بازار سرمايه نيازمند قواعد شفاف
در ادبيات اقتصادي جهان، مفهوم بازار معنايي روشن و كمابهام دارد؛ بازاري كه بر پايه دو نيروي اصلي يعني عرضه و تقاضا شكل ميگيرد و مسير حركت آن نيز توسط همين دو عامل تعيين ميشود.
در ادبيات اقتصادي جهان، مفهوم بازار معنايي روشن و كمابهام دارد؛ بازاري كه بر پايه دو نيروي اصلي يعني عرضه و تقاضا شكل ميگيرد و مسير حركت آن نيز توسط همين دو عامل تعيين ميشود. در چنين چارچوبي، نقش نهادهاي تنظيمگر يا همان رگولاتورها نه دخالت مستقيم در معاملات، بلكه ايجاد بستري سالم براي شكلگيري دادوستدهاست. به بيان ديگر، فلسفه وجودي تنظيمگري در بازارهاي مالي دنيا اين است كه از اخلال در معاملات جلوگيري شود و زمينه براي پويايي و رونق بازار فراهم بماند. هرگونه تصميمي كه مانع شكلگيري معامله يا فرآيند طبيعي خريد و فروش شود، در واقع فاصله گرفتن از همين اصول اوليه بازار است. در اين ميان، تجربههاي جهاني نشان ميدهد حتي در شرايط بحراني نيز تلاش ميشود اصل «نقدشوندگي» بازار حفظ شود. يكي از مهمترين بحرانهايي كه بازارهاي مالي با آن مواجه ميشوند، وقوع جنگ است. طبيعتاً در آغاز هر جنگي، نوعي شوك رواني و اقتصادي در بازارها ايجاد ميشود و در بسياري از كشورها ممكن است براي مدت كوتاهي بازارهاي مالي بسته شوند. اما اين تعطيلي معمولاً كوتاهمدت است و هدف آن صرفاً مديريت شوك اوليه است، نه توقف طولانيمدت فعاليت بازار. نمونه قابل توجه در اين زمينه، تجربه امارات متحده عربي است. زماني كه اين كشور با شرايط جنگي روبرو شد، بازار سهام آن تنها براي سه روز ابتدايي تعطيل شد. پس از آن، معاملات از سر گرفته شد و بازار دوباره به فعاليت عادي بازگشت. پيام اين تصميم براي سرمايهگذاران روشن بود كه حتي اگر جنگ ادامه داشته باشد، بازار بايد فعال بماند و قيمتها بر اساس واقعيتهاي جديد شكل بگيرند. در چنين شرايطي، سرمايهگذاران با در نظر گرفتن مفروضات جنگي وارد معامله ميشوند و بازار نيز به تدريج تعادل خود را پيدا ميكند. در مورد ايران نيز طبيعي است كه در شرايط جنگي انتظار تعطيلي موقت بازار سهام وجود داشته باشد. هيچ سرمايهگذاري از بسته شدن كوتاهمدت بازار در زمان وقوع بحران نظامي تعجب نميكند. اما مساله اصلي زماني مطرح ميشود كه پس از پايان شرايط جنگي يا اعلام آتشبس، همچنان بازار بسته باقي بماند و افق مشخصي براي بازگشايي آن ارايه نشود. در چنين وضعيتي، سهامداران با يك پرسش جدي مواجه ميشوند كه چه زماني ميتوانند به دارايي خود دسترسي پيدا كنند؟سرمايهگذاران در بازار سرمايه بيش از هر چيز به «نقدشوندگي» اهميت ميدهند. ممكن است قيمتها كاهش پيدا كند يا حتي بازار با افت شديد مواجه شود، اما اصل ماجرا اين است كه سرمايهگذار بايد بتواند درباره دارايي خود تصميم بگيرد. نگه داشتن طولانيمدت بازار در وضعيت تعطيلي، عملاً اين حق را از سهامداران سلب ميكند و اعتماد به سازوكار بازار را كاهش ميدهد.
يكي از ضعفهاي جدي كه در ساختار مديريت بازار سرمايه مشاهده ميشود، نبود دستورالعملي شفاف و از پيش تعيينشده براي شرايط بحران است. در واقع، سرمايهگذاران نميدانند اگر دوباره شرايط مشابهي رخ دهد چه تصميمي اتخاذ خواهد شد. براي مثال، اگر فردا دوباره يك درگيري نظامي آغاز شود، آيا بازار مانند جنگ ۱۲ روزه بسته خواهد شد؟ آيا مشابه اتفاقات ديگري كه در سالهاي گذشته رخ داده عمل خواهد شد؟ يا اينكه تصميمي كاملاً متفاوت اتخاذ ميشود؟ اين ابهام، فضاي بازار را بهشدت آسيبپذير ميكند. زيرا وقتي قواعد مشخصي وجود نداشته باشد، تصميمها ناگزير به سمت سليقهاي شدن ميروند. تجربه سالهاي اخير نيز نشان داده كه در بحرانهاي مختلف از تحولات سياسي گرفته تا حوادث غيرمنتظره واكنشها در بازار سرمايه اغلب فاقد يك چارچوب قانوني ثابت بوده است. در شرايط فعلي نيز در حالي صحبت از بازگشايي بازار سهام مطرح ميشود كه همزمان خبرهايي درباره افزايش تنشهاي نظامي در سطح منطقه شنيده ميشود. حتي برخي اظهارنظرهاي سياسي در سطح بينالمللي، از احتمال درگيريهاي جديد حكايت دارد. در چنين فضايي طبيعي است كه سرمايهگذاران نگران باشند؛ زيرا اگر بازار باز شود و سپس دوباره با تهديدهاي جديد مواجه شويم، ممكن است بازار با ريزشهاي شديد روبرو شود. راهكار اساسي براي عبور از اين وضعيت، تدوين يك قانون شفاف و دايمي براي مديريت بازار در شرايط بحران است. قانوني كه دقيقاً مشخص كند در چه شرايطي بازار تعطيل ميشود و چه زماني بايد دوباره بازگشايي شود. براي مثال ميتوان قاعدهاي ساده تعريف كرد، در صورت وقوع جنگ، بازار براي مدت مشخصي بسته ميشود و پس از اعلام آتشبس، بدون توجه به فضاي رواني بازار، حداكثر چند روز بعد معاملات از سر گرفته ميشود.وجود چنين قواعدي باعث ميشود بازار از تصميمهاي مقطعي و سليقهاي فاصله بگيرد. وقتي قانون روشن باشد، همه بازيگران بازار از سهامداران خرد گرفته تا سرمايهگذاران بزرگ ميدانند در شرايط بحراني چه انتظاري بايد داشته باشند. اين شفافيت نهتنها اعتماد سرمايهگذاران را افزايش ميدهد، بلكه به ثبات و كارآمدي بازار سرمايه نيز كمك ميكند. در نهايت بايد پذيرفت كه بازار سرمايه بدون قواعد مشخص و پايدار نميتواند نقش واقعي خود را در اقتصاد ايفا كند. اگر قرار باشد هر بحران با تصميمي متفاوت مديريت شود، بازار به جاي آنكه محلي براي سرمايهگذاري و تأمين مالي باشد، به فضايي پرريسك و غيرقابل پيشبيني تبديل خواهد شد؛ وضعيتي كه نه به نفع سهامداران است و نه به سود اقتصاد كشور.