بورس در دوراهي جديد
بازار سرمايه پس از گذر از يك دوره طولاني ركود و سايه سنگين ريسكهاي غيراقتصادي، اين روزها نشانههاي آشكاري از تغيير جهت و برگشت به مدار رونق را نشان ميدهد.
بازار سرمايه پس از گذر از يك دوره طولاني ركود و سايه سنگين ريسكهاي غيراقتصادي، اين روزها نشانههاي آشكاري از تغيير جهت و برگشت به مدار رونق را نشان ميدهد. نگاهي به متغيرهاي درونزا و برونزاي اثرگذار بر دادوستدهاي تالار شيشهاي، از همافزايي فاكتورهاي مثبت خبر ميدهد؛ موضوعي كه در روزهاي كاري منتهي به تعطيلات اخير، خود را در قالب ورود بيش از ۲۰۰۰ ميليارد تومان پول حقيقي به بازار نشان داد تا پس از مدتها، سرخي چهره بازار به سبزي اميدبخش تبديل شود. با اين حال، سوال اساسي اين است كه آيا اين روند صعودي از پايداري كافي برخوردار است و سياستگذار تا چه حد آماده است تا بستر اين پويايي را فراهم كند؟ نخستين و مهمترين پيشران صعود اخير بورس را بايد در گزارشهاي عملكرد خردادماه شركتها جستوجو كرد. كارنامه ماهانه ناشران نشاندهنده رشد فروشهاي خيرهكننده ۱۰۰ تا ۳۰۰ درصدي در برخي صنايع كليدي است. اين جهش عملياتي، علاوه بر بهبود فوري نسبتهاي مالي شركتها، انتظارات را براي گزارشهاي سهماهه بهار و بهويژه صورتهاي مالي تابستان به شدت بالا برده است. در واقع، بسياري از صنايع بزرگ كشور با عبور از چالشهاي مقطعي، مجددا به مدار توليد با حداكثر ظرفيت بازگشتهاند و همين امر، ارزندگي قيمتهاي فعلي سهام را براي خريداران تضمين ميكند. عامل دوم كه به صورت كلاسيك و سنتي در اين مقطع از سال به ياري بازار ميآيد، ترافيك برگزاري مجامع عمومي سالانه در هفته پاياني تيرماه است. با توجه به پايان سال مالي بخش عمدهاي از شركتها در اسفندماه، ضربالاجل قانوني چهارماهه براي برگزاري مجامع، فضاي بازار را به شدت تحت تاثير قرار داده است. جذابيت تقسيم سود نقدي (DPS) در مجامع از يك سو و حمايت سنتي سهامداران حقوقي از قيمت سهام براي دفاع از كارنامه مديريتي خود از سوي ديگر، تقاضاي موثري را در بازار ايجاد كه به تقويت روند صعودي كمك شاياني كرده است. در بخش متغيرهاي كلان و پيراموني، بزرگترين دستاورد ماههاي اخير، نزولي شدن شديد ريسكهاي سيستماتيك است. ورود مذاكرات به فازهاي فني و اقتصادي، سيگنالهاي مثبت مبني بر احتمال رفع موضعي تحريمها و بازگشايي مجدد سفارتخانهها در تهران، فضاي انتظارات تورمي را به شدت تعديل كرده است. هر چند آمارهاي بانك مركزي همچنان نشاندهنده رشد پايه پولي و نقدينگي است، اما بازار سرمايه به عنوان يك نهاد هوشمند متوجه شده كه بخش عمدهاي از اين رشد ناشي از انتظارات تورمي گذشتهنگر بوده است. كاهش اين انتظارات خود را در آرامش و ثبات نسبي بازارهاي موازي نظير ارز، طلا و كالا نشان داده است. در چنين شرايطي كه بازارهاي سفتهبازانه موازي جذابيت خود را از دست دادهاند، بورس به عنوان مقصدي جذاب و مولد براي نقدينگي سرگردان خودنمايي ميكند. پويايي فعلي بازار سرمايه تنها به سود سهامداران نيست، بلكه يك فرصت بينظير براي دولت و صنايع جهت تامين مالي ارزانقيمت در شرايط «پساجنگ» و بازسازي اقتصادي است. صنايع آسيبديده اكنون ميتوانند از طريق بازار سرمايه، ساختار مالي خود را اصلاح كنند..
علاوه بر اين، زمزمههاي ورود غولهاي جديد و عرضههاي اوليه بزرگ و جذابي مانند هلدينگ تابان، ستاره خليجفارس يا ديجيكالا ميتواند عمق، ارزش معاملات و پويايي بازار را دوچندان كند و انگيزه جديدي براي ورود نقدينگي تازه نفس باشد. اما با وجود تمام اين سيگنالهاي سبز و شرايط مساعد بنيادي، يك مانع بزرگ و خودساخته جلوي پرواز بازار را گرفته است. وقت آن رسيده كه متوليان بازار سرمايه، رياست سازمان بورس و اعضاي شوراي عالي بورس از «خواب زمستاني» بيدار شوند. تداوم سياست انقباضي و محدودكننده دامنه نوسان ۳ درصدي در شرايطي كه بازار از بحرانهاي موقت عبور كرده و ريسكهاي سيستماتيك به حداقل رسيدهاند، هيچ توجيه فني و منطقي ندارد. فلسفه وجودي اين محدوديتها كنترل هيجانات گذرا بود، اما اكنون خود به مانعي بزرگ در مسير نقدشوندگي و پويايي بازار تبديل شده است. محدود نگه داشتن دامنه نوسان در سطح ۳ درصد، نه تنها مانع رشد طبيعي بازار است، بلكه صفنشينيهاي كاذب ايجاد كرده و كاركرد اصلي بورس يعني كشف قيمت منصفانه را مختل ميكند. بورس روي ريل رونق بنيادي قرار گرفته است. عملكرد درخشان شركتها، فروكش كردن تنشهاي سياسي و ثبات بازارهاي موازي، فرصتي بينظير براي آشتي ملي با بازار سرمايه فراهم كرده است. با اين حال، بهرهمندي كامل اقتصاد كشور و سهامداران از اين پويايي، نيازمند تصميمات شجاعانه مديريت بازار و بازگشت دامنه نوسان به روال عادي است تا جلوي قفل شدن معاملات گرفته شود. سياستگذار نبايد با ترسآفريني مفرط و قوانين مضحك، ترمز اين قطار در حال حركت را بكشد.