برگ برنده تنگه هرمز، بنبست راهبردي در واشنگتن
در پي ۴۰ روز درگيري مستقيم و پرتنش ميان ايران از يكسو و امريكا و اسراييل ازسوي ديگر، يكي از مهمترين متغيرهاي راهبردي اين تقابل، بهتدريج خود را در قالب يك اهرم تعيينكننده نشان داده است؛ تنگه هرمز. گذرگاهي كه سالها به عنوان يكي از حياتيترين شريانهاي انرژي جهان شناخته ميشد، در اين دوره به يك برگ برنده موثر براي ايران تبديل شد؛ ابزاري كه نهتنها در معادلات نظامي، بلكه در سطحي كلانتر، در عرصه سياست و اقتصاد بينالملل نيز وزن و اثرگذاري خود را به رخ كشيد.
در پي ۴۰ روز درگيري مستقيم و پرتنش ميان ايران از يكسو و امريكا و اسراييل ازسوي ديگر، يكي از مهمترين متغيرهاي راهبردي اين تقابل، بهتدريج خود را در قالب يك اهرم تعيينكننده نشان داده است؛ تنگه هرمز. گذرگاهي كه سالها به عنوان يكي از حياتيترين شريانهاي انرژي جهان شناخته ميشد، در اين دوره به يك برگ برنده موثر براي ايران تبديل شد؛ ابزاري كه نهتنها در معادلات نظامي، بلكه در سطحي كلانتر، در عرصه سياست و اقتصاد بينالملل نيز وزن و اثرگذاري خود را به رخ كشيد. بسته شدن اين تنگه توسط ايران، اگرچه در ظاهر يك اقدام دفاعي در پاسخ به شرايط جنگي بود، اما در عمل به نقطهاي كانوني در توازن قوا تبديل شد و توانست معادلات طرف مقابل را با پيچيدگيهاي جدي مواجه كند. در طول اين ۴۰ روز، تلاشهاي امريكا براي تغيير وضعيت ميداني و بازگرداندن شرايط به حالت پيشين، به نتيجهاي قطعي نرسيد. با وجود برتريهاي نظامي و لجستيكي، آنچه در ميدان عمل رخ داد نشان داد كه باز كردن اين گلوگاه راهبردي، نهتنها نيازمند هزينههاي سنگين است، بلكه با ريسكهاي گستردهاي در سطح منطقهاي و جهاني همراه خواهد بود. همين واقعيت، بهتدريج رويكرد طرف مقابل را از تمركز صرف بر ابزارهاي نظامي، به سمت گزينههاي ديپلماتيك سوق داده است. اكنون نشانهها حاكي از آن است كه واشنگتن، در كنار متحدان خود، بيش از گذشته به دنبال مسيرهايي براي كاهش تنش و دستيابي به يك چارچوب مذاكره است؛ مسيري كه بتواند بنبست ايجادشده در ميدان را به يك راهحل قابل مديريت در عرصه سياسي تبديل كند. در اين ميان، ايران نيز با اتكا به ظرفيتهاي دفاعي و راهبردي خود، توانسته است نهتنها در برابر فشارها مقاومت كند، بلكه موقعيت خود را در ميز احتمالي مذاكرات تقويت كند. آنچه در اين دوره برجسته شد، صرفاً توان نظامي نبود، بلكه تركيبي از تابآوري اقتصادي، انسجام در تصميمگيري و استفاده هوشمندانه از ابزارهاي ژئوپليتيكي بود كه به ايران امكان داد در برابر يكي از پيچيدهترين بحرانهاي سالهاي اخير، موقعيت خود را حفظ كند. همين مساله باعث شده تا نگاهها به آينده، بيش از هر زمان ديگري بر امكان شكلگيري يك توافق متمركز شود؛ توافقي كه از منظر ايران، بايد عادلانه بوده و حقوق و منافع كشور را بهطور كامل به رسميت بشناسد. با اين حال، مسير رسيدن به چنين توافقي همچنان با موانع جدي مواجه است. تلاشها براي برگزاري دور دوم مذاكرات ميان طرفين در پاكستان، دستكم تا اين لحظه، به نتيجه مشخصي نرسيده و شرايط براي آغاز گفتوگوهاي رسمي فراهم نشده است. اين وضعيت، نشاندهنده آن است كه شكافهاي موجود