ضرورت مقابله با پولشويي با طلا و فلزات قيمتي
در شرايطی كه توافق ايران و امريكا، ايران را وارد عصر تازهاي از تحولات بنيادين كرده، لازم است از منظر مقابله با فساد و پولشويي نيز اصلاحات و تصميمات تازهاي اخذ شود تا اقتصاد كشور از اين گلوگاههاي پولشويي آسيبي متحمل نشود.
در شرايطی كه توافق ايران و امريكا، ايران را وارد عصر تازهاي از تحولات بنيادين كرده، لازم است از منظر مقابله با فساد و پولشويي نيز اصلاحات و تصميمات تازهاي اخذ شود تا اقتصاد كشور از اين گلوگاههاي پولشويي آسيبي متحمل نشود. يكي از حوزههاي پولشويي در جهان امروز كه آسيبهاي بسياري به اقتصادهاي در حال توسعه وارد ميسازد، پولشويي از طريق طلا و فلزات گرانبهاست. اساسا پولشويي با طلا و فلزات گرانقيمت به اين دليل انجام ميشود كه اين داراييها بعضي ويژگيهایی دارند كه ميتواند منشأ پول را پنهان كند. البته در بسياري از كشورها خريد و فروش طلا تحت قوانين ضد پولشويي كنترل ميشود. دلايل رايج سوءاستفاده از طلا و فلزات گرانقيمت در پولشويي:
1- ارزش بالا در حجم كم: مقدار كمي طلا ميتواند ارزش مالي زيادي داشته باشد و جابهجايي آن نسبتاً آسان است.
2- نقدشوندگي بالا: طلا در بسياري از كشورها قابل فروش و تبديل به پول نقد است.
3- حفظ ارزش در طول زمان: برخلاف برخي داراييها، طلا معمولاً كمتر دچار كاهش شديد ارزش ميشود.
4- امكان خريد و فروش چندمرحلهاي: چند معامله پشتسرهم ميتواند رديابي منشأ پول را دشوارتر كند.
5- قابليت جابهجايي بين كشورها: فلزات گرانقيمت ميتوانند در تجارت بينالمللي منتقل شوند؛ به همين دليل مقررات گمركي و مالي اهميت دارد.
6- تنوع شكل دارايي: طلا ميتواند به صورت شمش، سكه، زيورآلات يا قطعات صنعتي معامله شود.
7- استفاده در معاملات غيرشفاف: در بعضي بازارهاي غيررسمي، ثبت اطلاعات مالي ممكن است كامل نباشد.
اما پرسش كليدي آن است كه چرا دولتها روي اين حوزه حساسند؟ با توجه به تاثيري كه پولشويي از طريق فلزات گرانبها دارد، دولتها حساسيت ويژهاي در بحث مقابله با آن دارند. براي مقابله با پولشويي معمولاً اين اقدامات انجام ميشود:
احراز هويت خريدار و فروشنده (KYC)، ثبت معاملات بزرگ، گزارش تراكنشهاي مشكوك، كنترل منشأ وجوه و نظارت گمركي و مالياتي. ضمن اينكه بايد توجه داشت، خريد يا نگهداري قانوني طلا بهخوديخود نشانه پولشويي نيست؛ موضوع اصلي، پنهان كردن منشأ غيرقانوني پول است. پولشويي با طلا و فلزات گرانقيمت از نگاه اقتصادي و مالي معمولاً به اين دليل مورد توجه قرار ميگيرد كه اين داراييها چند ويژگي را همزمان دارند: ارزش بالا، قابليت تبديل سريع به پول، امكان جابهجايي و دشواري نسبي در رديابي نسبت به بعضي داراييها. به همين علت نهادهاي نظارتي در بسياري از كشورها اين حوزه را جزو بخشهاي پرريسك ميدانند.
بايد توجه داشت كه پولشويي يعني تبديل درآمدي كه از فعاليت غيرقانوني به دست آمده به شكلي كه ظاهراً قانوني به نظر برسد. بهصورت مفهومي سه مرحله براي پولشويي مطرح ميشود:
۱- ورود پول به سيستم مالي؛جايگذاري (Placement): تلاش براي تبديل پول خام به نوعي دارايي يا معامله.
۲- ايجاد فاصله از منشأ پول؛لايهگذاري (Layering): انجام چند معامله يا جابهجايي براي سختتر شدن رديابي.
۳- بازگرداندن به اقتصاد رسمي؛ادغام (Integration): ظاهر شدن دارايي به عنوان درآمد يا سرمايه قانوني. طلا و فلزات گرانقيمت گاهي در مرحله دوم و سوم مورد سوءاستفاده قرار ميگيرند.
