سهم بالای خوراکیها در تورم دهک ها
تورم دهک ها در خرداد ۱۴۰۵ نشان میدهد شکاف تورمی میان دهکها تشدید شده و دهکهای پایین با تورم بالاتر، بهویژه از مسیر خوراکیها، فشار معیشتی بیشتری نسبت به دهکهای بالا تحمل کردهاند.
به گزارش تجارت نیوز، تورم خرداد ۱۴۰۵ در ظاهر با کاهش سرعت ماهانه نسبت به اردیبهشت، نشانههایی از آرامش نسبی در سطح کل اقتصاد را مخابره میکند، اما تصویر در سطح دهکهای درآمدی کاملاً متفاوت است. دادههای مرکز آمار نشان میدهد تورم ماهانه کل کشور به ۵.۹۴ درصد رسیده، اما این عدد در دهکهای پایینتر بهطور معناداری بالاتر است؛ بهگونهای که دهک دوم با ۶.۵۱ درصد بالاترین تورم ماهانه و دهک دهم با ۵.۴۰ درصد پایینترین نرخ را تجربه کرده است.
این شکاف ۱.۱ واحد درصدی در نگاه اول کوچک به نظر میرسد، اما وقتی در کنار تورم نقطهبهنقطه و سالانه قرار میگیرد، تصویر نابرابری تورمی آشکارتر میشود. تورم نقطهای دهک دوم به ۱۰۱.۴ درصد رسیده، در حالی که همین شاخص برای دهک دهم ۸۵.۸ درصد است.
همچنین در تورم سالانه، فاصله دهکها به ۸.۴ واحد درصد افزایش یافته و از ۶۷.۷ درصد در دهک اول تا ۶۰.۱ درصد در دهک دهم در نوسان است. آنچه این شکاف را معنادارتر میکند، ساختار سبد مصرفی دهکهاست؛ جایی که دهکهای پایین بیش از ۴۰ درصد هزینه خود را به خوراکیها اختصاص میدهند، در حالی که این سهم در دهکهای بالا به حدود ۲۱ درصد کاهش مییابد.
شکاف تورم سالانه؛ نابرابری آرام اما پیوسته
تورم سالانه خرداد ۱۴۰۵ نشان میدهد که اگرچه سطح عمومی تورم در کل اقتصاد ۶۲ درصد گزارش شده، اما این عدد در دهکهای مختلف بهطور یکنواخت توزیع نشده است. دهک دوم با ۶۸.۵ درصد بالاترین تورم سالانه را تجربه کرده و دهک دهم با ۶۰.۱ درصد در پایینترین سطح قرار دارد. این اختلاف ۸.۴ واحد درصدی نشاندهنده یک نابرابری پایدار است که برخلاف نوسانات ماهانه، در سطح سالانه تثبیت شده است.
الگوی توزیع نشان میدهد دهکهای پایینتر، بهویژه دهکهای اول تا سوم، تورم سالانه بالاتری نسبت به میانگین جامعه تجربه کردهاند؛ در حالی که دهکهای بالاتر، بهویژه دهک نهم و دهم، در محدوده پایینتر از میانگین قرار دارند. این موضوع ناشی از تفاوت ترکیب مصرف است؛ زیرا سهم خوراکیها در دهک اول بیش از ۴۲ درصد و در دهک دهم حدود ۲۱.۶ درصد است. از آنجا که تورم خوراکیها در خرداد به ۹۰.۷ درصد رسیده، این تفاوت ساختاری بهصورت مستقیم به نابرابری تورمی تبدیل شده است. در واقع، تورم سالانه نهتنها شاخصی از افزایش قیمتها، بلکه آینهای از نابرابری در تجربه تورم است.
تورم ماهانه دهکها حاکی از فشار کوتاهمدت بر دهکهای پایین است
تورم ماهانه خرداد نشان میدهد فشار قیمتی در کوتاهمدت نیز بهطور نامتوازن توزیع شده است. دهک دوم با ۶.۵۱ درصد بالاترین تورم ماهانه را تجربه کرده و پس از آن دهکهای سوم و چهارم با ۶.۴۹ درصد قرار دارند. در مقابل، دهک دهم ۵.۴۰ درصد تورم ماهانه داشته است. این اختلاف ۱.۱۱ واحد درصدی اگرچه در ظاهر محدود است، اما در مقیاس هزینههای ماهانه خانوار اثر قابل توجهی دارد.
