حمیدرضا صالحی در گفتگو با «تعادل» خسارات ایران در حوزه انرژی را تحلیل می کند

بازسازی آسیب‌ها با تکیه بر توان داخل

۱۴۰۵/۰۲/۲۳ - ۰۰:۲۲:۲۹
کد خبر: ۳۸۶۹۸۹

صنعت پتروشیمی ایران که از دهه ۴۰ خورشیدی با مشارکت شرکت‌‌های بین ‌المللی پایه‌‌گذاری شد، امروز در شرایطی قرار گرفته که نیازمند یک بازنگری جدی در شیوه مدیریت احیا، بازسازی و توسعه خود است.

زهرا سلیمانی|صنعت پتروشیمی ایران که از دهه ۴۰ خورشیدی با مشارکت شرکت‌‌های بین ‌المللی پایه‌‌گذاری شد، امروز در شرایطی قرار گرفته که نیازمند یک بازنگری جدی در شیوه مدیریت احیا، بازسازی و توسعه خود است. این گزاره درخصوص سایر بخش‌های انرژی از جمله آسیب‌های وارده به فازهای مختلف پارس جنوبی و در کل صنعت نفت ایران هم صدق می کند. برخلاف برخی گمانه ‌زنی ‌ها درباره ابعاد آسیب ‌پذیری این صنعت در جنگ 40روزه، ارزیابی متخصصان نشان می‌دهد ظرفیت‌های فنی، نیروی انسانی و توان طراحی داخلی می‌تواند بخش قابل‌توجهی از مسیر بازسازی را پوشش دهد؛ اما تداوم این مسیر بدون دسترسی به فناوری روز، تنوع ‌بخشی به بازار و تعامل سازنده با جهان امکان‌ پذیر نخواهد بود.حمیدرضا صالحی نایب رییس اتاق تهران در گفتگو با «تعادل» با اشاره به سابقه طولانی صنعت پتروشیمی در ایران می ‌گوید توان فنی، نیروی انسانی متخصص و ظرفیت شرکت ‌های  داخلی برای بازسازی و احیای بخش ‌های  آسیب ‌دیده صنعت انرژی وجود دارد، اما تداوم توسعه این صنعت بدون ارتباط با فناوری روز دنیا و دسترسی به بازارهای متنوع جهانی ممکن نخواهد بود. صالحی تاکید می‌کند که بازسازی بخش مهمی از آسیب‌‌ها در ماه‌های آینده دور از دسترس نیست، هرچند برآورد دقیق زمان به ابعاد خرابی‌ها و سطح هماهنگی در بخش انرژی بستگی دارد.

    اظهارنظرهای مختلفی درباره آسیب های وارده به ایران در حوزه‌های انرژی (به‌خصوص پتروشیمی) مطرح می‌شود. برخی معتقدند میزان آسیب‌های وارد شده به صنعت پتروشیمی و دیگر بخش‌های انرژی بالاست و گروهی دیگر از کارشناسان می‌گویند این خسارات آن قدر گسترده نیست که نتوان با اتکا به ظرفیت‌‌های داخلی از آن عبور کرد. در مقابل عده‌ای هم می‌گویند درباره این آسیب‌ ها بزرگنمایی شده. ارزیابی شما چیست؟

واقعیت این است که برای ارزیابی درست، باید از نگاه صفر و صدی فاصله گرفت. نه می‌توان گفت آسیب‌‌ها ناچیز بوده و به ‌راحتی قابل جبران است و نه می‌توان نتیجه گرفت که این صنعت از نظر فنی و عملیاتی در موقعیتی قرار گرفته که امکان بازسازی آن وجود ندارد. صنعت پتروشیمی ایران یک صنعت ریشه‌دار است و پشتوانه  فنی، نیروی انسانی و تجربه عملیاتی قابل توجهی دارد. به همین دلیل، اگر بحث صرفا بازسازی، تعمیر و احیای واحدها باشد، معتقدم کشور از ظرفیت لازم برای عبور از این مرحله برخوردار است. البته باید میان «احیای عملیاتی» و «توسعه پایدار» تفاوت قائل شد. ممکن است یک واحد یا مجموعه‌‌ای از تأسیسات با تکیه بر امکانات داخلی بازسازی و دوباره وارد مدار شود، اما اینکه این صنعت در افق بلندمدت بتواند در جایگاه برتر منطقه‌‌ای و بین‌المللی قرار بگیرد، موضوعی فراتر از صرف تعمیرات و بازگرداندن ظرفیت تولید است.

