برنده بازارها در روزهاي پرتنش كدام بود؟
در بازه زماني پس از وقوع تنشهاي نظامي و افزايش ريسكهاي ژئوپليتيكي در اسفند ۱۴۰۴، بازارهاي مالي ايران با شرايطي كمسابقه از نااطميناني و اختلال در معاملات مواجه شدند؛ بهطوريكه بازار سهام با محدوديتهاي جدي روبرو شد و سرمايهها بهسمت داراييهاي امن حركت كردند.
براساس گزارش صداي بورس، در اين ميان، بررسي عملكرد بازارهاي مختلف نشان ميدهد كه گواهيهاي سپرده كالايي در بورس كالاي ايران، به عنوان يكي از ابزارهاي مبتني بر داراييهاي واقعي، توانستهاند در اين دوره پرتلاطم نقش پررنگي در حفظ ارزش سرمايه و حتي خلق بازدهي ايفا كنند. دادههاي يكماهه منتهي به ۲۴ فروردين ۱۴۰۵ حاكي از آن است كه اين بازار در مقايسه با ساير بازارهاي مالي، عملكردي قابل توجه و در بسياري از موارد برتر داشته و توانسته توجه سرمايهگذاران را در شرايط جنگ، پساجنگ و آتشبس به خود جلب كند. اين گزارش با تمركز بر دادههاي رسمي بورس كالاي ايران، به بررسي بازدهي گواهيهاي سپرده كالايي در بازه مذكور پرداخته و تصويري كلي از برندگان و بازندگان اين دوره پرريسك ارايه ميدهد؛ تصويري كه نشان ميدهد داراييهاي كالايي در شرايط بحران، به يكي از مهمترين پناهگاههاي سرمايه و ابزارهاي بازدهساز تبديل شدهاند. در تاريخ ۹ اسفند ماه سال ۱۴۰۴، وقوع حمله نظامي امريكا و رژيم صهيونيستي به ايران، به عنوان يكي از مهمترين شوكهاي ژئوپليتيكي سال پس از جنگ ۱۲ روزه، تأثير عميقي بر فضاي اقتصادي و مالي كشور برجاي گذاشت. اين رخداد، نهتنها باعث افزايش قابل توجه سطح نااطميناني در ميان فعالان اقتصادي شد، بلكه به سرعت ريسكهاي سيستماتيك را در بازارهاي مالي تشديد كرد و در نهايت به تعليق معاملات در بخش سهام از بازار سرمايه انجاميد.
حركت سرمايهها به بازارهاي كمريسك
در چنين شرايطي، رفتار سرمايهگذاران بهطور طبيعي به سمت الگوهاي كلاسيك مديريت ريسك متمايل شد؛ بهگونهاي كه پديده فرار به سمت داراييهاي امن بهوضوح در جريان سرمايهها قابل مشاهده بود. در روزهاي ابتدايي پس از اين رويداد، بازار سهام با محدوديتها و توقفهايي مواجه شد و عملاً امكان نقدشوندگي و تصميمگيري فعال براي بسياري از سرمايهگذاران محدود شد. با اين حال، برخي ابزارهاي مالي از جمله صندوقهاي درآمد ثابت، به فعاليت خود ادامه دادند و توانستند در اين فضاي پرتنش، بازدهي باثبات و قابل قبولي را براي سرمايهگذاران فراهم كنند. اين صندوقها با اتكا به تركيب داراييهاي كمريسك و مديريت حرفهاي، نقش يك پناهگاه موقت براي سرمايهها را ايفا كردند. اما در اين ميان، بازاري كه بيش از ساير بخشها توجه تحليلگران و فعالان اقتصادي را به خود جلب كرد، بازار گواهيهاي سپرده كالايي در بورس كالاي ايران بود. اين بازار كه معاملات آن از تاريخ ۲۴ اسفند ماه ۱۴۰۴، يعني در ميانه تنشهاي نظامي و در اوج فضاي نااطميناني، مجدداً فعال شد، توانست عملكردي فراتر از انتظار را به ثبت برساند. در واقع، آغاز معاملات اين گواهيها در چنين مقطع حساسي، فرصتي كمنظير براي سنجش رفتار سرمايهگذاران در مواجهه با بحران و بررسي نقش داراييهاي واقعي در مديريت ريسك فراهم آورد. بررسيها نشان ميدهد كه بازار گواهيهاي سپرده كالايي نهتنها در دوران جنگ، بلكه در دوره پس از آن و حتي در جريان آتشبس دو هفتهاي نيز به يكي از جذابترين و پربازدهترين مقاصد سرمايهگذاري تبديل شد. اين در حالي است كه بسياري از بازارهاي موازي يا با ركود مواجه بودند يا نوسانات شديد و غيرقابل پيشبيني را تجربه ميكردند. در چنين فضايي، داراييهاي مبتني بر كالا، بهدليل ماهيت فيزيكي، شفافيت قيمتي و ارتباط مستقيم با متغيرهاي بنيادين اقتصاد، توانستند جايگاه ويژهاي در سبد سرمايهگذاران پيدا كنند.
