چرا فرهنگ اهدای عضو در ایران هنوز فراگیر نشده است؟

مرگ مغزی، فرصت زندگی

۱۴۰۵/۰۳/۰۴ - ۰۲:۳۴:۵۸
کد خبر: ۳۸۸۶۸۳

 در بیمارستان، پشت درهای بخش مراقبت‌های ویژه، گاهی سرنوشت چندین انسان به تصمیمی گره می‌خورد که فقط چند ثانیه طول می‌کشد اما بار عاطفی آن برای یک خانواده، شاید تا پایان عمر باقی بماند؛ تصمیم برای اهدای عضو عزیزی که دچار مرگ مغزی شده است.

گلی ماندگار|

 در بیمارستان، پشت درهای بخش مراقبت‌های ویژه، گاهی سرنوشت چندین انسان به تصمیمی گره می‌خورد که فقط چند ثانیه طول می‌کشد اما بار عاطفی آن برای یک خانواده، شاید تا پایان عمر باقی بماند؛ تصمیم برای اهدای عضو عزیزی که دچار مرگ مغزی شده است. در چنین لحظاتی، خانواده‌ای که هنوز در شوک از دست دادن فرزند، همسر یا پدر و مادر خود است، باید میان فقدان و بخشش، میان سوگ و نجات جان دیگران تصمیم بگیرد. این تصمیم اگرچه یکی از متعالی‌ترین جلوه‌های ایثار انسانی است، اما در عمل برای بسیاری از خانواده‌ها ساده نیست.

   توان علمی و تخصصی پیوند عضو

در کشور بالاست اما...

آمارها نشان می‌دهد ایران از نظر توان پزشکی در حوزه پیوند عضو، ظرفیت قابل‌توجهی دارد و مراکز درمانی کشور سالانه صدها عمل پیچیده پیوند انجام می‌دهند. به گفته مسوولان حوزه سلامت، در سال گذشته بیش از هزار و ۱۰۰ مورد انواع پیوند عضو در کشور انجام شده است؛ آماری که نشان‌دهنده توان علمی و تخصصی نظام درمانی در این حوزه است. با این حال، فاصله میان تعداد بیماران نیازمند پیوند و تعداد اعضای اهدایی همچنان زیاد است. هزاران بیمار در کشور در صف انتظار دریافت عضو هستند و برخی از آنها هرگز فرصت رسیدن به پیوند را پیدا نمی‌کنند. این درحالی است که کارشناسان معتقدند ظرفیت بالقوه اهدای عضو در ایران به مراتب بیشتر از وضعیت فعلی است. سالانه هزاران مورد مرگ مغزی در کشور رخ می‌دهد، اما تنها بخشی از این موارد به اهدای عضو منجر می‌شود. شکافی که ریشه آن فقط در مسائل پزشکی نیست؛ بلکه به عوامل فرهنگی، روانی، اجتماعی و حتی ساختاری بازمی‌گردد. در بسیاری از موارد، خانواده‌ها در لحظه تصمیم‌گیری هنوز مرگ مغزی را به‌عنوان «پایان قطعی زندگی» نپذیرفته‌اند. برخی امیدوارند بیمار به زندگی بازگردد، برخی دچار تردیدهای مذهبی یا اخلاقی می‌شوند و برخی نیز به دلیل ناآگاهی یا بی‌اعتمادی، از رضایت به اهدای عضو خودداری می‌کنند. همین تردیدها، فرصت نجات جان چند بیمار را از بین می‌برد. در شرایطی که روزانه تعدادی از بیماران در صف انتظار پیوند جان خود را از دست می‌دهند، این پرسش همچنان مطرح است که چرا فرهنگ اهدای عضو در ایران هنوز به یک رفتار عمومی و پذیرفته‌شده اجتماعی تبدیل نشده است؟ موانع اصلی کجاست و چه تجربه‌هایی در جهان توانسته این مسیر را هموار کند؟

    شکاف میان ظرفیت مرگ مغزی

و اهدای واقعی

بر اساس آمارهای تخصصی، سالانه بین ۵ تا ۸ هزار مورد مرگ مغزی در ایران رخ می‌دهد. از این تعداد، حدود ۲۵۰۰ تا ۳۰۰۰ نفر از نظر پزشکی قابلیت اهدای عضو دارند، اما تعداد مواردی که در نهایت به اهدای واقعی منجر می‌شود، به مراتب کمتر است. در سال گذشته بیش از ۱۱۰۰ مورد انواع پیوند عضو در کشور انجام شد. هرچند این عدد نسبت به سال‌های گذشته نشان‌دهنده حرکت رو به جلو در حوزه پیوند است، اما در برابر تعداد بیماران نیازمند، همچنان کافی نیست. برآوردها نشان می‌دهد حدود ۲۵ هزار بیمار ایرانی در صف انتظار پیوند عضو قرار دارند و گفته می‌شود روزانه ۷ تا ۱۰ نفر از این بیماران، پیش از رسیدن نوبت پیوند، جان خود را از دست می‌دهند. این اعداد نشان می‌دهد که مساله اهدای عضو فقط یک موضوع درمانی نیست؛ بلکه مساله‌ای حیاتی برای نظام سلامت و جامعه است.