پرسش مهم بعدي آن است كه چرا طلا و فلزات گرانقيمت جذابند؟
۱- تراكم ارزش بالا: مثلاً ارزش زيادي را ميتوان در حجم فيزيكي نسبتاً كم نگهداري كرد. اين ويژگي حمل، ذخيره و انتقال را سادهتر ميكند.
۲- بازار جهاني: طلا تقريباً در همه كشورها شناختهشده و داراي بازار است؛ بنابراين تبديل آن به پول يا دارايي ديگر سادهتر از برخي كالاهاست.
۳- تغيير شكل دارايي: يك دارايي ممكن است به شكلهاي مختلف وجود داشته باشد: شمش، سكه، زيورآلات و قطعات صنعتي. اين موضوع در برخي موارد كار رديابي را پيچيدهتر ميكند.
۴- نوسان كمتر نسبت به بعضي داراييها: بعضي افراد طلا را براي حفظ ارزش انتخاب ميكنند؛ همين ويژگي ميتواند در سوءاستفادههاي مالي نيز مورد توجه باشد.
۵- امكان استفاده در تجارت بينالمللي: معاملات فرامرزي كالاها در صورت نبود شفافيت كافي ممكن است بررسي منشأ سرمايه را دشوارتر كند. جدا از طلا در مبارزه با پولشويي، حوزههاي زير هم جزو بخشهاي پرريسك محسوب ميشوند:
املاك و مستغلات، آثار هنري و اشياي كلكسيوني، كالاهاي لوكس، شركتهاي صوري، برخي داراييهاي ديجيتال، تجارت بينالمللي كالا، روشهاي قانوني مقابله، نهادهاي مالي و فروشندگان رسمي معمولاً از اين ابزارها استفاده ميكنند: احراز هويت مشتري (KYC)، ثبت سوابق معاملات، بررسي منشأ وجوه، گزارش تراكنشهاي غيرعادي، كنترل گمركي و مالياتي، همكاري بينالمللي نهادهاي نظارتي. از نگاه اقتصادي، دليل اصلي استفاده احتمالي از طلا در پولشويي اين نيست كه «طلا غيرقانوني است»، بلكه به اين خاطر است كه طلا همزمان قابل نگهداري، قابل انتقال و قابل تبديل به پول است؛ به همين دليل مقررات ضدپولشويي روي آن تمركز دارند. اين سه مفهوم زياد با هم اشتباه گرفته ميشوند، ولي از نظر حقوقي و اقتصادي فرق دارند:
فرار مالياتي پرداخت نكردن مالياتِ قانوني كاهش هزينه و حفظ سود فرد درآمد واقعي را كمتر اعلام ميكند تا ماليات كمتري بدهد. اما قاچاق طلا ورود، خروج يا معامله طلا برخلاف مقررات، دور زدن قوانين تجاري يا گمركي، وارد كردن طلا بدون اظهار قانوني است. پولشويي نيز پنهان كردن منشأ پولِ حاصل از جرم قانوني جلوه دادن پول غيرقانوني و تبديل درآمد غيرقانوني به دارايي و سپس نشان دادن آن به عنوان سرمايه قانوني.
حال بايد ديد اين سه با هم چه رابطهاي در پولشويي دارند؟گاهي اينها جدا هستند، اما گاهي به هم وصل ميشوند:
ممكن است در مسير، تخلف مالياتي يا تخلف تجاري هم رخ دهد. در عين حال اين بخشها تفاوت كليدي هم دارند كه در يك جمله ميتوان گفت: فرار مالياتي: «ماليات پرداخت نشده است.» قاچاق: «قانون تجارت يا ورود و خروج نقض شده است.»و پولشويي: «منشأ پول پنهان شده است.» توجه به ريسكهاي قابل توجه پولشويي در معاملات طلا، وزارت صمت مطابق قانون مبارزه با پولشويي وظيفه دارد بر فعاليت فروشندگان و سكوهاي معاملاتي طلا «نظارت دقيق و فعال» داشته باشد و ريسكهاي مرتبط با پولشويي و تأمين مالي تروريسم در اين بخش را بهطور ويژه كنترل كند. اشخاصي كه بدون رعايت مقررات مبارزه با پولشويي و تأمين مالي تروريسم اقدام به خريد و فروش طلا كنند، حسب مورد مرتكب تخلف يا جرم شدهاند و مراجع ذيربط موظف به برخورد قاطع با آنان هستند؛ زيرا اين رفتار، علاوه بر ايجاد اخلال در بازار، زمينه سوءاستفاده براي پولشويي و ساير جرايم مالي را فراهم ميكند.
مدرس و مشاور ارشد مبارزه با پولشويي