ميان دو طرف، همچنان عميق بوده و نيازمند زمان، ابتكار و اراده سياسي بيشتري براي پر شدن است. در عين حال، تعلل در آغاز مذاكرات، هزينههايي را نيز براي طرفهاي مختلف به همراه داشته؛ بهويژه در سطح اقتصاد جهاني كه همچنان تحت تأثير نااطمينانيهاي ناشي از اين بحران قرار دارد. در اين ميان، به نظر ميرسد دولت امريكا بيش از گذشته با محدوديتهاي خود در مديريت اين بحران مواجه شده است. بنبستي كه در دستيابي به يك راهحل سريع و كمهزينه شكل گرفته، نهتنها در عرصه سياست خارجي، بلكه در فضاي داخلي اين كشور نيز بازتاب يافته است. همزمان، كشورهاي اروپايي نيز كه بهشدت به جريان پايدار انرژي وابسته هستند، بهطور فزايندهاي نسبت به پيامدهاي ادامه اين وضعيت ابراز نگراني كردهاند. اذعان به چالشهاي ناشي از بسته شدن تنگه هرمز براي اقتصاد اروپا و تأكيد بر ضرورت يافتن راهحلي پايدار، نشان ميدهد كه اين مساله از يك بحران منطقهاي فراتر رفته و به يك دغدغه جدي در سطح بينالمللي تبديل شده است. صدراعظم آلمان با انتقاد از راهبرد واشنگتن براي خروج از جنگ با ايران گفت كه ايران قدرتمندتر از ارزيابيهاي قبلي ظاهر شده و مذاكرات را نيز با مهارت پيش ميبرد. «فردريش مرتس» صدراعظم آلمان دوشنبه طي يك سخنراني نگرانيهاي جدي خود را درباره روند جنگ عليه ايران ابراز كرده و راهبرد واشنگتن را زير سوال برد. وبگاه خبري اينديا تودي گزارش داد: مرتس هشدار داده است كه حتي با افزايش تنشها در تنگه هرمز - يك مسير كليدي كشتيراني جهاني- به نظر ميرسد تهران قدرتمندتر از ارزيابيهاي پيشين است. صدراعظم آلمان در يك سخنراني با گفتن اينكه نميداند كه ايالات متحده امريكا چه راهبرد خروجي در درگيري با ايران دنبال ميكند، افزود كه اوضاع بهطور فزايندهاي در حال پيچيدهتر شدن است. مرتس در اظهاراتي كه نشاندهنده نگراني برلين از چگونگي پيشبرد جنگ است، گفت: «در حال حاضر، نميبينم امريكاييها چه راهبرد خروجي را انتخاب ميكنند.» صدراعظم آلمان همچنين گفت كه تمام ملت امريكا از سوي حاكميت ايران، بهويژه سپاه پاسداران تحقير شده است. طبق گزارش اينديا تودي، صدراعظم آلمان اشاره كرد كه ممكن است جايگاه ايران در اين درگيري دستكم گرفته شده باشد. او در اين باره گفت: «ايرانيها بهوضوح قدرتمندتر از آن چيزي هستند كه تصور ميشد.» مرتس افزود كه ايرانيها باوجود پابرجا بودن تنشها «مشخصا با مهارت بسيار بالايي مذاكره ميكنند.» اظهارات او درحالي مطرح ميشود كه نگراني در اروپا درباره چگونگي تغيير توازن قدرت منطقهاي به واسطه اين امر رو به افزايش است. صدراعظم آلمان همچنين به خطرات مربوط به تنگه هرمز اشاره كرده و مدعي شد كه اين آبراه حياتي «تا حدودي مينگذاري شده است»-موضوعي كه ميتواند پيامدهاي جدي براي تامين انرژي جهاني و تجارت داشته باشد. تنگه هرمز مسير كليدي براي محمولههاي نفتي جهان است و هرگونه اختلال در آن، پيامدهاي اقتصادي فوري در سراسر جهان خواهد داشت. مرتس با تاكيد بر خويشتنداري طرفين درگيري گفت كه بايد در اسرع وقت به اين جنگ متخاصمانه پايان داد و به تاثير مستقيم آن بر اقتصاد آلمان اشاره كرد. اظهارات او كه منعكسكننده نگراني گستردهتر در اروپا درباره