    چرا خانواده‌ها رضایت نمی‌دهند؟

فاطمه حسینی، روانشناس اجتماعی در این باره به «تعادل» می گوید: در لحظاتی که پزشکان خبر مرگ مغزی را به خانواده اعلام می‌کنند، خانواده هنوز وارد مرحله پذیرش فقدان نشده است. ذهن آنها در وضعیت انکار، شوک و امید کاذب قرار دارد. در چنین شرایطی درخواست اهدای عضو، از نظر روانی بسیار دشوار است. او توضیح می‌دهد: بسیاری از خانواده‌ها تصور می‌کنند مرگ مغزی همان کماست و هنوز احتمال بازگشت وجود دارد. همین سوءبرداشت باعث می‌شود احساس کنند اگر رضایت بدهند، در واقع خودشان به پایان زندگی عزیزشان تن داده‌اند. این احساس گناه یکی از مهم‌ترین موانع روانی در اهدای عضو است. این روانشناس اجتماعی ادامه می دهد: بخشی از مخالفت‌ها نیز ریشه در ترس‌های پنهان اجتماعی دارد. برخی خانواده‌ها نگرانند که مبادا اعضا به شکلی عادلانه تخصیص پیدا نکند یا تصورات نادرستی درباره سوءاستفاده وجود داشته باشد. حتی اگر این نگرانی‌ها پایه علمی نداشته باشد، در تصمیم‌گیری خانواده اثر می‌گذارد.

    ناآگاهی درباره مرگ مغزی

مانعی جدی

دکتر منوچهر بهرامی، متخصص طب اورژانس نیز علت اصلی را در ناآگاهی عمومی دانسته و به «تعادل» می‌گوید: یکی از اصلی‌ترین مشکلات در ایران، ناآگاهی عمومی درباره مفهوم مرگ مغزی است. بسیاری از مردم هنوز تفاوت میان «کما» و «مرگ مغزی» را نمی‌دانند. او می‌افزاید: در کما، برخی فعالیت‌های مغزی باقی می‌ماند و احتمال بازگشت بیمار وجود دارد، اما در مرگ مغزی، تمامی عملکردهای مغز به‌طور غیرقابل بازگشت از بین رفته است و بیمار از نظر پزشکی فوت شده محسوب می‌شود. این متخصص طب اورژانس اظهار می دارد: همین سوءبرداشت ساده، یکی از دلایل مهم مخالفت خانواده‌ها با اهدای عضو است، زیرا تا زمانی که خانواده تصور کند امکان بازگشت وجود دارد، رضایت به اهدا برای او به معنای «قطع امید» خواهد بود. دکتر بهرامی تاکید می کند: ما در ایران هنوز آموزش عمومی کافی درباره مرگ مغزی نداشته‌ایم. بسیاری از خانواده‌ها در همان لحظه اول با واژه‌ای روبه‌رو می‌شوند که درباره آن هیچ شناختی ندارند. طبیعی است که در چنین شرایطی واکنش دفاعی نشان دهند.

     چرا ایرانی‌ها

کارت اهدای عضو نمی‌گیرند؟

مساله فقط لحظه مرگ مغزی نیست. حتی در سطح جامعه نیز هنوز اهدای عضو به یک تصمیم از پیش تعیین‌شده برای بسیاری از مردم تبدیل نشده است.مسوولان انجمن اهدای عضو ایرانیان می‌گویند تنها حدود ۱۰ تا ۱۲درصد ایرانی‌ها اعلام کرده‌اند که تمایل به اهدای عضو دارند. این درحالی است که این رقم در برخی کشورها به چند برابر می‌رسد.

     سه عامل بازدارنده دریافت کارت

اهداي عضو

فاطمه حسینی، روانشناس اجتماعی در پاسخ به این سوال که چه عواملی باعث می شود تا افراد برای دریافت کارت اهداي عضو اقدام نکنند، می‌گوید: سه عامل بازدارنده در این زمینه می توان نام برد؛ اول، ناآگاهی: بسیاری از مردم اصلاً نمی‌دانند کارت اهدای عضو چیست یا چگونه باید آن را دریافت کنند. دوم، تعویق تصمیم: برخی افراد موافق اهدای عضو هستند، اما گرفتن کارت را به آینده موکول می‌کنند. سوم، گفت‌وگو نکردن با خانواده: در موارد زیادی فرد موافق اهدای عضو است، اما خانواده از نظر او اطلاع ندارد و در لحظه بحران رضایت نمی‌دهد. او می افزاید: در جامعه ما صحبت درباره مرگ هنوز یک تابو است. افراد از گفت‌وگو درباره وصیت، اهدای عضو یا تصمیم‌های پس از مرگ پرهیز می‌کنند. همین سکوت، در لحظه تصمیم بحران ایجاد می‌کند.