    به سابقه صنعت پتروشیمی ایران اشاره کردید. این سابقه چه کمکی به درک بهتر وضعیت فعلی می‌کند؟

صنعت پتروشیمی در ایران سابقه‌ای چند دهه‌‌ای دارد. از سال ۱۳۴۵ که همکاری‌‌هایی مانند پتروشیمی ایران - ژاپن شکل گرفت، رشد مسیر این صنعت به ‌تدریج آغاز شد. در دهه ۵۰ نیز توسعه جدی‌تری در این بخش اتفاق افتاد و سرمایه‌گذاری‌‌ها و زیرساخت‌های مهمی شکل گرفت. نکته مهم این است که از همان ابتدا، این صنعت بر پایه انتقال دانش فنی، لایسنس، آموزش نیروی متخصص و همکاری با شرکت‌های صاحب تکنولوژی رشد کرد. همین تجربه تاریخی به ما می‌گوید هر زمان که صنعت پتروشیمی ایران موفق‌تر بوده، هم از توان داخلی بهره گرفته و هم از ارتباط با دانش و فناوری بین‌المللی استفاده کرده است. بنابراین در تحلیل وضعیت امروز هم باید همین واقعیت را در نظر گرفت. ما در داخل کشور یک سرمایه بزرگ انسانی و فنی داریم، اما این سرمایه زمانی بیشترین بازده را خواهد داشت که از فناوری روز و ارتباطات حرفه‌ای با دنیا هم بهره‌مند شود.

    اگر بخواهیم مشخصا از منظر فنی صحبت کنیم، آیا ایران توان بازسازی و احیای بخش‌های آسیب‌دیده پتروشیمی را دارد؟

بله، از منظر فنی و تخصصی معتقدم این توان وجود دارد. در سال‌های گذشته نیروی انسانی متخصص، دانشگاه‌‌های فنی، شرکت ‌های مهندسی، پیمانکاران و بخش خصوصی در حوزه طراحی، تعمیرات، ساخت داخل و راهبری واحدهای پتروشیمی تجربه‌های مهمی کسب کرده‌اند. امروز می‌ توان گفت که در بسیاری از حوزه‌های فنی، کشور به سطحی از بلوغ رسیده که بتواند خرابی‌ها را شناسایی، اصلاح و بازسازی کند. این مساله فقط مربوط به واحدهای اصلی فرآیندی نیست. در بخش‌های زیرساختی مانند تولید برق، آب، بخار و خدمات جانبی نیز تجربه و توان داخلی وجود دارد. اینها بخش‌هایی هستند که اتفاقا در استمرار کار واحدهای پتروشیمی نقش بسیار تعیین‌کننده‌ای دارند. اگر هماهنگی و برنامه‌ریزی مناسبی وجود داشته باشد، بازگرداندن این بخش‌ها به مدار فعالیت، کاملا شدنی است.

