تعطيلي بورس؛ از توقف معاملات تا مسدود شدن كانال تامين مالي
تعطيلي طولانيمدت بازار سهام تهران، برخلاف تصور اوليه كه آن را صرفا يك وقفه موقتي در معاملات ميدانست، به تدريج آثار خود را در بخش واقعي اقتصاد نمايان ساخته است. مهمترين پيامد اين توقف، اختلال جدي در فرآيند تامين مالي شركتها است؛ كاركردي كه در سالهاي اخير به يكي از اركان اصلي بازار سرمايه تبديل شده بود.
تعطيلي طولانيمدت بازار سهام تهران، برخلاف تصور اوليه كه آن را صرفا يك وقفه موقتي در معاملات ميدانست، به تدريج آثار خود را در بخش واقعي اقتصاد نمايان ساخته است. مهمترين پيامد اين توقف، اختلال جدي در فرآيند تامين مالي شركتها است؛ كاركردي كه در سالهاي اخير به يكي از اركان اصلي بازار سرمايه تبديل شده بود.
در شرايط عادي، بنگاههاي اقتصادي از ابزارهاي متنوعي نظير افزايش سرمايه، عرضههاي اوليه (IPO) و انتشار اوراق بدهي براي جذب منابع مالي استفاده ميكنند. اين ابزارها به شركتها امكان ميدهد بدون فشار بر نظام بانكي، سرمايه در گردش، منابع لازم براي توسعه يا اجراي پروژههاي جديد را تامين كنند. اما اكنون با بسته بودن تالار شيشهاي، اين مسيرها به كلي مسدود شده و شركتها ناچارند به سراغ گزينههاي جايگزين با هزينههاي بسيار بالاتر بروند. يكي از گروههايي كه بلافاصله از اين تعطيلي آسيب ديدهاند، شركتهايي هستند كه برنامه افزايش سرمايه را در دستور كار داشتند. بسياري از بنگاهها براي اصلاح ساختار مالي، خروج از زيان يا تامين مالي طرحهاي توسعهاي، نياز به افزايش سرمايه دارند. با توقف معاملات، اين برنامهها به حالت تعليق درآمده و زمانبندي پروژهها با اختلال مواجه شده است. علاوه بر اين، شركتهايي كه در آستانه عرضه اوليه بودند نيز با بلاتكليفي روبرو شدهاند. عرضههاي اوليه نه فقط يك ابزار تامين مالي، بلكه يكي از مسيرهاي كليدي تعميق بازار سرمايه محسوب ميشوند. تعطيلي بازار سهام، ورود اين شركتها به بورس را به تاخير انداخته و در برخي موارد، برنامههاي توسعهاي آنها را متوقف كرده است.
بازار بدهي، در ركود!
بازار بدهي نيز از اين شرايط بيتاثير نمانده است. انتشار اوراق مالي، كه يكي از مهمترين ابزارهاي تامين مالي براي شركتهاي بزرگ است، نيازمند بازاري فعال و با نقدشوندگي بالا است. در شرايطي كه بازار سهام تعطيل و فضاي كلي سرمايهگذاري بلاتكليف است، تمايل سرمايهگذاران به خريد اوراق كاهش يافته و هزينه تامين مالي براي ناشران افزايش پيدا كرده است. به باور كارشناسان در شرايط عادي، شركتها از طريق افزايش سرمايه و انتشار حقتقدم، منابع خود را تامين ميكنند، اما حالا اين مسيرها از دسترس خارج شده؛ و بسته بودن بازار سرمايه، مسيرهاي اصلي جذب نقدينگي را براي بنگاهها مختل كرده است. ضمن اينكه در كنار اين محدوديت، ريسكهاي كلان اقتصادي و فضاي جنگ نيز مزيد بر علت شده است. و همين نااطميناني، فرآيند تامين مالي را پيچيدهتر كرده است.»اين در شرايطي است كه افزايش ريسكهاي اقتصادي باعث شده نرخهاي تامين مالي وارد فاز رقابتي صعودي شود. در اين زمينه كارشناسان معتقدند شركتها براي جذب نقدينگي ناچار به پيشنهاد نرخهاي بالاتر هستند، در حالي كه پيشتر امكان تامين مالي با نرخهاي پايينتر وجود داشت. اين افزايش نرخ، يك چالش از يك سو هزينه تامين مالي را بالا ميبرد و از سوي ديگر، رقابت ميان ابزارهاي مختلف سرمايهگذاري را تشديد ميكند. در شرايطي كه نرخ سود بانكي و بازدهي ابزارهاي كمريسك افزايش يافته، سرمايهگذاران تمايل بيشتري به گزينههاي امن دارند و جذابيت اوراق شركتي كاهش مييابد.افزون بر اين، با مسدود شدن كانال بازار سرمايه، فشار تامين مالي به سمت نظام بانكي منتقل ميشود؛ سيستمي كه خود با كمبود منابع و انباشت مطالبات غيرجاري دستوپنجه نرم ميكند. به بياني ديگر، بنگاهها يا بايد با نرخهاي بالاتر از شبكه بانكي تامين مالي كنند يا از اجراي پروژهها صرفنظر كنند. از اين رو، اين وضعيت در نهايت ميتواند به كاهش سرمايهگذاري، كندي رشد توليد و حتي افزايش هزينه تمامشده كالاها منجر شود.نزديك به دو ماه از توقف بازار سهام ميگذرد، اما هنوز برنامه مشخصي براي استفاده از ابزارهاي جبراني يا طراحي سازوكارهاي جديد تامين مالي ارايه نشده است.