افزايش قيمت و محدوديت دسترسي، اقتصاد ديجيتال را به كالايي وابسته به توان مالي تبديل كرده است

اينترنت براي همه يا براي پردرآمدها؟

۱۴۰۵/۰۲/۱۴ - ۰۱:۱۴:۰۹
کد خبر: ۳۸۵۷۲۱

در حالي كه مسوولان همچنان بر مخالفت با «اينترنت طبقاتي» تأكيد دارند، واقعيت‌هاي ميداني از شكل‌گيري تدريجي نوعي دسترسي نابرابر به اينترنت حكايت مي‌كند؛ روندي كه با ظهور «اينترنت پرو» بيش از گذشته به چشم آمده است.

در حالي كه مسوولان همچنان بر مخالفت با «اينترنت طبقاتي» تأكيد دارند، واقعيت‌هاي ميداني از شكل‌گيري تدريجي نوعي دسترسي نابرابر به اينترنت حكايت مي‌كند؛ روندي كه با ظهور «اينترنت پرو» بيش از گذشته به چشم آمده است. در شرايطي كه بخش بزرگي از جامعه با محدوديت يا قطعي دسترسي مواجه است، ارايه اينترنت باكيفيت به گروه‌هايي خاص-آن هم با هزينه‌هاي بالاتر-اين پرسش را مطرح كرده كه آيا اينترنت در حال تبديل شدن از يك حق عمومي به كالايي مبتني بر توان مالي است؟ كارشناسان از تغيير آرام اما معنادار در سياست‌گذاري ارتباطي سخن مي‌گويند؛ تغييري كه مي‌تواند شكاف ديجيتال را عميق‌تر كرده و پيامدهاي اقتصادي و اجتماعي گسترده‌اي به همراه داشته باشد.

بيش از دو ماه از آغاز اختلال و قطع گسترده اينترنت در كشور مي‌گذرد و در حالي كه همچنان روايت رسمي بر مخالفت با «اينترنت طبقاتي» تأكيد دارد، شواهد ميداني چيز ديگري را نشان مي‌دهد؛ نوعي بازآرايي خاموش در ساختار دسترسي كه اينترنت را از يك خدمت عمومي به كالايي قابل خريد و محدود تبديل كرده است. در اين ميان، ظهور «اينترنت پرو» به عنوان شكل تازه‌اي از دسترسي، نه‌تنها بحث‌ها را درباره عدالت ارتباطي تشديد كرده، بلكه اين پرسش را نيز به‌طور جدي مطرح ساخته است كه آيا سياست‌گذاري ارتباطي كشور، در عمل به سمت تفكيك دسترسي و شكل‌گيري لايه‌هاي متفاوت اينترنت حركت كرده است يا خير. در ظاهر، دولت و نهادهاي رسمي بارها بر اين نكته تأكيد كرده‌اند كه اينترنت بايد به عنوان يك حق عمومي براي همه شهروندان در دسترس باشد و هرگونه تفكيك يا طبقه‌بندي، نه سياست رسمي بلكه صرفاً راهكاري موقت در شرايط بحراني است. با اين حال، آنچه در عمل رخ داده، به‌ويژه در هفته‌هاي اخير، نشان مي‌دهد كه دسترسي به اينترنت بيش از آنكه بر مبناي نياز تعريف شود، به‌تدريج به تابعي از توان مالي و موقعيت دسترسي تبديل شده است. همين شكاف ميان گفتار و واقعيت، زمينه‌ساز شكل‌گيري موجي از انتقادات در ميان كارشناسان، فعالان و حتي بخشي از بدنه اقتصادي كشور شده است.

      اينترنت؛ از حق عمومي تا كالاي قابل خريد

تحليلگران حوزه ارتباطات معتقدند روند فعلي، بيش از هر چيز نشانه‌اي از تغيير ماهيت اينترنت در سياست‌گذاري كلان است. اينترنتي كه قرار بود به عنوان يك زيرساخت عمومي، دسترسي برابر را براي همه فراهم كند، حالا در حال تبديل شدن به يك «كالاي ممتاز» است؛ كالايي كه كيفيت، سرعت و حتي اصل دسترسي به آن، وابسته به پرداخت هزينه‌هاي بالاتر شده است. سعيد سوزنگر، كارشناس امنيت شبكه، با نگاهي فني به اين موضوع، معتقد است اجراي چنين ساختاري نه‌تنها ممكن، بلكه تا حد زيادي پياده‌سازي شده است. او به پيوست توضيح مي‌دهد: «براي اين كار زيرساخت لازم وجود دارد. كافي است به نحوه عملكرد برخي سرويس‌هاي وي‌پي‌ان نگاه كنيم؛ هر كاربر با يك شناسه مشخص، از يك مسير متفاوت به شبكه متصل مي‌شود. در اينترنت پرو نيز همين اتفاق در حال رخ دادن است؛ مسير ترافيك كاربران خاص از مسير عمومي جدا مي‌شود و اين يعني تفكيك واقعي در سطح شبكه.» اين توضيح نشان مي‌دهد كه آنچه تحت عنوان «اينترنت متفاوت» يا «ويژه» مطرح مي‌شود، صرفاً يك تفاوت در كيفيت نيست، بلكه نوعي جداسازي ساختاري در دسترسي است؛ جداسازي‌اي كه مي‌تواند در آينده به سطوح پيچيده‌تري نيز برسد.

