محاصرهاي كه سرانجام ميشكند!
يكي از ابهاماتي كه اخيرا در فضاي عمومي و اقتصادي ايران شكل گرفته، اين است كه آيا محاصره دريايي امريكا عليه ايران به اندازهاي ميتواند مخرب باشد كه روند توزيع اقلام اساسي در ايران را مختل كند؟ پرسش مهم بعدي اين است كه ايران چه راههايي براي مقابله با اين اقدام ميتواند برنامهريزي كند؟ براي پاسخ به اين پرسش ابتدا بايد به اين ابهام پاسخ داده شود كه امريكا چه بازه زماني براي اين محاصره دريايي پيشبيني كرده است؟

يكي از ابهاماتي كه اخيرا در فضاي عمومي و اقتصادي ايران شكل گرفته، اين است كه آيا محاصره دريايي امريكا عليه ايران به اندازهاي ميتواند مخرب باشد كه روند توزيع اقلام اساسي در ايران را مختل كند؟ پرسش مهم بعدي اين است كه ايران چه راههايي براي مقابله با اين اقدام ميتواند برنامهريزي كند؟ براي پاسخ به اين پرسش ابتدا بايد به اين ابهام پاسخ داده شود كه امريكا چه بازه زماني براي اين محاصره دريايي پيشبيني كرده است؟ اصولا امريكا دوست دارد اين محاصره را در بلندمدت عليه ايران اعمال كند و اگر بتواند اين محاصره را در بلندمدت اعمال كند قطعا آثار سوئي بر اقتصاد و زندگي ايرانيان خواهد داشت، چراكه بخش مهمي از محصولات ايران شامل نفت، پتروشيمي و مشتقات نفتي بايد از خليجفارس به جهان پيراموني صادر شود. لجستيكي كه براي اين مدل كالاهاي صادراتي ايران وجود دارد، عموما بر مسير دريايي از طريق خليجفارس متمركز شده است. البته ميتوان راههاي موقت و كوتاهمدتي را براي جبران اين محاصره پيدا كرد. ايران كشور پهناوري است و مرزهاي زميني گستردهاي دارد. اما ايا امكان دارد به صورت عملي در كوتاهمدت يا ميانمدت، حجم انبوهي از صادرات و واردات را به ريل و جاده منتقل كرد؟ معتقدم به صورت انبوه و عمده چنين جايگزيني براي نيازهاي ايران وجود ندارد، چراكه مرزهاي ايران براي انتقال چنين حجمي از كالا تجهيز نشدهاند، روزانه 10الي 15هزار كانتينر تنها در يكي از بنادر ايران تخليه ميشود و روشن است كه مرزهاي زميني چنين ظرفيتهايي ندارند. البته اين اظهارات به اين معنا نيست كه اثر اين محاصره سريعا در اقتصاد ايران نمايان ميشود. اين اثر خود را در كوتاه و ميانمدت نشان نخواهد داد، چراكه ايران طي 8الي 9ماه گذشته واردات گستردهاي (مواد غذايي و واردات ساير اقلام) صورت داده و از اين منظر كمبودي احساس نميشود. اما اگر اين محاصره به صورت بلندمدت تداوم يابد، تاثيري بيشتر از تحريمهاي اعمال شده عليه ايران خواهد داشت. البته همانطور كه تحريمهاي قبلي ايران را به صفر نرساند، محاصره دريايي هم فشار صد درصدي نخواهد داشت. نظر شخصي من اين است كه اين محاصره يا با گفتوگو يا با جنگ بايد شكسته شود. ترجيح ما اين است كه محاصره با گفتوگو شكسته شود، اما اگر تداوم يابد، مصلحت ايران ايجاب ميكند كه حتي به اقدام نظامي هم فكر كند. تداوم وضعيت نه جنگ نه صلح مصلحت اقتصاد ايران نيست و بايد برخورد ديگري صورت گيرد. اولويت يك ايران اين است كه مشكل با گفتوگو حل شود، اما ايران در عين حال به روشهاي ديگر هم براي شكستن اين محاصره فكر ميكند. البه راههاي جايگزين و كوتاهمدتي براي دور زدن محاصره دريايي وجود دارد، قطعا ايران ميتواند از ظرفيت همسايگان خود استفاده كند تا بخشي از نيازهايش را تامين كنند. اين رويكرد همين امروز هم وجود دارد بخشي از طريق ظرفيتهاي ريلي و بخشي ديگر از مسيرهاي زميني و...جبران ميشود. اما در عين حال بايد توجه داشت كه اين روند هزينه تجارت ايران را بالا ميبرد، ضمن اينكه جوابگوي تامين نيازهاي مطلوب ايران نخواهد بود. همانطور كه اشاره شد نظر شخصي من اين است كه از طريق اعمال فشار اين كار انجام شود. اين اعمال فشار ميتواند بستن كامل تنگه هرمز بلااستثنا باشد تا ساير كشورها هم طعم محروميت را بچشند و فكري به حال ترامپ و امريكا كنند. راهحل دوم نيز استفاده از رويكردهاي سخت براي شكستن محاصره هستيم. البته معتقدم امريكا اين امكان عملياتي بلندمدت را ندارد كه محاصره را در بلندمدت حفظ كند. تنگه هرمز دست ماست و ما يك پله از امريكا جلوتر هستيم. امريكا ايران را ميتواند محاصره كند، اما ايران ميتواند جهان را محاصره كند.امروز، جهان با كمبودهايي چون نفت، محصولات نفتي، پتروشيميها، كود شيميايي و...روبهرو است و اين روند باعث نزول شاخصهاي اقتصاد جهاني نيز شده است. بهرغم شعارهايي كه كشورهاي حاشيه خليجفارس سر ميدهند و از راههاي جايگزين براي صادرات نفت خبر ميدهند، واقع آن است كه هيچ جايگزيني براي صادرات نفت و گاز و مشتقات نفتي وجود ندارد. مشكل امروز اقتصاد جهاني برآمده از رفتارهاي رييس جمهور نادان ايالات متحده است. معتقدم در برابر ترامپ ايران بايد ابتكار عمل را به دست بگيرد و ابتكار عبور از تنگه و شكستن محاصره دريايي را به روشهاي مختلف چه به روش ديپلماسي و چه از طريق ديگر به دست بياورد.
