايط كنوني، صرف افزايش قيمت نميتواند معيار مناسبي براي تصميمگيري باشد. كارشناسان توصيه ميكنند معاملهگران علاوه بر نمودارها، چند متغير مهم را نيز به دقت دنبال كنند؛ از جمله روند ورود سرمايه به صندوقهاي ETF بيتكوين، حجم معاملات، ميزان استفاده از اهرم در بازار مشتقه، رفتار سرمايهگذاران بلندمدت و سياستهاي پولي امريكا. در كنار اين عوامل، وضعيت اقتصاد جهاني، تنشهاي ژئوپليتيكي و تصميمهاي قانونگذاران درباره صنعت رمزارزها نيز ميتواند مسير آينده بازار را تغيير دهد. به همين دليل، بسياري از تحليلگران بر اين باورند كه چرخه بعدي بيتكوين بيش از هر زمان ديگري به مجموعهاي از عوامل سياسي، اقتصادي و مالي وابسته خواهد بود. بازار ارزهاي ديجيتال بار ديگر در نقطهاي حساس قرار گرفته است؛ جايي كه تجربههاي گذشته از احتمال آغاز يك چرخه صعودي تازه خبر ميدهند، اما شرايط اقتصادي امروز با سالهاي قبل تفاوتهاي قابل توجهي دارد. بررسي دادههاي تاريخي نشان ميدهد انتخابات امريكا در چند چرخه گذشته همزمان با پايان دورههاي اصلاح و آغاز روندهاي صعودي بوده است، اما اينبار سرمايهگذاران تنها به نتايج انتخابات چشم ندوختهاند. تصميمهاي فدرال رزرو، نرخ بهره، ورود سرمايههاي نهادي، عملكرد صندوقهاي ETF و وضعيت اقتصاد جهاني، همگي عواملي هستند كه ميتوانند مسير بيتكوين را در ماههاي آينده تعيين كنند. از سوي ديگر، بلوغ بازار باعث شده انتظار رشدهاي چند هزار درصدي گذشته جاي خود را به سناريوهاي منطقيتري مانند رشد متوسط سالانه ۲۰ تا ۲۵ درصد بدهد. اگرچه بازگشت به محدوده ۱۲۶ هزار دلار در افق چند ساله از نگاه بسياري از تحليلگران دستيافتني به نظر ميرسد، اما تحقق اين هدف مستلزم فراهم شدن مجموعهاي از شرايط اقتصادي و مالي است. از اين رو، فعالان بازار بهتر است به جاي تكيه بر يك متغير يا يك الگوي تاريخي، تصويري جامع از اقتصاد كلان و جريان سرمايه در بازارهاي جهاني داشته باشند؛ زيرا در بازاري به بزرگي و پيچيدگي بيتكوين، آينده را نه يك عامل، بلكه مجموعهاي از عوامل رقم ميزند.