تهران هنوز از خشكسالي عبور نكرده است

۱۴۰۵/۰۳/۰۴ - ۰۲:۴۰:۰۲
کد خبر: ۳۸۸۶۸۸

بحران آب در استان تهران ديگر فقط به كاهش بارندگي يا افت ذخاير سدها محدود نيست؛ آنچه اكنون در شرق و شمال‌شرق استان تهران جريان دارد، به گفته كارشناسان، وارد مرحله‌اي عميق‌تر و پيچيده‌تر شده كه از آن با عنوان «خشكسالي هيدرولوژيك» ياد مي‌شود؛ مرحله‌اي كه در آن حتي بارش‌هاي مقطعي و سنگين نيز توان احياي سفره‌هاي زيرزميني و بازگرداندن تعادل آبي را ندارند.

بحران آب در استان تهران ديگر فقط به كاهش بارندگي يا افت ذخاير سدها محدود نيست؛ آنچه اكنون در شرق و شمال‌شرق استان تهران جريان دارد، به گفته كارشناسان، وارد مرحله‌اي عميق‌تر و پيچيده‌تر شده كه از آن با عنوان «خشكسالي هيدرولوژيك» ياد مي‌شود؛ مرحله‌اي كه در آن حتي بارش‌هاي مقطعي و سنگين نيز توان احياي سفره‌هاي زيرزميني و بازگرداندن تعادل آبي را ندارند. توسعه شتاب‌زده ويلاسازي، رشد جمعيت، برداشت بي‌رويه از منابع زيرزميني و تداوم شش سال خشكسالي، اكنون مناطقي مانند لواسانات، پرديس، رودهن و دماوند را به كانون بحران آب زيرزميني در شرق استان تهران تبديل كرده است. مهدي زارع، پژوهشگر و استاد پژوهشكده بين‌المللي زلزله‌شناسي، در گفت‌وگو با خبرآنلاين تأكيد مي‌كند: «وضعيت آب‌هاي زيرزميني در پهنه شمال شرق و شرق استان تهران، شامل شميرانات و دماوند، به دليل ويژگي‌هاي خاص توپوگرافي، ساختار زمين‌شناسي و از همه مهم‌تر بارگذاري جمعيتي و توسعه ويلاهاي تفريحي، نمادي از بحران خشكسالي هيدرولوژيك است.» او درباره اثر بارش‌هاي سال آبي ۱۴۰5-۱۴۰4 توضيح مي‌دهد: «اگرچه اين‌بارندگي‌ها روان‌آب‌هاي سطحي موقتي ايجاد كردند، اما به دليل كوهستاني بودن حوضه‌ها و سرعت بالاي تخليه زهكش‌ها، پتانسيل چنداني براي تغذيه آبخوان‌هاي آسيب‌ديده نداشتند.»

   افت شديد سفره‌هاي آب زيرزميني در لواسانات

زارع با اشاره به وضعيت لواسانات و حوضه آبريز جاجرود و سد لتيان مي‌گويد: «وضعيت آب زيرزميني در لواسان بزرگ و كوچك و رودبار قصران كاملاً تحت تأثير سازندهاي سخت بالادست و نفوذپذيري سطحي است. به دليل ساخت‌وسازهاي گسترده در شيب‌ها و حفر چاه‌هاي عميق و نيمه‌عميق براي باغ‌ويلاها، تراز ايستابي در سفره‌هاي محلي و آبرفت‌هاي كم‌ژرفاي پادگانه‌هاي رودخانه‌اي افت شديدي را نشان مي‌دهد.» او يكي از بحران‌هاي جدي اين منطقه را آلودگي نيتراتي مي‌داند و مي‌گويد: نبود سيستم فاضلاب شهري يكپارچه در ويلاسازي‌ها موجب نفوذ پساب چاه‌هاي جذبي به سفره‌هاي كم‌ژرفا شده و كيفيت آب را به‌شدت كاهش داده است. 

   پرديس و رودهن؛ بحران روي سازندهاي سخت

زارع درباره وضعيت پرديس و رودهن نيز هشدار مي‌دهد: توسعه شهري ناگهاني روي سازندهاي سخت و بارگذاري بيش از حد جمعيت، به‌ويژه در پروژه‌هاي مسكن مهر، بحران آب زيرزميني را تشديد كرده است.  او اضافه مي‌كند: «بارگذاري جمعيت چندصد هزار نفري در پرديس، اتكا به چاه‌هاي محلي پرديس، رودهن و بومهن را به بالاترين حد رسانده است. در نتيجه بسياري از چاه‌ها با افت مداوم سطح آب و كاهش دبي استخراجي روبه‌رو شده‌اند.از آنجا كه آبخوان‌هاي پرديس و رودهن توان بازسازي اين حجم از برداشت را ندارند، منطقه به‌شدت به آب سطحي سد لار و كلان وابسته شده است.»