   پول؛ معيار جديد دسترسي

در حالي كه در نسخه‌هاي اوليه ايده اينترنت طبقاتي، معيارهايي مانند جايگاه شغلي يا نياز تخصصي مطرح بود-براي مثال دسترسي بيشتر براي دانشگاهيان يا پزشكان-اما به‌گفته برخي فعالان، آنچه امروز در حال شكل‌گيري است، بيش از هر چيز بر محور «توان مالي» مي‌چرخد. مرضيه ادهم، از فعالان حوزه دسترسي آزاد به اينترنت، در اين باره به پيوست مي‌گويد: «در گذشته اگر صحبت از دسترسي متفاوت بود، بر اساس نياز تعريف مي‌شد؛ اما حالا معيار اصلي، پول است. هر كسي كه بتواند هزينه بيشتري بپردازد، به اينترنت بهتري دسترسي دارد. اين يعني تبديل يك حق عمومي به يك امتياز اقتصادي.» او همچنين به تغيير رفتار اپراتورها اشاره مي‌كند و معتقد است افزايش چشمگير قيمت‌ها، به‌ويژه در دوره اخير، بخشي از همين روند است: «در شرايطي كه وزارت ارتباطات تلاش مي‌كرد افزايش تعرفه را كنترل كند، اپراتورها از فضاي بحراني استفاده كردند و قيمت‌ها را به‌طور ناگهاني چند برابر افزايش دادند. اينترنت پرو در واقع تركيبي از همين افزايش قيمت و محدوديت دسترسي است.» اين تحليل، تصوير روشني از تغييري مي‌دهد كه به‌صورت تدريجي در حال وقوع است؛ تغييري كه در آن، اينترنت از يك خدمت پايه، به يك خدمت لوكس تبديل مي‌شود.

    سياست‌گذاري در سايه ابهام

يكي از نكات قابل‌توجه در اين ميان، نبود شفافيت در نحوه تصميم‌گيري و اجراي اين سياست‌هاست. اگرچه مسوولان بارها تأكيد كرده‌اند كه اينترنت طبقاتي به عنوان يك سياست رسمي وجود ندارد، اما اجراي عملي طرح‌هايي مانند اينترنت پرو، اين ابهام را تقويت كرده است. حسين رمضان‌زاده، عضو هيات‌مديره كارزار، در اين باره معتقد است كه اپراتورها به‌تنهايي قادر به اجراي چنين طرحي نيستند: «اپراتورها نمي‌توانند بدون مجوز اقدام كنند. به‌احتمال زياد اين طرح با هماهنگي نهادهاي بالادستي اجرا شده است. اما نكته مهم اين است كه اپراتور حق ندارد درباره دسترسي مردم به اينترنت تصميم‌گيري كند.» او همچنين به انگيزه‌هاي اقتصادي پشت اين ماجرا اشاره مي‌كند و مي‌گويد: «در شرايط فعلي، طبيعي است كه جامعه اين موضوع را به عنوان يك پروژه اقتصادي ببيند. وقتي اينترنت عمومي محدود است و نسخه گران‌تر آن عرضه مي‌شود، اين برداشت شكل مي‌گيرد كه هدف، عادي‌سازي اينترنت پولي است.» اين اظهارات، به يكي از مهم‌ترين نگراني‌ها دامن مي‌زند: اينكه سياست‌گذاري ارتباطي، به‌جاي حركت به سمت دسترسي برابر، در حال ايجاد يك بازار چندلايه است.

