«تعادل» گزارش مي‌دهد

خانه‌هايي كه نيروگاه‌ها را مي‌بلعند

۱۴۰۵/۰۳/۲۶ - ۰۰:۴۲:۰۶
کد خبر: ۳۹۱۴۰۵

ناترازي انرژي در ايران فقط يك مساله فني يا آماري نيست؛ روايتي است از سرمايه‌اي كه توليد مي‌شود، منتقل مي‌شود، يارانه مي‌گيرد و در نهايت، در ديوارهاي نازك، پنجره‌هاي بي‌كيفيت، وسايل فرسوده و عادت‌هاي مصرفي نادرست از دست مي‌رود.

ناترازي انرژي در ايران فقط يك مساله فني يا آماري نيست؛ روايتي است از سرمايه‌اي كه توليد مي‌شود، منتقل مي‌شود، يارانه مي‌گيرد و در نهايت، در ديوارهاي نازك، پنجره‌هاي بي‌كيفيت، وسايل فرسوده و عادت‌هاي مصرفي نادرست از دست مي‌رود. سال‌هاست كه درباره كمبود گاز در زمستان، فشار بر شبكه برق در تابستان، خاموشي صنايع، محدوديت سوخت نيروگاه‌ها و كاهش توان صادراتي كشور سخن گفته مي‌شود، اما كمتر به نقطه‌اي پرداخته شده كه بخش مهمي از اين بحران از همان‌جا آغاز مي‌شود: خانه‌هاي ما. ايران از نظر ذخاير نفت و گاز، يكي از كشورهاي برخوردار جهان است، اما همين برخورداري، به جاي آنكه به مزيت پايدار اقتصادي تبديل شود، در بسياري از مواقع به مصرف بي‌محابا و كم‌بازده انجاميده است. مساله امروز فقط اين نيست كه انرژي زياد مصرف مي‌كنيم؛ مساله مهم‌تر آن است كه انرژي را گران توليد مي‌كنيم، ارزان تحويل مي‌دهيم و بد مصرف مي‌كنيم. در چنين چرخه‌اي، حتي افزايش توليد نيز نمي‌تواند درمان قطعي باشد، زيرا هر مقدار انرژي تازه، در ساختاري ناكارآمد دوباره هدر مي‌رود. بخش خانگي در اين ميان جايگاه ويژه‌اي دارد. در نگاه اول، مصرف يك خانه شايد چندان بزرگ به نظر نرسد؛ چند شعله گاز، يك بخاري، يك كولر، چند لامپ، يخچال، تلويزيون و آب‌گرمكن. اما وقتي همين الگو در مقياس ميليون‌ها واحد مسكوني تكرار مي‌شود، نتيجه آن به رقمي عظيم تبديل مي‌شود؛ رقمي كه مي‌تواند گاز صنايع را محدود كند، برق توليد را كاهش بدهد، صادرات انرژي را تحت فشار بگذارد و بودجه كشور را زير بار يارانه‌هاي پنهان سنگين‌تر كند. به بيان ساده‌تر، هر خانه كم‌بازده، يك مصرف‌كننده كوچك نيست؛ بخشي از يك بحران بزرگ ملي است. بزرگ‌ترين كانون هدررفت انرژي در خانه‌هاي ايراني، گرمايش و سرمايش است. در زمستان، حجم قابل توجهي از گاز خانگي صرف گرم كردن فضا مي‌شود؛ اما پرسش اينجاست كه اين گرما تا چه اندازه در خانه باقي مي‌ماند؟ بخش مهمي از ساختمان‌هاي كشور، به‌ويژه واحدهاي قديمي‌تر، از نظر عايق‌بندي حرارتي وضعيت مطلوبي ندارند. ديوارهاي بدون عايق، سقف‌هاي نفوذپذير، درزهاي باز، پنجره‌هاي تك‌جداره و قاب‌هاي غيراستاندارد، مسيرهاي دائمي فرار انرژي هستند. در چنين شرايطي، مصرف‌كننده براي جبران افت دما، شعله بخاري يا پكيج را بيشتر مي‌كند؛ اما در واقع، بخشي از گاز مصرفي نه خانه را، بلكه هواي بيرون را گرم مي‌كند. اين وضعيت در تابستان نيز به شكل ديگري تكرار مي‌شود. كولرهاي آبي فرسوده، كانال‌هاي طولاني و بي‌عايق، موتورهاي پرمصرف، كولرهاي گازي غيراينورتر و نصب غيراصولي تجهيزات سرمايشي، همه در كنار هم شبكه برق را در روزهاي اوج مصرف تحت فشار قرار مي‌دهند. در بسياري از ساختمان‌ها، سرماي توليدشده پيش از آنكه به اتاق برسد، در مسير كانال يا پشت‌بام از دست