اقتصاد ديجيتال در اتاق احيا
اقتصاد ديجيتال ايران روزگاري با بحران «كندي اينترنت» دستوپنجه نرم ميكرد، اما حالا مساله از اختلال و فيلترينگ عبور كرده و به بحران بقا رسيده است.
اقتصاد ديجيتال ايران روزگاري با بحران «كندي اينترنت» دستوپنجه نرم ميكرد، اما حالا مساله از اختلال و فيلترينگ عبور كرده و به بحران بقا رسيده است. گزارش تازه انجمن بلاكچين ايران تصويري از اكوسيستمي ارايه ميدهد كه در آن كسبوكارها ديگر براي توسعه برنامهريزي نميكنند، بلكه تمام انرژي خود را صرف زنده ماندن ميكنند. بيش از ۷۰ روز بيثباتي اينترنت، هزاران ميليارد تومان خسارت، افت شديد فروش، تعديل نيرو و شكلگيري دسترسيهاي نابرابر، حالا اقتصاد ديجيتال را به نقطهاي رسانده كه بسياري از فعالانش از «عادي شدن بحران» حرف ميزنند؛ وضعيتي كه در آن اينترنت نه ابزار رشد، بلكه گلوگاه بقا شده است.
تا همين يكي، دو سال پيش، بحران اينترنت در ايران بيشتر با واژههايي مثل «كندي»، «اختلال» يا «فيلترينگ» توصيف ميشد؛ مشكلاتي كه هرچند پرهزينه بودند، اما هنوز بسياري تصور ميكردند موقتياند و ميتوان تا حدودي با آنها كنار آمد. حالا اما روايت تازهاي از دل اقتصاد ديجيتال بيرون آمده؛ روايتي كه ديگر درباره افت سرعت يا قطعي چندساعته نيست، بلكه از فرسايش تدريجي يك زيستبوم اقتصادي حرف ميزند. گزارش تازه انجمن بلاكچين ايران درباره تابآوري اقتصاد ديجيتال، تصويري از بازاري ارايه ميدهد كه در آن بسياري از كسبوكارها ديگر براي رشد برنامهريزي نميكنند، بلكه فقط تلاش دارند زنده بمانند. در اين روايت، اينترنت ديگر يك ابزار جانبي يا يك خدمت عمومي ساده نيست؛ ستون اصلي توليد، اشتغال، فروش، ارتباط و حتي بقاست. وقتي اين ستون مدام دچار لرزش ميشود، كل سازه اقتصاد ديجيتال نيز وارد وضعيت بيثباتي ميشود؛ وضعيتي كه بهتدريج از بحران موقت به يك شرايط دايمي شباهت پيدا كرده است.
اقتصاد ديجيتال در وضعيت بقا
گزارش انجمن بلاكچين ايران كه بر پايه دادههاي ميداني و نظرسنجي از بيش از ۲۳۰ مدير كسبوكار تهيه شده، تصويري كمسابقه از ابعاد بحران اينترنت در ايران ارايه ميدهد. طبق اين گزارش، اقتصاد ديجيتال كشور در بازه مورد بررسي، حدود ۷۰ روز با اختلال گسترده، قطعي يا بيثباتي اينترنت بينالملل مواجه بوده؛ شرايطي كه در مجموع بيش از ۱۶۵۰ ساعت اختلال عملياتي براي كسبوكارها ايجاد كرده است. اين اعداد فقط يك آمار فني نيستند. معناي واقعي آنها در زندگي روزمره شركتهايي ديده ميشود كه فعاليتشان به سرويسهاي ابري، ابزارهاي ارتباطي جهاني، درگاههاي پرداخت، تبليغات آنلاين و ارتباط دايمي با مشتريان وابسته است. در چنين شرايطي، هر اختلال اينترنتي تنها يك قطعي ساده نيست، بلكه زنجيرهاي از اختلال در فروش، پشتيباني، توسعه محصول، خدمات مالي و ارتباط با بازار را ايجاد ميكند. به همين دليل است كه بسياري از فعالان اين حوزه معتقدند بحران اينترنت در ايران از مرحله «اختلال مقطعي» عبور كرده و به يك بحران ساختاري تبديل شده است؛ بحراني كه امكان برنامهريزي حتي كوتاهمدت را نيز از شركتها گرفته است. وقتي هيچ كسبوكاري نداند فردا يا هفته بعد چه سطحي از دسترسي خواهد داشت، طبيعي است كه توسعه و سرمايهگذاري جاي خود را به مديريت بحران و حفظ بقا بدهد.
خسارتهايي كه هر روز بزرگتر ميشوند
برآوردهاي اين گزارش نشان ميدهد خسارت روزانه واردشده به اقتصاد ديجيتال كشور در دوره اختلال اينترنت، بين ۴ تا ۱۰ هزار ميليارد تومان بوده است؛ رقمي كه نشان ميدهد مساله صرفا محدود به كاهش درآمد چند شركت اينترنتي نيست، بلكه كل زنجيره اقتصاد ديجيتال را درگير كرده است. در برخي كسبوكارها ميزان افت فروش از ۷۰ درصد هم عبور كرده و بازده تبليغات ديجيتال بين ۵۰ تا ۸۰ درصد كاهش يافته است. اين افت شديد بهخصوص براي استارتآپها و كسبوكارهاي كوچك، عملا مدل رشد را مختل كرده است. بسياري از شركتها ديگر توان جذب مشتري جديد ندارند و حتي حفظ كاربران فعلي نيز به چالشي جدي تبديل شده است. از سوي ديگر، همزمان با افت درآمد، هزينه زيرساختها نيز افزايش يافته است. گزارش نشان ميدهد در بعضي موارد هزينههاي زيرساختي شركتها تا بيش از ۱۲۰ درصد رشد كرده؛ از خريد سرويسهاي جايگزين و ابزارهاي دور زدن محدوديت گرفته تا هزينههاي امنيت، سرور و نگهداري شبكه. تركيب كاهش درآمد و افزايش هزينه، حاشيه بقا را براي بسياري از شركتها به حداقل رسانده است. همين وضعيت باعث شده فضاي اقتصاد ديجيتال ايران بهتدريج از يك اكوسيستم مبتني بر رشد و نوآوري، به محيطي پرريسك و فرسايشي تبديل شود؛ محيطي كه در آن مديران بيش از آنكه به توسعه فكر كنند، درگير كاهش هزينه، تعديل نيرو و عبور از بحران روزمره هستند.