كارنامه يكماهه گواهيهاي سپرده كالايي
در اين گزارش، با استناد به دادههاي رسمي منتشرشده در سايت بورس كالاي ايران، عملكرد گواهيهاي سپرده كالايي در بازه زماني يكماهه، از ۲۴ اسفند ۱۴۰۴ تا ۲۴ فروردين ۱۴۰۵ مورد بررسي قرار گرفته است. مبناي محاسبه بازدهي، قيمتهاي پاياني اين داراييها در ابتدا و انتهاي دوره بوده و تلاش شده تا تصويري دقيق، مستند و تحليلي از رفتار اين بازار در يكي از حساسترين مقاطع زماني اقتصاد ايران ارايه شود. دادههاي استخراجشده نشان ميدهد كه در بازه زماني مورد بررسي، عمده گواهيهاي سپرده كالايي با رشد قيمتي همراه بودهاند و در برخي موارد، بازدهيهاي كمسابقه و حتي شگفتانگيزي را به ثبت رساندهاند. اين روند را ميتوان حاصل برهمكنش چند عامل كليدي از جمله افزايش انتظارات تورمي، نوسانات نرخ ارز، اختلال در زنجيرههاي تأمين و افزايش تمايل سرمايهگذاران به داراييهاي فيزيكي دانست. در ادامه، اين داراييها بر اساس ميزان بازدهي، از بيشترين تا كمترين، مورد بررسي قرار ميگيرند.
قير، رتبه اول بازدهي گواهيهاي كالايي
در رتبه نخست، گواهي سپرده كالايي قير با بازدهي ۷۷.۳ درصد با ثبت بالاترين بازدهي در ميان تمامي داراييها، به عنوان برنده مطلق اين دوره شناخته ميشود. قيمت اين دارايي از ۳۷۶,۳۱۰ ريال به ۶۶۷,۲۹۲ ريال افزايش يافت. اين جهش قيمتي را ميتوان ناشي از افزايش قيمت انرژي و محدوديتهاي عرضه در شرايط جنگي دانست. وابستگي اين بازار به متغيرهاي انرژي باعث ميشود كه در شرايط بحران، نوسانات شديدتري را تجربه كند و همين موضوع باعث شد قير در صدر بازدهيها قرار بگيرد. در رتبه دوم، گواهي سپرده كالايي ميلگرد با بازدهي ۵۱.۸ درصد قرار دارد. قيمت آن از ۴۱۴,۴۵۹ ريال به ۶۲۸,۹۷۷ ريال رسيد. رشد اين محصول ناشي از افزايش انتظارات تورمي، رشد هزينههاي ساختوساز و اختلال در عرضه است و نشان ميدهد بازار مصالح ساختماني در اين دوره با فشار قيمتي جدي مواجه بوده است. در رتبه سوم، گواهي سپرده كالايي خودروي T۹ كرمانخودرو با بازدهي ۲۵ درصد قرار ميگيرد. قيمت آن از ۴,۴۳۸,۱۸۷ ريال به ۵,۵۴۸,۵۴۹ ريال افزايش يافت. در رتبه چهارم، گواهي سپرده كالايي زعفران با بازدهي ۱۴.۶ درصد قرار دارد. در رتبه پنجم، گواهي سپرده كالايي مس كاتد با بازدهي ۹.۵ درصد قرار ميگيرد. در رتبه ششم، گواهي سپرده گندله سنگآهن با بازدهي ۵.۶ درصد قرار دارد. در رتبه هفتم، گواهي سپرده تمام سكه با بازدهي ۵.۳ درصد قرار دارد. در رتبه هشتم، گواهي سپرده شمش طلاي ۹۹۵ با بازدهي ۴، ۱ درصد ثبت شده است. در رتبه نهم، گواهي سپرده كالايي شمش روي با بازدهي ۲.۷ درصد كمترين بازدهي مثبت را ثبت كرده است. در رتبه دهم، گواهي سپرده كالايي شمش نقره ۹۹۹.۹ با بازدهي منفي ۱۴.۶ درصد تنها دارايي با بازدهي منفي در اين دوره بوده است.
اثر سه گانه بر بهاي داراييها
در پايان اين بررسي، بايد توجه داشت كه اهميت اين دوره صرفاً در ميزان بازدهيها خلاصه نميشود، بلكه در تغيير رفتار سرمايهگذاران و نوع نگاه به داراييهاي واقعي نيز قابل تحليل است. در شرايطي كه نااطميناني سياسي و نظامي به اوج خود رسيده بود، مشاهده ميشود كه سرمايهها بهصورت معناداري از داراييهاي مالي صرف فاصله گرفته و به سمت داراييهاي مبتني بر كالا حركت كردهاند. اين موضوع نشان ميدهد كه در اقتصادهاي تورمي و درگير ريسكهاي ژئوپليتيكي، نقش داراييهاي فيزيكي نهتنها به عنوان ابزار پوشش ريسك، بلكه به عنوان ابزار اصلي حفظ ارزش سرمايه پررنگتر ميشود. از منظر رفتاري نيز ميتوان گفت كه سرمايهگذاران در اين دوره بيش از آنكه به تحليلهاي كوتاهمدت بازار توجه داشته باشند، به دنبال حفظ قدرت خريد خود در برابر تورم و شوكهاي ارزي بودهاند. همين مساله باعث شد تقاضا براي ابزارهايي مانند گواهيهاي سپرده كالايي افزايش يابد و اين بازارها عملاً به يكي از مقاصد اصلي نقدينگي تبديل شوند. همچنين تنوع عملكرد ميان داراييها نشان ميدهد كه حتي در دل يك روند كلي صعودي، انتخاب صحيح دارايي ميتواند تفاوتهاي بسيار بزرگي در بازدهي ايجاد كند. در نهايت، ميتوان نتيجه گرفت كه تجربه اين بازه زماني، يك نمونه قابل مطالعه از رفتار بازارها در شرايط بحران است؛ جايي كه هم اثر سياست، هم اقتصاد كلان و هم روانشناسي سرمايهگذار بهطور همزمان بر قيمتها اثر گذاشتهاند و تصويري چندلايه از واقعيت بازارهاي مالي ايران ارايه دادهاند.