     بی‌اعتمادی؛ مانع خاموش

این روانشناس اجتماعی در ادامه تاکید می کند: یکی دیگر از موانع کمتر گفته‌شده، بی‌اعتمادی بخشی از جامعه به نظام درمانی است. اگرچه روند پیوند عضو در ایران تحت ضوابط سخت پزشکی و قانونی انجام می‌شود، اما برخی شایعات و تصورات نادرست باعث شده بخشی از جامعه نگرانی‌هایی درباره نحوه تخصیص عضو یا تشخیص مرگ مغزی داشته باشد.

    تصمیمی که زندگی می‌بخشد

حسینی می‌گوید: درنهایت، اهدای عضو فقط یک اقدام پزشکی نیست؛ آزمونی برای فرهنگ همدلی و مسوولیت اجتماعی است. در کشوری که هزاران بیمار در انتظار پیوند عضو هستند و هر روز برخی آنها فرصت زندگی را از دست می‌دهند، هر رضایت به اهدای عضو می‌تواند معنای واقعی «ادامه حیات» باشد. او در پایان توضیح می دهد: مردم ایران ذاتا جامعه‌ای همدل و نوع‌دوست هستند. مشکل این نیست که مردم مخالف نجات جان دیگران باشند؛ مشکل این است که در لحظه تصمیم، آگاهی، آمادگی روانی و گفت‌وگوی قبلی وجود ندارد. اگر این سه حلقه تقویت شود، اهدای عضو می‌تواند به یک فرهنگ عمومی تبدیل شود. شاید فاصله میان مرگ و زندگی، همان چند ثانیه‌ای باشد که خانواده‌ای در سخت‌ترین لحظه زندگی، تصمیم می‌گیرد بخشی از عزیزش، زندگی را در کالبد انسانی دیگر ادامه دهد.

   کشورهای پیشرو چه کرده‌اند؟

برخی کشورها توانسته‌اند با ترکیب فرهنگ‌سازی و اصلاح ساختار، نرخ اهدای عضو را به شکل چشمگیری افزایش دهند. اسپانیا سال‌هاست بالاترین نرخ اهدای عضو جهان را دارد. راز موفقیت این کشور فقط قانون نیست؛ بلکه حضور تیم‌های تخصصی گفت‌وگو با خانواده‌ها در بیمارستان‌ها، آموزش عمومی گسترده و فرهنگ‌سازی مستمر است. در امریکا، ثبت رضایت برای اهدای عضو روی گواهینامه رانندگی انجام می‌شود و کمپین‌های رسانه‌ای بزرگی برای ترویج این فرهنگ وجود دارد. انگلستان نیز با اجرای سیستم «رضایت مفروض» (مگر اینکه فرد مخالفت کرده باشد) توانست نرخ اهدای عضو را افزایش دهد. کشور کرواسی هم نمونه‌ای موفق از کشوری است که با اصلاح نظام شناسایی اهداکنندگان، جهش بزرگی در این حوزه ایجاد کرد.

   راهکارهایی برای افزایش اقبال عمومی 

به اهدای عضو

کارشناسان معتقدند برای افزایش اقبال عمومی به اهدای عضو در ایران، مجموعه‌ای از اقدامات همزمان لازم است.

     ۱. آموزش عمومی درباره مرگ مغزی

رسانه‌ها، مدارس، دانشگاه‌ها و نظام سلامت باید به زبان ساده تفاوت مرگ مغزی و کما را توضیح دهند.

     ۲. گفت‌وگوی خانوادگی درباره اهدای عضو

اگر افراد پیش از بحران، نظر خود را با خانواده در میان بگذارند، احتمال رضایت خانواده بیشتر می‌شود.

     ۳. ثبت گسترده نشان اهدای عضو

ثبت نشان اهدای عضو روی کارت ملی، گواهینامه و اسناد هویتی می‌تواند تصمیم‌گیری را آسان‌تر کند.

     ۴. حضور روانشناس کنار خانواده‌ها

در بسیاری از کشورها، تیم‌های روانشناسی و مشاوران آموزش‌دیده در لحظه تصمیم کنار خانواده حضور دارند.

     ۵. شفافیت بیشتر

اطلاع‌رسانی درباره نحوه تخصیص عضو، روند قانونی و گزارش‌های رسمی می‌تواند بی‌اعتمادی را کاهش دهد.

     ۶. استفاده از روایت‌های انسانی

خانواده‌های اهداکننده و بیماران پیوندی می‌توانند موثرترین سفیران فرهنگ اهدای عضو باشند.

بیمه ملت