مي‌رود. از سوي ديگر، استفاده مداوم از تجهيزات سرمايشي در خانه‌هايي كه طراحي اقليمي ندارند، به معناي تبديل برق به خنكايي ناپايدار است؛ خنكايي كه با خاموش شدن دستگاه، خيلي زود از بين مي‌رود. در واقع، خانه‌اي كه عايق مناسب ندارد، مانند ظرف سوراخي است كه هرچه در آن آب بريزيم، پر نمي‌شود. افزايش توليد گاز يا برق براي چنين مصرفي، شبيه آن است كه به جاي تعمير سوراخ ظرف، تنها شير آب را بيشتر باز كنيم. نتيجه روشن است: فشار بيشتر بر منابع، هزينه بالاتر براي دولت، آلودگي بيشتر و تداوم ناترازي. لوازم خانگي نيز بخش ديگري از اين معادله پنهان هستند. بسياري از وسايل موجود در خانه‌ها، عمر بالايي دارند و با استانداردهاي جديد بهره‌وري فاصله گرفته‌اند. يخچال و فريزر، به دليل كاركرد شبانه‌روزي، از مهم‌ترين مصرف‌كنندگان برق خانگي به شمار مي‌روند. يك يخچال فرسوده ممكن است چند برابر نمونه‌هاي كم‌مصرف برق مصرف كند، اما چون هزينه واقعي برق در قبض خانوار ديده نمي‌شود، انگيزه كافي براي جايگزيني آن شكل نمي‌گيرد. اينجاست كه يارانه انرژي، اگر بدون سياست تكميلي باشد، به جاي حمايت هدفمند، گاه به تداوم مصرف ناكارآمد كمك مي‌كند. مصرف برق در حالت آماده‌باش نيز نمونه‌اي از اتلاف خاموش است. شارژرهايي كه بي‌دليل در پريز مي‌مانند، تلويزيون‌هايي كه خاموش به نظر مي‌رسند اما همچنان برق مصرف مي‌كنند، مايكروفرها، مودم‌ها و دستگاه‌هاي صوتي و تصويري، همگي سهم كوچكي در قبض يك خانه دارند، اما در مقياس ملي به مصرفي قابل توجه تبديل مي‌شوند. شايد خاموش كردن يك چراغ يا جدا كردن يك شارژر از پريز، اقدام كوچكي به نظر برسد، اما وقتي ميليون‌ها بار تكرار شود، مي‌تواند معادل توليد يك نيروگاه صرفه‌جويي ايجاد كند. روشنايي نيز اگرچه با گسترش لامپ‌هاي كم‌مصرف و LED تا حدي اصلاح شده، اما همچنان گرفتار الگوي رفتاري نادرست است. چراغ‌هايي كه در اتاق‌هاي خالي روشن مي‌مانند، نورپردازي‌هاي غيرضروري، استفاده نكردن از نور طبيعي روز و نبود حسگرهاي هوشمند در ساختمان‌هاي عمومي و مسكوني، نشان مي‌دهد كه فناوري به تنهايي كافي نيست. بهره‌وري انرژي، تركيبي از تكنولوژي، طراحي و رفتار است؛ اگر يكي از اين سه ضلع غايب باشد، نتيجه كامل نخواهد بود. در آشپزخانه نيز انرژي بي‌صدا هدر مي‌رود. اجاق‌گازهاي قديمي، شعله‌هاي تنظيم‌نشده، استفاده از ظرف نامتناسب با اندازه شعله، باز گذاشتن درِ قابلمه و پخت‌وپز با حرارت بيش از نياز، نمونه‌هايي ساده اما فراگير از مصرف ناكارآمد هستند. گاز طبيعي كه مي‌تواند خوراك صنعت، منبع صادراتي يا سوخت نيروگاه باشد، در بسياري از خانه‌ها با كمترين بهره‌وري مصرف مي‌شود. اين اتلاف شايد در ظاهر كوچك باشد، اما وقتي با مصرف آب‌گرمكن‌ها و موتورخانه‌ها جمع شود، به يكي از بخش‌هاي مهم هدررفت تبديل مي‌شود. آب گرم مصرفي نيز قصه جداگانه‌اي دارد. در بسياري از ساختمان‌ها، موتورخانه‌ها قديمي، مشعل‌ها تنظيم‌نشده، لوله‌ها بدون عايق و مسير انتقال آب گرم طولاني است. نتيجه آن است كه پيش از رسيدن آب گرم به شير مصرفي، بخش قابل توجهي از انرژي در مسير از دست مي‌رود. مصرف‌كننده شير آب را باز مي‌گذارد تا آب به دماي مطلوب برسد؛ در اين فاصله، هم آب