صعود دوباره بورسهاي دنيا
بازارهاي جهاني در روز چهارشنبه با موجي از خوشبيني مواجه شدند؛ خوشبيني كه هم از تحولات ژئوپليتيكي خاورميانه نيرو گرفت و هم از تب سرمايهگذاري در حوزه هوش مصنوعي و نيمههاديها همراه شد.
بازارهاي جهاني در روز چهارشنبه با موجي از خوشبيني مواجه شدند؛ خوشبيني كه هم از تحولات ژئوپليتيكي خاورميانه نيرو گرفت و هم از تب سرمايهگذاري در حوزه هوش مصنوعي و نيمههاديها همراه شد. گزارشهايي مبني بر نزديك شدن ايالات متحده و ايران به يك تفاهم براي پايان دادن به درگيريها در خليج فارس، فضاي ريسكپذيري را در بازارها تقويت كرد و باعث شد شاخصهاي سهام در اروپا و آسيا جهش كنند، در حالي كه قيمت نفت با كاهش مواجه شد. همزمان، بازارهاي امريكا نيز همچنان از موج صعودي سهام فناوري و شركتهاي مرتبط با هوش مصنوعي بهره ميبرند، هرچند بازار اوراق قرضه بلندمدت هنوز نشانههايي از نگراني نسبت به آينده نرخهاي بهره و وضعيت اقتصاد كلان را در خود حفظ كرده است.
مهمترين محرك اين تغيير فضاي بازار، انتشار گزارشهايي بود كه از نزديك شدن امريكا و ايران به نوعي چارچوب توافق براي پايان جنگ خبر ميداد. به گزارش آكسيوس، كاخ سفيد انتظار دارد كه ايران ظرف ۴۸ ساعت آينده در مورد چند محور كليدي، از جمله توقف غنيسازي هستهاي، پاسخ دهد. در همين حال گفته شد كه دو طرف در آستانه انتشار يك يادداشت يا تفاهمنامه يك صفحهاي هستند كه ميتواند چارچوب كلي توافق را مشخص كند. سخنگوي وزارت امور خارجه ايران نيز اعلام كرد تهران در حال ارزيابي پيشنهاد صلح ۱۴ مادهاي دولت امريكاست. اگرچه هنوز جزييات كامل اين پيشنهاد منتشر نشده، اما صرف مطرح شدن احتمال يك تفاهم، براي بازارها كافي بود تا سناريوي كاهش تنش را در قيمتها لحاظ كنند.
بازارهاي مالي معمولاً بيش از آنكه به قطعيت وقايع واكنش نشان دهند، به تغيير در انتظارات واكنش نشان ميدهند. در اين مورد نيز آنچه قيمتها را جابهجا كرد، نه تحقق نهايي توافق، بلكه افزايش احتمال آن بود. در هفتههاي گذشته، نگراني درباره تداوم جنگ در خليج فارس، آسيب ديدن جريان صادرات انرژي و بسته ماندن يا ناامن بودن تنگه هرمز، يكي از اصليترين ريسكهاي ژئوپليتيكي براي معاملهگران جهاني بود. تنگه هرمز نه فقط براي صادركنندگان نفت منطقه، بلكه براي تعادل كل بازار جهاني انرژي اهميت حياتي دارد. در نتيجه، هر نشانهاي از كاهش تنش در اين آبراه حساس، بلافاصله به كاهش پرميوم ريسك در بازار نفت منجر ميشود. همين مساله توضيح ميدهد كه چرا با انتشار خبر احتمال توافق، قيمت نفت عقب نشست و شاخصهاي سهامي رشد كردند.
