بازگشايي بازار در سايه جنگ

۱۴۰۵/۰۲/۱۲ - ۰۱:۱۶:۵۱
کد خبر: ۳۸۵۳۶۳

موضوع بازگشايي بازار سرمايه در شرايطي كه همچنان سايه جنگ و نااطميناني‌هاي سياسي بر سر اقتصاد كشور سنگيني مي‌كند، مساله‌اي چندبعدي است؛ تصميمي كه نه فقط به زمان، بلكه به كيفيت مديريت ريسك و شفافيت اطلاعات بستگي دارد.در مقطع اسفندماه، تصميم به توقف معاملات و بستن بازار گرفته شد؛ تصميمي كه موافقان و مخالفان خود را داشت.

برزو حق‌شناس

موضوع بازگشايي بازار سرمايه در شرايطي كه همچنان سايه جنگ و نااطميناني‌هاي سياسي بر سر اقتصاد كشور سنگيني مي‌كند، مساله‌اي چندبعدي است؛ تصميمي كه نه فقط به زمان، بلكه به كيفيت مديريت ريسك و شفافيت اطلاعات بستگي دارد.در مقطع اسفندماه، تصميم به توقف معاملات و بستن بازار گرفته شد؛ تصميمي كه موافقان و مخالفان خود را داشت. برخي آن را اقدامي پيشگيرانه و منطقي براي جلوگيري از رفتارهاي هيجاني مي‌دانستند و برخي ديگر آن را محدودكننده نقدشوندگي تلقي مي‌كردند. با اين حال، آنچه امروز اهميت بيشتري دارد، شرايط فعلي بازار و چشم‌انداز پيش‌رو است؛ بازاري كه دو ماه با محدوديت جدي در نقدشوندگي مواجه بوده و اكنون زمزمه‌هاي بازگشايي آن به گوش مي‌رسد.

سوال اصلي اينجاست كه آيا ريسك‌هاي سيستماتيك برطرف شده‌اند؟ واقعيت آن است كه جنگ به‌طور رسمي پايان نيافته و آنچه مطرح مي‌شود، بيشتر در حد آتش‌بس و مذاكرات مقطعي است. فضاي سياسي همچنان پرنوسان است؛ يك روز سخن از توافق و آرامش به ميان مي‌آيد و روز ديگر تهديدها و تنش‌ها دوباره اوج مي‌گيرد. اين نوسان‌هاي خبري، مستقيما به نوسان‌هاي بازار دامن مي‌زند و تصميم‌گيري را براي فعالان دشوار مي‌كند.

در چنين شرايطي برخي معتقدند اگر معيار اصلي سياستگذار، حفظ نقدشوندگي است، بازگشايي بازار نبايد بيش از اين به تعويق بيفتد. بازار سرمايه ذاتا محل كشف قيمت است و توقف طولاني‌مدت آن مي‌تواند به انباشت ريسك پنهان و افزايش فشار فروش در زمان بازگشايي منجر شود. تجربه نشان داده هر چه دوره محدوديت طولاني‌تر باشد، شوك اوليه بازگشايي مي‌تواند شديدتر باشد.

با اين حال از نگاه بسياري از فعالان باسابقه بازار، مساله صرفا زمان بازگشايي نيست، بلكه كيفيت بازگشايي اهميت بيشتري دارد. مهم‌ترين اولويت در شرايط فعلي، شفاف‌سازي دقيق و جامع درباره ميزان آسيب‌هاي مستقيم و غيرمستقيم شركت‌هاست. سرمايه‌گذاران حق دارند بدانند هر شركت تا چه اندازه از تحولات اخير تاثيرپذيرفته است.

آيا زنجيره تامين مواد اوليه دچار اختلال شده است؟ اگر بحران ادامه پيدا كند، چه تدابيري براي تداوم توليد انديشيده شده است؟ آيا شركت‌ها با مشكل تامين ارز، حمل‌ونقل يا بيمه مواجه هستند؟ ميزان خسارت‌هاي احتمالي چقدر است و چه بخشي از آن تحت پوشش بيمه قرار دارد؟ اينها پرسش‌هايي است كه بايد پيش از بازگشايي كامل بازار، پاسخ روشني براي آنها ارايه شود.

شفاف‌سازي صرفا اعلام يك اطلاعيه كلي نيست؛ بلكه ارايه گزارش‌هاي دقيق، قابل اتكا و به‌موقع است كه بتواند مبناي تصميم‌گيري عقلايي سرمايه‌گذاران قرار گيرد. در غير اين صورت، بازار به‌ جاي تحليل، بر پايه شايعه و هيجان حركت خواهد كرد.

بازگشايي بازار در شرايط كنوني، بيش از هر چيز نيازمند اعتمادسازي است. اعتماد نيز تنها از مسير شفافيت و اطلاع‌رساني مسوولانه حاصل مي‌شود. اگر تكليف فضاي كلان سياسي و اقتصادي روشن‌تر شود و شركت‌ها تصوير دقيقي از وضعيت خود ارايه دهند، بازار مي‌تواند حتي در دل بحران نيز مسير تعادل را پيدا كند. در غير اين صورت، بازگشايي بدون آماده‌سازي ذهني و اطلاعاتي فعالان مي‌تواند به نوسان‌هاي شديد و بي‌ثباتي بيشتر منجر شود.در نهايت، مساله اصلي نه «باز كردن يا باز نكردن» بازار، بلكه «چگونه باز كردن» آن است؛ تصميمي كه بايد با در نظر گرفتن منافع بلندمدت اقتصاد و حفظ اعتماد سرمايه‌گذاران اتخاذ شود.