    یعنی می‌توان گفت مشکل اصلی دیگر صرفا فنی نیست؟   

دقیقا. اگر بخواهیم منصفانه نگاه کنیم، در حوزه فنی و مهندسی، ایران توانمندی‌های قابل دفاعی دارد. اما مساله اصلی در آینده این صنعت فقط در تعمیر و بازسازی خلاصه نمی‌شود. پرسش مهم این است که آیا می‌خواهیم صرفا واحدها را دوباره راه‌اندازی کنیم یا می‌خواهیم صنعت پتروشیمی ایران را به جایگاهی برسانیم که بتواند در منطقه و حتی فراتر از آن رقابت کند؟ برای پاسخ به این سوال باید به دو حوزه مهم توجه کرد؛ نخست فناوری و دوم بازار. در فناوری، ما باید همواره با دانش روز دنیا در ارتباط باشیم. دانش مرز نمی‌شناسد و صنعتی که خود را از جریان جهانی نوآوری جدا کند، در میان‌مدت دچار عقب‌ماندگی می‌شود. در حوزه بازار هم موضوع فقط تولید نیست، بلکه فروش، بازاریابی، تنوع مقاصد صادراتی و حضور پایدار در بازارهای جهانی اهمیت حیاتی دارد.

    طی سال‌های اخیر بازارهای صادراتی ایران در حوزه انرژی تنوع خود را از دست داده‌اند. ایران به جز چین و چند کشور محدود دیگر عملا سبد صادراتی خاصی ندارد. در مورد بازارهایی که ایران در حوزه های انرژی در آن حضور دارد، چه نظری دارید؟

یکی از مهم‌ترین مسائل این است که یک صنعت بزرگ پتروشیمی نمی‌تواند به یک یا دو بازار محدود متکی بماند. اگر کشوری بخواهد قطب پتروشیمی منطقه شود، باید بازارهای متنوع، قابل اتکا و پایدار داشته باشد. صرفا وابسته شدن به یک بازار، مثلا چین، نمی‌ تواند در بلندمدت کمک ‌کننده باشد. تنوع در بازارهای صادراتی هم قدرت چانه‌زنی ایجاد می ‌کند و هم ریسک‌‌های اقتصادی را کاهش می‌دهد. به همین دلیل، حتی اگر ما از نظر فنی بتوانیم بخش عمده‌ای از واحدها را بازسازی کنیم، برای توسعه آینده ناچاریم در حوزه مارکتینگ، بازرگانی بین‌المللی، تعاملات اقتصادی و جذب فناوری‌های نوین نیز فعال باشیم. در غیر این صورت، ممکن است احیای کوتاه‌مدت اتفاق بیفتد، اما مسیر توسعه بلندمدت  با مانع مواجه شود.

    برخی معتقدند اتکا به توان داخلی باید به ‌تنهایی کافی باشد. آیا شما چنین نگاهی را واقع‌بینانه می‌دانید؟

من اعتقاد دارم توان داخلی یک مزیت بزرگ و حتی نقطه اتکای اصلی ماست، اما این به معنای بی‌نیازی از جهان نیست. هیچ صنعت بزرگی در دنیا در خلأ رشد نکرده است. حتی کشورهای پیشرفته نیز در زنجیره جهانی فناوری، سرمایه، بازار و دانش با یکدیگر در ارتباط هستند. بنابراین، تکیه بر ظرفیت داخلی باید به‌ عنوان پایه کار دیده شود، نه به‌عنوان جایگزین کامل ارتباطات بین‌المللی. ما باید از سرمایه انسانی، توان طراحی، تجربه فنی و ظرفیت شرکت‌های داخلی برای بازسازی استفاده کنیم، اما همزمان باید درهای دسترسی به فناوری‌های جدید، لایسنس‌های نو، بازارهای متنوع و تعامل حرفه‌ای با جهان را نیز باز نگه داریم. جمع این دو رویکرد است که می‌تواند آینده صنعت پتروشیمی را تضمین کند.

    در مورد زمان مورد نیاز برای احیای این بخش چه برآوردی می‌توان داشت؟ برخی از بازگشت ۵۰ تا ۶۰ درصد خرابی‌ها در چند ماه آینده صحبت می‌کنند.