واكنش بورسهاي اروپا
واكنش بورسهاي اروپا به اين خبر بهوضوح چشمگير بود. شاخص پاناروپايي Stoxx 600 حدود ۲ درصد رشد كرد. در لندن، FTSE 100 با رشد ۲.۲ درصدي بخشي از افت شديد روز قبل را جبران كرد. در پاريس و فرانكفورت نيز شاخصهاي CAC 40 و DAX هركدام در حدود ۲.۳ درصد افزايش يافتند. نكته قابل توجه آن بود كه تقريباً همه بخشهاي اصلي بازار در محدوده مثبت قرار گرفتند و تنها سهام شركتهاي نفت و گاز بودند كه همگام با افت بهاي نفت، از اين موج صعودي عقب ماندند. اين رفتار بخشي، كاملاً منطقي بود، كاهش تنش ژئوپليتيكي معمولاً به نفع صنايع مصرفي، صنعتي، مالي و فناوري تمام ميشود، اما در كوتاهمدت ميتواند چشمانداز سودآوري شركتهاي انرژي را تحت فشار قرار دهد.
افزايش ارزش يورو در برابر دلار نيز در همين چارچوب قابل فهم است. با بهتر شدن فضاي ريسكپذيري در بازارهاي جهاني، تقاضا براي برخي ارزهاي امن كاهش مييابد و سرمايهگذاران به سمت داراييهايي حركت ميكنند كه بيشتر از بهبود تجارت جهاني و ثبات منطقهاي سود ميبرند. رشد ۰.۶۵ درصدي يورو در برابر دلار، بازتابي از همين جابهجايي انتظارات بود. از نگاه بازار، كاهش تنش در خاورميانه نه فقط ريسك شوك انرژي را كمتر ميكند، بلكه ميتواند فشار تورمي بر اقتصاد اروپا را نيز كاهش دهد؛ اقتصادي كه بهطور سنتي نسبت به قيمت انرژي بسيار حساس است.
در همين زمينه، تصميم قبلي دونالد ترامپ براي توقف «پروژه آزادي» نيز پيام رواني مهمي براي بازارها داشت. اين طرح با هدف هدايت و حفاظت از كشتيها در تنگه هرمز مطرح شده بود، اما خودِ اعلام توقف آن، بهويژه هنگامي كه ترامپ آن را ناشي از «پيشرفت بزرگ به سمت توافق كامل و نهايي» دانست، نوعي سيگنال سياسي به بازار داد كه كاخ سفيد در حال تغيير مسير از تقابل نظامي به سمت مصالحه است. علاوه بر اين، ديدار عباس عراقچي با وانگ يي در پكن و گزارشهايي مبني بر تلاش مشاوران ترامپ براي استفاده از نفوذ چين بر ايران جهت بازگشايي تنگه هرمز، نشان ميدهد كه ديپلماسي چندجانبه نيز در اين پرونده به جريان افتاده است. براي بازارها، چنين نشانههايي مهماند، زيرا به معني افزايش احتمال مديريت بحران از مسير مذاكره است.
با اين حال، نبايد فراموش كرد كه بازارها همواره مستعد افراط در قيمتگذاري بر اساس خوشبيني يا بدبيني لحظهاي هستند. همانطور كه متن گزارش اشاره ميكند، آتشبس ميان طرفين همچنان شكننده توصيف شده و در روزهاي قبل، حملات پهپادي و موشكي ايران به امارات و نيز درگيريهاي دريايي در تنگه هرمز باعث شده بود خطر گسترش بحران بسيار جدي به نظر برسد. بنابراين، رشد بازارها در روز چهارشنبه را بايد بيشتر به عنوان واكنش به كاهش فوري ترسها تعبير كرد، نه لزوماً نشانهاي از حل كامل و پايدار بحران. اگر در روزهاي آينده خبرهاي تكميلي از شكست مذاكرات يا تشديد دوباره تنش منتشر شود، بخشي از اين رشد ميتواند به سرعت معكوس شود.
در كنار عامل ژئوپليتيك، يك محرك ساختاري ديگر نيز پشت رشد بازارها قرار داشت، تداوم هيجان پيرامون هوش مصنوعي و صنايع نيمههادي. اين موضوع بهويژه در بازارهاي آسيايي با قدرت خود را نشان داد. شاخص KOSPI كره جنوبي با رشدي در حدود ۶.۵ درصد، براي نخستينبار از سطح ۷۰۰۰ واحد عبور كرد.
