بورس پناه نقدينگي
بازار سرمايه در طول سال گذشته، فراز و نشيبهاي قابل توجهي را در واكنش به متغيرهاي كلان سياسي، بهويژه تنشهاي منطقهاي و تقابلهاي مستقيم تجربه كرده است.
بازار سرمايه در طول سال گذشته، فراز و نشيبهاي قابل توجهي را در واكنش به متغيرهاي كلان سياسي، بهويژه تنشهاي منطقهاي و تقابلهاي مستقيم تجربه كرده است. اما بررسي رفتار اخير اين بازار در مواجهه با اخبار ناآراميها، نشاندهنده يك دگرگوني عميق در روان شناسي و تحليل ريسك سرمايهگذاران است؛ دگرگونياي كه بورس را از يك بازيگر محافظهكار به يك بازيگر نسبتا مصون در برابر شوكهاي سياسي تبديل كرده است.در مرحله اول و در پي وقوع تنشهاي عمده سال گذشته، بازار سهام با گارد بسيار محتاطانه و فشار فروش بالايي مواجه شد؛ سرمايهگذاران ترجيح دادند ريالهاي خود را به سمت داراييهاي امنتر سوق دهند و ريسك سياسي را در اولويت قرار دهند. اما امروز، همه بر اين باورند كه اين وضعيت كاملا معكوس شده است. به نظر ميرسد بازار سرمايه، بدترين سناريوي ممكن، يعني وقوع درگيريهاي گسترده و حتي آسيب ديدن برخي شركتهاي بورسي در جريان تنشها را قيمتگذاري كرده است. اين بدان معناست كه از ديدگاه جمعي بازار، ريسك سياسي موجود ديگر قابليت تخريب گستردهتر رواني يا اقتصادي را ندارد و هرگونه افزايش تنش از اين به بعد، به جنگ تمامعيار ختم نخواهد شد. همين برداشت، سدي در برابر سقوطهاي لحظهاي و فشار فروش ايجاد كرده است.
هر بار كه خبري مبني بر آغاز يك تنش جديد يا تشديد درگيريها منتشر شده، اگرچه بازار ممكن است براي مدت بسيار كوتاهي واكنش منفي نشان داده باشد، اما اين واكنش بسيار سريع خنثي شده و مسير اصلي صعودي خود را ادامه داده است. اين مقاومت، ريشه در دو متغير بسيار قدرتمند اقتصادي و بنيادي دارد، ارزندگي ذاتي بازار سرمايه و سيل نقدينگي تورمزا در جامعه. گزارشهاي رسمي بانك مركزي در خصوص روند رشد نقدينگي، زنگ خطر جدي تورم آتي را به صدا درآورده است. اين حجم عظيم از نقدينگي سرگردان در جامعه، سرمايهگذاران را به اين نتيجه رسانده است كه نگهداري ريال تحت هر شرايطي زيانده است و بايد هر چه سريعتر به سمت تبديل ريال به داراييهاي مقاوم در برابر تورم حركت كنند. در اين ميان، ريال به دنبال سه مقصد اصلي براي فرار از خطر تورم است، بازار طلا و كالا، بازار ارز و بازار سرمايه. با اين حال، در حال حاضر دو بازار سنتي سرمايهگذاري يعني طلا و ارز، به دليل عوامل داخلي و جهاني در يك دوره نسبي ركود يا اصلاح قيمت قرار دارند. از سوي ديگر، بازار سرمايه در بسياري از سهام به نقاط ارزندگي مناسبي رسيده و دورنماي سودآوري جذابتري را نسبت به دو رقيب خود در شرايط فعلي به نمايش ميگذارد. در غياب يك مقصد جذاب و صعودي در بازارهاي موازي، بورس تهران تبديل به پناهگاه اصلي نقدينگي شده است. سرمايهگذاران ترجيح ميدهند با پذيرش ريسكهاي سياسي كنترل شده، از فرصتهاي بنيادي و ارزندگيهاي قيمتي در بازار سهام استفاده كنند.بنابراين تا زماني كه جريان نقدينگي كلان كنترل نشود و دورنماي تورمي همچنان بالا باشد و تا وقتي كه بازارهاي رقيب بورس از ركود خارج نشوند، تقاضا براي سهام حفظ خواهد شد. تنها متغيري كه ميتواند اين معادله را برهم بزند، تشديد جدي و غيرمنتظره تنشهاي منطقهاي است.
اگر تنشها به يك درگيري وسيع و خارج از چارچوبهاي فعلي تبديل نشوند، تاثير منفي آنها بر بورس تهران در كوتاهمدت ناچيز خواهد بود و متغيرهاي اقتصادي همچون نقدينگي، تورم و ارزندگيهاي قيمتي، تعيينكننده اصلي روند حركتي اين بازار خواهند بود. به نظر ميرسد بازار سرمايه، فاز ترس خود را پشت سر گذاشته و آماده است تا بر مبناي تحليلهاي اقتصادي و نه هيجانات سياسي، تصميمگيري كند.