طبیعتا ارائه عدد دقیق بدون گزارش‌های کامل فنی و عملیاتی دشوار است. نوع خرابی، میزان آسیب به تجهیزات کلیدی، شرایط تأمین قطعات، وضعیت زیرساخت‌های برق و آب و بخار، و همچنین آمادگی تیم‌های عملیاتی همه در زمان‌بندی احیا اثرگذار هستند. اما اینکه گفته می‌شود بخشی از خسارت‌ها در چند ماه آینده قابل جبران است، حرفی نیست که بتوان به ‌کلی رد کرد. گزارش‌هایی که از برخی مجموعه‌های بزرگ پتروشیمی، ازجمله در عسلویه و پارس جنوبی، مطرح شده نشان می‌دهد کار تعمیرات و بازسازی آغاز شده است. وقتی خود مجموعه‌های فعال در صنعت از شروع عملیات احیا خبر می‌دهند، یعنی بستر فنی و اجرایی این کار وجود دارد. ممکن است درباره درصدها اختلاف نظر باشد، اما اصل موضوع، یعنی امکان بازگشت تدریجی بخشی از ظرفیت‌‌ها، کاملا قابل تصور است.

     پس شما نسبت به روند احیا خوش‌بین هستید؟

من خوش‌بینی محتاطانه دارم. خوش‌بینی از این جهت که تجربه، تخصص و زیرساخت انسانی لازم در کشور وجود دارد و کار نشدنی‌ای در پیش نیست. اما محتاطانه از این جهت که احیای صنعت انرژی، به ‌ویژه در بخش پتروشیمی، فقط به یک واحد یا یک شرکت محدود نمی‌شود. این یک زنجیره به‌ هم ‌پیوسته است. اگر برق، آب صنعتی، بخار، خوراک، حمل ‌و نقل و سایر اجزای زیرساختی به ‌درستی هماهنگ نباشند، بازگشت کامل به مدار تولید زمانبر خواهد شد.

به همین دلیل، همکاری و هم‌‌افزایی میان مجموعه‌‌های مختلف حوزه انرژی و زیرساخت کشور بسیار مهم است. تشکل‌‌ها، شرکت‌ها، نهادهای فنی و مجموعه‌های اجرایی باید در کنار هم قرار بگیرند تا این روند تسریع شود. هرچه هماهنگی بیشتر باشد، زمان احیا کوتاه‌تر و کیفیت بازگشت به تولید بهتر خواهد بود.

    در نهایت اگر بخواهید جمع‌بندی کنید، برای احیای صنعت پتروشیمی و سایر بخش‌های انرژی چه الزامات اصلی وجود دارد؟

به نظر من چند گزاره کلیدی را باید همزمان در نظر گرفت. نخست اینکه از منظر فنی، ایران دارای دانش، نیروی انسانی و ظرفیت اجرایی لازم برای بازسازی و ترمیم بخش مهمی از آسیب‌هاست. دوم اینکه این بازسازی باید با زمان‌بندی دقیق، اولویت‌بندی فنی و هماهنگی میان بخش‌های مختلف انرژی انجام شود. سوم اینکه برای توسعه پایدار، صنعت پتروشیمی نیازمند ارتباط مستمر با فناوری روز دنیاست و نمی‌توان این واقعیت را نادیده گرفت. و چهارم اینکه بازار، مسئله‌ای هم‌سنگ فناوری است؛ بدون بازارهای متنوع و حضور مؤثر در عرصه بین‌المللی، حتی احیای فنی هم به نتیجه مطلوب نهایی نخواهد رسید. در مجموع، من فکر می‌کنم صنعت پتروشیمی ایران این ظرفیت را دارد که از شرایط فعلی عبور کند، به شرط آنکه هم به توان داخلی اعتماد شود و هم ضرورت تعامل فنی و اقتصادی با جهان به رسمیت شناخته شود. این دو مکمل یکدیگرند، نه متضاد با یکدیگر.

بیمه ملت