اين جهش بر پايه رشد خيرهكننده سهام شركتهاي بزرگ فناوري و تراشهسازي شكل گرفت. سامسونگ الكترونيكس بيش از ۱۲ تا ۱۵ درصد افزايش يافت و ارزش بازار آن از مرز يك تريليون دلار گذشت. SK Hynix نيز با رشد بيش از ۱۰ درصدي به ركوردهاي جديد رسيد. اين تحولات نشان ميدهد كه سرمايهگذاران همچنان انتظار دارند تقاضا براي تراشههاي حافظه، پردازندههاي پيشرفته و زيرساختهاي محاسباتي مرتبط با هوش مصنوعي در سالهاي آينده بهشدت بالا باقي بماند.
ركورد جديد وال استريت
والاستريت روز سهشنبه ركوردهاي جديدي ثبت كرد و سهام شركتهاي فناوري و نيمههادي در كانون توجه قرار داشتند. اينتل با انتشار گزارشهايي مبني بر مذاكره با اپل براي توليد پردازندههاي اصلي دستگاههاي اين شركت، جهش قابل توجهي را تجربه كرد. AMD نيز پس از آنكه چشمانداز تقاضاي خود را بهبود داد، در معاملات پس از ساعات رسمي بازار رشد شديدي داشت. مجموعه اين اتفاقات نشان ميدهد كه داستان هوش مصنوعي، برخلاف برخي دورههاي هيجاني گذشته، اكنون تنها محدود به چند نام شناختهشده نيست، بلكه به زنجيرهاي گسترده از شركتهاي سختافزاري، طراحي تراشه، توليد و زيرساختهاي محاسباتي سرايت كرده است. همين مساله به شاخصهاي گستردهتر سهامي كمك كرده تا حتي در شرايط عدمقطعيت ژئوپليتيكي نيز ميل به صعود داشته باشند.
در اروپا، علاوه بر فضاي مثبت كلي، گزارشهاي شركتي نيز به حمايت از بازار كمك كردند. نوو نورديسك پيشبيني سود سالانه خود را افزايش داد؛ اقدامي كه پس از عملكرد فراتر از انتظار داروهاي كاهش وزن اين شركت در سهماهه نخست انجام شد. فروش قرص خوراكي Wegovy در امريكا بهمراتب بالاتر از برآورد تحليلگران بود و اين مساله بار ديگر نشان داد كه بازار داروهاي ضدچاقي هنوز ظرفيت رشد بالايي دارد.
در سالهاي اخير، نوو نورديسك به يكي از مهمترين نمادهاي رشد در بورس اروپا تبديل شده و عملكرد آن بهتنهايي ميتواند بر احساس كلي بازار تأثير بگذارد. در كنار آن، پاندورا نيز پس از انتشار فروش سهماهه اول بهتر از انتظار، با رشد حدود ۹ درصدي مواجه شد. هرچند اين شركت همچنان با فشار ناشي از تعرفههاي وارداتي امريكا و افزايش بهاي نقره روبروست، اما بازار نشان داد كه فعلاً بر توانايي شركت براي عبور از اين فشارها تمركز دارد.
با وجود اين فضاي مثبت در بازار سهام، بازار اوراق قرضه دولتي بلندمدت همچنان پيامي محتاطانهتر ارسال ميكند. بازده اوراق ۳۰ ساله خزانهداري امريكا بار ديگر به آستانه ۵ درصد نزديك شد و براي مدتي كوتاه از آن عبور كرد، هرچند نتوانست در اين سطح تثبيت شود. در بريتانيا نيز نرخهاي استقراض بلندمدت به بالاترين سطوح خود از سال ۱۹۹۸ رسيدند. اين تحركات نشان ميدهد كه سرمايهگذاران هنوز نسبت به چشمانداز تورم، كسريهاي مالي، و مدتزمان ماندگاري نرخهاي بهره بالا نگران هستند. به بيان ساده، بازار سهام در حال قيمتگذاري بر اساس سناريوي رشد و رونق فناوري است، اما بازار اوراق قرضه هنوز بهطور كامل قانع نشده كه اقتصاد جهاني وارد يك دوره باثبات و كمتورم شده است.
