آينده پس از جنگ

۱۴۰۵/۰۲/۰۳ - ۰۲:۴۳:۵۹
کد خبر: ۳۸۴۲۲۸

تمدن‌ها معمولا در دل فشارها از ميان نمي‌روند، بيشتر بازتعريف مي‌شوند. تمدن ايراني نيز به ‌نظر مي‌رسد در همين مسير قرار گرفته است؛ مسيري كه نشانه‌هاي آن امروز بيش از گذشته قابل مشاهده است.

فرج‌الله معماريان

تمدن‌ها معمولا در دل فشارها از ميان نمي‌روند، بيشتر بازتعريف مي‌شوند. تمدن ايراني نيز به ‌نظر مي‌رسد در همين مسير قرار گرفته است؛ مسيري كه نشانه‌هاي آن امروز بيش از گذشته قابل مشاهده است. اين تحول، محدود به حوزه امنيتي نمانده و به اقتصاد نيز سرايت كرده است. افزايش حساسيت بازارهاي انرژي به تحولات خليج فارس، تغيير در هزينه‌هاي بيمه و حمل‌ونقل و بازتعريف ريسك در مسيرهاي انتقال همگي نشان مي‌دهد كه پيوند ميان ژئوپليتيك و اقتصاد عميق‌تر شده است. اين را مي‌توان نه فقط در گزارش‌ها، بلكه در رفتار واقعي بازارها ديد. از منظر يك فعال اقتصادي، اين تحولات صرفا در سطح تحليل باقي نمي‌ماند. اين تغييرات را مي‌توان در تصميم‌هاي روزمره، در احتياط سرمايه‌گذاران و در فضاي عمومي كسب‌وكار لمس كرد، جايي كه سياست و اقتصاد عملا به هم گره مي‌خورند. اگر از زاويه‌اي تاريخي نگاه كنيم، چنين مقاطعي بي‌سابقه نيستند. در دوره‌هاي مختلف، فشارها گاه به نقطه‌اي رسيده‌اند كه به‌ جاي تضعيف، به بازتعريف موقعيت منجر شده‌اند. شايد اكنون نيز در يكي از همان بزنگاه‌ها قرار داريم، هر چند قضاوت درباره آن هنوز زود است. در نتيجه اين روند، ايران به ‌تدريج از موقعيت يك بازيگر صرفا واكنشي فاصله گرفته و به جايگاهي نزديك شده كه در آن مي‌تواند در معادلات امنيتي و انرژي منطقه اثرگذار باشد. اين تغيير اگرچه آرام است، اما نشانه‌هاي آن به ‌وضوح قابل مشاهده است. در امتداد همين مسير است كه مي‌توان گفت ايران در آستانه شكوفايي ابعاد نوين تمدن ايراني ايستاده است؛ تمدني كه از دل محدوديت‌ها به ظرفيت‌سازي رسيده، از دل تهديدها به فرصت‌آفريني نزديك شده و از دل تقابل، اقتدار را در هم‌تنيدگي سياست، امنيت و اقتصاد بازتعريف كرده است. اين مسير، مسيرى دفعي نيست، اما نشانه‌هاي آن امروز بيش از هر زمان ديگري ديده مي‌شود. در جهاني كه نظم آن در حال بازنويسي است، ماندگاري صرفا به معناي تاب‌آوري نيست، بلكه به توان اثرگذاري بر جهت تحولات وابسته است و اين همان نقطه‌اي است كه تفاوت‌ها شكل مي‌گيرد. در نهايت، آنچه امروز در حال شكل‌گيري است، اگرچه هنوز به‌طور كامل تثبيت نشده، اما نشانه‌هاي آن روشن است، ايران در حال اثرگذاري بر هندسه قدرت در جهان است، اثري كه ابعاد آن در آينده‌اي نه چندان دور، روشن‌تر خواهد شد. در ادامه همين روند، تصوري كه سال‌ها از مصونيت زيرساخت‌هاي حياتي و پايگاه‌هاي راهبردي وجود داشت، به ‌تدريج ترك برداشت. هدف‌پذيري برخي نقاط در عمق منطقه، اين پيام را به همراه داشت كه الگوي بازدارندگي ديگر با همان قطعيت گذشته عمل نمي‌كند.

شايد بتوان گفت كه از اين نقطه به بعد، ادراك آسيب‌پذيري نيز وارد معادله شده است. در چنين شرايطي، دامنه بازدارندگي ايران نيز دچار تغيير شده است؛ از يك الگوي صرفا دفاعي به مدلي كه عمق بيشتري پيدا كرده و در سطوح مختلف عمل مي‌كند. اين تغيير را صرفا در ميدان نمي‌توان ديد؛ بخش مهم‌تر آن در ذهن تصميم‌گيران شكل مي‌گيرد، جايي كه پيش از هر اقدام، محاسبات از نو تنظيم مي‌شود.