    احراز هويت؛ مقدمه‌اي براي طبقه‌بندي

يكي ديگر از ابعاد مهم اينترنت پرو، فرايند احراز هويت براي دريافت آن است؛ موضوعي كه از نگاه برخي كارشناسان، صرفاً يك اقدام اجرايي نيست، بلكه بخشي از يك طرح بزرگ‌تر محسوب مي‌شود. مرضيه ادهم معتقد است اين فرايند مي‌تواند امكان رصد كاربران را فراهم كند، اما سوزنگر نگاه متفاوتي دارد. او مي‌گويد: «در حال حاضر، هدف اصلي احراز هويت، دسته‌بندي كاربران است. يعني سيستم مي‌خواهد بداند هر كاربر در كدام گروه قرار مي‌گيرد. اين دسته‌بندي‌ها در آينده مي‌توانند مبناي تصميم‌گيري براي سطح دسترسي باشند.» او حتي تصويري از آينده ارايه مي‌دهد كه به‌گفته خودش، نگران‌كننده است: «در مرحله بعد، اين گروه‌ها كوچك‌تر مي‌شوند و دسترسي‌ها محدودتر. ممكن است در نهايت به نقطه‌اي برسيم كه تنها گروه‌هاي خاصي امكان استفاده از اينترنت بين‌الملل را داشته باشند.» اين تحليل، نشان مي‌دهد كه اينترنت پرو، صرفاً يك  سرويس موقت نيست، بلكه مي‌تواند بخشي از يك تغيير ساختاري در نحوه مديريت اينترنت باشد.

    اقتصاد ديجيتال؛ قرباني خاموش

در كنار اين تحولات، پيامدهاي اقتصادي اين وضعيت نيز به‌طور فزاينده‌اي آشكار شده است. بسياري از كسب‌وكارهاي آنلاين، به‌ويژه آنهايي كه بر بستر شبكه‌هاي اجتماعي فعاليت مي‌كردند، عملاً امكان ادامه فعاليت خود را از دست داده‌اند. رمضان‌زاده در اين باره مي‌گويد: «صدها هزار نفر شغل خود را از دست داده‌اند. اين عدد را اگر در كنار دانشجوياني بگذاريم كه دسترسي به منابع آموزشي ندارند، ابعاد بحران روشن‌تر مي‌شود. اينترنت فقط يك ابزار نيست؛ زيرساخت زندگي مدرن است.» او همچنين به پيامدهاي اجتماعي اين وضعيت اشاره مي‌كند: «تبعيض در دسترسي، فقط يك مساله فني نيست؛ يك مساله رواني و اجتماعي هم هست. وقتي مردم احساس كنند به‌طور نابرابر از يك حق محروم شده‌اند، سرمايه اجتماعي آسيب مي‌بيند.»

   آينده‌اي مبهم؛ از مهاجرت تا بي‌اعتمادي

يكي از مهم‌ترين نگراني‌هايي كه در ميان كارشناسان مطرح مي‌شود، تأثير بلندمدت اين روند بر جامعه است. كاهش دسترسي، افزايش نابرابري و از بين رفتن فرصت‌هاي اقتصادي، مي‌تواند به موجي جديد از مهاجرت منجر شود. رمضان‌زاده در اين باره هشدار مي‌دهد: «اگر اين روند ادامه پيدا كند، با موجي از مهاجرت مواجه خواهيم شد كه از موج‌هاي قبلي بسيار گسترده‌تر است. افرادي كه امكان تحصيل يا كار خود را از دست داده‌اند، به‌دنبال گزينه‌هاي جايگزين خواهند رفت.» او همچنين به خطر شكل‌گيري نارضايتي‌هاي اجتماعي اشاره مي‌كند: «اين وضعيت مي‌تواند به يك بحران اجتماعي تبديل شود. وقتي اقتصاد ديجيتال آسيب ببيند و فرصت‌ها از بين برود، تبعات آن فقط اقتصادي نخواهد بود.»

   تناقضي كه همچنان پابرجاست

در نهايت، آنچه بيش از هر چيز در اين ميان به چشم مي‌آيد، شكاف ميان سياست‌هاي اعلامي و واقعيت‌هاي اجرايي است. از يك‌سو، مسوولان بر مخالفت با اينترنت طبقاتي تأكيد مي‌كنند و اينترنت را حق همه مردم مي‌دانند؛ از سوي ديگر، سازوكارهايي در حال شكل‌گيري است كه عملاً دسترسي را محدود و تفكيك مي‌كند. اين تناقض، نه‌تنها اعتماد عمومي را تحت تأثير قرار داده، بلكه آينده سياست‌گذاري در حوزه ارتباطات را نيز با ابهام مواجه كرده است. پرسش اصلي اكنون اين است كه آيا اين روند، صرفاً يك واكنش موقت به شرايط بحراني است يا نشانه‌اي از تغييري عميق‌تر در نگاه به اينترنت و جايگاه آن در جامعه؟ پاسخ به اين پرسش، نه‌تنها سرنوشت اينترنت، بلكه مسير توسعه اقتصادي، عدالت اجتماعي و حتي اعتماد عمومي را در سال‌هاي آينده تعيين خواهد كرد.