   دماوند و آبسرد؛ بزرگ‌ترين آنومالي منفي آب زيرزميني

زارع درباره وضعيت دشت هومند-آبسرد و مشا مي‌گويد: «بزرگ‌ترين و نگران‌كننده‌ترين آنومالي منفي آب زيرزميني در شرق استان تهران در اين منطقه ديده مي‌شود. دشت هومند-آبسرد عملاً به يك دشت ممنوعه و بحراني تبديل شده است. هجوم بي‌سابقه ويلاسازي و حفر هزاران حلقه چاه غيرمجاز براي استخرها و آبياري فضاي سبز، توازن هيدرولوژيكي دشت را نابود كرده است.»

   بارندگي‌ها خشكسالي را درمان نكردند

زارع با اشاره به بارش‌هاي دو سال اخير تأكيد مي‌كند: «بارندگي‌هاي فصلي سال‌هاي ۱۴۰۴ و ۱۴۰۵ هرچند لايه سطحي خاك را مرطوب و چشمه‌هاي فصلي را موقتاً احيا كرد، اما به دليل برداشت سنگين چاه‌ها و نفوذپذيري محدود عمقي در ساختار كوهستاني، نتوانست خشكسالي هيدرولوژيكي اين مناطق را از بين ببرد.»

   شش سال خشكسالي و «حافظه تشنگي» خاك

زارع درباره اثر تداوم خشكسالي توضيح مي‌دهد: «وقتي حوضه آبريز وارد ششمين سال خشكسالي متوالي مي‌شود، سامانه هيدرولوژيكي منطقه دچار تغيير ساختاري منفي مي‌شود كه با چند بارندگي شديد هم ترميم نمي‌شود.» او همچنين مي‌گويد: «شش سال گرما و خشكي، ذخيره برف راهبردي ارتفاعات تهران را كه بانك آب تابستاني سدها بود، تقريباً از بين برده است. وقتي برفي وجود نداشته باشد، دبي پايه رودخانه‌هاي كرج، جاجرود و لار به‌شدت افت مي‌كند.»

   سدهاي تهران در وضعيت بحراني

زارع درباره وضعيت سدهاي تأمين‌كننده آب تهران هشدار مي‌دهد: «در ششمين سال خشكسالي، ورودي رودخانه لار به حداقل ممكن رسيده و به دليل فرار شديد آب كارستي، تراز سد به زير «حجم مُرده» متمايل شده است. بارندگي‌هاي اخير هم اثري بر بهبود وضعيت اين سد نداشته‌اند. فرار آب ساختاري همزمان با سقوط دبي پايه رودخانه لار به كمترين ميزان ثبت‌شده همچنان مشكل سد لار است. سد ماملو دچار خشكي نزديك به خط قرمز است. به دليل كاهش شديد خروجي سد لتيان و نبود پساب و روان‌آب باكيفيت در حوضه جاجرود، ورودي اين سد به شكل بي‌سابقه‌اي افت كرده و عملاً توان تامين آب جنوب شرق تهران و پيشوا و ورامين را از دست داده است. افت شديد تراز هيدروليكي و كسري انباشته ۶ ساله مخزن مشكل مداوم اين سد است.» كاهش شديد دبي رودخانه كرج باعث شده ورودي سد اميركبير به پايين‌ترين ارقام ثبت‌شده چند دهه اخير برسد و حجم مفيد سد پاسخگوي نياز غرب تهران نباشد. سد طالقان نيز به دليل شش سال برداشت مداوم و كاهش ورودي‌هاي حوضه شاهرود، به ترازهايي رسيده كه بازسازي آن سال‌ها زمان خواهد برد. حجم ورودي به اين سد نيز ركورد كمترين ميزان تاريخي را لمس كرده است.»

   تهران هنوز از خشكسالي عبور نكرده است

زارع در جمع‌بندي وضعيت موجود تأكيد مي‌كند: «با رسيدن ورودي سدها به پايين‌ترين حد تاريخي، بار اصلي تأمين آب تهران، پرديس، دماوند و لواسانات مستقيماً بر دوش آب‌هاي زيرزميني افتاده است. بارندگي‌ها به دليل خشكي شديد خاك، توان تغذيه سفره‌ها را ندارند و ورودي آبخوان‌ها تقريباً به صفر رسيده است. در همين حال، حفر چاه‌هاي اضطراري براي جبران كسري سدها به معناي مصرف آب استراتژيك و فسيلي در زون‌هاي دماوند، پرديس و لواسان است.»

بیمه ملت