بيثباتي طولانيمدت در غرب آسيا و گسترش پيامدهاي آن به بازارهاي انرژي و ثبات اقتصادي جهاني است، در پي بينتيجه ماندن مذاكرات ايران و امريكا در ۲۳ فروردين اسلامآباد براي حلوفصل مسائل محل اختلاف ۲ طرف و پايان دادن دايمي به جنگ مطرح شده است. تنگه هرمز در جريان حملات غيرقانوني امريكا و رژيم صهيونيستي عليه حاكميت ملي و تماميت ارضي ايران ازسوي تهران به روي كشتيهاي متخاصم بسته شد. كشتيهاي تجاري كشورهاي ديگر نيز بايد با هماهنگي كامل با ايران و پرداخت عوارض هزينههاي تامين امنيت اين آبراه بينالمللي كه بخشي از آن در آبهاي سرزميني ايران واقع شده است، انجام بگيرد. مذاكرات ايران و امريكا در مدت آتشبس دو هفتهاي انجام شد كه ايران در اين مدت طبق تعهد خود تنگه هرمز را به صورت مشروط و تحت نظارت نيروهاي مسلح بازگشايي كرد. اما پس از بينتيجه ماندن مذاكرات اسلامآباد دولت امريكا اقدام به محاصره دريايي بنادر ايران كرد. «دونالد ترامپ» رييسجمهور امريكا كه اظهارات متناقضي را درباره پايان جنگ مطرح كرده در ادامه اقدامات غيرقانوني عليه ايران اعلام كرد كه محاصره دريايي ادامه پيدا ميكند. مقامات ايران كه رايزني آنها با كشورهاي ميانجي و منطقه، ازجمله پاكستان ادامه دارد، تاكيد كردهاند در فضاي تهديد حاضر به مذاكره نخواهند شد و به محض لغو محاصره دريايي امكان بررسي ازسرگيري مذاكرات فراهم خواهد شد. همزمان «كيير استارمر» نخستوزير انگليس (دوشنبه) در سخنراني خود در نشست سالانه نمايندگان اتحاديه كارگري تصريح كرد: پيامدهاي اقتصادي جنگ عليه ايران ميتواند تا مدتي با ما باشد. وي ادامه داد: لازم نيست سياستمدار باشيد تا اين را بدانيد. ميتوانيد آن را در هر جايگاه پمپ بنزين در سراسر كشور ببينيد. به نوشته اكونوميك تايمز، استارمر قرار است سهشنبه ۲۸ آوريل در جلسه كميته واكنش اضطراري دولت با محوريت تأثير جنگ با ايران ميزبان وزيران خود و همچنين نمايندگاني از بانك انگلستان باشد. او در صحبتهاي خود با اعلام برگزاري اين نشست خاطرنشان كرد: ميخواهيم به شما اطمينان دهيم كه ما در اين بحران در كنار كارگران خواهيم ايستاد. او با اشاره به سوخت به عنوان يكي از مواردي كه قيمت آن در حال حاضر افزايش يافته است، افزود: بايد در مورد جنگ ايران با شما صحبت كنم، زيرا حقيقت اين است كه پيامدهاي اقتصادي آن هنوز ميتواند براي مدتي با ما باشد. همزمان روزنامه نيويورك تايمز در گزارشي نوشت: «ترامپ با وعدههاي دروغين بنيامين نتانياهو جنگ با ايران را آغاز كرد، اما اوضاع طبق وعدهها پيش نرفت و همه روياها با مقاومت غيرقبل باور ايران نقش بر آب شد. حالا پس از تقريبا دو ماه، ترامپ براي رهايي از اين باتلاق دست و پا ميزند. ترامپ در حالي كه مرتب ادعا ميكند كه ايران را شكست داده و قدرت نظاميشان را «نابود» كرده، به تهران پيشنهاد مذاكره ميدهد اما تاكنون ايران تنها براساس شروط خود حاضر به مذاكره شده است با همه ادعاهاي رييسجمهور امريكا ايران همچنان اورانيوم غنيشدهاش را دراختيار دارد و در مذاكرات بسيار شكننده و پرريسك حاضر به هيچگونه امتيازدهي نبوده است. ريچارد هاس، مشاور سياست خارجي جورج بوش پسر، رييسجمهور سابق امريكا ميگويد: «ايران