از كرونا تا جنگ؛ چرا نظام آموزشي هنوز براي بحران آماده نيست؟

شكاف ديجيتال و بحران تازه عدالت آموزشي

۱۴۰۵/۰۲/۲۸ - ۰۲:۰۲:۵۲
کد خبر: ۳۸۷۶۸۱

چند سال پس از همه‌گيري كرونا، آموزش مجازي همچنان به عنوان يكي از مهم‌ترين تجربه‌هاي نظام آموزشي ايران مورد بحث است؛ تجربه‌اي كه اگرچه در روزهاي تعطيلي مدارس توانست روند آموزش را متوقف نكند، اما اكنون بسياري از كارشناسان معتقدند آثار منفي آن به‌ويژه در مدارس دولتي، به بحراني عميق در حوزه عدالت آموزشي تبديل شده است.

آموزش مجازي بدون زيرساخت، دانش‌آموزان را قرباني تبعيض آموزشي مي‌كند

گلي ماندگار|

چند سال پس از همه‌گيري كرونا، آموزش مجازي همچنان به عنوان يكي از مهم‌ترين تجربه‌هاي نظام آموزشي ايران مورد بحث است؛ تجربه‌اي كه اگرچه در روزهاي تعطيلي مدارس توانست روند آموزش را متوقف نكند، اما اكنون بسياري از كارشناسان معتقدند آثار منفي آن به‌ويژه در مدارس دولتي، به بحراني عميق در حوزه عدالت آموزشي تبديل شده است. تفاوت امكانات ميان مدارس دولتي و غيردولتي، دسترسي نابرابر دانش‌آموزان به اينترنت و ابزارهاي هوشمند، افت كيفيت يادگيري و كاهش مهارت‌هاي اجتماعي كودكان، تنها بخشي از پيامدهايي است كه امروز بيش از گذشته خود را نشان مي‌دهد. در سال‌هاي شيوع كرونا، بسياري از خانواده‌ها تصور مي‌كردند آموزش مجازي راهكاري موقت است، اما تداوم تعطيلي‌ها، قطعي‌هاي مكرر آموزش حضوري و حتي شرايط ناشي از بحران‌ها و جنگ در برخي مناطق، سبب شد آموزش آنلاين به بخشي از واقعيت آموزشي كشور تبديل شود. با اين حال، به اعتقاد كارشناسان، نظام آموزشي ايران هنوز نتوانسته زيرساختي پايدار، عادلانه و استاندارد براي اين شيوه آموزش ايجاد كند. اكنون نگراني اصلي اين است كه شكاف ميان مدارس برخوردار و كم‌برخوردار، در فضاي مجازي چند برابر شده و پيامدهاي آن در سال‌هاي آينده، خود را در قالب افت شديد مهارت‌هاي پايه، افزايش ترك تحصيل پنهان، كاهش سرمايه اجتماعي و بحران نيروي انساني نشان دهد.

   مدارس دولتي؛ بازندگان اصلي آموزش مجازي

بخش مهمي از انتقادها متوجه نابرابري امكانات آموزشي است. در حالي كه بسياري از مدارس غيردولتي توانستند در دوران تعطيلي‌ها با استفاده از پلتفرم‌هاي اختصاصي، كلاس‌هاي تعاملي، توليد محتواي حرفه‌اي و آزمون‌هاي منظم روند آموزشي را حفظ كنند، بخش بزرگي از مدارس دولتي با كمبود شديد امكانات روبه‌رو بودند. دانش‌آموزاني كه گوشي هوشمند نداشتند، خانواده‌هايي كه توان خريد اينترنت را نداشتند و مدارسي كه حتي از يك سامانه پايدار آموزشي محروم بودند، عملا از آموزش باكيفيت فاصله گرفتند. همين مساله موجب شد افت تحصيلي در مدارس دولتي بسيار شديدتر از مدارس غيردولتي باشد.