دوگانگي ميان بازار سهام و اوراق
اين دوگانگي ميان بازار سهام و بازار اوراق، يكي از مهمترين نكات تحليلي در شرايط فعلي است. اگر بازده اوراق بلندمدت براي مدت طولاني در سطوح بالا باقي بماند، ارزشگذاري سهام، بهويژه سهام رشدي و فناوري، ممكن است در ماههاي آينده با چالش روبرو شود. زيرا نرخ بهره بالاتر، ارزش فعلي جريانهاي نقدي آينده را كاهش ميدهد و معمولاً فشار بيشتري بر شركتهايي وارد ميكند كه بخش عمده ارزششان بر سودآوريهاي آينده استوار است. بنابراين، اگرچه فعلاً موج هوش مصنوعي و كاهش ريسك ژئوپليتيكي باعث تقويت بازارهاي سهامي شده، اما بازار اوراق بهنوعي هشدار ميدهد كه اين مسير لزوماً بدون مانع نخواهد بود.
در بازار ارز نيز نوسانات قابل توجهي ديده شد. علاوه بر تقويت يورو، ين ژاپن نيز بار ديگر افزايش يافت و به محدوده ۱۵۵ در برابر دلار رسيد، هرچند بخشي از اين رشد را بعداً پس داد. گمانهزنيها درباره مداخله مقامهاي ژاپني براي حمايت از ين همچنان ادامه دارد. اين موضوع اهميت زيادي دارد، زيرا ضعف بيش از حد ين ميتواند فشار تورمي وارداتي بر ژاپن را تشديد كند و در عين حال باعث نوسان در بازارهاي جهاني ارز شود. از سوي ديگر، تكرار حركات ناگهاني ين نشان ميدهد كه بانكهاي مركزي و دولتها همچنان نقش فعالي در مديريت پيامدهاي نوسانات جهاني ايفا ميكنند.
در مجموع، آنچه در روز چهارشنبه در بازارهاي جهاني رخ داد، نمونهاي روشن از تلاقي دو نيروي قدرتمند بود؛ نخست، كاهش موقت ريسك ژئوپليتيكي بهواسطه اميد به توافق امريكا و ايران؛ دوم، تداوم خوشبيني ساختاري نسبت به رشد هزينهكرد در حوزه هوش مصنوعي و تقاضا براي نيمههاديها. حاصل اين دو نيرو، رشد بورسهاي اروپا و آسيا، تداوم ركوردشكني بخشي از سهام امريكا، افت قيمت نفت و تقويت برخي ارزها بود. اما در پس اين خوشبيني، همچنان چند ريسك مهم باقي مانده است؛ شكننده بودن آتشبس و مذاكرات، حساسيت بازار به دادههاي اشتغال و تورم امريكا، و فشار بازدههاي بالاي اوراق بلندمدت بر ارزشگذاري داراييها.
به همين دليل، شايد بهترين توصيف براي وضعيت كنوني بازارها اين باشد كه سرمايهگذاران در حال حركت بر روي باريكهاي ميان اميد و احتياط هستند. اميد به اينكه تنش در خاورميانه فروكش كند، زنجيرههاي انرژي و تجارت از بحران نجات يابند و موج سرمايهگذاري در هوش مصنوعي به رشد سود شركتها ادامه دهد؛ و احتياط از اين جهت كه هر شوك سياسي، داده اقتصادي ضعيف يا جهش دوباره نرخهاي بهره ميتواند اين تعادل را برهم بزند. بنابراين، رشد روز چهارشنبه را بايد مهم دانست، اما نه به عنوان پايان عدمقطعيت، بلكه بيشتر به عنوان يادآوري اين واقعيت كه در بازارهاي امروز، روايتها و انتظارات با سرعتي بسيار بالا ميتوانند مسير قيمتها را تغيير دهند.