ثابت كرده بسيار مقاومتر و مدبرتر از چيزي است كه ترامپ براي آن آماده بود. تقريبا همه فرضيات دولت واشنگتن غلط از آب درآمده است. تقريبا همه شاخصهاي ديگر نشان ميدهد كه ايالاتمتحده، منطقه و جهان وضعيت بدتري پيدا كردهاند.» ايرانيها ترامپ را به ذلت كشيدهاند؛ آنها جنگ ميم و تمسخر به راه انداختهاند و رييسجمهور امريكا را به عنوان يك «بازنده» و «عروسك خيمهشببازي نتانياهو» به سخره گرفتهاند كسي كه ميخواهد توجهها را از پروندههاي اپستين منحرف كند. نيويورك تايمز در ادامه آورده است: ايرانيها حتي براي اين تجاوز امريكايي-اسراييلي شعري گفته و رپخواني به راه انداختند: «اين جنگي تلهاي است كه نديدي. خوش آمدي به قبرستان غرورت.» «روني چيانگ» خبرنگار برنامه Daily Show با اعتراف به اينكه ايران جنگ آنلاين را برده، در مورد ترامپ گفت: «اصلا چه فايدهاي دارد كسي كه حتي در قلدري سايبري هم افتضاح است را انتخاب كنيم؟» حالا كه ايران قدرت خود را در تنگه هرمز نشان داده، ترامپ مجبور شده با تهران مذاكره كند تا به وضعيت قبل برگردد. او در جنگي كه همراه با نتانياهو به راه انداخته، گير افتاده و كشتيهايي كه بيش از ۲۰ درصد نفت جهان را حمل ميكنند، منتظر عبور از اين گذرگاه هستند. ترامپ كه بعد از ماجراجويياش در ونزوئلا بيش از حد مطمئن شده بود، حالا بهشدت آشفته و عصبي شده است. براساس گزارش جاش داوسِي و آني لينسكي در والاستريت ژورنال، وقتي دو خلبان امريكايي در ايران سرنگون شدند، ترامپ آنقدر عصباني شد كه «ساعتها سر دستيارانش فرياد زد». ماه گذشته ترامپ درباره خطر تبديل شدن به «جيمي كارتر ديگري» حرف زد؛ رييسجمهوري كه در بحران تسخير لانه جاسوسي امريكا در تهران و عمليات نجات با از دست دادن هشت هليكوپتر گرفتار شد. ترامپ در اقدام ديگري سعي كرد ايرانيها را با يك پست توهينآميز و تهديد وحشيانه به نابود كردن تمدنشان، بترساند. اما غافل از آن بود كه ايران، افغانستان يا عراق نيست.وقتي ترامپ در سال ۲۰۱۶ براي انتخابات رياستجمهوري امريكا كانديدا شد، حمله به عراق را «اشتباه بزرگ و بد» ناميد كه خاورميانه را بيثبات كرد و هزينه زيادي براي واشنگتن به ارث گذاشت اما گويي سخنان خودش را فراموش كرد و با حيله نتانياهوي منفور در دام افتاد. برخلاف جورج بوش كه حداقل زحمت ساختن يك بهانه براي جنگ را كشيد، ترامپ اجازه داد نتانياهو او را مثل عروسك روي دست بگرداند و وارد اين ماجرا شد آنهم بدون مشورت با كنگره، متحدان و حتي بسياري از حاميان جنبش «دوباره امريكا را بزرگ ميكنيم.» در مجموع، آنچه امروز در اين معادله قابل مشاهده است، تغيير تدريجي توازن به نفع راهحلهاي سياسي در سايه واقعيتهاي ميداني است. ايران، با تكيه بر تواناييهاي خود و تجربه عبور از يك دوره پرتنش، اكنون در موقعيتي قرار دارد كه ميتواند با دست پرتري وارد هرگونه فرآيند مذاكره شود. در عين حال، تأكيد بر دستيابي به توافقي عادلانه و پايدار، نشاندهنده رويكردي است كه تلاش دارد ميان حفظ منافع ملي و كاهش تنشهاي بينالمللي، توازن برقرار كند؛ مسيري كه اگرچه پيچيده و زمانبر است، اما ميتواند درنهايت به شكلگيري نظمي باثباتتر در روابط منطقهاي و جهاني منجر شود.