   كم‌سوادي دانش‌آموزان به مرحله هشدار رسيده است

فريدون درگاهي، استاد مطالعات برنامه درسي در اين باره به «تعادل» مي‌گويد: يكي از بزرگ‌ترين آسيب‌هاي آموزش مجازي در ايران، تعميق نابرابري آموزشي بود. در بسياري از مدارس دولتي، آموزش عملا به ارسال فايل و تكليف محدود شد، در حالي كه مدارس غيردولتي كلاس‌هاي منظم، آزمون آنلاين و حتي مشاوره آموزشي داشتند. نتيجه اين تفاوت امروز در سطح يادگيري دانش‌آموزان كاملا قابل مشاهده است. او با اشاره به افت مهارت‌هاي پايه در دانش‌آموزان ابتدايي ادامه مي‌دهد: ما اكنون با نسلي روبه‌رو هستيم كه بخشي از مهارت‌هاي خواندن، نوشتن و درك مطلب را به‌درستي كسب نكرده است. كم‌سوادي دانش‌آموزان ديگر يك نگراني ساده نيست؛ به مرحله بحران رسيده است. اين استاد مطالعات برنامه درسي خاطرنشان مي‌كند: بسياري از دانش‌آموزان به‌ويژه در مناطق محروم، در دوران آموزش مجازي تنها حضور اسمي در كلاس‌ها داشتند و هيچ نظارت واقعي بر يادگيري آنها وجود نداشت. او مي‌افزايد: آموزش و پرورش بعد از كرونا فرصت داشت سامانه‌هاي آموزشي پايدار، تعاملي و حرفه‌اي طراحي كند، اما اين موضوع جدي گرفته نشد. هنوز هم بسياري از مدارس از ابزارهاي ابتدايي استفاده مي‌كنند و براي بحران‌هاي احتمالي آينده آمادگي كافي وجود ندارد.

   چالش شهريه‌هاي مدارس غيردولتي در دوران آموزش مجازي

يكي ديگر از موضوعات بحث‌برانگيز، مساله شهريه مدارس غيردولتي در دوران آموزش آنلاين بود. بسياري از خانواده‌ها معتقد بودند كيفيت آموزش مجازي با آموزش حضوري قابل مقايسه نيست، اما مدارس همچنان شهريه‌هاي كامل دريافت مي‌كردند. در مقابل، مديران مدارس غيردولتي مي‌گفتند هزينه توليد محتواي ديجيتال، زيرساخت فني، حقوق معلمان و پشتيباني آموزشي همچنان پابرجاست. با اين حال، همين مساله باعث شد شكاف آموزشي ميان طبقات اقتصادي بيشتر شود. خانواده‌هايي كه توان مالي بالاتري داشتند، فرزندان خود را در مدارسي ثبت‌نام كردند كه آموزش آنلاين استانداردتري ارايه مي‌دادند، اما دانش‌آموزان مدارس دولتي يا مناطق كم‌برخوردار، بيشترين آسيب را متحمل شدند.

   جنگ، تعطيلي‌ها و تشديد آسيب آموزشي

كارشناسان هشدار مي‌دهند كه بحران‌هاي ناشي از جنگ، ناامني يا تعطيلي‌هاي مكرر مي‌تواند آسيب‌هاي آموزشي را عميق‌تر كند. هر بار كه آموزش حضوري متوقف مي‌شود، دانش‌آموزاني كه دسترسي كمتري به امكانات دارند، بيشتر از چرخه آموزش عقب مي‌مانند. درگاهي در بخش ديگري از سخنان خود مي‌گويد: در شرايط بحران، نخستين مساله‌اي كه بايد حفظ شود تداوم آموزش باكيفيت است. اما وقتي زيرساخت عادلانه وجود نداشته باشد، تعطيلي مدارس به معناي حذف بخشي از دانش‌آموزان از فرآيند يادگيري خواهد بود. او تاكيد مي‌كند: آسيب‌هاي آموزشي ناشي از جنگ و تعطيلي‌ها معمولا كوتاه‌مدت نيست و آثار آن ممكن است سال‌ها باقي بماند. به گفته او، دانش‌آموزي كه در سال‌هاي ابتدايي مهارت پايه را به‌خوبي ياد نگيرد، در دوره متوسطه و حتي دانشگاه نيز با مشكل روبه‌رو خواهد شد.

   مدارس به تكنولوژيست آموزشي نياز دارند

يكي از نكاتي كه كارشناسان بر آن تاكيد مي‌كنند، ضرورت حضور «تكنولوژيست آموزشي» در مدارس است؛ افرادي متخصص كه بتوانند آموزش ديجيتال را طراحي و مديريت كنند. در بسياري از كشورها، آموزش مجازي صرفا به انتقال فايل و برگزاري كلاس آنلاين محدود نمي‌شود، بلكه فرآيندي تخصصي است كه نياز به طراحي محتوا، تحليل رفتار يادگيري و مديريت تعامل دانش‌آموزان دارد.

اين استاد مطالعات برنامه درسي مي‌گويد: بخش بزرگي از معلمان بدون آموزش كافي وارد فضاي مجازي شدند. طبيعي است كه كيفيت آموزش كاهش پيدا كند. مدارس امروز نيازمند نيروهايي هستند كه هم فناوري را بشناسند و هم اصول آموزش را. او ادامه مي‌دهد: بدون تربيت نيروي تخصصي، آموزش مجازي در ايران همچنان پراكنده، كم‌كيفيت و نابرابر باقي خواهد ماند. مساله اينجاست كه از زمان كرونا تاكنون اين فرصت وجود داشته تا نيروهاي متخصص براي اين موضوع آموزش ببينند اما متاسفانه اين اتفاق رخ نداده است.