نکته مهمتر این است که بخش عمده تورم ماهانه دهکهای پایین از خوراکیها ناشی میشود. در دهک اول ۳.۹۷ واحد درصد از ۶.۲۸ درصد تورم ماهانه مربوط به خوراکیهاست؛ یعنی حدود ۶۳ درصد فشار ماهانه از مسیر غذا وارد شده است. در مقابل، در دهک دهم تنها ۲.۰۳ واحد درصد از ۵.۴۰ درصد تورم ماهانه به خوراکیها مربوط است. این تفاوت نشان میدهد که تورم ماهانه در دهکهای پایین «غذا محور» و در دهکهای بالا «خدمات محور» است.
در نتیجه، کاهش تورم ماهانه کل اقتصاد الزاماً به معنای کاهش فشار معیشتی برای همه دهکها نیست؛ بلکه ساختار مصرف تعیین میکند هر دهک چگونه این تورم را تجربه کند.
تورم نقطهای عامل شکاف واقعی قدرت خرید میان دهک ها
تورم نقطهبهنقطه تصویر دقیقتری از تغییر قدرت خرید در یک سال ارائه میدهد و در این شاخص، شکاف دهکها بسیار معنادارتر است. دهک دوم با ۱۰۱.۴ درصد بالاترین تورم نقطهای را ثبت کرده، در حالی که دهک دهم با ۸۵.۸ درصد در پایینترین سطح قرار دارد. این اختلاف ۱۵.۶ واحد درصدی نشاندهنده واگرایی جدی در تجربه تورم میان گروههای درآمدی است.
دهکهای اول تا سوم همگی تورم نقطهای بالای ۹۹ درصد دارند، در حالی که دهکهای هشتم تا دهم در محدوده زیر ۹۰ درصد قرار گرفتهاند. این الگو نشان میدهد هرچه به سمت دهکهای پایین حرکت میکنیم، شدت افزایش قیمتها در یک سال گذشته بیشتر احساس شده است.
عامل اصلی این شکاف، دوباره به ساختار سبد مصرفی بازمیگردد. اقلام خوراکی با تورم نقطهای ۱۳۳.۹ درصد، بیشترین فشار را به دهکهای پایین وارد کردهاند. در مقابل، دهکهای بالا که سهم بیشتری از هزینههای خود را به خدمات و کالاهای غیرخوراکی اختصاص میدهند، اثر کمتری از این شوک خوراکیها دریافت کردهاند. بنابراین تورم نقطهای عملاً نشاندهنده «تورم تجربهشده واقعی» در میان طبقات مختلف درآمدی است.
ساختار مصرف؛ عامل اصلی ریشه نابرابری تورمی
مهمترین عامل شکلدهنده شکاف تورمی میان دهکها، تفاوت در ساختار سبد مصرفی است. دادهها نشان میدهد سهم خوراکیها، آشامیدنیها و دخانیات در دهک اول ۴۲.۴ درصد و در دهک دوم ۴۲.۳ درصد است، در حالی که این سهم در دهک دهم تنها ۲۱.۶ درصد است. به عبارت دیگر، دهکهای پایین تقریباً دو برابر بیشتر از دهکهای بالا به کالاهایی وابستهاند که بیشترین تورم را تجربه کردهاند.
از آنجا که تورم خوراکیها در خرداد ۹۰.۷ درصد و تورم نقطهای آن ۱۳۳.۹ درصد بوده، این تفاوت ساختاری بهطور مستقیم به نابرابری تورمی تبدیل شده است. به همین دلیل است که سهم خوراکیها از تورم ماهانه دهک اول به ۳.۹۷ واحد درصد میرسد، در حالی که این سهم در دهک دهم فقط ۲.۰۳ واحد درصد است.
در نتیجه، تورم در ایران فقط یک پدیده کلان نیست، بلکه یک پدیده توزیعی است؛ یعنی اثر آن بهشدت به سطح درآمد و الگوی مصرف وابسته است. دادههای خرداد ۱۴۰۵ نشان میدهد تورم نهتنها قیمتها را افزایش داده، بلکه فاصله طبقاتی در تجربه تورم را نیز تشدید کرده است.