افزايش نرخ سود بانكي چه اثري بر بورس دارد؟
ابوالفضل شهرآبادي، مديرعامل و نايبرييس هياتمديره شركت سبدگردان داريك، با اشاره به اثر سياستهاي پولي بر بازار سرمايه اظهار داشت: افزايش نرخ سود بانكي معمولاً اثري منفي بر بازار سرمايه دارد، زيرا بخشي از نقدينگي را از سهام به سمت ابزارهاي كمريسكتر مانند سپردههاي بانكي، صندوقهاي درآمد ثابت و اوراق بدهي هدايت ميكند.
صداي بورس| ابوالفضل شهرآبادي، مديرعامل و نايبرييس هياتمديره شركت سبدگردان داريك، با اشاره به اثر سياستهاي پولي بر بازار سرمايه اظهار داشت: افزايش نرخ سود بانكي معمولاً اثري منفي بر بازار سرمايه دارد، زيرا بخشي از نقدينگي را از سهام به سمت ابزارهاي كمريسكتر مانند سپردههاي بانكي، صندوقهاي درآمد ثابت و اوراق بدهي هدايت ميكند.
شهرآبادي ادامه داد: زماني كه نرخ سود افزايش مييابد، سرمايهگذاران براي باقي ماندن در بازار سهام انتظار بازده بيشتري دارند و اگر بازار نتواند چنين بازدهي فراهم كند، بخشي از منابع از بورس خارج ميشود. به همين دليل حتي انتشار شايعه افزايش نرخ سود نيز ميتواند موجب احتياط معاملهگران، كاهش تقاضا و افزايش فشار فروش در بازار شود.
وي افزود: در بازارهاي مالي، نرخ سود بانكي در عمل به عنوان يك نرخ مرجع كمريسك شناخته ميشود. هرچه اين نرخ بالاتر باشد، جذابيت نگهداري سرمايه در ابزارهاي بدون ريسك افزايش مييابد و تمايل سرمايهگذاران براي پذيرش ريسك كاهش پيدا ميكند. اين موضوع تنها بر جريان ورود و خروج نقدينگي اثر نميگذارد، بلكه بر ارزشگذاري سهام نيز فشار وارد ميكند؛ زيرا سرمايهگذار در مقايسه ميان بازده مورد انتظار سهام و بازده مطمئن سپرده يا اوراق، معمولاً گزينه كمريسكتر را ترجيح ميدهد.
شهرآبادي ادامه داد: البته اثر افزايش نرخ سود بانكي تا حد زيادي به شرايط بازار سرمايه بستگي دارد. اگر بورس در دوره رونق قرار داشته باشد و ظرفيت بالايي براي جذب نقدينگي و تأمين مالي توليد از طريق عرضهها و افزايش سرمايهها وجود داشته باشد، افزايش ناگهاني نرخ سود ميتواند اين روند را مختل كند. در چنين شرايطي جريان پول از بازار سهام منحرف ميشود و برنامههاي توسعه بازار سرمايه با چالش مواجه خواهد شد. اما اگر بازار سهام در فاز اصلاحي يا ركودي قرار داشته باشد، افزايش نرخ سود ميتواند بخشي از نقدينگي سرگردان را به سمت سپردهها و ابزارهاي درآمد ثابت هدايت كند.
وي اظهار داشت: مساله اصلي در اين ميان، خود افزايش نرخ سود نيست، بلكه زمانبندي و هماهنگي اين سياست با شرايط ساير بازارهاست. بازار پول و بازار سرمايه هر دو نقش مهمي در جذب و هدايت نقدينگي دارند، اما اگر سياستها بهصورت ناهماهنگ اجرا شوند، ممكن است رقابت منفي ميان اين بازارها شكل بگيرد؛ بهگونهاي كه يك بازار با خروج سرمايه و كاهش اعتماد مواجه شود و بازار ديگر نيز تنها بهطور موقت از ورود منابع بهرهمند شود. بنابراين سياستگذار بايد ميان كنترل تورم، مديريت نقدينگي و حمايت از بازار سرمايه تعادل ايجاد كند.
مديرعامل سبدگردان داريك تصريح كرد: اعتماد فعالان بازار سرمايه بسيار حساس است و تصميمهاي ناگهاني ميتواند انتظارات سرمايهگذاران را تغيير دهد. اگر سرمايهگذاران احساس كنند سياستهاي پولي بدون توجه به وضعيت بازار سرمايه اتخاذ ميشود، ريسك ادراكي بازار افزايش مييابد و حتي سهام ارزنده نيز ممكن است با فشار فروش مواجه شوند. در مقابل، ثبات در تصميمگيري و اطلاعرساني شفاف ميتواند از بروز رفتارهاي هيجاني در بازار جلوگيري كند.
وي در پايان خاطرنشان كرد: افزايش نرخ سود بانكي در اصل ابزاري مهم براي كنترل تورم است، اما اثر آن بر بازار سرمايه معمولاً منفي است. از اين رو، اجراي اين سياست بايد با دقت، تدريج و هماهنگي با شرايط بازار انجام شود تا نه اعتماد سرمايهگذاران آسيب ببيند و نه مسير تأمين مالي توليد از طريق بازار سرمايه با اختلال مواجه شود.