مهاجرت آرام از توسعه به بقا
يكي از مهمترين پيامدهاي اين وضعيت، تغيير رفتار ساختاري كسبوكارهاست. بسياري از شركتها، بهويژه در بخش استارتآپي، پروژههاي توسعهاي خود را متوقف كردهاند. جذب نيروي جديد كاهش يافته و در بسياري از مجموعهها تعديل نيرو يا كاهش همكاريهاي پروژهاي آغاز شده است. بازار كار اقتصاد ديجيتال كه تا همين چند سال پيش يكي از معدود بازارهاي روبهرشد ايران بود، حالا با موجي از نااطميناني مواجه شده است. شركتها نميدانند آينده زيرساخت اينترنت چگونه خواهد بود و همين مساله برنامهريزي منابع انساني را دشوار كرده است. در اين ميان، كسبوكارهاي كوچك و متوسط بيشترين آسيب را ديدهاند. شركتهاي بزرگتر معمولا دسترسي بيشتري به زيرساختهاي جايگزين، منابع مالي يا مسيرهاي ارتباطي پايدار دارند، اما كسبوكارهاي كوچك چنين امكاني ندارند. براي بسياري از آنها، بحران اينترنت ديگر صرفا يك ريسك عملياتي نيست، بلكه به تهديدي براي ادامه حيات تبديل شده است. فعالان اين حوزه هشدار ميدهند ادامه چنين روندي ميتواند موج تازهاي از مهاجرت نيروهاي متخصص را نيز رقم بزند. وقتي آينده شغلي در اقتصاد ديجيتال مبهم شود و امكان فعاليت پايدار وجود نداشته باشد، طبيعي است كه بخشي از نيروي انساني متخصص به دنبال فرصتهاي باثباتتر در خارج از كشور برود.
اينترنت طبقاتي و شكلگيري اقتصاد چندسرعته
يكي از مهمترين بخشهاي اين گزارش، هشدار درباره نابرابري در دسترسي به اينترنت است؛ مسالهاي كه حالا بسياري از فعالان اقتصاد ديجيتال آن را با عنوان «اقتصاد چندسرعته» توصيف ميكنند. در شرايط فعلي، همه كسبوكارها به يك ميزان از كيفيت و پايداري اينترنت برخوردار نيستند. برخي شركتها يا گروهها به مسيرهاي پايدارتر و دسترسيهاي ويژه دست پيدا كردهاند، در حالي كه بخش ديگري از بازار همچنان با اختلالهاي مكرر دستوپنجه نرم ميكند. اين تفاوت دسترسي، بهتدريج به يك مزيت اقتصادي تبديل شده است. شركتي كه اينترنت پايدارتر دارد، راحتتر ميتواند مشتري حفظ كند، خدمات بينالمللي ارايه دهد و هزينه كمتري براي عبور از محدوديتها بپردازد. در مقابل، كسبوكارهايي كه از چنين دسترسيهايي محرومند، ناچارند زمان و هزينه بيشتري صرف جبران اختلالها كنند. همين مساله خطر شكلگيري نوعي شكاف ديجيتال در اقتصاد ايران را افزايش داده است؛ شكافي كه در آن بخشي از بازار به اينترنت باكيفيت و پايدار دسترسي دارد و بخش ديگر، درگير مديريت بحران دايمي است. فعالان اين حوزه هشدار ميدهند اگر اين روند ادامه پيدا كند، رقابت سالم در اقتصاد ديجيتال عملا از بين خواهد رفت و دسترسي به اينترنت به يك مزيت طبقاتي تبديل ميشود.
وقتي بحران به وضعيت عادي تبديل ميشود
شايد مهمترين هشدار اين گزارش، نه اعداد ميلياردي خسارت باشد و نه آمار افت فروش و تعديل نيرو؛ بلكه عادي شدن بحران است. وضعيتي كه در آن اختلال اينترنت ديگر يك اتفاق استثنايي تلقي نميشود، بلكه به بخشي از واقعيت روزمره اقتصاد ديجيتال تبديل شده است. در چنين شرايطي، بسياري از كسبوكارها ديگر براي رشد رقابت نميكنند؛ آنها براي بقا رقابت ميكنند. سرمايهگذاران محتاطتر شدهاند، كاربران بياعتمادتر و نيروهاي متخصص خستهتر. اينترنت كه قرار بود موتور توسعه اقتصاد ديجيتال باشد، حالا خود به يكي از اصليترين موانع آن تبديل شده است. گزارش انجمن بلاكچين در نهايت بر دو مطالبه اصلي تاكيد ميكند: بازگشت اينترنت پايدار و توقف روند دسترسي طبقاتي، زيرا از نگاه فعالان اين حوزه، اينترنت ديگر فقط يك ابزار ارتباطي نيست؛ زيرساخت مستقيم اشتغال، توليد و آينده اقتصاد ديجيتال كشور است.