   تلفيق آموزش حضوري و مجازي؛ راهكار آينده

با وجود تمام انتقادها، بسياري از كارشناسان معتقدند آموزش مجازي به‌طور كامل قابل حذف نيست و نظام آموزشي آينده بايد بر مدل «تركيبي» يا تلفيقي استوار باشد؛ مدلي كه در آن آموزش حضوري محور اصلي باشد، اما ابزارهاي مجازي نيز براي تكميل فرآيند يادگيري به كار گرفته شوند. فريدون درگاهي اظهار مي‌دارد: آينده آموزش در دنيا تركيبي است. اما تفاوت در اينجاست كه كشورهاي موفق ابتدا زيرساخت عادلانه ايجاد كرده‌اند و سپس به سمت آموزش ديجيتال رفته‌اند. اگر ما بدون رفع نابرابري‌ها صرفا آموزش آنلاين را گسترش دهيم، شكاف طبقاتي آموزشي عميق‌تر مي‌شود. او مي‌افزايد: براي موفقيت اين مدل بايد چند اقدام اساسي انجام شود؛ از جمله توسعه اينترنت ارزان و پايدار، تامين ابزار هوشمند براي دانش‌آموزان محروم، آموزش معلمان، طراحي سامانه‌هاي استاندارد آموزشي و بازنگري در شيوه ارزشيابي دانش‌آموزان.

   زنگ خطر براي آينده سرمايه انساني كشور

اين استاد مطالعات برنامه درسي ادامه مي‌دهد: آنچه امروز در مدارس رخ مي‌دهد، فقط يك مساله آموزشي نيست؛ موضوعي مرتبط با آينده سرمايه انساني كشور است. نسلي كه آموزش ناكافي ببيند، در آينده با ضعف مهارت، كاهش توان رقابت و مشكلات اجتماعي بيشتري روبه‌رو خواهد شد. او هشدار مي‌دهد: اگر سياستگذاري آموزشي همچنان كوتاه‌مدت و واكنشي باقي بماند، پيامدهاي آن در سال‌هاي آينده سنگين‌تر خواهد شد؛ از افزايش نابرابري اجتماعي گرفته تا كاهش كيفيت نيروي كار و افت سرمايه اجتماعي. درگاهي در پايان تاكيد مي‌كند: عدالت آموزشي فقط ساخت مدرسه نيست. امروز عدالت يعني همه دانش‌آموزان، فارغ از محل زندگي يا وضعيت اقتصادي خانواده، به آموزش باكيفيت و فناوري آموزشي دسترسي برابر داشته باشند. اگر اين مساله جدي گرفته نشود، بحران كم‌سوادي و افت مهارتي گسترده‌تر خواهد شد. اكنون بسياري از خانواده‌ها، معلمان و كارشناسان منتظرند ببينند آيا نظام آموزشي كشور از تجربه تلخ سال‌هاي گذشته درس خواهد گرفت يا آموزش مجازي همچنان به عاملي براي تعميق نابرابري آموزشي تبديل خواهد شد.

   آسيب‌هاي اجتماعي آموزش مجازي؛ نسل منزوي در حال است

اما مساله فقط افت درسي نيست. جامعه‌شناسان معتقدند تداوم آموزش مجازي مي‌تواند پيامدهاي اجتماعي عميقي نيز به همراه داشته باشد. امان‌الله قرايي، جامعه‌شناس نيز در اين باره به «تعادل» مي‌گويد: مدرسه فقط محل انتقال دانش نيست؛ مهم‌ترين فضاي جامعه‌پذيري كودكان و نوجوانان است. دانش‌آموزان در مدرسه تعامل، همكاري، رقابت، گفت‌وگو و مسووليت‌پذيري را ياد مي‌گيرند. وقتي اين فضا حذف يا محدود مي‌شود، بخشي از رشد اجتماعي كودكان نيز آسيب مي‌بيند. او ادامه مي‌دهد: در دوران آموزش مجازي، بسياري از كودكان ساعت‌هاي طولاني در انزوا و پشت صفحه نمايش بودند. اين مساله در برخي موارد موجب افزايش اضطراب، كاهش مهارت ارتباطي و وابستگي شديد به فضاي ديجيتال شد.

اين استاد جامعه‌شناسي خاطرنشان مي‌كند: دانش‌آموزان ابتدايي بيشترين آسيب را از اين شرايط ديدند، زيرا بخش مهمي از شخصيت اجتماعي آنها در همين سنين شكل مي‌گيرد. او هشدار مي‌دهد: اگر آموزش مجازي بدون برنامه‌ريزي بلندمدت ادامه پيدا كند، ممكن است با نسلي مواجه شويم كه از نظر مهارت‌هاي اجتماعي، مشاركت جمعي و تاب‌آوري دچار ضعف جدي است.

بیمه ملت