هدر مي‌رود و هم انرژي‌اي كه براي گرم كردن آن مصرف شده است. اينجا اتلاف انرژي با اتلاف آب گره مي‌خورد و بحران را چندلايه‌تر مي‌كند. ريشه اين وضعيت را بايد در سه عامل جست‌وجو كرد: ساختمان‌هاي كم‌بازده، تجهيزات فرسوده و فرهنگ مصرف نادرست. سال‌ها ساخت‌وساز بدون توجه جدي به استانداردهاي انرژي، انبوهي از واحدهاي مسكوني را ايجاد كرده كه نگهداري دما در آنها دشوار است. از سوي ديگر، گراني لوازم خانگي نو و كم‌مصرف، توان بسياري از خانوارها براي جايگزيني تجهيزات فرسوده را محدود كرده است. در كنار اين دو، قيمت پايين انرژي براي مصرف‌كننده نهايي باعث شده هزينه واقعي اتلاف، در تصميم‌هاي روزمره ديده نشود. با اين حال، اصلاح اين وضعيت تنها با افزايش قيمت انرژي ممكن نيست. اگر اصلاح قيمت بدون حمايت هدفمند، تسهيلات نوسازي، آموزش عمومي و الزام فني اجرا شود، فشار آن بيش از همه بر خانوارهاي متوسط و كم‌درآمد وارد خواهد شد. راه درست، تركيبي از سياست‌هاي تشويقي و الزامي است. اجراي جدي مقررات ملي ساختمان، به‌ويژه در حوزه عايق‌بندي، بايد از مرحله توصيه عبور كند و به شرط واقعي صدور پايان‌كار تبديل شود. ساختمان جديدي كه امروز بدون استاندارد انرژي ساخته مي‌شود، براي چند دهه آينده به مصرف‌كننده دائمي گاز و برق تبديل خواهد شد. در كنار آن، بايد طرح‌هاي جايگزيني لوازم خانگي فرسوده با مدل‌هاي كم‌مصرف از طريق تسهيلات قابل پرداخت، مشوق‌هاي مالياتي و حمايت از توليدكنندگان داخلي دنبال شود. بهينه‌سازي موتورخانه‌ها، عايق‌كاري لوله‌ها، نصب پنجره‌هاي دوجداره، استفاده از ترموستات‌هاي هوشمند، سرويس دوره‌اي تجهيزات سرمايشي و گرمايشي و اصلاح روشنايي ساختمان‌ها، اقداماتي هستند كه هزينه آنها در مقايسه با ساخت نيروگاه يا توسعه ميادين جديد انرژي بسيار كمتر است. مفهوم مهمي كه بايد در سياست‌گذاري انرژي جدي گرفته شود، «نيروگاه مجازي» است. هر واحد انرژي كه مصرف نمي‌شود، در عمل مانند انرژي توليدشده است؛ با اين تفاوت كه نه نياز به سوخت دارد، نه آلودگي ايجاد مي‌كند، نه شبكه انتقال مي‌خواهد و نه سرمايه‌گذاري سنگين نيروگاهي. اگر ميليون‌ها خانه فقط بخشي از مصرف غيرضروري خود را كاهش دهند، ظرفيت آزادشده مي‌تواند در اختيار صنعت، صادرات يا پايداري شبكه قرار گيرد. امروز بحران انرژي ايران بيش از آنكه فقط در سمت عرضه باشد، در سمت مصرف ريشه دارد. تا زماني كه خانه‌ها مانند غول‌هاي كوچك، گاز و برق را با بهره‌وري پايين ببلعند، ساخت نيروگاه‌هاي جديد و افزايش توليد سوخت تنها مسكني موقت خواهد بود. آينده انرژي كشور نه فقط در ميدان‌هاي گازي و نيروگاه‌ها، بلكه در ديوار خانه‌ها، پنجره‌ها، بخاري‌ها، كولرها، يخچال‌ها و عادت‌هاي روزانه ما رقم مي‌خورد. اگر قرار است ناترازي انرژي مهار شود، بايد از خانه آغاز كرد؛ از همان جايي كه سرمايه ملي آرام، بي‌صدا و هر روز هدر مي‌رود. خانه ايراني بايد از مصرف‌كننده بي‌محابا به واحدي هوشمند، كم‌مصرف و مسوول تبديل شود. در غير اين صورت، هر زمستان با كمبود گاز و هر تابستان با فشار برق روبرو خواهيم بود؛ و هر بار، به جاي حل ريشه‌اي مساله، تنها صورت‌حساب بزرگ‌تري از اتلاف ملي را پرداخت خواهيم كرد.

بیمه ملت